رحیم همتی

دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶

بخش:
زیست‌بوم - یادداشت‌ها






یکی از بزرگترین مسائل امروز ایران و برخی از کشورهای منطقه و همچنین بخش هایی از جهان بحران کم آبی و یا بی آبی است، شوربختانه نمی توان بابت این مسئله که در اثر نامدیریتی حکومت حاکم بر میهن گسترده شده، نقطه نگرانی در بین ایران دوستان و آزادی خواهان یافت.
زیرا که هر حزب و سازمان و یا گروهی که خود را به عنوان اپوزیسیون و یا جایگزین برای جمهوری اسلامی بداند و یا خود را طبق معیارهای نوین جهانی اپوزیسیون بنامد می بایست حداقل طبق معیارهای احزاب مدرن که همانا دغدغه زندگی مردم است رفتار کند، با این که بحران آب یکی از بزرگترین مسائل حال و آتی میهن مان هست هیچ برنامه ای در مقابله با آن ارائه نشده و یا اصلا طرحی برای ارائه ندارند. جز شعارهای کلیشه ای که حتی عوام را نیز نمی تواند جذب کرده و تحولی را موجب شود.
در ادامه با فهم این که میهن مان در اثر سوء مدیریت دچار بحران گسترده کم آبی و بی آبی شده است با آگاهی از تاریخ گذشته می توان دریافت که فلات هایی از سرزمین مان در گذشته که یکجانشینی را تجربه کرده نیز دچار این بحران بوده ولی مدیریت کرده است.
نیاکان ما در گذشته توانسته اند با مدیریت آب سرزمینی خشک را از مرگ به زندگی برسانند.
“ریچارد فرای” ایران شناس آمریکایی با اشاره به نظام آبیاری ایران در سده سوم هجری میگوید: در بعضی امور عملی، مردم قلمرو سامانیان نسبت به زمان خود مترقی تر بودند. یکی از این موارد آبیاری و توزیع آب بود، زیرا مشکل آب برای مردم این منطقه مساله حیات و ممات بود و در ادامه شهر سمرقند را به خاطر شبکه لوله های توزیع آب زبانزد دوران می داند.
“مرتضی راوندی” در کتاب تاریخ اجتماعی ایران به پیشرفت های شگفت انگیز ایرانیان در مدیریت آب در چند هزار سال پیش چنین می گوید: فن آبیاری در عهد ساسانیان، نه تنها در بخش های غربی قلمرو آن بلکه در نواحی شرقی آن یعنی حوزه مرغاب و هیلمند نیز به حد کمال رسید.
روایت شرق شناسان و جهانگردان از قوانین پیچیده و اما سخت در زمینه آب در تاریخ گذشته ایران بیانگر آن است که ما در درازای تاریخ با مشکل آب مواجه بوده ایم اما با نظامند کردن استفاده از آب بر بحران ها غلبه کرده ایم.

با این اوصاف می توان حداقل نتیجه ای از گذشته دریافت کرد آن این است؛ اگر تغییری در رفتار مصرفی مردم در زمینه آب بوده ناشی از حکمرانی غلط است که طی چهل سال گذشته با حاکمیت افرادی ناآگاه به امور زیست محیطی و افراد غارتگر که هیچ گونه روحیه وطن دوستی و مردم اش را نداشته اند و همچنین با ساختن سدهای بدون مطالعه و دادن مجوزهای بی حد در احداث چاهای عمیق و نابودی سفره های زیرزمینی و بهره برداری بی رویه از جنگل ها و مراتع وضعیت زندگی نسل فعلی و آینده را با مخاطره ای جدی روبرو کرده است.
بگونه ای که عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دوره هاشمی رفسنجانی با اعلام آماری تکان دهنده ای در سال ۹۴ پرده از بحران آب در میهن مان برداشت و اذعان کرد : ایران با بهره برداری ۹۷ درصد از آب های سطحی خود عملا تمام رودخانه های خود را خشک کرده است و دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است و در ادامه افزود ؛اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود هفتاد درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل پنجاه میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور خواهند شد. و آگاهی از این بحران با توجه به تحقیق دانشجویان دانشگاه تهران که توسط هادی خانیکی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه بیان شد و این تحقیق نشانگر این بود که از بین ۱۶۵ مسئله مهم سال ۹۴ در کشور مشکل اب پس از مسئله هسته ای مهمترین چالش بوده است. و همچنین شاخص های بین المللی از جمله شاخص “فالکن مارک” حکایت از آن دارد که ایران در آستانه بحران آب قرار دارد و طبق این شاخص، سال ۱۴۰۰ ، سال ورود ایران به این بحران می باشد. طبق این شاخص تا سال ۲۰۲۵ تعداد کشورهای مواجه با بحران آب به ۳۰ کشور خواهد رسید که هجده کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا جای دارند و این می تواند سیگنال جنگ های آینده که به جنگ آب تعبیر می شود باشد.
با توجه به داده های فوق علائم شکل گیری بحران بزرگ و ایجاد تنش های آتی در کشور پیرامون آب و همچنین با همسایگانش مشهود است.
مسئولان حکومتی اذعان دارند که هفتاد درصد از نواحی ایران دچار مشکل کم آبی و یا بی آبی هست که این روند رو به نزول است و اوج آنرا را می توان در استان های جنوبی و جنوب شرقی به عنوان مثال سیستان و بلوچستان مشاهده کرد ، استانی که طبق اسناد به جای مانده پیش از اسلام ، سرزمینی اباد و حاصلخیز بوده و حتی قبل از انقلاب نیز به عنوان یکی از استان های صاحب نام در بخش تولید کشاورزی و دامپروری بوده است که در حال حاضر به دلیل بحران ذکر شده طیف عظیمی از ساکنانش مهاجرت کرده و یا با فقر دست و پنجه نرم می کنند. در پی این بحران ها ، سید ابوالفضل رضوی معدن توسعه روستایی و مناطق محروم کشور در سال ۹۵ گفت: به دلیل خشکسالی و بیکاری ۱۰ هزار روستای جنوب شرقی کشور خالی از سکنه شده اند، این بیان در واقع نوعی مرگ تدریجی ایران که سیستان و بلوچستان ، پاره ای از جان ایران پیشتاز همه استان هاست.
در مشاهده با کشورهای همسایه از شمال شرق ترکمنستان و افغانستان و قرار گرفتن آنها در وضعیتی خشک و نیمه خشک و داشتن بحرانی همچون کشورمان دور از ذهن نیست که ساختن سد از سوی دو کشور و از جمله افغانستان بر روی رود هریررود دشت سرخس را با بحران جدی آب مواجه خواهد کرد.
این تنش ها با همسایگان شمال غرب و غرب نیز دور از ذهن نیست، از جمله ترکیه و عراق و آذربایجان. جدیدترین نمونه اش ساختن سد ایلسو در ترکیه که مانع از ورود هفتاد درصد آب به فرات و در نتیجه موجب ایجاد بحران اب در مناطق غربی می شود.
با نگاهی اجمالی به داده های حکومتی و بین المللی پیرامون مسئله اب در ایران و همچنین مشاهده علائم و آثار کم آبی و بی آبی در استان های مختلف و درگیری های شکل گرفته در برخی از شهر ها نشاندهنده شکل گیری یک بحران بزرگ است که در اثر ناکارآمدی جمهوری اسلامی در مدیریت منابع آبی و غارت و چپاول محیط زیست ادامه زندگی در ایران را با مخاطره جدی روبرو کرده است که چه بسا تا دو دهه دیگر برای خیلی از ایرانیان، سرزمین مادری سرزمینی مرده ای که تنها در خاطرات و عکس ها قابل یادآوری و دیدن خواهد بود.
در پایان باری دیگر لازم می دانم یادآوری کنم که هر حزب و سازمانی و یا هر گروهی که خود را اپوزیسیون بنامد و یا بداند اما برای بحران های پیش رو نتواند هیچ طرح علمی و عملی در جهت احیاء زندگی ارائه کند مطمئنا یا ناآگاهند و یا نمی دانند و یا به این موضوع آگاه اند اما جایگاهی در اندیشه شان ندارد که در این صورت شیادی بیش نیستند.

*فالکن مارک دانشمند سوئدی در مطالعات خود بحران آب را براساس مقدار سرانه منابع تجدیدپذیر سالانه هر کشور تعریف و میزان سرانه ای یک هزار و هفتصد متر مکعب در سال را به عنوان شاخص کمبود معرفی کرده است.


نظرات بسته است.