بهنام امینی (مهیستان)

یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶

بخش:
رفراندوم اقلیم کردستان عراق - یادداشت‌ها






با اتفاقات هفته اخیر در شمال سوریه و آزاد سازی شهر رقه  از دست گروه داعش  به دست نیروهای کرد سوری تقریبا می توان گفت آرایش کردها در شمال این کشور شکل جدی تری به خود گرفت،  یک نوار نه چندان پیوسته در شمال سوریه که از هم اکنون می توان مرزهای مجازی آنرا در دل مرزهای جغرافیایی سوریه ترسیم کرد و شاید در آینده ای نه چندان دور شاهد حوادثی از جنس حوادث اقلیم کردستان عراق در سوریه باشیم.

برآمدن داعش  نه تنها به شکل گیری این نوار کردی سرعت بخشید بلکه مراحل شکل گیری آنرا هم از تیررس خبرها دور کرد، و همچنان که افکار عمومی منطقه و جهان چشم به تحرکات داعش دوخته بودند نیروهای کردی در این میان توانستند بر حوزه قلمروشان بیافزایند.

ممکن است این پرسش پیش بیاید که پس از شکست  طرح رفراندوم در اقلیم کردستان عراق  و تعلیق نتایج آن از سوی رهبران اقلیم و درخواست برای مذاکره با بغداد  و همچنین  کناره گیری احتمالی  مسعود بارزانی از قدرت  ، اثرات این رویداد بر مطالبات سیاسی اجتماعی کردها در سوریه چه خواهد بود؟آیا سرنوشت کردهای سوری متاثر از نتایج رفراندوم در اقلیم کردستان عراق خواهد شد  ویا کردهای سوری در تجربه ای نو تلاش دارند راه دیگری بروند؟

در طی شش سالی که از بحران سوریه می گذرد حزب کردی پ ی د سوریه و شاخه نظامی آن ی پ گ در فضای ایجاد شده توانست بیشترین بهره برداری را از شرایط ناآرامی در سوریه  برای تثبیت قدرت خود صورت دهد.امروز کردهای سوری بیش از هر زمان دیگری در سوریه صاحب نفوذ و اقتدار و در نزد قدرت های بزرگ صاحب شناسه شده اند.

محاصره سخت و طولانی کوبانی توجه افکار عمومی جهان را به این گوشه از منطقه و مقاومت آنها در برابر داعش جلب کرد  کوبانی با همه رنجها و زخم هایش از محاصره داعش جان به در برد و این تصاویر نیروهای رزمنده ی پ گ سوری تحت عنوان نیروهای مدافع خلق بود که در فضای رسانه ای منطقه و جهان دست به دست میگشت.

وقتی نیروهای  ی پ گ توانست در کوبانی بر چارپای لجام گسیخته داعش مهار بزند توجه آمریکا و روسیه را  هم به خود جلب کردند آنها میل داشتند از این نیروها در برابر داعش استفاده کنند به همین جهت هر دو قدرت جهانی هم روسها و بویژه امریکا سعی کردند روابط بیشتری با کردها داشته باشند .

اما یک مشکل اساسی بر سر راه وجود داشت  و آن  ترکیه بود، کشوری که متحد استراتژیک امریکا در منطقه است و عضوی از ناتو،ترکیه به شدت نسبت به حزب کردی پ ی د  و شاخه نظامی آن ی پ گ  بدبین است و از اساس و پایه، این حزب را شاخه سوری پ ک ک  می نامند با این حال در میان مخالفت شدید ترکیه امریکا کمک های تسلیحاتی فراوانی را در اختیار نیروهای یپگ قرار داد.

روسها هم جسته گریخته تلاش کردند ارتباط شان را با رهبران پ ی د حفظ کنند بویژه زمانی که روابطشان با ترکیه بر سر هدف قرار گرفتن جنگنده شان بسیار تیره شده  بود  این ارتباطات شکل جدی تری به خود گرفت، در این راستا حزب کردی  پ ی د هم در روسیه اقدام به تاسیس یک دفتر سیاسی کرد و رهبران حزب تلاش کردند از شکاف و فرصت بوجود آمده میان روسها و ترکیه بیشترین بهره را ببرند.

اگر بگوییم یکی از دلایلی ( نه همه دلایل) که ترکیه بعد از شاخ و شانه کشیدن برای روسیه با سرعت هر چه تمام سعی در اصلاح اشتباه خود کرد همین موضوع بود اغراق نکرده ایم ،ترکیه متوجه شد در این شاخ و شانه کشیدن نه تنها هم پیمانان غربی با او نزدیکی نکردند بلکه عملا با این اشتباه محاسباتی خود موجب دوستی مضاعف روسها و کردهای سوری شد و یک گام دیگر آنها را تا به هدفشان نزدیک کرده است.

کردهای سوری هرگز پنهان نمی کردند که در سودای تشکیل دولت خودمختار و خود گردانی شبیه آنچه که در مدل عراق می بینیم هستند، با این وجه تمایز که آن برخلاف اقلیم کردستان عراق آنها  سرزمین لاکند یا محصور نیستند و اگر بتوانند بر پیشروی های خود ادامه بدهند و از سد نیروهای ترکیه در غرب سوریه عبور کنند می تواند در ساحل فیروزه رنگ مدیترانه اردو بزنند رویایی بزرگ و وسوسه انگیز و البته بسیار دشوار.

این موضوع  یعنی سودای رسیدن به آبهای آزاد و تشکیل کانتون های کردی  مرتبط با دریا به آنها انگیزه دو چندانی برای مبارزه با داعش داد  به موازات این هدف ،تامین منافع  امنیتی آمریکا و شرکای غربی در رفع تهدیدات داعش هم ، نیروهای  ی پ گ را از مهر کشورهای غربی سرشار ساخت.

رهبران این حزب برای گریز از این محاصره سیاسی و جغرافیایی ناچار بودند که رشته های پیوندشان  را با قدرت بزرگتری مانند آمریکا گره بزند همان روشی که در دهه های قبل کردهای عراق با شوروی ها در پیش گرفتند و یا در شرایط جدید با اسرائیل دارند یعنی  ایجاد فرصت تنفس از دست قدرتهای منطقه ای و حکومت مرکزی در ارتباط گیری با قدرتهای جهانی.

ارتباط تنگانگ سالهای اخیر کردهای سوری با امریکا موجب شکاف سیاسی میان دو متحد دیرین یعنی ترکیه و آمریکا هم شد آنهم از بابت اختلاف نظر بر سر قرار دادن ی پ گ در لیست گروههای تروریستی، ترکیه معتقد بود ی پ گ شاخه سوری پ ک ک است و اگر آمریکا پ ک ک را یک گروه تروریستی می داند باید در همین مقیاس ی پ گ را هم ارزیابی کند.

این اختلاف عقیدتی میان دو کشور را  باید در طی سه سال گذشته به عنوان یکی از سه عامل مهم سردی روابط آمریکا و ترکیه دانست،اما آنچه قابل مشاهده بود و هفته پیش در جریان آزاد سازی شهر رقه اتفاق افتاد و البته پیش از این هم مسبوق به سابقه بود ،نصب تصاویر عبدالله اوجالان رهبر زندانی حزب کارگران کردستان ترکیه پ ک ک در میدان بزرگ شهر رقه بود .تصاویری  بزرگ از اوجالان  و نمایشی تبلیغاتی در همان میدانی که نیروهای داعش دو سال پیش دور افتخار زده بودند  تصویری که در آنکارا بیش از هر جای جهان با نگرانی دیده شد.

اگرچه آمریکا در واکنش به اعتراض ترکیه استفاده از تصاویر اوجالان را شایسته ندانست اما  واقعیت های  موجود بر بستر تحولات کنونی شمال سوریه بویژه پس از آزاد سازی شهر رقه به دست نیروهای کرد  عملا نشان از آن دارد که خواست و  اراده کردهای سوریه را باید همتراز با کردهای عراق و جنوب ترکیه مورد ارزیابی قرار داد. و نمی توان این همبستگی ایدئولوژیک انها با رهبری اوجالان پنهان کرد، با این تفاوت که کردهای سوری بر خلاف کردهای عراق و ترکیه دست کم برای آینده ای کوتاه مدت در نبود یک دولت مرکزی مقتدر، قدرت مانور بیشتری بر بستر جغرافیای سوریه خواهند داشت.

به نظر می رسد بعد از پایان دوره داعش و دوران جدید آرایش  بازیگران داخلی سوریه، این تسلط ارضی و خاکی دست کردها را برای چانه زنی بر روی میز مذاکره  هم باز خواهد گذاشت  اگرچه  آنها در مذاکرات گذشته ژنو نماینده ای نداشتند  و از آنها دعوتی صورت نگرفت، اما روسها ابراز تمایل کرده اند که نمایندگان حزب کردی پ ی د هم در مذاکرات  آتی چاره یابی بحران سوریه حاضر باشند،

با براورد وضعیت کنونی و پیکره  زخم خورده  سوریه ودولت ناتوان و سردرگم دمشق، تصور پدید آمدن یک دولت خودمختار یا شبه خودمختار مشابه  آنچه در عراق شاهد هستیم از دل سوریه تصور دور از انتظاری نخواهد بود. کما اینکه از همین الان هم کانتون های سه گانه کردی کاملا با مدیریت سیاسی و شهری رهبران کرد اداره می شوند.

واکنش کشورهای منطقه  به شکل گیری احتمالی  یک منطقه کردی در سوریه

دست کم همسایه شمالی و نا آرام سوریه یعنی ترکیه می گوید به هیچ وجه اجازه تشکیل چنین دولتی را نخواهد ،به نظر می رسد ترکها برای به سرانجام نرسیدن این هدف خود را برای پرداخت هر بهایی آماده کرده اند اما مشخص نیست تا چه اندازه در این مسیر بتوانند  در تقابل با امریکا و چانه زنی با روسها به گفتمان مسلطی دست پیدا کنند.

باید گفت اقلیم  کردستان عراق در دهه نود میلادی  تقریبا در شرایط مشابهی توانست از فضای متشنج عراق سر بیاورد و خود را بعنوان یک واحد سیاسی خود مختار تثبیت کند اما شرایط کنونی خاورمیانه تفاوت بسیاری با دهه نود میلادی پیدا کرده امروز تصور تشکیل چنین واحد مشابه سیاسی در سوریه می تواند به منجر به اصطکاک و درگیری های دامنه داری میان قدرتهای منطقه شود چرا که هرگونه تغیر در سازمان سیاسی و آرایش جغرافیایی این بخش از خاورمیانه عملاتاثیر مستقیم بر منافع بازیگران منطقه ای دارد.

آنچه روشن است اتفاقات یک ماه گذشته اقلیم کردستان عراق و نهایتا عقب نشینی دولت اقلیم در برابر فشار بغداد هم می تواند بر روند تحولات کردهای سوری تاثیر مستقیمی بگذارد این موضوع اگرچه ممکن است در فرم مطالباتی آنان تغیراتی بوجود آورد اما نمی توان گفت که ساختار و محتوا آنرا دچار دگرگونی خاصی کند .

بنابر این می توان گفت اصل موضوع که تلاش برای احقاق حق خودگردانی است واثبات ماهیت یک واحد سیاسی است همچنان در میان کردهای سوری باقی می ماند اما شیوه چانه زنی رهبران کرد سوری با دولت مرکزی و قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای ممکن است دارای وجه متمایز تری باشد و درسهای جدی از تجربه اربیل را به کارنامه کنونی خود بیافزایند.

اما برای ترکیه این اتفاق احتمالی  عملا می تواند مرگی در سکوت و ایستایی زمان باشد و یا به تعبیر ملی گرایان این کشور صدور حکم اعدام ترکیه باشد، این اقدام عملا جنوب غرب ترکیه را همانند جنوب شرق این کشور دچار تنش و خیزش های ملی گرایانه کردی خواهد کرد.

این شرایط مشابه یعنی مرگ سیاسی در سکوت برای عراق هم وجود دارد چرا که همین الان دولت عراق در چالشی سخت با کردهای خود در شمال این کشور است اگرچه در کوتاه مدت بر خطر تجزیه فائق امده است.

جناح سوم یعنی دولت سوریه تا کنون موضع قاطعی در این باره اتخاذ نکرده هم از آن جهت که  در جنگ داخلی و درگیری با داعش آن اندازه ناتوان و فرسوده شده که عملا توان مقابله در جبهه جدیدی را  ندارد اگرچه در راهبرد کوتاه  مدت  دمشق ، کردها می توانند مانع محکمی در برابر داعش باشند و این به نفع دولت مرکزی است حتی گزارشهایی جسته گریخته از همکاری میان طرفین دیده می شود اما بعد بسته شدن پرونده داعش شرایط بار دیگر دگرون خواهد شد ، با این همه زمزمه های کم و بیشی هم که از دمشق شنیده می شود  وبه نظر می رسد دولت دمشق  مشکل چندانی برای دادن برخی امتیازات به کردها ندارد.

ایران تاکنون حساسیت چندانی  بر روی توسعه طلبی ارضی جغرافیایی کردها نشان نداده شاید از آن بابت که هم کردها می توانند تا حدودی در مبارزه با داعش اهداف ایران را هم برآورده کنند و هم آنکه احتمالا  حضور کردها در شمال سوریه  در ذهن رهبران سیاسی ایران  این تصور را ایجاد کرده که   این حضور می تواند  تا حدی  ترکیه رقیب دیرینه ایران  را به خود مشغول نگاه دارد و بر سر میز مذاکرات سوریه قدرت چانه زنی ایران  رابالا ببرد  و هم آنکه از بعد تاریخی و تباری آن  نگاه منفی که ترکیه نسبت به کردهای سوری دارد در میان بدنه حاکمیت ایران و بویژه افکار عمومی ایران دیده نمی شود.

عربستان اگرچه فعلا  نقش محوری در این بازی ندارد اما شاید بعد از ناکامی در سیاست تغیر رژیم سوریه ، به نوعی بر این موضوع تمرکز کند که وجود یک جریان کردی می تواند تا حدودی هژمونی نیروهای شیعی در غرب سوریه را تحت تاثیر قرار بدهد و منجر به تعادل نسبی قوا در سوریه شود  سیاستی که تا حدودی اسرائیل هم در پیش گرفته است.

با این همه باید صف بندی همه این چهار کشور در قبال جریان کردی  در شمال سوریه  فعلا کوتاه مدت دانست  و هیچ تضمینی وجود ندارد که آنگونه که آنها روی کاغذ تحلیل می کنند شرایط هم همانگونه پیش برود با این همه اجماع عمومی قدرتهای منطقه ای حفظ سوریه یکپارچه است و باید گفت شرایط شمال سوریه اندکی متفاوت تر از تحولات شمال عراق است.

اما آنچه روشن مجموعه فعل و انفعلات آینده و صف بندی قدرتهای منطقه ای  در این نقطه می تواند محل زایش اصطکاک های  جدید خاورمیانه باشد،بویژه  که در طول سه هزار ساله تاریخ گذشته همواره شرق مدیترانه آبستن حوادث بزرگ  تاریخ بوده است.

 


نظرات بسته است.