یادگار فرداد

دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶

بخش:
اجتماعی - یادداشت‌ها






بخش نخست. پیش از تاریخ

وضعیت زنان در دوران نوسنگی (۳)

 

کلان‌سنگ‌ها و فلز (۶۰۰۰-۲۰۰۰ پیش از میلاد)

آنچه در آخرین بخش از دوران نوسنگی از نظر خواهیم گذراند نتایج سیرتکاملی زندگی انسان بر زنان در گذار از جامعه‌ی کوچنده به جامعه‌ی یکجانشین است؛ از یک سو دگرگونیِ ساختارهای اجتماعی از پی انقلاب اول نوسنگی و کشاورزی و از دیگر سو کشف فلزات و کاربرد ابزاریشان در انقلاب دوم نوسنگی تأثیر بسزایی در سوق دادن زنان به حاشیه داشت. پیشتر آمد که حاشیه‌ی هلال حاصلخیز – واقع در خاورمیانه تا فلسطین و مصر– جای مناسبی برای توسعه‌ی زندگی انسان دوران نوسنگی بود. در دوران کلان‌سنگی و عصر فلزات دو موج مهاجرت آغاز شد که از خاورنزدیک به اروپا رفت. آنها که به اروپا مهاجرت کردند نماینده‌ی سازه‌های کلان‌سنگ‌ها نظیر Stonehenge هستند و آنها که در خاورنزدیک بجا ماندند نماینده‌ی اولین شهرنیشینان. هرکدام از این دو گروه فن‌آوری‌های خاص خود، بنا به مواد و ابزار موجود، را طی یک دوره‌ی چهارهزار ساله بوجودآوردند. آنان که ساختمان‌های غول‌پیکر کلان‌سنگی را ساختند در واقع بنای جامعه‌ی غیرشهری و بدون طبقه را گذاشتند: معماری‌‌ها مدوری که در آن هیچ مکانی برتر از مکان دیگر نیست. آنان که در خاورنزدیک ماندند بنای جامعه‌ی قشربندی‌شده و دولت-شهر را گذاشتند. (Boulding 138)

 

با بنای زندگی شهری، نظام اداری جدیدی بوجود آمد که تقسیمات زمین را دگرگون ساخت و خط بر حقوق طایفه‌ای پیشین کشید. پیشتر درباره‌ی نقش زنان و زمین‌داری و انتقال آن از طریق زنان به افراد بعدی طایفه صحبت کردیم. بنابراین نیازی به توضیح بیشتر نیست که زنان حقوق پیشین خود را در این گذار از جامعه‌ی روستایی به شهری از دست دادند. می‌گوییم از دست دادند چون بنا به تقسیم وظایف آن دوران، زنان نمی‌توانستند به راحتی مانند مردان وارد بخش اداری و رده‌های بالا شده و درباره‌ی این نوع تقسیمات جدید نظر دهند. این تغییر از آن جهت جای اندیشه‌ی بسیار در مطالعات زنان دارد که آشکار می‌کند چگونه در طی هزاره‌ها نقش‌های تعریفی برای زنان تبدیل به ویژگی طبیعی او شدند و امروز باید بجنگند تا ثابت کنند این تقسیم وظایف (براساس مهارت آن روزشان) بوده که آن‌ها امروز به عقب رانده‌ شده‌اند و این هیچ ربطی به فیزیک یا طبیعت وجودی‌شان ندارد. مردان پس از عصر شکار و یکجانشینی و توسعه‌ی جامعه به دلیل اینکه مهارت‌های کمتر و وقت بیشتری داشتند، بدست گرفتن امور اداری را حق مسلم خود دانستند. در واقع قدرت جامعه را خیلی زود از آنِ خود کرده و در این تقسیمات جدید زنان را به عقب راندند. این اتفاق، در خاورنزدیکی که به سرعت تبدیل به جامعه‌ی دولت-شهری شده و سنگ بنای جامعه‌ی لایه لایه را گذاشته‌بود زودتر رخ داد. در این هنگام در اروپا هنوز جامعه‌ی شهری شکل نگرفته بود و با کشف فلزات مشغول ساخت افزارِ جنگی و پیکار بودند. خاورنزدیک نیز از جنگ در امان نماند و جمعیت بسیاری از قسمت بالای هلال حاصلخیز به کناره‌های رود دجله رانده شدند و اولین دولت-شهرها آنجا بوجودآمدند. کشاورزی به روز شد و برای اولین بار در کنار دجله از گاوآهن استفاده کردند که به معنی تولید انبوه در کشاورزی نوین آن دوران بود. زنان که پیش از آن نیز ساعات طولانی در روز مشغول فعالیت بودند در این فرایند تولید انبوه به حاشیه رانده شده و وظایف کم‌اهمیت‌تری نظیر وجین‌کردن یا آبیاری را به آن‌ها محول کردند و بدین گونه سنگ‌بنای جدایی زنان از مردان به مثابه‌ی جدایی ‘ضعیف’ از ‘قوی’ گذاشته شد و روند وضعیت اجتماعی زنان نسبت به مردان فرورفتن گرفت. ازبررسی آنچه مربوط به آیین دفن مردگان می‌شود، می‌توان گفت در این دوران ابزارآلات فلزی بعنوان دفینه جای سفالینه‌ها را گرفتند از جمله سلاح‌های فلزی که بیشتر با مردان خاک می‌شدند تا زنان.

 

درباره مذاهب این دوران چیز زیادی نمی‌دانیم جز اینکه ماه و خورشید نقش بسزایی در باور انسان‌ها داشتند و آیین‌های بسیاری درارتباط با آنها برگزار می‌کردند که نشان از اهمیت کیهان‌شناسی و گردهمایی دارد. بعنوان نمونه، یکی از این آیین‌ها، گردهمایی برای درود گفتن به خورشید هنگام صبحی بود که از پسِ طولانی‌ترین شب سال – که ما ایرانیان یلدا می‌نامیمش – می‌دمید. قربانی کردن انسان همراه با این دست مراسم در خاور نزدیک نیز دیده شده است. پیکره‌های الهه-مادر هم در خاور نزدیک وجود دارند و هم در اروپا. طراحی بناهای مدورِ سنگی عظیم Stonehenge براساس قرارگیری ماه و خورشید بوده که بتوان خسوف و کسوف و دیگر پدیده‌های آسمانی را رصد کرد. این خود نشان از اهمیت و پیچیدگی تقویم در این دوران دارد. زنان پایه‌گذار این دانش آسمان و ستارگان بودند و آن را با خود از خاور نزدیک به اروپا بردند. از اینکه زنان تا چه اندازه در ساختن این بناهای سنگیِ کلان نقش داشته‌اند، اطلاع چندانی نداریم. اما کاوش‌های باستان‌شناسان روشن می‌کند که بعنوان نمونه در دوران کلان‌سنگی، در مصر، زنان را بعنوان اسیر و برده به کار در معدن فلزات می‌گماشتند.

 

فلزکاران

تا ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد، از آلپ گرفته تا خلیج‌ فارس، انسان‌ها در جست‌وجوی فلزاتی نظیر طلا و نقره (برای ثروتمندان) و مس (قدیمیترین فلز مورد استفاده‌ي انسان) و آهن بودند. از آهن و مس در ابتدا برای اشیاء تزیینی و بعدتر برای ابزاری نظیر چاقو و تبر بهره می‌بردند. تقاضا برای مس و آهن (پس از ۳۰۰۰ پیش از میلاد) بسیار زیاد بود: دانه‌هایی که با داس‌های کوچک فلزی هَرَس می‌شدند زودتر رشد می‌کردند و چاقوهای فلزی بهتر و آسان‌تر از چاقوهای سنگی می‌بریدند و تبرهای فلزی زودتر قطع می‌کردند و … . ویل دورانت درباره‌ی اختراعات دوران نوسنگی می‌نویسد: « در میان آثار بازمانده از آن عصر، به چیزهایی مانند قرقره، اهرم، سنگ آسیاب، درفش، انبر، تبر، نردبان، قیچی، کارد، دستگاه بافندگی، اره، قلاب ماهیگیری، کفش حرکت بر روی یخ (اسکیت)، سنجاق، سوزن ونظایر آن برمی‌خوریم.» (دورانت ۱۲۲) اختراع چرخ نیز یکی از برجسته‌‌ترین اختراعات این دوران بود و یکی از ارکان تمدن بشری یعنی حمل و نقل را ممکن ساخت. اختراع سوزن نیز صنعت بافندگی و دوزندگی دگرگون ساخت که خود از مهم‌ترین تخصص زنان در این دوران به شمار می‌رفت.

زنان پس از دوران آشوریان، راه خود را به آهنگری باز کردند اما از آنجا که بیشترِ زن‌ها نه وقت کافی و نه تمایل برای تخصص پیداکردن در این زمینه را داشتند به لحاظ تاریخی از حلقه‌ی فلزکاران جدا افتادند. بنابراین، صنعت آهنگری مردانه شد و مردانه باقی ماند. درمقابل، در صنعت کوزه‌‌گری مهارت بسیاری بدست آوردند و با اختراع چرخ کوزه‌گری هزاران نمونه‌ی زیبا و باارزش از خود به جا گذاشتند. نمونه‌های بسیاری از سفالینه‌های ساده و منقوشِ این دوران در کاوش‌های تپه سیلک کاشان (۵۰۰۰-۴۰۰۰ سال پیش از میلاد) پیدا شدند که امروز در موزه‌های بزرگی به آن‌ها دسترسی داریم . آجر پختن را نیز باید به سفالگری در این منطقه افزود.  

پیشه‌ی آهنگری خیلی زود به دلیل نیاز و تقاضای بسیار در اروپا و در خاور نزدیک صورتی رایج به خود گرفت. تولیدات انبوه فلزی و انباشت آنان ایجاد ثروت کرد و از پی آن حس تملک آمد که به معنای جنگ و ناامنی بود. درنتیجه، هر روستا به فکر دیوارکشیدن به دور خود به منظور دفاع افتاد. نوع جامعه‌ی برابرخواهانه در اروپا گواه بر دفاعِ یکسان زنان  و مردان از جامعه‌ی خود است که رد آن را می‌توان در قصه‌های فولکلوری دید که تا زمان رومن‌ها از جنگاوری زنان و مردان در میدان جنگ نقل می‌شد و یا افسانه‌های سِلتی درباره‌ي زنانی که مدرسه‌های نظامی را مدیریت می‌کردند که در آن به مردان آیین رزم می‌آموختند. دیوارکِشی به دور روستاها به معنای افزایش کار بویژه برای زنان بود. بدین گونه انسان پیش از تاریخِ نوسنگی اندک اندک گام به سوی تاریخ برداشت.

کتابنامه

دورانت، ویل،. تاریخ تمدن: مشرق زمین گاهواره‌ی تمدن. ترجمه. احمد، آرام. چاپ ۱۲. ج. ۱. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴.

میراحمدی، مریم،. کتابشناسی تاریخ ایران در دوران باستان. چاپ ۲. تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۳.

Boulding, Elise. The Underside of History. Ed. revised edition. Vol. 1. London: SAGE, 1992.

 

توضیح عکس: بازسازی استون‌هینج در نگارگری باستانی، آلن ارنست سُرِل (۱۱ فوریه ۱۹۰۴ـ ۲۱ دسامبر ۱۹۷۴)، نقاش و نویسنده انگلیسی

 


نظرات بسته است.