بهنام امینی (مهیستان)

یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶

بخش:
جهان - رفراندوم اقلیم کردستان عراق - یادداشت‌ها






حال که مسعود بارزانی در میان هیاهوی برای هیچ آرام، از قدرت کنار رفت یا به تعبیری شرایط رخ داده او را کنار زد ،حال که از اقلیم کردستان عراق تنها نامی در صحنه سیاسی باقی مانده یک نفر ماموریت دارد تا بار دیگر آب رفته به جوی را بازگرداند.

او کسی نیست جز نیچروان بارزانی برادرزاده مسعود بارزانی مردی نسبتا جوان که تحصیلات علوم سیاسی خودش را در تهران به پایان رسانده ، فارسی به خوبی می داند و گفته می شود دارای آرا و اندیشه های معتدل تری نسب به عمو و عمو زادگان خود است.

اگرچه همچون رهبران مادم العمر خاورمیانه بلا زده، مسعود بارزانی نیز در سودای دوختن قبای ولیعهدی برای فرزند ارشد خود مسرور بارزانی بود ،اما به نظر می رسد آرا و اندیشه های مسرور بارزانی و پافشاری بیش از حدش برای جدایی از عراق همچون پدر  از او ،نام خوشی در میان رهبران منطقه برجای نگذاشته و رهبران اقلیم متوجه شده اند تلاش برای ریاست مسرور بارزانی یا به تعبیر دیگر ولایت عهدی او تلاش بیهوده ای است از اینرو  به نظر می رسد به ناچار برای حفظ سیادت خاندان بارزانی هم که شده فعلا  توافق بر روی برادر زاده مسعود بارزانی یعنی نیچیروان است.

نه تنها دو قدرت منطقه یعنی ایران و ترکیه چندان موافق تفویض اختیار مسعود بارزانی  به  فرزندش مسرور  نیستند بلکه اساسا کشورهای دیگر بویژه امریکا هم به نظر می رسد میان  مسرور و نچیروان نظر مساعد تری نسبت به نچیروان دارد اگر چه باید گفت درر شرایط کنونی سه کشور ایران، عراق و ترکیه دیگر مانند سابق آنگونه که باید به خانواده بارزانی اعتماد ندارند.

بویژه اصرار بارزانی برای نزدیکی به اسرائیل خشم ایران و به تبع آن ترکیه را برافروخته و عراق را حساس تر از گذشته کرده است.  آنچنان که چند روز پیش دولت عراق برافراشتن پرچم اسرائیل در این کشور را غیر قانونی دانست، درواقع این سه کشور می دانند خاندان بارزانی ها هم در شرایط کنونی  دل خوش چندانی از این سه حکومت ندارند و استعداد این را دارند که در صورت به دست آوردن فرصت با یکی از قدرت های منطقه ویا فرا منطقه ای دست هم پیمانی بدهند آنچنان که این اتفاق پیشتر در دهه های گذشته با اتجاد جماهیر شوروی افتاد و اخیرا با اسرائیل.

رقص هوداران بارزانی با پرچم اسرائیل در شمال عراق  آنهم بیخ گوش ایران و ترکیه ،رقصی نبود که تهران و آنکارا بپسندند، تهران چهار دهه است بنابر سیاستی نشات گرفته از ایدئولوژی  اسلامی  شیعی در جنگی  سرد با اسرائیل به سر می برد و آنکارا این متحد دیرین تل آویو حالا به مرز طلاق با او رسیده  است.

تنشی که کشتی ماوی مارمارای در روابط آنکارا تل آویو بجود آورد هرگز دیگر اجازه نداد روابط دو کشور چون سابق بشود، بویژه اردوغان که میل دارد در قامت پدر عثمانی اسلامی برای  مسلمانان  منطقه جلوه کند ، دیگر کمتر تحمل تل آویو نشینان را دارد از اینرو این هلهله کردن های طرفداران بارزانی با پرچم های اسرائیل خون رهبران ترکیه را به جوش آورده بود. از همین دیدگاه است که نه تهران و نه آنکارا بعد از این اتفاقات  سیاستمداری را در اقلیم کردستان که نگاهش به تل آویو باشد چندان در حلقه دوستی خود  نمی پذیرند.  

جدای از مخالفت تهران و آنکارا با ریاست فرزند بارزانی حتی گفته می شود در این میانه  دعواهای درون عشیره ای همواره سعی شده نقش نیچیروان کمرنگ تر از مسرور باشد و این دو در رسیدن به پایگاهای سیاسی در رقابتی سخت بوده اند.

رقابتی که البته کفه ترازو را همواره به نفع مسرور سنگین می کرد آن هم در سایه قدرت پدرش حال زمانه گویا قرعه را  از دست  مسعود بارزانی این مرد پاک باخته (هم عنوان  و اعتبار سیاسی و هم رویای کشورداری) بگرفته و   به دست نیچیروان داده اگرچه خود مسعود بارزانی  هم در این امر  دخیل بوده و از سر ناچاری و احیانا در گوشی به نچیروان هم سفارش کرده که سعی کن دست کم همانی را که داشتیم بار دیگر به دست آوری، به نوعی بارزانی شاید تلاش دارد تا انقیاد و سری و سروری  ایل بارزان را همچنان در شمال عراق و در میان دیگر طوائف کرد حفظ شود. هرچند میل باطنی اش ادامه شیوه ریاست وراثتی در خاندانش بود.با این حال پیش از آنکه  بیشتر در مورد ماموریت جدید نیچیروان بدانیم لازم است درباره دشواری این ماموریت بدانیم که بخش عمده این دشواری اتفاقا نه در مسیر چانه زنی با دولت مرکزی عراق  و قدرت های منطقه ای که درمورد اختلافات درون خانوادکی و درون قبیله ای است.

نگاهی گذرا به تاریخچه مبارزاتی خاندان بارزانی و اختلافات درون قبیله ای کردها در شمال عراق

وقتی کرکوک سقوط کرد یعنی عملا پروژه سقوط مسعود بارزانی کلید خورد طرفداران اقای بارزانی اتفاقات رخ داده را محصول خیانت دیگر کردها دانستند. اما به نظر می رسد جدای از اینکه این اتفاق را خیانت بدانیم یا ندانیم، مسائل  و اختلافات در درون ساختار طوائف  کردی در اقلیم  کردستان بسیار دیرینه و سابقه دار تر از اتفاقات رخ داده اخیر در کروک است. انچه روشن است اختلاف درون قبیله ای کردها بر سر سیادت و رهبری بارزان ها از یک طرف و اختلاف درون خاندانی بارزان ها از سوی دیگر هر دو بر مسیر سیاسی رهبران کرد در گذشته و اقلیم کردستان در حال  حاضر تاثیر گذاشته است.

ایل بارزان که مسعود بارزانی هم از همین ایل و قبیله است  در طی یک سده گذشته به دلایل گوناگون  بر دیگر قبایل کرد حالت سری و سروری بیشتری داشته باشد از موقعیت جغرافیایی که این ایل در آن قرار داشت تا قدرت ارتباط و چانه زنی با قدرت های فرا منطقه ای، البته کردهای سورانی  در جنوب اقلیم  چندان که باید دل خوشی از قبلیه بارزان و مشخصا مسعود بارزانی ندارند آنها بویژه  در سالهای اخیر زیر نظر  آرا  و عقاید جلال طالبانی رقابت سختی را با کردهای بارزان در اطراف کرکوک داشته اند این رقابت های درون گروهی از دهه های پیش تا همین هفته های گذشته موجب تعین جنس و شکل بازی میان این قبائل کردی شده است.

ازجمله همانطور که اشاره شد، شکست همه پرسی استقلال کردستان و پیامد آن ورود بی مانع  ارتش عراق بهمراه نیروهای شیعی حشد الشعبی به کرکوک با چراغ سبز طرفداران جلال طالبانی بویژه خانواده او بوده است، در واقع کردهای جنوب اقلیم که شامل همین شهر نفت خیز کرکوک هم می شوند ترجیح دادند در کنار حکومت مرکزی عراق بایستند موضوعی که از سوی خاندان بارزانی تحت عنوان خیانت نام گرفت.  

دایره این اختلافات حتی تنگ تر از این موضوعات هم است و تا به  خاندان بارزانی هم می رسد اگرچه آنها چندان میل ندارند که این اختلافات درون خانودگی عمومی شود اما واقعیت ان است که ریشه این اختلافات خاندانی و عمو و عمو زادگانی دیرینه تر این مسائل است از هنگام مرگ ملا مصطفی بارزانی(پدر مسعود و ادریس بارزانی) تا کنون این اختلاف در درون این خاندان مشهود بوده پس از مرگ مشکوک ادریس بارزانی مسعود بارزانی به رهبری حزب دموکرات کردستان رسید و از آن زمان تا کنون شاید نچیروان بارزانی خود را زیر سایه عمو و پسر عموی خود احساس می کرد.

ورای این اختلافات درون قبیله ای و درون خاندانی ، تجریه شورش کردها بر علیه حکومت مرکزی هم در طی یک سده گذشته تجربه موفقی نبوده است. بنابر این نا فرجامی اقلیم کردستان در مسیر استقلال  هم تازگی ندارد و یک تجریه ادامه دار تاریخی است.

اتفاقی که اکنون در اقلیم کردستان افتاده یعنی شکست همه پرسی رفراندوم کناره گیری مسعود بارزانی از ریاست اقلیم را شاید باید با اتفاقات مشابه در دهه های گذشته مقایسه کرد آنهم در دوران عثمانی هنگامیکه عبد السلام دوم رهبر کردها  برای استقلا ل کردها تلاش کرد و بر علیه والی موصل شورید و البته نه تنها با پاسخ سخت ترکهای عثمانی روبرو شد و ناچار شد به اررومیه پناه بیاورد بلکه سرانجام به دست عثمانی ها افتاد و به حکم اعدام به چوبه دار سپرده شد.

اتفاق مشابه دیگر بعد از قیام عبدالسلام افتاد  و آن رهبری شیخ احمد و مبارزاتش بر علیه دولت مرکزی بود که، شیخ احمد دربلبشوی منطقه ای  ناشی از افول قدرت امپراتوری عثمانی و شرایطی تقریبا مشابه آشفتگی های چند سال اخیر عراق، تلاش کرد  تا از این فرصت بهره لازم را ببرد، آنگونه که بارزانی از فرصت حضور داعش در عراق بهره برد و تلاش کرد پروژه اسقلال خواهی اش را به پیش ببرد.

شیخ احمد هم در دهه بیست و  سی میلادی  موفق شد مناطق زیادی از شمال عراق را در زیر نفوذ خود در بیاورد،اما همان اختلافات سنتی قبایل کردی باز هم پاشنه آشیل این رهبر کرد می شود و نهایتا کار به درگیری میان خود کردها می رسد،

دولت مرکزی عراق هم با استفاده از همین پاشنه آشیل به شیخ احمد و طایفه بارزان حمله می کند شیخ احمد در گریز از حادثه به دست نیروهای ترکیه می افتد و به شهر ارزروم تبعید می شود ( درست شبیه اتفاقات اخیر کرکوک که اختلاف نظر میان کردها موجب ورود بی مانع ارتش عراق به کرکوک شد ، بنابر این اینکه عده ای می خواهند نقش ایران  را در این زمینه پررنگ کنند اگرچه باید گفت جمهوری اسلامی هم مانند هر کشور منطقه ای سعی در حفظ منافع خود دارد اما باید با این واقعیت هم آگاه بود که این اتفاقات مشابه چندین دوره در تاریخ تحولات کردها در طی سده اخیر رخ داده، بنابر یک نوع معضل  سیادت و رقابت قبیلگی در دل خود جامعه کردی عراق از دیر باز وجود داشته است.

نهایتا پس از شیخ احمد در دور سوم مبارزات هم دوباره شاهد هستیم  این ملا مصطفی بارزانی (پدر مسعود و ادریس بارزانی)  هست که باز علم استقلال خواهی  و مخالفت با دولت مرکزی را برافراشته می کند که او هم در این مسیر ناکام می ماند و با سرکوب دولت مرکزی عراق روبرو می شود و ناچار می شود به ایران پناه آورد ( همین دوره است که مسعود بارزانی در ایران متولد می شود.)  

با این همه باید به این نکته ریز توجه کرد که مبارزات خاندان بارزانی را نباید تام و تمام به مبارزات همه مردم کرد در عراق گره زد، می بینم در طی دوره های مختلف خاندان بارزانی تلاش بی وقفه ای برای  توسعه نفوذ خود در شمال عراق و سیادت بر دیگر قبائل کردی دارند تا از رهاوردمسیر  استقلال خواهی را هموار کنند دارند ولی اغلب با مخالفت دیگر قبائل کردی روبرو می شوند  این مخالفت البته لزوما به معنای مخالفت دیگر قبائل کرد با پرژه استقلال طلبی نیست بلکه عمدتا ناشی از رقابت های درون قبیله است.

بنابر این ناکامی مسعود بارزانی را باید در امتداد همه این ناکامی های ممتد تاریخی دانست با این تفاوت که بارزانی هنوز شانس ماندن در عراق و امنیت جانی اش را حفظ کرده، حال شاید در دور پنجم  این نچیروان بارزانی ، برامده از دل همین اختلافات خانوادگی ، قبیله ای  و منطقه ای تلاش دارد راه آشتی را با حکومت مرکزی عراق و کشورهای همسایه از جمله ایران و ترکیه در پیش بگیرد و یک بار دیگر فرصتت ادامه حیات را برای اقلیم کردستان فراهم آورد.

در جمع بندی این بخش از سخن باید گفت ما به طور کلی  شاهد چهار  نوع چالش یا  درگیری و تضاد در دل اقلیم کردستان و رهبرانش هستیم.

درگیری و تضاد درون خاندانی ، درگیری و تضاد درون قبیه ای درگیری و تضاد با حکومت مرکزی و درگیری و تضاد منقطه ای، بنابر این در بررسی عوامل شکست همه پرسی اقلیم کردستان نباید به صورت سطحی دلیل این ناکامی را دولت مرکزی عراق  یا  به گفته رهبران اقلیم خائنان کرد  یا قدرت های منطقه ای دانست.

اما نچیروان در این ماموریت دشوار چه می خواهد؟

نیچیروان دست کم در گام نخست تقاضای دیدار با اردوغان رهبر دلخور و عبوص شده ترکها را دارد چهارشنبه گذشته ابراهیم کالین سخنگوی دفتر ریاست جمهوری ترکیه در این باره به نوعی با منت گذاشتن بر سر رهبران اقلیم گفت: شرایط فعلا تغییر کرده و ما باید پیشنهاد نچیروان را بررسی کنیم ،و شاید او به صورت تلویحی می گوید  که دیگر گذشت آن زمان که مسعود بارزانی و یارانش در میان استقبال گرم بر روی فرش قرمز به آکسارای کاخ سفید اردوغانی دعوت می شدند.

کالین  در مقابل این درخواست گفته است این جناب رئیس جمهور اردوغان است که اگر صلاح بدانند با نچیروان دیدار خواهند کرد او حتی گفت،  اقلیم  کردستان باید پیش از آن گام هایی را بردارد، به نظر می رسد ترکیه اگرچه موافق دیدار با نچیروان است اما  شرط و شروطی سخت را برای اقلیم و رهبر جوانش رقم خواهد زد تا مباد در پیرانه سری همچو عموی خود  سودای استقلال داشته باشد.

رهبر جوان اقلیم هم که به نظر می رسد آرام و متین تر از دیگران است میداند ماموریتی دشوار دارد با این همه باز هم نچیروان جوان میداند می تواند پشتش به تهران گرم باشد چرا که با همه خطاهای اقلیم ،یقینا باز هم تهران نچیروان را خواهد پذیرفت.هر چه باشد ایران موطن و مامن دیرین خاندان بارزانی بوده است و حس و حالش برای بارزانی ها دست کم با آنکارا و هرجای دیگر جهان فرق می کند.

یقینا در گام نخست نیچیروان در مسیر آشتی با آنکارا چند خواسته خواهد داشت  ابتدا بگویم که اردوغان پیش از برگزاری همه پرسی به مسعود بارزانی چندین بار هشدار داده بود که دست از این  به گفته او زیاده خواهی بردارد و گرنه همانی هم که دارد را از دست می دهد، از اینرو نیچیروان شاید فعلا بدست آوردن همین از دست رفته ها را هدف اولیه خود می داند.

رفع تحریمها از سوی ترکیه، بازگرداندن اداره  و گذرگاه هابور الخلیل به اقلیم،و پذیرش دوباره دولت اقلیم کردستان، البته خواست های ترکیه هم سخت و دشوار است از جمله تضمین و تعهد به تکرار نشدن انچه که در ماه سپتامبر رخ داد( استقلال خواهی) ،کمک  اقلیم به ترکیه برای بیرون راندن پ ک ک از قندیل،فشار  اقلیم بر نیروهای کرد  ی پ گ سوریه برای منصرف شدن از تشکیل دولت خودمختار و تامین امنیت مرزهای جنوبی ترکیه یقینا الویت های ترکیه خواهد بود.

در سوی دیگر نیچیروان از ایران هم احیانا درخواست های مشابهی دارد بعلاوه اقلیم کردستان از تهران می خواهد نقش میانجی را میان اقلیم و دولت مرکزی عراق بازی کند و شاید با وجود همه سو تفاهامات، هنوز هم رهبران اقلیم به تهران پشت گرم ترند تا آنکارا.

با این حال نچیروان بارزانی در این مسیر دشوار از دل اختلافات خانوادگی گرفته تا قبیله ای و منطقه ای باید راهی  نو بیابد یا بسازد یقینا لازم است او همسنگ با نامش (نخچیربان)  شکارچی سیاسی هوشیاری باشد.

اما با وجود همه این تحلیل ها تلاش نیچیروان و رهبران اقلیم  به یکجای دیگر هم بند است و آن اینکه آیا هنوز مردم کرد خواهان استمرار حکومت خاندان بارزانی هستند یا خیر و آیا در این مسیر همچنان با رهبران کنونی اقلیم در تعامل خواهند بود؟ پرسشی که یقینا در هفته ها و ماههای آینده نخستین نشانه هایش اشکار خواهد شد.

 


نظرات بسته است.