سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶

بخش:
مطالب ویژه






ایران مملکتی است از تعدادی ایل و  قوم، که سلسله ها و خاندان های این کشور را تشکیل می دهد، تشکیل شده است. تاریخ این سرزمین تاریخ این ایلات و اقوام است جنگ و صلح، فتح و شکست، ضعف و قوت ایرانشهر منوط به وحدت و همت این ایلات یا اختلافات بین آنها بوده است. دشمنان ایران غالباً با ایجاد نفاق بین این دودمان های بزرگ صدمات فراوان به این مملکت وارد آورده اند و در تاریخ به این مسئله مکرر بر میخوریم که دشمنان سرزمین ما برای تصاحب این آب و خاک غالباً لبه تیز تیغ را به قلب این عشایر و ابلات فرود آورده اند.

قتل خسرو قشقایی یکی از همان موارد را نشان می دهد. ایل قشفایی که خود ترکیبی از چند عشیره می باشد به شجاعت و وطن پرستی شهرتی بسزا دارد. صولت الدوله که پدر در پدر ریاست و سرداری این ایل نجیب را به عهده داشته است یکی از ملیون بنام ایران بود و پسران او ناصر خان و خسرو خان در دامن  پدری ایراندوست و غیور تربیت شدند، آنها را برای شناخت تمدن غربی به خارج فرستاد تا با کسب علم و اطلاعات بیشتر و آموزش راه و رسم نوین خدمات شایسته تری را به آب و خاک خود انجام دهند.

در نهضت ملی شدن نفت، خود و ایلش به جنبش مصدق پیوستند و در راه پیشرفت مقاصد شریف و خیر خواهانه دکتر مصدق که خدمت به ایران و اعاده ثروت و حیثیت به کشور بود، از هیچ چیز مضایقه ننمود و این عهد و پیمان برای این مردان ناگسستنی بود و بر سر آن استوار ماندند و به گناه وفاداری به مصدق و جنبش ملی به زندان افتادند و خسرو خان که جسارت بیشتری بخرج می داد تحمل مشقات زیادتری نمود و در رژیم گذشته پس از طی دوران زندان غالباً در تبعید عمر گذراند.

در جریان انقلاب به ایران مراجعت کرد و مانند بسیاری خمینی را منجی و مردی روحانی و عالم ربانی انگاشت و دربادی امر به هیچ وجه سر سرکشی نداشت. خمینی با رفتار خشونت آمیزی که در پیش گرفت و با وعده های دروغ، زنهار دادن ها و خدعه کدن و به قتل رسانیدن مردم، بیش از پیش سوء ظن ایلات را بر انگیخت.
ایل قشقائی بنا بر سنت خود که حفظ شعایر ملی و ایرانیت بود، صبر و شکیبایی جایز ندید و در قلمرو خود “فارس” دست به شورش گذاشت. پاسداران بر آنها یورش بردند و تاجای ممکن این مردان بی گناه را که جز دفاع از حق و راستی و شرف ملی راهی دیگر نمی پیمودند و جز بقا و پایداری ایران، در سر سودائی دیگر نداشتند، کشتند و سران قوم و زنان و کودکان را بند کشیدند.

ناصر خان توانست فرار کند و خسرو خان پنهان بود، اما او را یافتند و به جرم اغتشاش بر علیه جمهوری اسلامی به زادگاهش بردند  و در جلوی چشم ایل و تبارش به چوبه دار آویختند و این بی شرمی و رذالت را با بوق و کرنا در رادیو و تلوزیون و در روزنامه های خود نوشتند.

قتل خسرو خان قشقایی, با آن سبوعیت پیام روشنی بود از سوی حکومت جمهوری اسلامی, که پایگاه های اساسی ملیت ایرانی و هر آنچه مربوط به آن  است بی هیچ ملاحظه ای، برای حفظ جمهوری اسلامی باید مورد سرکوب قرار بگیرد.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر