پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶

بخش:
سیاسی - گفت‌و‌گو






دماوند_سخنان امروز رهبر جمهوری اسلامی درباره مرحوم دکتر محمد مصدق، رهبر نهضت ملی ایران و خطاب کردن او به عنوان فردی که به کمک آمریکا چشم بسته بود، موجی از انتقادها را به همراه داشته است.

خامنه ای در این سخنان که با موضوع احتمال کنار کشیدن آمریکا از برجام بود، گفته است که «مصدق برای مبارزه با انگلیسی ها سراغ مذاکره با آمریکا رفت اما همین آمریکایی بودند که ضد او کودتا کردند.»

تلاش رهبر جمهوری اسلامی برای نشان دادن گرایش رهبر جنبش ملی شدن صنعت نفت به آمریکا در حالی انجام می شود که همین چند ماه پیش، افشای اسناد محرمانه آمریکا درباره نقش آیت الله کاشانی در کودتای ضد ملی علیه دولت مصدق، موجی از انتقادها را علیه نقش روحانیون در تحولات سیاسی ایران برانگیخته بود.

قبلاً هم البته اسناد سازمان سیا درباره ارتباط طولانی مدت خمینی با دولت آمریکا پیش از پیروزی انقلاب ۵۷، زلزله ای را در کانون های اصلی قدرت در جمهوری اسلامی ایجاد کرد.

هوشنگ کردستانی از شخصیت های جبهه ملی ایران که  در زمان انقلاب ۵۷ نیز از نزدیک شاهد تحولات سیاسی بوده، معتقد است چون برملا شدن اسناد وابستگی کاشانی به آمریکا به شدت به آبروی خمینی و خامنه ای ضربه می زند، رهبر جمهوری اسلامی مجبور است که به قلب واقعیت روی بیاورد.

هوشنگ کرستانی در این گفتگو پرده از یکی دیگر از دخالت های سازمان سیای آمریکا در روی کار آمدن اسلامگراها به رهبری خمینی در نتیجه انقلاب ۵۷ برمی دارد.

او می گوید رهبران جبهه ملی ایران، همزمان با سکونت خمینی در پاریس، با پیشنهاد تلاش برای برقراری حکومت مشروطه حقیقی بر طبق قانون اساسی به دیدار او می روند اما تلاش مرموز ابراهیم یزدی باعث می شود یکباره همه برنامه ها به سمت حاکمیت نظام اسلامی پیش رود.

 

نظر شما درباره صحبت امروز خامنه ای درباره مرحوم دکتر مصدق چیست؟

خامنه ای به خوبی تاریخ معاصر و ملی شدن صنعت نفت را می داند و از این نکته آگاه است که این سخن کاملاً بی پایه  و اساس است. مصدق همان طور که رهبران نهضت مشروطیت برای پیروزی نظام مردمسالار از تضاد انگلیس و روسیه استفاده کردند، برای ملی کردن صنعت نفت، از این تضاد به نفع منافع ملی ایران بهره برد.

نهضت ملی شدن صنعت نفت، حرکتی بود که هم استقلال اقتصادی کشورمان را تضمین می کرد که هم دکتر مصدق برای رسیدن به آن، روشی آزادی خواهانه را در پیش گرفت. او به مدیران دولتی اعلام کرد که مطبوعات را در نقد خودش آزاد بگذارد.

از پایان جنگ جهانی دوم، سیاست دولت آمریکا حمایت از نهضت های ملی بود؛ تا زمان روی کار بودن هری ترومن در آمریکا، دولت ایالات متحده برای ایستادن در برابر  دکتر مصدق در کنار انگلیس قرار نگرفت. اما با کنار رفتن ترومن و روی کار آمدن آیزنهاور، انگلیس به این نتیجه رسیدند که برای همراه کردن آمریکا در مقابله با نهضت ملی شدن صنعت نفت باید برای این کشور سهمی از نفت ایران  در نظر گرفت.

اما چرا خامنه ای که این تاریخ را می داند این ادعای غلط را تکرار می کند؛ نخستین عامل، مصرف داخلی چنین موضع گیری است. در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ آیت الله بهبهانی و آیت الله کاشانی نقش بسیار پر رنگی داشتند و این نکته در اسنادی هم که به تازگی منتشر شده بیشتر روشن شده است.

بهبهانی حتی در مقابل این اقدام ضد ملی، از کودتاگران پول هم دریافت کرد تا مردم و گروه های فشار را علیه دولت مرحوم مصدق بشوراند.

برای کسانی که امروز در جمهوری اسلامی قدرت را در دست دارند، برملا شدن نقش کاشانی در کودتا و همکاری او با انگلیس و آمریکا بسیار دردناک است و در واقع این دست اظهارات نوعی فرافکنی از اسناد موثق تاریخی است. این اسناد در میان افکار عمومی نیز با واکنش های گسترده ای رو به رو شد.

همان طور که می دانید یکی از اعضای شورای شهر تهران پس از افشای اسناد دخالت کاشانی در کودتای ۲۸ مرداد درخواست کرد نام او را از روی یکی از بزرگراه های پایتخت بردارند که شهردار این شهر بخاطر در خطر قرار نگرفتن مقامش با این کار مخالفت کرد.

این روزها البته در شرایطی هستیم که برخی باز هم به کودتای ضد ملی ۲۸ مرداد ۳۲ عنوان قیام ملی می دهند! گذشته از تمام کتابها و اسناد منتشر شده در این مورد، تنها توجه به این نکته کافی است که پس از پیروزی یک قیام ملی، طبیعتاً باید جشن و پایکوبی صورت گیرد نه این که از فردای انجام آن، حکومت دستور دهد که تجمع بیش از دو نفر در خیابان ممنوع است!

این همان کودتایی است که دنباله آن به وضعیت امروز یعنی سرکوب تمام آزادی های مشروع مردم که در نهضت مشروطه به رسمیت یافته منجر شد و چندان عجیب نیست که رهبران چنین نظامی دکتر مصدق را با چنین ادعاهای بی پایه ای مورد تهمت قرار دهند.

این صحبت های خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی درباره دکتر مصدق در حالی مطرح می شود که علاوه بر بر ملا شدن نقش آیت الله کاشانی و بهبهانی در کودتای  ۲۸ مرداد، بر اساس اسنادی که سال گذشته دولت آمریکا افشا کرد، خود آیت الله خمینی رهبر انقلاب ۵۷ کمک های بسیار زیادی از دولت ایالات متحده در جریان انقلاب گرفت و پیام های زیادی هم برای این دولت فرستاد. از جمله در سال ۱۳۴۳ یک پیام را خمینی برای کندی رئیس جمهور وقت آمریکا ارسال می کند و به طور ضمنی می گوید که سخنرانی های ضد آمریکایی اش را چندان جدی نگیرد!

در همین برهه زمانی حتی مخالفت خمینی با شاه به دلیل همراهی شاه با اسرائیل، یک بهانه بیش نبود .دلیل اصلی مخالفت خمینی با شاه، دادن حقوق مدنی بیشتر به زنان بود ولی چون نمی توانست این اعتراض را صریحاً اعلام کند، مجبور شد که شاه را فردی اسرائیلی معرفی کند.

او حتی یک بار به شاه گفت اگر یهودی هستی اعلام کن تا مردم تو را از کشور بیرون کنند. به همین دلیل به قول شما همزمان با سخنرانی ضد آمریکایی برای کندی نامه می نوشت و به او اظهار ارادت می کرد. او در این ارتباطات اعلام می کرد که اگر آمریکا به انقلاب ایران کمک کند با هم می توانیم مقابل شوروی که در جریان جنگ سرد با ایالات متحده در تخاصم بود بایستیم.

در مورد خود انقلاب ۵۷ هم لااقل این اسناد منتشر شد که در مدت اقامت آیت الله خمینی در پاریس، تنها سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا حدود ۱۵۰ میلیون دلار به او و حامیانش کمک کرد.

از آن  مهم تر، اعتراضات خیابانی حدود یک سال پیش از ۲۲ بهمن با نامه سه تن از اعضای بلند پایه وقت جبهه ملی دکتر سنجابی، دکتر بختیار و فروهر شروع شد و به طور کلی افکار عمومی و سیاستمدارا دنیا هم این طور فکر می کردند که اگر شاه بر اساس قانون اساسی به سلطنت بپردازد و نه حکومت، قدرت به ملیون خواهد رسید که تا آن زمان در مبارزات آزادی خواهانه مردم بیشترین نقش را داشتند.

ولی با رفتن دکتر سنجانی و بازرگان به پاریس داستان متفاوت شد؛ بازرگان که با شریعتمداری و گلپایگانی، مرعشی و یدالله سحابی مذاکراتی کرد که بر پایه آن قرار بود مانع از تبدیل خمینی به رهبری خودکامه در آینده ایران شوند. قرار شد شاه کنار برود و شورای سلطنت تنها در محدوده قانون اساسی مشروطه به ایفای نقش بپردازد.

اما بار دوم که بازرگان به پاریس سفر می کند، ابراهیم یزدی که سازمان سیا را نمایندگی می کرد، معلوم نیست به چه ترتیبی مهندس بازرگان را از شروط خود منصرف کرد.

آقای مکری از جبهه ملی هم دکتر سنجانی را قانع کرد که از این شروط صرف نظر کنند. این مسئله البته هیچ گاه مطرح نشده است. تحلیل من این است سنجابی، بازرگان، مکری و یزدی با هم قرار گذاشتند که با توجه به تصمیم سازمان سیا در روند سوار شدن خمینی بر قیام ملی دخالتی نکنیم.

کارتر هم چند بار در گفتگوهای خصوصی گفته بود که ما با اوردن جمهوری اسلامی می خواهیم منطقه را اسلامی کنیم تا بتوانیم دخالت های شوروی را از خاورمیانه بیرون کنیم. با این تحول بود که تصمیم از تشکیل شورای سلطنت و تداوم نظام مشروطیت به سمت تشکیل حکومت اسلامی چرخید.

کسانی که برای رفع اشتباه خود می گویند تصور ما سپردن حکومت به سیاسیون از سوی خمینی بود، همان کسانی بودند که آن اشتباه بزرگ تاریخی را انجام دادند.

با این وجود باید اعتراف کرد هر چند ما همه می دانستیم اوضاع سیاسی و اجتماعی بدتر از اختناق زمان شاه خواهد شد ولی هرگز گمان نمی کردیم که به سیاهی فعلی برسد.

این نظام به دلیل کنش های ضد ملی در حال پاشیدن از درون است و ما خورشید آزادی را بالاخره خواهیم دید.

دقیقاً همین امروز که خامنه ای درباره مرحوم دکتر مصدق می گوید برای مقابله با انگلیس در کنار آمریکا قرار گرفته و البته با وجود تحلیل شما مبنی بر این که آمریکا به دلیل رقابت با شوروی به انقلاب ۵۷ کمک کرده است، یکی از روزنامه های تهران از قرار گرفتن خاک ایران در اختیار روسیه برای موشک پرانی به روسیه خبر داده است. این به معنای آن است که  اولاً جمهوری اسلامی به کمک کنندگان اصلی خود برای روی کار آمدن وفادار نمانده و به دامن رقیب آن ها افتاده است. دوم آن که رهبر چنین نظامی که اینقدر از استقلال حرف می زند، خود برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم، خاک کشور را در اختیار قدرتهای خارجی قرار داده است. نظر شما چیست؟

من البته به طور کامل نمی توانم این خبر را تایید کنم ولی طنز قضیه همین است که جمهوری اسلامی که آمده بود تا به مقابله با شوروی بپردازد حالا به متحدترین یاران  دولت روسیه تبدیل شده است و بدترین رابطه را با غرب و امریکا دارد. طنز دیگر داستان آنجاست که غرب فکر می کرد جمهوری اسلامی دستکم از نیروهای مذهبی مخالف اسد حمایت کند ولی بر خلاف پیش بینی ها از اسد حمایت کرد تا نوار شیعه را در خاورمیانه تداوم بخشد.

بنابراین ادعایی که جمهوری اسلامی سالهاست درباره استقلال مطرح می کند، ادعای گزافی هست از نظر شما؛ چون حکومتی است که با حمایت آمریکا بر سر کار آمد و حالا سالهاست از حمایت روسیه ارتزاق می کند.

بله این ادعای گزافی بیش نیست. یک دولت موقعی می تواند ادعای استقلال کند که به تولید داخلی و اقتصاد پیشرفته متکی باشد. کشوری که در تمام زمینه ها محتاج خارج باشد و حتی کارخانه های آن روز به روز در حال تعطیل شدن است چگونه می تواند مستقل باشد؟!

رئیس جمهور فعلی درباره رئیس جمهوری سابق گفته با تعطیلی روزافزون کارخانه ها، بیکاری را در دیگر کشورها از میان برده است! دولتی که برای تامین مهر نماز شهروندانش به کشوری دیگر متکی است ادعای استقلالش خنده دار است. شما دیدید که جمهوری اسلامی چطور با وجود آن همه ادعا وقتی مورد تحریم قرار گرفت دست ها را بالای سر برد و به تمام خواسته های آمریکا تن داد.

با این وجود چرا در حالی که تاریخ این حکومت پر از مذاکرات پنهانی و آشکار با آمریکا در عین شعار مخالفت با این دولت است، چرا همچنان اصرار دارند کارنامه دکتر مصدق را در کسب استقلال سیاسی و اقتصادی برای کشور زیر سوال ببرند؟ چرا از شهرت مصدق به عنوان شخصیتی استقلال طلب در میان افکار عمومی عصبانی هستند؟

خامنه ای از رابطه کاشانی با آمریکا حتماً خبر داشته است. در ضمن در آن زمان، خمینی یکی از روحانیان جوان حامی کاشانی بود و در راهپیمایی هایی که به نفع او برگزار می شد در صف اول بود.

از طرف دیگر وقتی کاشانی تا این حد به آمریکا وابسته بوده نمی توان شخص خمینی را از این اتهام مبرا دانست.

دیگر این که حکومت می داند که جامعه به سمت ملی گرایی و آزادی خواهی پیش می رود. نمونه آن همین سالروز گرامیداشت کوروش بزرگ بود که جوانان ایرانی با چه شوقی به سمت آرامگاه این شخصیت تاریخی رفتند.

این اراده مردم ایران هم به شکلی دیگر حکومت جمهوری اسلامی را عصبانی کرده است و به همین دلیل می خواهند با نمادهای مورد علاقه مردم مبارزه کنند.

البته جناح طرفدار بقای نظام هم که امروز به آنها اصلاح طلب می گویند، می دانند که سیاست های غلط جاری در تمام این سالها به سقوط آن خواهد انجامید برای همین مدام هشدار می دهد که از این روند جلوگیری کند. در حالی که اصلاح چنین نظام خودکامه ای همان سقوط آن است.

کارکردهای رئیس جمهور اصلاح طلب فعلی هم به خوبی هر چه بیشتر مردم را متوجه این واقعیت کرده که اصلاح نظام، فریبی بیش نیست.

جوانان ما باید هشیار باشند که فردای سقوط این نظام مانند سقوط نظام پیشین، به دامان حکومتی مستبدتر نیفتند.

به عنوان پرسش آخر اگر بخواهید تفاوت های میان اصول استقلال خواهی نهفته در کارنامه دکتر مصدق را با ادعای استقلال حاکمان جمهوری اسلامی مقایسه کنید چه خواهید گفت؟

در درجه اول افتخار نهضت ملی ایران این است که هیچ کدام از یاران و هواداران مرحوم دکتر مصدق، همزمان با دولت ایشان و حتی بعد از آن، به سوء استفاده از قدرت یا خیانت متهم نشدند.

از روز نخست حیات حکومت جمهوری اسلامی تا امروز، بارها دیدیم که از بزرگترین دست اندرکاران تا کوچک ترین آنها به انواع سوء استفاده ها و خیانت ها از جمله دستبرد به بیت المال متهم شده اند.

دست نهضت ملی ایران به هیچ وجه به خون هیچ کدام از شهروندان ایرانی آغشته نیست. از روز نخست پیروزی انقلاب، چندین هزار تن از بهترین فرزندان این ملت، به نام اسلام و انقلاب از بین رفتند.

از نظر استقلال در برابر قدرت های خارجی هم شما می بینید که هر از چند گاهی، فردی از میان جناح های مختلف نظام، به جاسوسی و تماس با بیگانه متهم می شود. ما نمی دانیم کدام یک از اتهامات صحیح است اما به هر حال نشان دهنده این امر است که وابستگی به خارج، امری کاملاً رایج در بدنه این نظام است.

مصدق معتقد بود ایران باید از نظر اقتصادی خودکفا شود و درآمدهای نفت باید صرف ایجاد زیر ساخت های اقتصادی شود و از اقتصاد تک محصولی نجات پیدا کنیم. اگر این درآمدهای هنگفتی که جمهوری اسلامی تنها در سالهای اخیر به دست آورده در دست دولت دکتر مصدق بود باید می دیدید چه خودکفایی و قدرتی به اقتصاد ایران می افزود.

 

 


نظرات بسته است.

مطالب دیگر