دماوند-مانی تهرانی: معمولأ کودتاها یک شبه اتفاق می افتند و عمومأ هم خوشآیند مردم نیستند، اما این بار در شبه جزیره عربستان و تنها در عرض یک هفته کودتا که نه، شاید بهتر باشد بگوییم معجزه ای اتفاق افتاد و هستی زنان این کشور را زبر کرد. با فرمان پادشاه ملک سلمان بن عبدالعزیز: زن سعودی که تا دیروز علاوه بر حجاب اسلامی، از شوهرش تازیانه می خورد و بدون اجازه اش حق مسافرت که هیچ، حتی حق خروج از خانه را نداشت؛ حالا می تواند به استادیومهای ورزشی برود و تیمهای محبوبش را تشویق کند، می تواند رانندگی کند، می تواند بدون اجازه مرد به مسافرت برود و حتی می تواند در مقام روحانی مذهبی فتوا صادر کند. حقوق برابری که به نظر می آید مخالفان جدی هم داشته باشد. از جمله اینکه چند روز پس از صدور این فرمانها، کاخ سلام محل اقامت پادشاه سعودی در شهر جده از سوی گروههای بنیادگرا مورد حمله تروریستی واقع شد و دو کشته و سه مجروح بر جای گذاشت. همچنین حسن نصرالله رهبر گروه شبه نظامی حزب الله لبنان و برخی دیگر از شخصیتهای مذهبی و سیاسی به اقدام حاکمان عربستان واکنش تندی نشان دادند و گفتند که او مسلمان نیست.

فرمان تاریخی آزادی زنان عربستان، انگیزه ها و تأثیراتش بر روی کشورهای عربی منطقه و ایران را با “آزاده دواچی” پژوهشگر حقوق زنان از استرالیا در میان گذاشته ام که می خوانید.

*در طی مدت یک هفته با فرمان پادشاه عربستان سعودی به زنان این کشور اجازه داده شد وارد ورزشگاهها شوند، رانندگی کنند، بدون اجازه مرد به مسافرت بروند و حتی در مقام روحانی فتوا صادر کنند، آیا این اتفاق مبارکی است؟

بله برای زنان عربستان اتفاق خوبی است، زیرا فعالان آنها سالها تلاش کرده اند تا حق رانندگی را به دست آورند و برای این منظور به زندان رفته اند و تحت فشار قرار گرفته اند. دستیابی به این حقوق قدم بزرگی است و می تواند بر روی وضعیت زنان در کشورهای منطقه تأثیرگذار باشد. مخصوصأ که وضعیت بد زنان عربستان همیشه به عنوان یک مثال در خاورمیانه مطرح می شد.

*طبعأ زنان عربستان باید مثل زنان بسیاری از نقاط دنیا پیش از اینها به این آزادی ها دست می یافتند، اما سوال اینجاست که چرا اینقدر دیر و دلیل اصلی اعطای آزادی به زنان در این مقطع زمانی چیست؟

تحلیل دقیق این چرایی دشوار است، زیرا در این باره اطلاعات زیادی وجود ندارد. به هر حال لابد حاکمان عربستان هم بدشان نیامده تا با بسیاری از کشورهای جهان همگام شوند. عده ای گفتند پیآمد سفر ترامپ بوده، اما من فکر می کنم مقامات سعودی با این کار خواسته اند در فضای بین المللی نسبت به خود موج مثبت ایجاد کنند و فشارها را از روی شانه کشورشان بردارند. این تصمیم، بافت پیچیده ای دارد که تحلیل یکجانبه آن درست و دقیق نیست. بافت بسیار سنتی و مذهبی جامعه عربستان دلیل دیرهنگام بودن این اصلاحات است که به هر حال امیدوارم این گام مثبت ادامه دار باشد.

*این حقوق از سوی حکومت به زنان اعطا شده یعنی دستآورد زنان نیست. تجربه ای که در ایران دهه پنجاه خورشیدی تحت عنوان انقلاب سفید شاه و مردم به اجرا درآمد و شکست خورد و به انقلاب ۵۷ انجامید که در پی آن تمام حقوق برابر زنان ایران از دست رفت. آیا عربستان سعودی در حال تکرار همان مسیر است؟

البته آنطور که در فضای مجازی می بینیم زنان عرب هم در حوزه زنان فعال بوده اند، هر چند فعالیت آنها با فعالیت زنان ایران و دیگر کشورها متفاوت است. به عنوان مثال در مورد رانندگی زنان کمپین درست کردند یا در مورد حجاب هم زنانی بدون حجاب در خیابانهای عربستان راه رفتند و ویدئو آن را منتشر کردند، اما بله کمیت اینگونه فعالیتها در میان زنان عرب زیاد نبوده. تصمیم جدید حکومت عربستان در مورد زنان تا این لحظه مثبت بوده. ضمن اینکه شرایط ایران چهل سال پیش با عربستان امروز خیلی متفاوت است. امروز شرایط جهانی که عربستان هم در آن قرار گرفته با قدیم تفاوت دارد. قطعأ حکومت عربستان حقوق و آزادی هایی که داده را پس نمی گیرد، اما هنوز موانع زیادی بر سر راه زنان این کشور وجود دارد. سرنوشت زنان عربستان مثل زنان دهه پنجاه ایران نخواهد شد.

*در مورد انقلاب سفید ایران می گفتند سیاست جان اف کندی (رئیس جمهور وقت ایالات متحده) بوده که از شاه خواسته تا به زنان حقوق برابر با مردان داده شود، امروز در مورد عربستان هم سوء ظنها تقویت شده که دونالد ترامپ خواسته تا این اصلاحات صورت بگیرد. به نظر شما این اتفاق باعث می شود افکار عمومی بگوید ملک سلمان (پادشاه سعودی) دست نشانده آمریکا است و یا رفتار عربستان به الگویی برای حکومتهای منطقه تبدیل می شود؟

من این سوء ظن را قبول ندارم و حتی اگر هم این اصلاحات خواسته دونالد ترامپ بوده باشد، ابتدا این خواست آزادی در زنان عرب دیده شده و نمود و انعکاس بیرونی داشته که ترامپ را به این فکر واداشته و یا احتمالأ ملانیا همسر ترامپ در سفر به عریستان با زنان این کشور درباره خواسته هایشان گفت و گو کرده. سوء ظن مطرح شده به این دلیل مردود است که از سالها قبل رابطه آمریکا و عربستان خوب بوده و از این اتفاقات رخ نداده. بنابراین فکر می کنم در انجام این اصلاحات، وجهه بین المللی نقش اساسی داشته است. حقوق برابر مطالبه زنان عرب بوده که با طرح آن در مجامع بین المللی، موفق شده اند به آن دست پیدا کنند.

*چندی پیش که عریستان سعودی به ریاست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد انتخاب شد، بسیاری از حقوقدانان و فعالان حقوق بشر اعتراض کردند؛ اما امروز یکی از نتایج این ریاست، گسترش آزادی در عرستان بوده. عده ای می گویند این روش استفاده از هویج به جای چماق در رابطه با ایران هم می تواند الگوی مناسب و موفقی باشد. نظر شما چیست؟

اولین هدف دیکتاتوری های مذهبی، زنان هستند و این نوع حکومتها فقط در برابر فشار زیاد عقب نشینی می کنند. فراموش نکنیم که در ایران قدرت مذهبی داریم که مخصوصأ در حوزه زنان از مواضع خود کوتاه نمی آید، زیرا فکر می کند با استفاده از مذهب و به وسیله فشار بر روی زنان می تواند قدرت و تسلط خود بر جامعه را حفظ کند. در ایران فمینیسم دشمن حکومت محسوب می شود.

*با وجود این آزادی ها اما همچنان زنان عربستان محجبه هستند و برای انتخاب پوشش خود آزادی ندارند، در ایران هم زنانی که به مجلس و دولت راه پیدا می کنند همین شرایط را دارند. فکر می کنید آیا مفهومی به نام فمینیسم اسلامی وجود دارد؟

اسلامیزه کردن مطالبات دلیل اصلی عدم تغییر قوانین ضد زن در ایران است، در ایران یک بافت مذهبی تمام ساختار حکومت و دستگاه اجرایی را تشکیل داده که به سادگی قابل تغییر نیست. عده ای می گویند برای پیگیری حقوق زنان در میان چنین ساختاری باید از اسلام استفاده کرد. هر چند در طول سالیان گذشته این تئوری در ایران جواب نداده، اما از سوی دیگر می بینیم که زنان نسبت به گذشته خیلی پیشرفت کرده اند. به عنوان مثال جنبش مدنی زنان در ایران شکل گرفته و یا زنان در مسابقات ورزشی شرکت می کنند. از این جهت که زنان توانسته اند در مسابقات ورزشی شرکت کنند و یا به مجلس راه پیدا کنند، اسلامیزه کردن فمینیسم اثر مثبت داشته، اما از سویی هم مضر بوده و باعث شده قوانین ضد زن همچنان دست نخورده باقی بمانند. یعنی تا زمانی که قوانین کشور سکولار نباشد این نقیصه ادامه دارد. حتی در کانتکست اسلامی حکومت هم می توان بی حرکت نماند، مثلأ الان زنان مذهبی جمهوری اسلامی هم برای حقوق زن تلاش می کنند. پروانه سلحشوری و شهیندخت مولاوردی چادر به سر دارند و از داخل حکومت می آیند، اما سعی می کنند از حقوق زنان هم دفاع کنند.

*بنابراین در نهایت این حرکات هم به فمینیسم ختم می شود و مفهومی به نام فمینیسم اسلامی در واقعیت وجود ندارد؟

منظورم این است که فمینیسم اسلامی را در فعالیت زنان داخل حکومت ایران -مثل پروانه سلحشوری- می توان دید.

*فمینیسم و فمینیسم اسلامی دو مسیر جدا از هم و یا در امتداد یکدیگراست؟

در امتداد هم است و به نوعی هم افزایی دارد و به هم کمک می کند. برای همین من که فمینیست سکولار هستم هم از حرکت فمینیستهای اسلامی حمایت می کنم، زیرا به هر حال حرکت آنها هم -حتی اگر گام کوچکی باشد- در جهت احقاق حقوق زنان است. قسمت سخت ماجرا این است که ما می خواهیم قوانینی را تغییر دهیم که بر پایه حکومت یعنی بر شریعت استوار است.

*با این حساب آزادیهای زنان در عربستان هم متزلزل است، زیرا آزادیها به فرمان پادشاه داده شده و قانون شرع همچنان در این کشور حاکم است و با این آزادیها تناقض جدی دارد.

بله متأسفانه در مورد عربستان هم اگر پای مسائل شرعی به میان بیاید، این آزادیها متزلزل خواهد شد. مشکل اصلی در ایران و عربستان همین است که شرع بر همه امور و از جمله بر قانون مدنی حاکم شده. از طرفی هم نمی توانیم تا روزی که قانون شرع تغییر کند منتظر بمانیم و دست روی دست بگذاریم. باید تلاش کنیم، کما اینکه با همین تلاشها دستآوردهایی هر چند کوچک به دست می آید.

*نقش مسائل بیرونی مثل سیاستهای -خصوصأ اقتصادی- کشورهای غربی بر حقوق زنان در کشورهای منطقه چیست؟

طبیعتأ منافع اقتصادی که در خاورمیانه وجود دارد به حقوق بشر و از جمله حقوق زنان و کودکان می چربد. مثال آن هم روسری به سر کردن زنان سیاستمدار غربی در سفر به ایران است.

*زنان کابینه سوئد گفته بودند اگر ایستادگی می کردند و حجاب را نمی پذیرفتند، ایران به آنها ویزا نمی داد و بنابراین میزان نفوذ و دسترسی شان به ایران کمتر می شد و این قطع ارتباط به ضرر حقوق زنان ایران بود. نظر شما چیست؟

البته وزرای زن دولت سوئد در تهران یک میهمانی برگزار کردند و از مقامات ایرانی هم دعوت کردند و در آن میهمانی بدون حجاب بودند که این حرکت مثبتی بود. ضمن اینکه مثلأ می توانستند درخواست کنند دیدار رسمی در سفارتخانه سوئد در تهران برگزار شود که دیگر نیازی به پوشش حجاب نداشته باشند. ابزارهایی وجود دارد که به ایران فشار بیاورند تا حجاب را دستکم برای زنان خارجی اجباری نکند. هر چند طبعأ برای غربی ها هم منافع سیاسی، اقتصادی و مسائل چند جانبه پشت پرده در ارتباط با ایران به مسائل زنان ارجحیت دارد و حجاب را مسئله داخلی کشور می دانند که نمی خواهند در آن دخالت کنند.

*این ادعا که حجاب را جزو فرهنگ ایرانیان معرفی می کند، ساخته جمهوری اسلامی است؛ بعضی سیاستمداران زن غربی هم گفته اند ما به فرهنگ کشور میزبان احترام می گذاریم. تأثیر منفی این دروغ در افکار عمومی کشورهای غربی چیست؟

بله حجاب فرهنگ ایرانی نیست. حجاب اجباری و ابزاری برای سرکوب زنان است. این اشتباه در جوامع غربی هم وجود دارد و اینجا خیلی از مردم تصور می کنند همه زنان ایرانی روسری به سر می کنند. مخصوصأ در خارج از فضای آکادمیک، ایرانی ها را با عربها یکی می دانند و فکر می کنند پوشش هر دو نژاد یکی است و هر دو حجاب دارند. بسیاری از شهروندان غربی نمی دلنند حجاب زنان ایرانی که در رسانه ها می بینند اجباری و تحمیلی است.

*مقامات جمهوری اسلامی تا امروز برای دفاع از عملکرد خود در حوزه زنان: در مجامع حقوق بشری و رسانه ها عربستان سعودی را مثال می زدند و کشورهای غربی را به برخورد دو گانه متهم می کردند که به ایران و عربستان نگاه برابر ندارند. امروز این حربه از دست جمهوری اسلامی خارج شده و اتفاقأ می توان گفت “عربستان هم کشور مذهبی است، اما به زنان آزادی داده؛ شما چرا به زنان ایرانی آزادی نمی دهید؟” فکر می کنید تأثیر این اتفاق بر وضعیت زنان ایرانی چه باشد؟

الان بیشتر کاربران در فضای مجازی می گویند وضعیت زنان ایرانی در قعر جدول دنیا قرار گرفت. این اتفاق می تواند به فعالان زن ایرانی نیرو و انگیزه ای تازه ببخشد. حتی زنان داخل حکومت ایران را هم تحت تأثیر قرار خواهد داد و انگیزه تغییر را افزایش می دهد. از طرفی به دولت ایران هم تلنگر می زند که کشورهای منطقه در حال تغییر هستند و ایران هم به تغییر -مخصوصأ در حوزه زنان- نیاز دارد.


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.

مطالب دیگر