یادگار فرداد

دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶

بخش:
اجتماعی - یادداشت‌ها






بخش نخست. پیش از تاریخ

وضعیت زنان در دوران پارینه سنگی (۲)

درهم‌آمیختگی کوچنده‌های خاور نزدیک با غارنشینان اروپا فرهنگ جدیدی را بوجود آورد.  آنها که از خاور نزدیک می‌آمدند ابزارهای به مراتب حساس‌تر و ظریف‌تری داشتند که هرکدام کاربرد جداگانه‌ای داشت. شیوه‌ی زندگی‌شان در غار نیز متفاوت بود بطوریکه هنرِ غارنگاری را در ابتدا نزد اینان می‌بینیم و دورهم‌نشینی در غار نیز کم‌کم دارای مراسم و مناسکی ‌شد. اوج هنر غارنگاری مربوط به فرهنگ مگدانلی (Magdalenian) بین ۱۷۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ قبل از میلاد است که نقش حیوانات درحال انقراض در اروپا را بر دیواره‌ی غارها جاودان کرده است.

این ابزار و هنر و آمیختگی فرهنگِ تازه، پشت سرگذاشتن یخبندان و جان‌یابیِ دوباره‌ی طبیعت و وفور غذا پرده‌ی جدیدی از تاریخ زندگی انسان را در گستره‌ی زمین رقم زد. در این هنگام زنان کجایِ این شکوفایی قرار داشتند؟ زنان با مهارت بسیار در هم‌زیستی با طبیعت (بافت تور برای ماهیگیری، اختراع ابزار ظریف برای جمع‌آوری گیاهان و غذا، مهار آتش در تاراندن حیوانات وحشی و پخت غذا، تهیه لباس از پوست حیوانات) نقش حساسی درکوچ به خاور نزدیک و بازگشت بعهده ‌داشتند. ناگفته نماند در قحطی و یخبندان و نبودِ غذا بیشتر بچه‌دار می‌شدند و هنگام گرسنگی آنها را می‌کشتند و غذای گروه خود را فراهم ‌می‌کردند. در خاورمیانه، رابطه‌های میان‌گروهی یا میان‌‌قبیله‌ای پررنگ‌تر شدند. مردان به شکار می‌رفتند و زنان به کار کاشانه‌ ساختن با چوب و سنگ و پوست حیوانات مشغول می‌شدند. وفور غذا زمان بیشتری در اختیار زنان گذاشت تا ابزار جدیدی برای کار روی پوست حیوانات بسازند.

گسترده‌تر شدن رابطه میان قبیله‌ها و قوت‌گرفتنِ اهمیت کودکان در پیوند‌های میان‌قبیله‌ای، رنگ دیگری به حضور زنان در این قبیله‌ها داد. حضور همیشگی زنان در اجتماعشان نقش اصلی انتقال فکر و طرح و نقشه را به آنها داد و حتی بر سر موضوعاتی نظیر پیمان‌های میان‌قبیله‌ای برنامه‌ریزی می‌کردند. چون دراصل هرکدام از آنها در ارتباط با مردانِ قبیله یا گروه خود از شیوه‌ی شکار آنها و اندازه‌ي مهارتشان باخبر شده و در اجتماعات زنانه‌ی خود به این موضوع می‌پرداختند. پیوند‌ میان زن و مرد نیز بر‌اساس همین اظهار نظر درباره‌ی مهارتشان به ترتیب در جمع‌آوری غذا (برای زنان) و شکار (برای مردان) برنامه‌ریزی می‌شده‌ و نتیجه‌ی گفتگوها شب، هنگام گردهمایی همگان به مردان منتقل می‌شده است.

 

با گذار کامل از یخبندان و گشاده‌دستی طبیعت، زنان مجال بیشتری برای تبادل دانش تجربی خود درباره‌ی جمع‌آوری مواد غذایی، تغییرات محیط و فصل با یکدیگر یافتند. با توجه به زمان عادت ماهانه ،دوره‌ی بارداری تا زایمان و همچنین تکرار زمان باروری طبیعت (در تغییر فصل) پی به کارکردِ تغییر فصل بردند و به فکر ساختن تقویم افتادند. خطوط نقش شده بر استخوانها به شکل یک صفحه‌ی استخوانی (سنتی مردانه) و حکاکی روی برخی نمایه‌های زنانه یا حیوانی (سنتی زنانه) گواهِ گاهشمار فصولِ آن دوران با تکیه بر دستگاهِ گاهشمار قمری هستند. توجه به تغییرات روی زمین نگاهاشان را رو به آسمان برد تا رابطه‌ی میان این دو را دریابند و ستاره‌شناسی در نوع خود نیز دارای اهمیت شد. این کشف و آن نیازهای اولیه پایه‌گذار بسیاری آداب و رسوم شدند که به تدریج راه به اسطوره‌ها و بعد به مذاهب بردند. جشن بلوغ پسران و دختران که طی آن خواندن گاهشمار مردانه یا زنانه را می‌آموختند از این دست آداب و رسوم است. با دقت در شمارش روزهای بارداری گاهی حتی می‌توانستند روز دقیق تولد را پیشگویی کنند. بعنوان نمونه زنان سرخپوست یوروک (Yurok) سبدی را برای زن باردار نگه می‌داشتند و هر روز یک تکه چوب در آن می‌انداختند و در انتهای هر ماه یک تکه چوب در سبدِ شمارش ماه می‌انداختند تا به ده تکه برسد و زمان زایمان. (Boulding 80)

غارنگاره‌های این دوران نقش حیوانات و گاهشماره‌های ماهانه را نشان می‌دهند که از نظر ا. بولدینگ اولی منسوب به مردان و دومی منسوب به زنان است. غارنگاری بخشی از مراسم‌های آن دوران بوده که در محل خاصی از غار بطور دوره‌ای تکرار می‌شده و کشفِ غارهای بسیاری در فرانسه گواه این حقیقت هستند. نگاره‌‌های زنان و مردان و کودکان در حال انجام آیین‌ها و مناسک بر دیواره‌ی غارها مُهر تأییدی بر حضور یکسان آنها در مراسم آیینیِ آن دوران است. این غارنگاره‌ها تنها مربوط به شکار و شکارچی(سنت مردانه) نیستند بلکه نشان‌های نمادینی از مناسک و یا جمع‌آوری و نگهداری غذا (سنت زنانه) هستند.  چنانچه این گونه غارنگاری‌ها را ثبت بدانیم می‌توان گفت زنان و مردان بطور یکسان حقایق زندگی را ثبت می‌کرده‌اند. مشاهده‌ی رشدِ گیاهان نخستین پایه‌های کشاورزی را بدست زنان ریخت که بعدها چه در تقویم‌هایشان و چه در دیوارنگاره‌هایشان راه پیدا کرد. نکته‌ی قابل توجه دیگر ظرافتِ شیوه‌ی نگاره‌گری‌ست که انسان را وامی‌دارد به آنها بعنوان خاستگاه هنر، علم، فلسفه و حتی مذهب نگاه کند و بیاندیشد. (Boulding 82)

 

پیکر‌ه‌های حیوانات (منسوب به مردان) و پیکره‌های نُمادین باروری (منسوب به زنان) نیز در برگزاری آیین‌ها نقش بسزایی داشته‌اند. برخی از این خُردپیکره‌ها کاربرد گردن‌آویز را داشته‌اند و برخی یک‌بار مصرف بوده‌اند مانند پیکره‌هایی که برای آرزوی سلامت‌ بارداری و زایش می‌ساختند و نگهداری می‌کردند و پس از زایمان آن را دور می‌انداختند. (Boulding 83) پیکره‌های زنانه‌ی بسیاری وجود دارند که تنها به یکی از اعضای بدن زن (مانند سینه‌، فَرَج، سرین، دست‌ها و یا اندام کاملِ بی‌صورت) پرداخته‌اند که نمادهای متفاوتی را برای مراسم متفاوتی بازمی‌نمایند بدون کوچکترین نشانی از اینکه به هدفِ ستودن تنِ زنانه تراشیده یا کشیده شده‌ باشند. همچنین نباید از یاد برد که هنوز صحبت از پیکره‌‌های مادر-الهه در میان نیست اما برخی از این پیکره‌ها که در ارتباط با نخستین نگاه‌ها به زمین و آسمان برای روییدن گیاهان خلق شده‌اند بعدتر تبدیل به پیکره‌های مادر-الهه‌ی باروری در عصر کشاورزی می‌شوند. به بیان دیگر، می‌توان رد پای نخستین نمادهای مادر-خدا را در این پیکره‌ها دید.

نکته‌ی دیگر درباره‌ی غارنگاره‌ها وجود شکلِ نمونه‌های اولیه است که گواه بر ساختار ذهنی انسان‌ها در تمامی فرهنگ‌ها و دوران است. دگرگونی تازه در قشر مغز انسان، مجموعه‌ای از دگرگونی‌ها را در شیوه‌ی مشاهده، حافظه، مقایسه، ارزیابی و گزینش او از پی آورد. البته قدرت مشاهده تنها محصول توانایی جدید انسان نبود بلکه بایستی نیاز اجتماعی و آموزش را به آن افزود. درباره‌ی آموزش نیز زنان نقش پررنگی دارند چون آنها بیشترین زمان را با کودکان می‌گذرانند. آموختن و آموزش دادن هر دو از ویژگی‌های رابطه‌ی قوی اجتماعی زنان هستند.

در این دوران هنوز با جنگ انسان‌ها با یکدیگر روبرو نیستیم. اگرچه گروه‌ها و قبیله‌ها هر کدام قلمرو خاص خود را برای شکار دارند ولی چنانچه یکی به قلمرو دیگری وارد شود جنگ به پا نمی‌شود. تدارکات آیینی برای این دوران بسیار گسترده‌تر از تدارکات جنگی هستند. (Boulding 86) حضور زنان در این جشن‌های آیینی بسیار چشمگیر و بسزاست یا به زبان امروز در حوزه‌ی عمومی بسیار فعال هستند.

انتهای این دوران گذار از عصر شکار است که راه را برای انقلاب کشورزی هم در اروپا و هم در خاورمیانه هموار کرد. دومین پیشرفت شگفت‌انگیز ساخت ابزار جدید و توربافی و سفال‌سازی و گنجانه (برای انبار دانه‌ها و پیش‌مقدمه‌ای برای انقلاب کشاورزی) است که سهم و نقش زنان درآن را نمی‌توان به هیچ‌وجه نادیده گرفت. کلام آخر اینکه نقش زن و مرد در دوران پارینه‌سنگی در جهت ادامه‌ی حیات گروه یا قبیله است و تعیین نقش به منظور سرکوب یا برتری جنسی نیست.

کتابنامه

Boulding, Elise. The Underside of History. Ed. Revised Edition. Vol. 1. London: SAGE, 1992.

توضیح تصویر: زنان در حال غارنگاری، نگهداری کودک، ساخت ظروف سنگی، حکاکی بو سیله‌ی شاخ گوزن، آتش‌بانی و نگهداری از نوزادان، ساخت ابزار و لباس برای استتار، کاوش غذا درمیان علف‌ها، ماهیگیری با دست و جمع‌آوری گیاهان و علفیجات.

منبع تصویر: برگرفته از The Underside of History به قلم اليز بولدينگ.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر