پونه پناهی

جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶

بخش:
جهان - سیاسی - یادداشت‌ها






در ۳۰ اکتبر۲۰۱۷ در مسکو، یادبودی در سوگ قربانیان ترور و کشتارهای تاریخ نظام سوسیالیستی شوروی در زمان استالین، رونمایی شد بنام “دیوار ماتم”. این دیوار از برنز است و از انسانهای بی چهرهٔ سایه گونه ای ساخته شده، که تلاش دارند سر خود را بالا نگه دارند. از بین این دیوار، در میان پیکر انسانهای برنزی، شکاف هایی وجود دارد که نمایانگرِ نمادِ بازماندگان است و همچنین فرصتی برای تماشاگران که خود را در ردیف و کنار آنها قرار دهند.

“دیوار ماتم” در یک صدمین سالگرد انقلاب اکتبر ودر ۸۰ امین سالگرد سرکوب و اوج وحشت دوران استالین حائز اهمیت است. طراح این اثر گئورگی فرانگولیان، پیکرتراش نامی روسیه، است که طرح دیوار او از بین ۳۳۶ اثر دیگر انتخاب شده. مکان استقرار آن نه در محل سرویس جاسوسی آنزمان، بلکه در چهارراهی در حوالی مرکز شهر مسکو تعیین شده است.

پس از مرگ لنین، استالین موفق شد در مبارزه قدرت در دهه ۲۰ رهبری حزب و اداره کشور را در دست گیرد. در دهه ۱۹۳۰ استالین تصفیه سیستماتیک شیوه های مخفی حذف مخالفین را آغاز کرد که به سرکوب سیاسی، دستگیری و قتل مخالفان معروف است که در ۱۹۳۷ به اوج رسید. قتل عام میلیون ها شهروند بی گناه، حزبی و غیر حزبی، اعزام میلیون ها انسان بی گناه به اردوگاه های کار اجباری به اتهام های واهی یا جرایم بسیار کوچک از اقدامات دوران وحشت حکومت استالین بحساب می آید. تخمین زده میشود که ۳ تا۲۰ میلیون نفر در فاصله سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۵۶ کشته و ۲۰ میلیون نفر در این ارودگاه‌ها به بیگاری کشیده شدند. 
خروشچف، جانشین استالین، حکومت و “کیش شخصیت” استالین را در کنگره حزب کمونیست شوروی در ۱۹۵۶ محکوم کرد و پروسه استالین زدایی را آغاز کرد. مجسمه ها و عکس هایش بمدت ۳ دهه از انظار عموم حذف شد و جسد مومیایی وی از میدان سرخ به محل دیگری منتقل شد. از آن زمان استالین عمدتا تابو بود، یک نسل از شهروندان اتحاد جماهیر شوروی درباره او چیزی نمی دانستند. حتی نام بردن از او مقبوح و ممنوع بحساب می آمد.

این امر از زمان پرسترویکای دهه۱۹۸۰ و سقوط اتحاد جماهیر شوروی به شدت تغییر کرد. افتتاح آرشیوها و آزادی مطبوعات جدید امکان بحث و گفتگو در جنایات رژیم استالین، اعدام های دسته جمعی، گرسنگی، کار اجباری و تبعید میلیونها نفر و رنج بی اندازه مردم را ممکن ساخت. بازگشت استالین از فراموشی، بدون فرصت بازنگری و تحلیل اشتباهات گذشته، باعث ایجاد یک موج جدید و متناقض شد. در این دهه تلاش برای انجام محاکمه علیه حزب کمونیست شوروی به جایی نرسید و “نخبگان” بدون تغییراساسی وبدون دگرگونی در راس حاکمیت ماندند و تا حد زیادی، کسانی که به نردبان شغلی اتحاد جماهیر شوروی صعود کرده بودند به قدرت رسید. قابل توجه ترین آنها، ولادیمیر پوتین است، که خود عضو حزب کمونیست اتحاد شوروی و ۲۵ سال مامور کا گ ب بوده است. هیچ کس جرات وارد شدن به مقر کا گ ب را نکرد و کسی وجود این سازمان سرکوبگر را که ۷۰ سال در همان محل برپاست، مورد سوال قرار نداد. رژیم کنونی مشروعیت خود را، علیرغم سیستم اقتصادی سرمایه داری، بعلت عدم ساختار ایدئولوژیک مستقل خود، از رژیم گذشته حفظ کرد.

از زمان پایان اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، بسیاری از اردوگاه های سابق یا مراکز کشتار به مراکز یادبود تبدیل شده اند. بنای جدید بخشی از تحولات متناقضی است که از یک طرف در نشاندن یادبودی از شقاوت استالین و از سویی درگذاردن و ماندن مجسمه خود استالین در شهرها خود را می نماید. فعالان مدنی می گویند “از یک طرف برای قربانیان بنای یادبود می‌سازند اما نمی‌گویند عاملان آنها چه کسانی بودند”. تناقض در این امر به سیاست های کرملین باز می گردد.

پوتین استالینیست نیست ولی می داند چگونه اسطوره استالین را به شیوه ای به کار گیرد تا از آن به لحاظ سیاسی استفاده کند: بازسازی کمرنگ استالین، استفاده از سرود ملی زمان استالین با متن جدید، اشاره به عصر استالین، پیروزی در برابر آلمان هیتلری و تبدیل کشور به عنوان قدرت جهانی و همچنین ستودن صنعتی سازی دوران استالین، “یک رهبر عاقل”، “پدر کشور” و “نماد قدرت جهانی” از جمله آنان است. در کتاب‌های درسی و برنامه‌های تلویزیون دولتی هرچند اشاره اندکی به نقض حقوق بشر از سوی استالین می‌شود، اما در کل از او به‌عنوان یک رهبر بزرگ تجلیل می‌گردد.

در سال های اخیر، ۷۰ تا ۱۰۰ مجسمه یادبود از استالین، بنا شده است. در سال ۲۰۰۹، پس از نوسازی یک ایستگاه مترو در مسکو به دلایل “تاریخی، هنری”، عبارت “استالین ما را به وفاداری به مردم آموزش داد، وی ما را به کار و اعمال قهرمانانه تشویق کرد”، در تقدیر از وی بازسازی شد که ۵۰ سال پیش بعلت استالین زدایی شوروی از ایستگاه مترو خارج شده بود.

شگفت آور نیست که احترام استالین در بین مردم به عنوان برجسته ترین شخصیت “همه زمان ها و ملت ها” رو به افزایش است. در روسیه‌ امروز مقامات فاسد از بودجه‌‌ عمومی می‌‌دزدند، افسران پلیس رشوه طلب می‌کنند و تصور می‌‌شود که قضات دادگاه‌ها را می‌توان خرید و فروخت. در نتیجه گرایش به احیای “نظم” گذشته استالینی نیز فراگیر می‌شود. مردم روسیه تکرار عصر استالین را نمی خواهند و حامیان استالین قصد ندارند سرکوب، تبعید یا تجدید ساختار اقتصاد برنامه ریزی شده جدیدی را پی ریزی کنند. استالین برای این افراد به سادگی یک نماد رهبری موثر، مبارزه با فساد و یک دولت اجتماعی تر است. نمادی که نام او در کشتار انسانهای بیگناه درکنار نام هیتلر و مائو قرار دارد.

کرملین در عین حال متوجه است که بخش‌هایی از جامعه‌ روسیه، مانند طبقه‌ روشنفکر مسکو را که از این چهره ‌تاریخی نفرت دارند، از خود نراند. دولت روسیه از ایده این یادبود حمایت کرده، با این عنوان که روسیه نخواهد توانست به یک کشور کامل قانون تبدیل شود و جایگاه مناسبی در جامعه جهانی را اشغال کند، اگر یاد میلیون ها شهروند خود که قربانی سرکوب سیاسی شده اند، حفظ نشود.

و اکنون برای اولین بار به یمن پیشتیبانی مردمی از فعالان مدنی و خانواده قربانیان و بازماندگان دوران مخوف سرکوب، نمادی در سوگ آنان به یادبود گذاشته شده است. بقول نویسنده روسی ویکتور اروفی یوف “هروقت استالین درروح آخرین روس بمیرد، آن گاه می‌‌توانم بگویم که روسیه صاحب یک آینده است”.

http://www.moz.de/artikel-ansicht/dg/1614866/

https://www.nzz.ch/…/stalin-und-die-sehnsucht-nach-der-star…

http://www.dekoder.org/…/neostalinismus-entstalinisierung-r…

https://www.nytimes.com/…/stalinist-nostalgia-in-vladimir-p…


نظرات بسته است.

مطالب دیگر