مانی تهرانی

سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶

بخش:
رفراندوم اقلیم کردستان عراق - گفت‌و‌گو






قوم کرد که از مادها ریشه می گیرند در کنار قوم پارس از اولین ساکنان فلات ایران بوده اند. مهمترین نشانه این روایت تاریخی برگزاری جشن نوروز -به عنوان نماد ملی ایرانیان- در تمام سرزمینهای کردی است. در جنگ چالدران بخشی از خاک کردستان به تصرف امپراطوری عثمانی -که بازمانده اش کشور ترکیه امروزی است- در آمده. در پی سقوط عثمانی و بعد از پایان جنگ اول جهانی بنا بر قراردادی که میان سایکس و پیکو نمایندگان انگلستان و فرانسه امضاء شد، نقشه منطقه تغییراتی کرد و مرزهای جغرافیایی جدیدی کشیده شد که کشورهای عراق، سوریه و اردن حاصل این مرزکشی جدید است و سرزمینهای کردی که در مرزهای عثمانی بودند نیز بین این کشورها تقسیم شد. در سال گذشته موعد این قرارداد صد ساله به سر آمد. در طول این صد سال کردهای منطقه همواره با دولتهای مرکزی خود درگیری داشته اند. دعوایی که کردها آن را مبارزه برای مطالبه حقوق مدنی، فدرالیسم و یا استقلال می خوانند و دولتهای مرکزی آن را شورش و کردهای درگیر را تروریست معرفی می کنند. در این سالها به میزانی که کردها و دولتهای مرکزی منطقه سلاح را زمین گذاشته و با یکدیگر از در مذاکره و گفت و گو وارد شده اند، نفع بیشتری عاید هر دو طرف شده و مردم کرد آرامش، امنیت و پیشرفت بیشتری را تجربه کرده اند. نمونه این تجربه مثبت در دوران مذاکرات دولت ترکیه با کردهای این کشور اتفاق افتاد که شاید از نظر رشد و توسعه اقتصادی در تاریخ این قوم کم سلبقه باشد. فضایی که البته با وجود دستآورد بزرگ راهیابی حزب کردی به مجلس این کشور، ادامه پیدا نکرد. آن طرف در سوریه چند ماه پیش ارتش ایالات متحده آمریکا به منظور نبرد با داعش یگانهای شبه نظامی کرد را به سلاحهای سنگین مجهز کرد. در عراق بعد از سرنگونی صدام توسط آمریکا، قانون اساسی فدرال نوشته شد و از آن تاریخ اقلیم کردستان به شکل خودمختار توسط دولت محلی اداره می شود، اما امروز مسعود بارزانی رئیس دولت محلی اقلیم کردستان خواستار جدایی از عراق شده و برای این منظور در تاریخ ۲۵ سپتامبر همه پرسی استقلال برگزار کرد، رفراندومی که به باور ناظران نتیجه آن از پیش مشخص بود که اکثریت کردهای عراق به جدایی رأی مثبت می دهند. هرچند آقای بارزانی گفت از فردای این رأی گیری لزومأ کردستان از عراق جدا نخواهد شد، دولت مرکزی عراق، ترکیه و ایران این زنگ خطر را مقدمه جدایی و به نوعی اعلان جنگ تلقی کردند. دولت آمریکا این همه پرسی را غیر قابل قبول و غیر سازنده خواند و تنها دولت اسرائیل است که علنأ از همه پرسی و استقلال کردستان حمایت می کند. از سویی تقابل کشورهای منطقه با کردستان عراق می تواند به جنگ قومی در منطقه دامن بزند و در نقطه مقابل پذیرش آن هم می تواند به دومینو تجزیه قومی در کشورهای منطقه منجر شود. در این شرایط راهکار ایران چیست تا هم یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور را حفظ کند و هم از بروز خشونتهای قومی جلوگیری کند؟

جنبه هایی از بحران امروز کردستان را با “حمیدرضا مسیبیان” فعال حقوق بشر ساکن کرمانشاه در میان گذاشته ام که می خوانید.

*بر اساس اسناد تاریخی قوم کرد جزو اولین ساکنان فلات ایران بوده اند و از این جهت ریشه همه کردها ایرانی است، اما امروز سهم این ایرانیان از منابع و اداره امور کشور چقدر است؟

شکی نیست که استبداد باعث ایجاد مشکلات مردم است، اما کردها به دلیل قرار گرفتن در حاشیه مرزهای کشور -و با کمال تأسف: به خصوص کردهای اهل سنت- از منابع و اداره امور کشور سهم بسیار اندکی دارند و عملاً شهروند درجه دو محسوب می شوند. حتی به جرأت باید گفت از دید مقامات امنیتی، کردهای اهل سنت در حالت عادی هم شبه مجرم هستند، مگر آنکه به قولی عکسش را نشان دهند (ضرب المثل) در همین راستا سهم آنها در اداره امور کشور هم بسیار اندک است.

*در جنگ چالدران قسمتی از کردستان به عثمانی واگذار شد، اما همان بخش هم که در جغرافیای ایران باقی ماند، دستکم از دوره رضا شاه تا امروز با حکومت مرکزی ایران مشکل دارد. ریشه این مشکل در کجاست؟ آیا ظلم و اجحاف باعث واکنش کردها شد و یا مرکز ثقل تنش در نقطه دیگری کلید خورده؟

به نکته درستی اشاره کردید که ریشه مشکل به زمان رضا شاه باز می گردد. پیش از آن در ایران چیزی به عنوان بحران قومی به این شکل وجود نداشت. البته حرکت سمکو در مناطقی وجود داشت، اما ابداً نمی‌توان آن را حرکتی قومی دانست که حتی خود سمکو بخش زیادی از کردها را سرکوب کرد. کما اینکه در جریان مشروطه هم مطالبات قومی کردها را نمی‌بینیم. ریشه و عامل مشکلات در ظلم حکومتها است که منجر به واکنش بدتر کردها شده. البته تحریکات خارجی هم در گسترش مشکل نقش موثری داشته اند و یک عامل اصلی مشکلات هستند؛ اما اگر دولت مرکزی روش درستی داشته باشد، به طور قطع مسائل به این شکل بروز پیدا نمی کند. نمونۀ روشن این شرایط دولت دموکراتیک دکتر مصدق است که با وجود آزادی مردم، تنش قومی در کشور رخ نداد. این نشان می‌دهد که اگر روش دولت مرکزی صحیح باشد و ظلم در کار نباشد، اکثریت مطلق اقوام هم خواهان همزیستی مسالمت آمیز با بقیه مردم هستند.

*یک استدلال حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله این است که تعداد زیادی از اعضاء آنها در ایران اعدام شده اند و حتی اشخاصی نظیر آقایان قاسملو و شرفکندی که قصد مذاکره با دولت مرکزی داشتند هم ترور شدند و بنابراین راه حل گفت و گو به بن بست رسیده. چنین دیدگاهی در میان توده های کرد ایرانی چه جایگاهی دارد و نظر مردم کرد -که فرزند یا عزیز از دست داده اند- درباره نوع ارتباط با حکومت مرکزی چیست؟

قطعاً ترور مذاکره کنندگان اقدامی غیر اخلاقی است و باعث بروز نفرت شدید در میان هواداران آنها می شود، اما قاطعانه عرض کنم که اکثریت کردها هنوز هم اگر امکان مذاکره و احقاق حق داشته باشند، از گفت و گو استقبال می‌کنند. طبیعی است کسانی که هزینه داده‌اند دید تندتری داشته باشند، اما به نظرم همانها هم از امکان مذاکره استقبال کنند. واقعیت این است که حاکمیت ایران به روند مذاکره روی خوش نشان نداده و به خصوص نسبت به گروه‌هایی بسان کومله و دموکرات رویکرد تندی دارد. یعنی مسئله از طرف کردها نیست بلکه از طرف دولت است.

*در قانون اساسی فعلی ایران شهروند به رسمیت شناخته شده  شیعه است، از طرفی مولوی عبدالحمید بارها خواستار نگاه برابر به اهل سنت شده. آیا می توان گفت کردهای سنی ایران در شرایط تبعیض مضاعف زندگی می کنند؟

قطعاً اهل تسنن دچار یک سری ظلم‌های سیستماتیک هستند و نسبت به آنها نگاه برابر وجود ندارد. در همین راستا کردهای اهل تسنن هم در شرایط ظلم مضاعف به سر می برند.

*اگر ایران در مقابل استقلال کردستان عراق برخورد خشن نشان دهد باعث اتحاد و مصمم شدن همه کردها می شود و چه بسا به جنگ داخلی در منطقه منجر شود و اگر هم کردستان مستقل را به رسمیت بشناسد، گروه های کردهای ایرانی به امکان تجزیه امیدوار می شوند و حتی خطر دومینو واری وجود دارد که گروه های قومی در خوزستان و آذربایجان و… بقیه مناطقی که اقوام ساکن هستند نیز خواستار جدایی و استقلال شوند و کشور تجزیه شود. ایران باید چه راهی در پیش بگیرد تا آسیب نبیند و یا کمتر آسیب را ببیند؟

در بحث اقدامات اقلیم کردستان باید به ریشه‌های مسئله نگاه کرد. امروز بعد از گذشت ۱۴ سال از تشکیل دولت فدرال عراق هنوز این دولت حقوق کردهای عراق و مناطق متعلق به آنها -از جمله کرکوک- را به طور کامل به رسمیت نشناخته است. بنابراین مقصر اصلی دولت بغداد است. کردهای عراق تا مدتها در صدد سازش با دولت مرکزی بودند، اما از طرفی در دنیای امروز تجزیه جایگاه منطقی ندارد و اتفاقأ کشورها به سمت برداشته شدن مرزها حرکت می‌کنند. از این منظر جدایی کردستان عراق اقدامی منطقی نیست. از جنبه حقوق بین الملل و حتی از جنبه حقوق بشر هم جدایی یک بخش هیچ مشروعیتی ندارد و تبلیغات بابت حق تعیین سرنوشت مردم یک منطقه و از این دست حرفها بی پایه و دروغ است. در مجموع به نظر من ایران باید سیاستی در راستای حفظ تمامیت ارضی عراق و در عین حال احقاق حقوق کردها و رفع مشکلات آنها در پیش بگیرد. یعنی هم بغداد را برای اعطای کامل حقوق کردها تحت فشار بگذارد و هم با تجزیه اقلیم کردستان عراق مخالفت کند. البته نه اینکه به فاز نظامی وارد شود، بلکه روابط اقتصادی را متوقف کند. به طور کلی وضعیت مناطق کردنشین به شکلی است که اگر همسایگان با آنها قطع ارتباط کنند، امکان ادامه فعالیت نخواهند داشت، زیرا به دریای آزاد راه ندارند. در حال حاضر هم صادرات نفت اقلیم و واردات کالا به اقلیم از طریق خاک ترکیه انجام می شود و اگر ترکیه قصد ممانعت داشته باشد عملاً اقلیم کردستان عراق به بن بست خواهد رسید.


*با وجود مخالفت دولت ترکیه، چند ماه قبل ارتش آمریکا کردهای سوریه را برای جنگ با داعش مسلح کرد، از سویی امروز اسرائیل بزرگترین حامی استقلال کردستان عراق است. فکر می کنید آیا برنامه ای جهانی برای تغییر جغرافیای منطقه وجود دارد؟

بحث تسلیح کردهای سوریه اگر با برنامه و در راستای آزادی و حفظ سوریه باشد، بی اشکال است. کما اینکه اگر در عراق هم پیشمرگه‌ها در جهت قوانین کشور حرکت کنند، مشکلی نیست. البته بسیار بدیهی است که آمریکا و اسرائیل عامل اصلی تحریکات تجزیه طلبانه گروه‌های کردی ایران هستند. به جرأت باید گفت اگر حمایت مالی آمریکا و اسرائیل نباشد، این گروه‌ها هرگز به این شکل عمل نخواهند کرد. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که استفاده قدرتهای بزرگ از جنبشهای کردی حداقل تا به امروز صرفاً ابزاری بوده و همیشه در نهایت با یک معامله کار تمام شده است. اکنون هم بعید است آمریکا در نهایت منافع خود در کشورهای عراق و ترکیه و ایران را برای حمایت از کردها قربانی کند. به نظر من هدف بیشتر امتیازگیری است و در نهایت پشت کردها را خالی خواهند کرد.

*برخی از کردها می پرسند چرا مردم اسکاتلند و بریتانیا حق تعیین سرنوشت دارند و کردها چنین حقی ندارند؟

این مقایسه درستی نیست. حق تعیین سرنوشت طبق اصول حقوق بشری و دموکراتیک برای مردم کشور است. نظرم در این مورد را در مقاله ای جداگانه با رویکرد حقوق بشر به مسائل اقلیت‌ها منتشر کرده‌ام. در همین راستا حق تجزیه هم باید با رفراندوم در کل کشور باشد و یا دولت به نمایندگی از کل کشور این حق را به شخص یا مردم بخشی اعطا کند. به این ترتیب اگر دولت بریتانیا به نمایندگی از مردم اجازه برگزاری رفراندوم جدایی در یک بخش (اسکاتلند) را بدهد، این طبق اصول دموکراتیک در کل کشور است. یعنی در بریتانیا عملاً کل کشور درباره تجزیه یک بخش اظهار نظر کرده است، ولو این حق را به یک بخش منتقل کرده باشد. کما اینکه در کبک کانادا هم دولت مرکزی با این کار موافقت کرد، اما اگر قرار باشد مردم یک بخش به تنهایی بتوانند رفراندوم تجزیه برگزار کنند که دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. مشابه این است که مردم برخی شهرها و روستاهای اقلیم هم برای جدایی یا پیوستن به کشور همسایه رفراندوم برگزار کنند. قطعاً دولت اقلیم چنین اجازه ای نخواهد داد. حق تعیین سرنوشت به این معنی نیست که مردم یک بخش از یک کشور خواهان تجزیه شوند. اگر چنین حقی وجود داشته باشد که هر روستای مرزی هم می‌تواند درخواست تجزیه کند.

*بنا بر قانون اساسی و واقعیات عینی عراق امروز تا چه اندازه تفاهم و احقاق حقوق کردها در عراق یکپارچه امکانپذیر است؟

اگر دولت عراق حقوق واقعی کردها را بپذیرد و دو طرف مقداری حسن نیست به خرج دهند، قطعاً امکان پذیر است. پیش از بروز این تنشها با دولت مرکزی، کردستان عراق در مسیر پیشرفت و آبادانی بود و حتی نیروی کار و شرکت‌های عمرانی از ایران به کردستان عراق می‌رفتند. این نشان می‌دهد که تجربه همزیستی مسالمت آمیز و با حقوق برابر چقدر خوب جواب داده بود که نیروی کار حتی از ایران به آنجا اعزام می شد.

*تأثیر و نتیجه تصمیم متحد ایران، ترکیه و دولت مرکزی عراق برای تحریم کردستان عراق چه خواهد بود؟

اگر موضع ایران و ترکیه مخالفت با تجزیه اقلیم باشد، سرانجام اقلیم مجبور است به سازش تن بدهد. غیر از این هیچ راهی ندارد. کافی است همسایگان مرزها را به روی اقلیم ببندند و مانع تبادل تجاری اقلیم با خارج شوند، به این ترتیب اقلیم عملاً در محاصره قرار خواهد گرفت و دیگر امکان هیچ ارتباطی با خارج نخواهد داشت. در نتیجه به سرعت اقتصاد اقلیم کردستان دچار فروپاشی خواهد شد. البته اگر کشورهای همسایه بر چنین موضعی مصمم باشند.

 


نظرات بسته است.