یادگار فرداد

دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶

بخش:
اجتماعی - یادداشت‌ها






بخش نخست. پیش از تاریخ

وضعیت زنان در دوران نوسنگی (۱)

نخستین انقلاب نوسنگی

نخستین انقلاب نوسنگی حدود ده هزار سال پیش از میلاد‌ روی داد که می‌توان آن را همزمان با برخی تغییرات اقلیمی دانست که پیشتر در پاره‌ی دوم یعنی انتهای دوران پارینه‌سنگی به آنها پرداختیم. بنای نخستین انقلاب نوسنگی را زنان با اختراعِ کج ‌بیل برای کشت و کار خود ریختند. درنتیجه‌ی گذار از عصر یخبندان و تعادل اقلیمی، میل به یکجانشینی بیشتر شد و درنتیجه تغذیه از راه گردآوری گیاهان و بعد انبار دانه‌ها فراگیر گشت. زنان در گردآوری و نگهداری غلات متوجه جوانه‌زدن آنها شده و به فکر بازتولیدشان افتادند. اختراع کج بیل و بعد آسیای سنگی برای آرد کردن دانه‌ها دگرگونی بسیاری در شیوه‌ی تولید غذا که همان کشاورزی باشد بوجود آورد. ظروف سنگی نیز جای خود را به ظروف سفالین دادند. از دیگر اختراعات زنان در دوران نوسنگی می‌توان به نخریسی و بافندگی اشاره کرد. این دوران را نیز دوران ‘تسلط’ زنان در و مادرسالاری می‌نامند. (Boulding 95) یکی دیگر از وظایف زنان در اواخر پارینه‌سنگی واوایل نوسنگی، اهلی کردن حیواناتی‌ست که مردان هنگام شکار با خود به خانه می‌آوردند. شکارچیانی که هنگام شکار با حیوان ماده و بچه‌‌اش با هم روبرو می‌شدند بجای کشتن، هر دو را به خانه می‌آوردند تا حیوان مادر کودکش را تغذیه کند و بزرگ شود و بعد آنها را بکشند تا گوشت بیشتری نصیب‌شان شود. وظیفه‌ی نگهداری از این حیوانات نیز به عهده‌ی زنان بود.  

چه آنها که به دنبال تغییرات اقلیمی از خاورمیانه به اروپا بازگشتند و چه آنان که در خاورمیانه ماندند به شیوه‌ی زندگی قبیله‌ای (بیش از ۱۰۰ نفر) ادامه دادند و دهات را بوجود آوردند (که نشانه‌های آن‌ها را می‌توان در غارنگاره‌های عراق و حاشیه‌ی دریای خزر دید). رژیم غذایی اینان انواع دانه‌ها و غلات و ریشه‌های درختان  و گیاهان، ماهی و گوشت بود. ناگفته نماند که امروزه اهمیت این نوع رژیم غذایی (بدون گوشت حتی) را در آیین زرتشتی و همچنین آموزه‌های اوستایی می‌بینیم. گندم وحشی یکی از قدیم‌ترین و مهم‌ترین دانه‌های این دوران محسوب می‌شود که بر پهنه‌ی جغرافیایی داسی شکل موسوم به ‘هلال حاصلخیز’ (fertile crescent) به وفور یافت و کاشت می‌شده که از شوش و ایلام آغازشده و از زاگرس و میان‌رودان گذشته و به سوریه و فلسطین و مصر می‌رسید.

با نقش پررنگ زنان در ایجاد تحولات این دوران و آنچه پیشتر درباره‌ی پیکره‌های خدا-زن گفته شد، نخستین خدایان زن نیز خلق شدند. پیکره‌های زنانه از جنس سنگ و عاج در این دوران دلیلی بر اثبات این ادعا هستند. در این دوران هنوز رابطه‌ی زن-باروری-زمین قطع نشده است. تا پیش از دومین انقلاب نوسنگی یعنی شش هزار سال قبل از میلاد هنوز در دوران بی‌جنگی و صلح‌طلبی به سر می‌بریم.

توضیح عکس: سفالینه‌ی پایه‌دار منقوش گندم و بز بجا مانده از دوران نوسنگی و کهن‌ترین انیمیشن جهان، شهر سوخته

دومین انقلاب نوسنگی (شش تا سه هزار سال پیش از میلاد)

دگرگونی‌های پایان دوران پارینه‌سنگی و نخستین انقلاب نوسنگی، افزایش جمعیت را در پی داشت که خود منجر به گستردگی سازمان‌های اجتماعی شد. کاوش‌های انجام شده در ترکیه‌ی امروزی و عراق نشان می‌دهند که بیست‌ هزار سال پیش از میلاد حیوانات عظیم‌الجثه جای خود را به موجوادت کوچکتر و ظریف‌تری مانند لاکپشت، حلزون، ماهی، خرچنگ، صدف و برخی پرندگان دادند. درکنار این دگرگونیِ گونه‌های جانوری، به تنوع دانه‌ها و غلات نیز می‌توان اشاره کرد.

گستردگی‌ ارتباطات اجتماعی بر آهنگِ اختراعات و اکتشافات افزود و توازن اقتصادی را بهم ریخت. انسان انرژی آب و باد را کشف و پی به نیروی مکانیکی گاو برای کشاورزی برد. از اختراعات نیز می‌توان به خیش (وسیله‌ای مردانه در مقابل کج بیلِ زنانه) ، آسیای بادی و آبی و کشتی بادبانی اشاره کرد. اختراع تقویم خورشیدی، معماریِ آجری و ریاضیات کاربردی نیز مربوط به همین دوران است. تمامی این پیشرفت‌ها همراه با ازدیاد جمعیت و تغییر نظام تغذیه، حضور مردان در میدان کشاورزی (این اختراع زنانه) را دوچندان کرد. طرح کشتزارها بر پهنه‌ی زمین جای باغچه‌های کوچکِ پیشین را گرفت و شهرهای کوچک ابتدایی پایه‌ریزی شدند که این به مفهوم اهمیت زمین بود. «انباشت کالا توسط عده‌ای معدود منجر به تشکیل جامعه‌ی دولتی شد که بر پایه‌ی بردگی، طبقات اجتماعی و انحطاط وضعیت زنان بنا شده‌ بود. … جای برون همسری را که به منظور امکان حیات شکارچیان دیرینه‌سنگی صورت می‌گرفته تا از طریق ایجاد اتحاد میان شکارگاه‌ها تضمین حیات بیابند رژیم درون همسری می‌گیرد که در آن تمامی دختران خانه به عنوان عوامل تولید مثل توسط رؤسای خانواده  برای عموزادگان و دایی‌زادگان خانواده در نظر گرفته می‌شوند. این آغاز بستن در به روی زنان است.» (آندره ۲۶) نه تنها آغاز بستن در به روی زنان بلکه نخستین گام برای استفاده‌ی ابزاری از زنان جهت بهره‌وری اقتصادی است. سیمون دوبوار در جنس دوم از کلود لوی استرواس نقل قول می‌کند که: «برون‌همسری ارزشی دارد که بیش از آنچه منفی باشد مثبت است…این امر، ازدواج با طایفه خودی را منع می‌کند…اما نه از آن‌رو که خطر بیولوژیک به ازدواج افراد هم‌خون پیوسته است، بلکه از آن‌رو که از ازدواج با طایفه دیگر، فایده‌ای اجتماعی حاصل می‌شود.» دوبوار می‌افزاید که گروه‌ها، زن‌هایی را که از جمله دارایی‌هایشان به شمار می‌روند، نباید صرف موارد خصوصی کنند، بلکه باید از آن‌ها وسیله‌ی ارتباط بسازند. (دوبووار ۱۲۸) و البته این نوع نگاه در این در دوران نوسنگی تغییر می‌کند و به نوعی زن‌ها وارد جریان مالکیت خصوصی می‌شوند.

دیگر تعادلی میان انسان و طبیعت وجود ندارد. او که مالک زمین بیشتر و حاصلخیزتری‌ست قدرتمندتر است. هرچه تعداد فرزندان پسر بیشتر باشد که روی زمین کار کنند حاصل بیشتری نصیب مالک خواهد شد پس زایش زنان و نیز انتقال دارایی (یعنی زمین کشاورزی) هنگام ازدواج دلیل اصلی پیوند زناشویی‌ست. تعجبی ندارد که این دوران آغاز جنگ‌ و خشونت انسان علیه انسان است و گواه آن گورهای دسته‌جمعی و بقایای اجسادی‌ست که با نیزه کشته‌ شده‌اند. درنهایت پیکره‌های خدا-زن تبدیل به خدا-مرد می‌شوند و نماد نرینگی نماد باروری و دارای اهمیت بسیار در تولیدمثل می‌شود.

نخستین یکجانشینان

نخستین یکجانشینی در خاورمیانه در حدود منطقه‌ی ‘هلال حاصلخیز’ یعنی شوش و ایلام و دامنه‌ی زاگرس روی داد که می‌توان پایه‌گذاریِ آن را خلق جهانی زنانه نامید. چراکه زنان با ارزیابی زمین و تشخیص باروری آن برای کِشت، مکان استقرار را انتخاب و تعیین می‌کردند. درابتدا کل گروه کنار هم جاگیر می‌شدند بطوریکه در یک محل به کشاورزی مشغول می‌شدند و در یک خانه (معمرلا سنگی) زندگی می‌کردند و بعد رفته‌رفته با رشد جمعیت خانه‌ها و زمین‌های کشاورزی از هم فاصله گرفته و مرزهایشان مشخص شد. ابزاری که زنان درگذشته برای جمع‌‌آوری غذا بکار می‌بردند اکنون وسیله‌ای برای کشت و کار محسوب می‌شدند. همچنین عادتِ نگهداری بز و گوسفند در زندگی چادرنشینی را با خود با زندگی یکجانشینی آوردند. این به معنی افزایش حجم کار بود که کودکان را نیز درگیر می‌کرد و اهمیت بیشتری به وجود آن‌ها می‌بخشید. رابطه‌ی مادر-فرزند در این جوامع برزیگر شکل دیگری به خود گرفت، پیچیده و گسترده‌‌تر شد. این پیچیدگی رابطه باعث شد تا مفهوم و نقش مادری رنگ دیگری برای زنان بگیرد. با حاصلخیزی زمین‌های حاشیه‌ی ‘هلال حاصلخیز’ بر حجم کشاورزی افزوده شد و این به معنای افزایش نیاز به نیروی کار بود. خرده‌کشاورزیِ زنان در باغچه‌های کوچک تبدیل به کشاورزی کلان  در زمین‌های وسیع شد و بیلچه‌ی کوچک زنان را تبدیل به خیش کرد. معنای دیگر این اتفاق آن بود که خرده‌کشاورزی در دست زنان جایش را به کشاورزیِ کلان به دست مردان داد.

 

کتابنامه

آندره, میشل،. جنبش زنان «فمینیسم». Trans. زنجانی‌زاده، هما. تهران: نیکا, ۱۳۸۳.

دوبووار, سیمون،. جنس دوم. Trans. صنعوی، قاسم. Vol. ۱. تهران: ققنوس, ۱۳۸۴.

Boulding, Elise. The Underside of History. Revised Edition. Vol. 1. London: SAGE, 1992.

 

‌وضعیت زنان در طول تاریخ (بخش نخست)

وضعیت زنان در طول تاریخ (پاره‌ی دوم)


نظرات بسته است.

مطالب دیگر