یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶

بخش:
سیاسی - گفت‌و‌گو






دماوند-مانی تهرانی: امروز لشکر کشی نظامی به دیگر کشورها علاوه بر اینکه مشروعیت خود را از دست داده، به دلیل سه تجربه نا موفق افغانستان، عراق و لیبی در سالهای نزدیک، کارآمدی اش نیز زیر سوال رفته. برای همین ابزار نرم و مطمئن تر تحریم اقتصادی هر روز بیش از پیش در برنامه ریزی سیاسی قدرتهای بزرگ جای باز می کند. هر چند بر سر دمکراتیک بودن یا نبودن همین ابزار هم بحث در میان است. به عنوان نمونه تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی که از زمان جیمی کارتر شروع شد، در دوران بیل کلینتون قوت پیدا کرد و سرانجام و در پی برنامه اتمی ایران در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما به نقطه اوج خود رسید و به تحریمهای اقتصادی بین المللی علیه ایران تبدیل شد و مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار گرفت، در نهایت جمهوری اسلامی را در زمینه برنامه اتمی اش به سازش مجبور کرد و به پای میز مذاکره کشاند. این تجربه یک پایان دمکراتیک داشت؛ اما در مسیر رسیدن به این پایان آنچه بیش از همه آسیب دید، زندگی مردم کوچه و بازار در ایران بود. در سال ۱۳۹۴ خورشیدی که توافقنامه برجام میان ایران و شش قدرت جهانی به امضاء رسید، قرار براین شد که فعالیتهای هسته ای ایران محدود شود و در ازای آن تحریمهای اقتصادی بین المللی (از جمله تحریهای شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و آمریکا) که به دلیل فعالیتهای هسته ای ایران وضع شده، لغو شود (تحریمهای آمریکا هر سه ماه یکبار با دستور رئیس جمهور این کشور تعلیق می شود) این متن برجام تا پایان دوره دوم اوباما اجرا شد و پس از آن هم دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید با وجود انتقادهای فراوان از برجام، دو بار در موعد مقرر پای بندی ایران به توافق را تأیید و لغو سه ماهه تحریها را امضاء کرد و در عین حال اعلام کرد که این معاهده را به ضرر آمریکا می داند و برای اصلاح آن برنامه دارد. دیروز موعد سه ماهه سوم به سر آمد و این بار ترامپ با دیکتاتور خواندن جمهوری اسلامی و فاسد خواندن سپاه پاسداران، گفت که جمهوری اسلامی بارها روح برجام را نقض کرده و برای همین او نمی تواند پایبندی ایران به برجام را تأیید کند و تصمیم گیری در این مورد را به کنگره آمریکا واگذار کرد. همزمان از وزارت دارایی ایالات متحده خواست تا سپاه پاسداران را به دلیل آنچه حمایت از گروههای تروریستی در منطقه خواند، تحریم کند. بسیاری از ناظران تحریم کامل سپاه پاسداران را -که پیشتر هم تحت عنوان قانونی به نام کاتسا در کنگره به تصویب رسیده- به معنی تحریم اقتصاد ایران می دانند و تبعات این تحریم به حدی برای ایران جدی است که هفته گذشته محمد عزیز جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران گفت که در صورت اجرای کاتسا، آمریکا مجبور خواهد شد پایگاههای نظامی خود در منطقه را تا شعاع دو هزار کیلومتری که برد موشکهای ایران است، عقب براند. حسن روحانی هم به سرعت به سخنان تازه دونالد ترامپ واکنش نشان داد و در سخنرانی مفصلی که با تشویش و اضطراب همراه بود، از موضعی تدافعی نسبتهای ترامپ در مورد نقض روح برجام و حمایت از تروریسم را به خود آمریکا نسبت داد و نقطه اوج این نمایش ضعف در پایان سخنرانی بود که خلاف گفته حمیدرضا صالحی -رئیس سازمان انرژی اتمی ایران که برجام بدون آمریکا را بلا موضوع خوانده بود- حسن روحانی تلویحأ گفت که حتی با خروج آمریکا از برجام هم ایران به آن متعهد می ماند.

درباره روح برجام، نقض آن و برنامه دونالد ترامپ در خصوص ایران  با “کامبیز قائم مقام” عضو هیأت اجرائی جبهه ملی ایران گفت و گو کرده ام که در ادامه می خوانید.

متن برجام محدود سازی فعالیتهای هسته ای ایران در برابر رفع تحریمهای اقتصادی مربوط به برنامه هسته ای و روح برجام حرکت به سوی فضای دوستانه بین ایران و کشورهای غربی و خصوصأ آمریکا است. آقای خامنه ای از همان ابتدا گفت تنها در موضوع هسته ای مذاکره می کنیم و دوستی با آمریکا نداریم. از این نظر آیا می توان ایران را اولین ناقض روح برجام دانست یا اینکه چون به قولی برجام تسلیم نامه ای بود که به ناچار امضاء شد، مقامات جمهوری اسلامی حق دارند از آن ناراضی باشند؟

به نظر من برجام توافقنامه خوبی است. جمهوری اسلامی دستکم در مدت دوازده سال پیش از آن در جهان ایزوله شده بود. فشارهای اقتصادی و سقوط ارزش ریال کشور را به نقطه ای رساند که جمهوری اسلامی ناچار شد برجام را بپذیرد. این نیاز از طرف آمریکا نبود، حکومت ایران که به نقطه بن بست رسیده بود و ادامه آن مسیر برایش غیر ممکن بود مجبور شد به شرایط قدرتهای جهانی تن بدهد. همیشه اولین قربانیان جنگ و تحریم مردم عادی هستند و دولتها در مرحله بعدی آسیب می بینند. برای همین توافق برجام به نفع مردم ایران است. البته جمهوری اسلامی حیله گر هم هست، آقای خامنه ای سالها بر طبل آمریکا ستیزی کوبیده و در نهایت ناچار شده با آمریکا توافق کند، برای همین این بازی ها را هم در می آورد. در این زمینه اصلاح طلبان هم با حکومت اختلاف نظر اساسی ندارند.

شما می گویید اولین آسیب تحریمها به مردم می رسد و بنابراین تحریم اقدام دمکراتیک نیست، از طرفی تحریمها توانست جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره بکشاند. یعنی می توان گفت اثربخشی تحریمهای اقتصادی بر رفتار جمهوری اسلامی به دلیل گستردگی کمی و کیفی اش بود؟

دقیقأ همینطور است، اما تا زمانی که تحریم به این حد برسد که به حکومت فشار بیاورد، آسیبهای اقتصادی و اجپتماعی فراوانی را متوجه مردم عادی می کند. کما اینکه در ایران چنین شد. هر چند این فشار به مردم هم ناخودآگاه به حکومت فشار می آورد و نارضایتی عمومی باعث می شود حکومت به عنوان سوپاپ اطمینان قدری با دنیا کنار بیاید تا اعتراضات عمومی افزایش پیدا نکند.

شما هم گفتید که جمهوری اسلامی به ناچار پای میز مذاکرات نشست، بنابراین ادعای آقای روحانی در خصوص توافق برد-برد صحت ندارد و ایران در ساختن برجام فاعلیت نداشته. بر این اساس آقای ترامپ محل نزاع را درست تشخیص داده که خواستار مذاکرات مجدد و توافق جدید است؟

اوباما و ترامپ در دو دنیای متفاوت زندگی کرده اند که این دو دنیا در فضای جامعه و سیاست ایالات متحده وجود دارد. در جهان ذهنی ترامپ مسئله و دغدغه، مردم نیستند. او فقط به فکر اهداف خودش نظیر مقابله با سپاه پاسداران و غیره است. برای ترامپ مهم نیست که در پی تصمیماتش چه فشاری بر مردم ایران وارد می شود.

خانم کلینتون خواهان تغییر رفتار جمهوری اسلامی بود و شخصیت آقای ترامپ کاملأ ضد جمهوری اسلامی است. با این وجود آقای خامنه ای پیش از انتخابات آمریکا اشاره کرد که ترامپ گزینه بهتری است و تندروها در ایران از این اشاره استقبال کردند. چرا؟

البته به عقیده من هیلاری کلینتون هم برای دمکراتها کاندیدای خوبی نبود و به طرز عجیب و کم سابقه ای نماینده ای از حزب دمکرات تا این حد جنگ طلب بود، اما اصولأ دیکتاتورها از رویارویی با آدمهای تندرو تر استقبال می کنند.  

فکر می کنید مصرف داخلی دارد و سرکوب مردم را برای دیکتاتور آسانتر می کند؟

بله، البته در مورد ایران دولت با ترامپ موافق نبود و حسن روحانی و محمد جواد ظریف بارها ضد ترامپ صحبت کردند.

امروز هم تندروهای حکومت ایران خوشحال هستند که ترامپ در مسیر تعبیر مخالفتهای آنها با برجام حرکت می کند.

آقای ترامپ رسمأ سپاه پاسداران را هدف قرار داد. ابراز خوشحالی تندروهای ایران از مواضع ترامپ نمایشی است و فقط مصرف داخلی دارد. در میان سپاهیان آدم دیوانه زیاد هست و هر چند فرمانده کل سپاه پاسداران ناوهای آمریکایی را تشتک بخواند، اما در این نهاد افراد عاقلی هم هستند که می دانند ایران برای درگیری نظامی با آمریکا از توانایی کافی برخوردار نیست.

آیا ساز و کار حزب جمهوری خواه توانسته مواضع آقای ترامپ را مهار کند و یا تصمیم گیری های او درباره ایران شخصی است؟

بله سخنرانی تازه ترامپ نشان می دهد که او مقداری توسط ساز و کار حزب مهار شده، چرا که مواضع شخصی ترامپ از آنچه دیروز بیان کرد، تند تر است. بنا بر مجموعه صحبتهای قبلی ترامپ، او قصد داشت برجام را برهم بزند، در حالیکه چنین نکرد. ضمن اینکه حتی در موضوعی مثل حذف بیمه درمانی اوباما هم میان جمهوری خواهان شکاف عمیقی وجود دارد و بر سر حمایت از برنامه های ترامپ با هم توافق ندارند.

همانطور که گفتید خلاف انتظارها آقای ترامپ نگفت که از برجام خارج می شود، اما پاسخ آقای روحانی مضطرب و از موضع دفاعی و حتی از سر ضعف بود، مخصوصأ آنجا که خلاف موضع رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، اشاره کرد که با خروج آمریکا از برجام هم ایران پای این معاهده خواهد ماند. تشویش جمهوری اسلامی از چیست؟

یک دلیل تعدیل مواضع ترامپ، مخالفت تمام کشورهای اروپایی با خروج از برجام است. اروپایی ها تمام قد از برجام دفاع کردند. از طرفی آقای ترامپ طوری موضع گیری کرد که در دل جمهوری اسلامی ترس بیاندازد و بنابراین دستپاچگی روحانی و ظریف واقعی و بجا است. برای همین جواد ظریف در سفرهای اروپایی از برجام دفاع می کند و در این راه مثل پینوکیو دروغ هم می گوید که ما در ایران دمکراسی داریم و زندانی سیاسی نداریم و این ادعاهای بی پایه را مطرح می کند.

فارغ از تصمیم نمایندگان آمریکا، انداختن توپ برجام در زمینه کنگره تا چند ماه وضعیت ایران را در حالت تعلیق قرار می دهد. تأثیرات این تعلیق بر ایران چه خواهد بود؟

بله و این تعلیق برای ایران ویرانگر است، زیرا جمهوری اسلامی را در وضعیتی قرار می دهد که نمی تواند برای آینده کشور برنامه ریزی کند. از طرفی احتمال اقدامات نظامی آمریکا -نظیر مسلح کردن نیروهای تجزیه طلب در کشور- را افزایش می دهد و می تواند امنیت ایران را بهم بریزد. مقامات جمهوری اسلامی هم از این خطرات آگاه هستند و فقط برای مردم بلوف می زنند.  

دفاع تمام قد اروپا از ایران تا کجا ادامه خواهد داشت؟

اگر کار به انتخاب بین ایران و آمریکا بکشد، طبیعتأ اروپایی ها ناچار هستند با آمریکا همراه شوند. البته تأثیرات چنین تصمیمهایی بر افکار عمومی جوامع اروپایی شدید خواهد بود. نقش افکار عمومی در دمکراسی های اروپایی خیلی پر رنگ تر و بی واسطه تر از آمریکا است. برای همین اروپا برای حفظ برجام پافشاری خواهد کرد، هر چند در نهایت آمریکا به اندازه ای توانایی دارد که حرف آخر را بزند و اروپا هم مجبور به همراهی اش شود. در نهایت بهم خوردن کامل برجام به ضرر منافع ملی آمریکا هم هست.

وزارت دارایی آمریکا کل سپاه پاسداران را تحریم کرد، عزیز جعفری فرمانده سپاه گفته بود در صورت اجرای مصوبه کاتسا آمریکا ناچار خواهد شد پایگاههای نظامی اش در منطقه را تا شعاع دو هزار کیلومتری که برد موشکهای ایران است به عقب ببرد. ترجمه عملی این تحریم و تهدید چه خواهد بود؟

سپاه پاسداران مثل ارتش شاهنشاهی و یا نیروهای نظامی کلاسیک نیست، سپاه در همه زمینه ها مستقل عمل می کند و بودجه مستقل دارد و رأسأ سلاح خریداری می کند. فشار جدید آمریکا بر بستن این شریان ارتباطی سپاه با شرکتهای خارجی متمرکز است. آمریکا برای تحریم سپاه پاسداران بی گدار به آب نزده و برنامه ریزی و حساب و کتاب دقیق دارد.

وقتی می گوییم سپاه پاسداران: یعنی بخش اعظم اقتصاد ایران.

بله و برای همین در شرایط فعلی هر جمله ناسنجیده ای که از دهان مقامات جمهوری اسلامی خارج شود، به ضرر مردم ایران خواهد بود. سپاه هم به راحتی فشار تحریم را بر گرده مردم خواهد گذاشت. مثل بسیاری از کشورهای فقیر که مردم گرسنه دارند و رهبرانشان بیشتر وقت خود را در اروپا می گذرانند. هر چند هنوز دقیقأ مشخص نیست که کمیت و کیفیت تحریمهای جدید آمریکا در چه حد و به چه شکل خواهد بود.

می گویند برجام اشراف اطلاعاتی آمریکا بر ایران را افزایش داد که در نتیجه مسیر حمله نظامی را از گذشته هموار تر کرده است؟

تصور نمی کنم اینطور باشد، زیرا آمریکا از طریق ماهواره ها و سیستمهای پیشرفته و همینطور پهبادها و جاسوسان بی شمار از قبل بر ایران اشراف اطلاعاتی داشت و این دستآورد برجام نیست. اتفاقأ برجام در جهت دور کردن خطر جنگ بود.

بنا بر سیاست دونالد ترامپ: اگر مسیر جدید به سرنوشت لیبی و عراق برای ایران ختم نشود، کشور را به مسیر کوبا و کره شمالی می برد، با این تفاوت که مردم ایران مثل مردم کوبا و کره شمالی نیستند و امکان فروپاشی حکومت  وجود دارد. در چنین شرایطی آیا ممکن است جمهوری اسلامی به منظور بقاء خودش آغازگر جنگ باشد؟

 

جمهوری اسلامی می داند که توان جنگ با آمریکا را ندارد. منتها آمریکا هم دستکم تا امروز قصد حمله نظامی مستقیم به ایران را نداشته. آمریکا پروژه فروپاشی ایران را دنبال می کند. در ایران انواع و اقسام گسلهای قومی، مذهبی، طبقاتی و غیره وجود دارد که آمریکا می تواند با تحریک و فعالسازی هر کدام از این شکافها، جمهوری اسلامی را گرفتار کند و بنابراین به جنگ مستقیم نیازی ندارد. منتها مسیری که جمهوری اسلامی در آن پا گذاشته، خطر نابودی و فروپاشی کشور و جامعه ایران را در پی دارد. آمریکا هم صرفأ نظاره گر است و از هر شرایطی تنها به نفع خودش بهره می گیرد، همانطور که در جریان سقوط شاه این کار را انجام داد.

اپوزیسیون ایرانی در در برنامه تقابلی ترامپ چه جایگاهی دارد و موضع ملی گرایان در دعوای ترامپ و جمهوری اسلامی چیست؟

دو سر این دعوا برای نیروهای ملی گرا نفعی ندارد. کاخ سفید و کنگره در حال ساختن آدمهای خود در بین ایرانیان هستند.

یعنی پروژه چلبی سازی در جریان است؟

بله و اتفاقأ این چلبی های ایرانی در بین مردم ایران محبوبیتی هم ندارند. در میان انبوهی از ایرانیان که این روزها به کاخ سفید و کنگره و سنا دعوت می شوند، حتی یک چهره ملی و اپوزیسیون شناخته شده به چشم نمی خورد.

این افراد بر چه اساسی انتخاب شده اند؟

آمریکا از چهره های ملی ایرانی می ترسد و نمی خواهد در ایران حکومت ملی بر سر کار بیاید. به چهره های ملی اعتماد ندارد، همانطور که دولت ملی دکتر محمد مصدق را سرنگون کرد. این سیاست در میان جمهوری خواهان پر رنگ تر هم هست و هنوز درس نگرفته اند که این روش در عراق و افغانستان نتیجه عکس داد و به دنبال آن نفوذ جمهوری اسلامی در این کشورها گسترش پیدا کرد.


نظرات بسته است.