بهنام امینی (مهیستان)

جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۶

بخش:
سیاسی - گزارش






برای دهه های متوالی  ترکیه در  منظر سیاستمداران واشنگتن متحدی قابل اتکا و مهم بود،بویژه در دوران جنگ سرد  و پس از دکترین  ترومن،  در سوی دیگر  میل به ارتباط با غرب برای رهبران ترکیه هم  از همان آغاز ایجاد جمهوری نوین این کشور به دست مصطفی کمال  آتاتورک به خوبی نمایان بود با این همه عضویت ترکیه  در پیمان آتالنتیک شمالی ناتو را باید  بخش دیگری از راهبرد طرفین برای همکاری های گسترده سیاسی و نظامی در آن دوره دانست.

طی سالهای اخیر دو موضوع دیگر بر اهمیت روابط ترکیه با آمریکا و بویژه غرب افزود در دور جدید بحران های جهانی  پس از گسترش موج مهاجران غیر قانونی و همینطور گسترش تروریزم، غرب میل داشت در همکاری نزدیک با ترکیه بر این دو چالش فائق آید.  

اما وقتی از رابطه ترکیه با آمریکا سخن می گوییم باید آماده باشیم تا داستان پر فراز و نشیب روابط دو کشور را در دوره های مختلف پیگیری کنیم مانند هر رابطه سیاسی دیگری که مطلق همیشگی و یکدست نیست.

در طی سالهای اخیر بویژه ماههای گذشته این رابطه  دچار شکنندگی شاید بی سابقه ای شده مشخصا هفته گذشته  بازداشت دو کارمند کنسولگری آمریکا در استانبول از سوی مقامات امنیتی ترکیه موجب تنشی کم سابقه در روابط دو کشور و ایجاد بحرانی تحت عنوان جنگ روادید شده است.

نباید از این موضوع چشم پوشی کرد که نقش چینش نیروها در منطقه خاورمیانه و تضاد منافع حاصل از آن برای بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای  و برآمدن گروهها و دسته های نو ظهوری که خواهان سهم از این جغرافیای پر تلاطم هستند جملگی بر روابط دو کشور تاثیری دو چندان گذاشته ، به نحوی که امروز ما شاهد آن هستیم، ترکیه ای که برای غرب قرار بود دیوار و خاکریزی در جهت توسعه طلبی شوری و روسیه کنونی باشد امروز اما  با سرعتی باور نکردنی راه خود را از اردوگاه غرب جدا کرده و رویاهایش را پیش از آنکه در اتحاد با واشنگتن ببیند درکرملین جستجو می کند.

چرخش معکوس  و نگاه به شرق ترکیه  نه تنها این روزها موجب خرسندی  رهبران کرملین شده بلکه به همان میزان می توان گفت  دیگر رقیب قدرت منطقه ای ترکیه  یعنی ایران را هم  خوشحال می کند کشوری  که اساسا با امریکا دچار مشکلات ساختاری سیاسی و چند دهه ای است ،از این بابت تا اینجای کار سود  این چینش و چرخش جدید  را می توان همزمان به حساب روسیه و ایران  هم واریز کرد اینکه این چرخش تا چه اندازه می تواند به حساب ترکیه سود واریز کند یقینا بستگی به شرایط پیش رو دارد.

 

دوراهی جدایی  

 

وقتی باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا با نسخه جدیدی سیاست های منطقه ای ترکیه را بعنوان نخستین سفر خارجی خود انتخاب کرد شاید برای بسیاری حتی خود سیاستمدارن ترکیه نوید فصل جدیدی از رابطه با آمریکا را میداد اما  هشت سال بعد  اوباما درحالی کاخ سفید را ترک کرد که روابطش با رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه آن اندازه سرد شده بود که حتی دو طرف تمایل چندانی به دیدار با یکدیگر نداشتند.

با این همه آنچه آتش اختلاف را میان دو کشور برافروخته کرد آوردگاهی به نام سوریه بود عدم سیاست سفت و سخت دولت اوباما  در قبال اسد و سوریه، دلخوری ترکیه را  فراهم کرد ،از این جهت آنکارا  بر خلاف همه امیدها و انتظارات هرگز نتوانست سیاست متعادلی را با دولت اوباما برقرار کند ودر حالی اوباما با جهان سیاست  بدرود گفت که  اردوغان دلخوری عمیقی از او داشت.

ترکیه در قبال آمدن دولت ترامپ موضعی کمی محتاطانه آمیخته با خوشبینی اتخاد کرد شاید اوج این خوش بینی در پیام تبریک اقای اردوغان به دونالد ترامپ بود که می گفت  فصل جدیدی از رابطه دو کشور آغاز شده  اما هنوز عقربه های ساعت یکسالگی ورود ترامپ به کاخ سفید را نشان نداده که اردوغان در این دلبستگی اش هم  تجدید نظر کرد و مستقیم و غیر مستقیم سیاست دولت جدید آمریکا در منطقه را تهدیدی برای امنیت ملی خود عنوان می کند مجموعه چنین اتفاقاتی عملا ترکیه را بر سر دوراهی قرار داد که هر چه بیشتر از آمریکا دور می کرد.

 

اختلاف دو کشور بر سر چیست

 

بیش از ۴ دهه است که دولت ترکیه با برخی گرههای مسلح کرد  از جمله حزب کارگران کردستان پ ک ک درگیر جنگ داخلی است از اینرو تمامی کنش و واکنش ها و مراوادت کردها در سه کشور ایران عراق و  بویژه سوریه   برای ترکیه امری مهم حساس و در حوزه امنیت ملی بررسی می شود.

پس از طولانی شدن بحران در سوریه ترکیه تلاش کرد در بخشی از نوار مرزی نهصد و یازده  کیلومتری مرز خود با سوریه یک منطقه امن و پرواز ممنوع را بوجود آورد توجیه ترکیه این بود که این منطقه می تواند محل عاری از خشونت برای اسکان آوارگان سوری باشد و همینطور مانعی در برابر ورود و خروج اعضا داعش و گروههای افراطی،  اما حقیقت امر آن بود که ترکیه هدف مهم تری در سر داشت و آن اینکه با ایجاد این بخش در شمال سوریه نوار ممتد ارتباطی کردهای  ی پ گ را از شرق تا غرب سوریه قطع کند.

این مهمترین خواسته ترکیه در طی شش سال گذشته همواره از سوی آمریکا و کشورهای ائتلاف نادیده گرفته شد وترکیه در مسیر دستیابی به این هدف ناکام ماند در عین حال اتفاق دومی که ترکیه را به شدت سردرگم و نگران کرد ائتلاف نانوشته کردهای  ی پ گ  سوری با آمریکا بود. این اتفاق می توانست به قدرت گرفتن هر په بیشتر کردها منجر شود نیروهای  ی پ گ سوری در نبرد با داعش از خود شایستگی های زیادی نشان داده بودند و همین امر باعث شد آمریکا از آنها بعنوان مهمترین نیروی روی زمین در تقابل با داعش یاد کند.  

کردها هم بی میل نبودند با فتح رقه این پایتخت خود خوانده داعش  بخش دیگری از نوار شمالی سوریه را در کنترل خود در آورند و در امتداد این نوار کنترل خود را تا مرزهای عراق گسترش دهند.

به همین دلیل بویژه طی چند ماه اخیر امریکا سد ها (صدها) تن سلاح و مهمات و تجهیزات نظامی در اختیار نیروهای کرد یپگ قرار داد این امر بر نگرانی بیشتر ترکیه افزود ترکیه مدعی شده برای آزاد سازی داعش حدود سد تن (صد) اسلحه و مهمات کافی است در صورتیکه امریکا تا کنون نزدیک به هزار کامیون اسلحه و مهمات به نیروهای یپک کمک کرده و بنابر همین ادعا ترکیه  این حجم از کمک تسلیحاتی و مالی را معنا دارعنوان می کند ترکیه بارها حزب کردی پ ی د سوری و شاخه نظامی آن ی پ گ را متهم به ارتباط و همدلی با  پ ک ک کرده و می گوید   ی پ گ بخشی از این سلاح ها را در اختیار پ ک ک قرار میدهد.  

از این بابت ترکیه همیشه  با دیده شک به این حجم از کمک رسانی آمریکا به ی پ گ نگاه می کند آمریکا در مقابل عنوان کرد همکاری با کردها کوتاه مدت است و لیست تمامی سلاح هایی که به آنها داده شده را در اختیار ترکیه قرار داده است با این حال آنکارا به هیچ وجه نمی تواند مسلح شدن کردها ی سوری را در حاشیه جنوبی مرزهای خود تحمل کند در شرایط پر آشوب سوریه قدرت نظامی عملا می تواند به قدرت سیاسی تبدیل شود و این قدرت سیاسی کردها در شمال سوریه از دید ترکیه می تواند برای کردهای اینسوی مرز تحریک امیز باشد  ورود ارتش ترکیه طی روزهای اخیر به منطقه ادلب (و پیش از آن عملیات سپر فرات ) اگر چه بر اساس توافق مذاکرات آستانه -قزاقستان  است اما عملا نشان دیگری از بی تابی و ناراحتی ترکیه از شرایطی است که توصیف شد.

اما در سال ۲۰۱۶ اتفاق دیگری در ترکیه افتاد که شکاف میان این کشور و آمریکا را بیش از همیشه دامن زد کودتای پانزدهم ژوئیه در این کشور با همه حرف و حدیث هایش یک متهم بزرگ داشت و ان روحانی پر نفوذ فتح الله گولن بود( در نوشته ای جداگانه به نقش فتح الله گولن و سازمان پر نفوذ تحت رهبری اش ادر تحولات یک دهه اخیر ترکیه خواهم پرداخت ).  

گولن این یار دیرین رجب طیب اردوغان و منتقد کنونی دولت ترکیه از سالها پیش به صورت خود خواسته در پنسیلوانیا امریکا اقامت گزیده از سال ۲۰۱۳ تا کنون در ترکیه یک مجموعه از اتفاقات رخ داده که عملا دولت ترکیه گولن و یارانش را متهم به ساماندهی این رویدادها  کرده از حوادث پارک گزی در سال ۲۰۱۳ تا موضوع فساد مالی در دولت ترکیه ،سرآمد همه اینها اما کودتای سال  گذشته بود.

دولت ترکیه با طرح این ادعا و ارسال مجموعه اسنادی برای مقامات آمریکایی مدعی شد گولن و یارانش پشت پرده این کودتا بوده و از آمریکا خواهان استرداد او شده اما نه دولت قبلی اوباما و نه دولت کنونی ترامپ به این خواسته ترکیه پاسخ مثبت نداده اند.

با این حال رویدادهای هفته گذشته و بازداشت دو عضو کنسولگری امریکا در استانبول آنهم به اتهام جاسوسی و همکاری با اعضا گولن اگرچه ظاهر ماجرای اختلاف ترکیه و امریکاست اما حقیقت امر آن است که ریشه اختلافات اصلی دو کشور را نه در این موضوع اخیربلکه  ابتدا باید در تحولات جاری سوریه و پس ازآن در  خودداری امریکا از استرداد فتح الله گولن به ترکیه دانست.

اختلافات دو کشور تا به کجا پیش خواهد رفت؟  

پیش از هر چیزی باید گفت تفکر  رهبران کنونی ترکیه  از بعد فلسفی نسبت به غرب و وبویژه امریکا در حال تغیر بنیادین است مدتهاست که رجب طیب اردوغان این مرد شماره یک ترکیه میل دارد پس از دکترین ترومن مفاهیم جدیدی از رابطه با غرب را تعریف کند مفاهیمی که در آن ترکیه با رویکردی جدید خواهان نقش آفرینی نو در منطقه و اتحادیه اروپا است.

در داخل ترکیه  هم در میان افکار عمومی بویژه قشر سنتی و اسلامگرای ترکیه تصویر مثبتی از آمریکا دیده نمی شود بسیاری از این مردم سنتی و مذهبی ،آمریکا را دوست خود نمی دانند البته این طرز تلقی همه مردم ترکیه نیست اما آنچه روشن است این بخش سنتی و مذهبی که عمدتا تفکرات ضد غربی دارند دست رهبرانشان از جمله آقای اردوغان را برای چالش با امریکا تا حدود زیادی باز گذاشته بویژه پس از کودتای سال گذشته این موج منفی گرایی نسبت به امریکا در دل جامعه ترکیه رو به افزایش بوده.

اما در سویی دیگر در حوزه  اقتصاد، ترکیه و آمریکا دارای مراودات تجاری گسترده ای در حجم سالانه ۱۳٫۷ میلیارد دلار هستند اگر تنش های موجود دامنه دار شود این رقم می تواند به نصف کاهش پیدا کند و از این بابت ترکیه بیش از ایالات متحده آمریکا متضرر  و بیش از هر زمان دیگری  این تنش هاموجب سقوط ارزش لیر در قبال دلار خواهد شد ، شاید ترکیه در قبال آمریکا برگه های بازی را در دست داشته باشد اما رهبران آنکارا میدانند نمی توانند بر روی این سیاست بعنوان یک سیاست راهبردی و بلند مدت همچون ایران حساب باز کنند.

همزمان روسها علاوه بر آنکه بر سر موضوع اوکراین و شبه جزیره کریمه وارد دور تازه ای از تنش با غرب شده اند   تلاش کرده اند بار دیگر با نقش آفرینی مستقیم در سوریه  استیلای گذشته خود را بر سواحل مدیترانه به رخ  رقیبان غربی خود بکشند نزدیکی ترکیه به  روسها در کنار ایران می تواند شرایط بازی جدیدی را در منطقه ایجاد کند.

در واشنگتن هم ظاهرا تلاش برای آرام کردن شرایط  و حفظ ترکیه بعنوان متحد سنتی است ،اما یک واقعیت زیر پوست رابطه شش دهه ای این دو  متحد و دو عضو ناتو در جریان است، بحران سر برآورده میان ترکیه و امریکا را نباید تنها در وجه ظاهری آن در جنگ روادید و ویزا دید ، بحران جای دیگری رقم خورده و نتیجه این بحران هر چه هم که باشد در همان مکان مشخص خواهد شد جایی به نام سوریه ، از این بابت روابط دو کشور دست کم در کوتاه مدت تا حدود زیادی متاثر از تحولات میدانی سوریه خواهد بود وفعلا نمی توان انتظار بهبود نسبی در این روابط را داشت.

واقعیت آن است که دور تازه ای رقابت های منطقه ای با بازتعریف شرایط جدید در خاورمیانه آغاز شده این بازی جدید و بازیگران جورواجور آن با منافع متضاد ، در دل خود این استعداد را دارد که به راحتی جای دوست و دشمن و متحد را تغیر بدهد از این دیدگاه نباید چندان نسبت به یارگیری های جدید در منطقه شگفت زده شد.

در شکل عقلی و بر  روی صفحه  کاغذ نمودار روابط ترکیه و آمریکا نمی تواند بیش از یک حد مشخصی نوسان داشته باشد اما پیچیدگی میدان بازی در سوریه آن اندازه است که نمی توان هیچ گزینه ای را از ذهن دور کرد حتی قطع روابط دو کشور هرچند این امر منافع هیچ کدام از دو کشور را تامین نخواهد کرد و هیچ کدام از دو کشور هم در شرایط کنونی خواهان آن نیستند.

به نظر می رسد منطقه خاورمیانه آبستن اتفاقات تازه است که به صورتی آرام و خزنده در حال رخ دادن هستند آنچه مسلم است شرایط بازی در این حساس ترین منطقه جهان  حتی قابل مقایسه با شرایط یک دهه پیش هم نیست رویارویی سخت قدرت های منطقه ای در آوردگاه سوریه آن هم با قبول بهای سنگین این رویارویی  که حتی گاه به بازی مرگ و زندگی  شبیه می شود  همه و همه  نشان از حس تولد شرایطی جدید در دل خاورمیانه است که هر کس از این واقعه سهم خودش را می طلبد.

 

 


نظرات بسته است.