حافظ آزادی

جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶

بخش:
یادداشت‌ها






شاید بتوان زمان زایش جنبش نوین اصلاحات، با شعارهایی چون آزادی بیان و قلم، دموکراسی، حقوق بشر و گردش آزاد اطلاعات را، از میانه دهه هفتاد دانست. شعارهایی که نیروی محرکه طبقه متوسط شد و این طبقه را به میدان آورد. مطالباتی که با تجمعات دانشجویی و مردمی در پارکها و دانشگاهها رو به فزونی نهاد و تا جایی پیش رفت که خود اصلاح طلبان را به ترس عبور از آنها انداخت. فاجعه کوی دانشگاه و عقب نشینی های دور دوم خاتمی، از معرفی کابینه ای ضعیف تا پس گرفتن لوایح دو قلو، این جنبش را بی انگیزه کرد و نفسش را به شماره انداخت تا اینکه در سال ٨٨ انگیزه و انرژی مجددی در طبقه متوسط ایجاد شد که با سرکوب شدید حکومت، این امید دیری نپایید. درانتخابات سالهای ۹۲ و ۹۶ اصلاح طلبان با قول بهبود وضعیت اقتصادی، مبارزه با فساد، جلوگیری از جنگ و ناامنی و ایجاد دو قطبی صلح و جنگ توانستند مردم را به پای صندوقهای رای بکشانند.

حال طبقه متوسط بیش از پیش دستاوردهای اصلاح طلبان حکومتی و اعتدالیون را در پیش چشم خود می بیند. بهبود وضعیت اقتصادی که حسن روحانی در آخرین مناظره اش با شعار برداشتن همه تحریمهای هسته ای و غیر هسته ای قول داده بود، با افزایش جمعیت حاشیه نشین، فقیرانی که فقط با پول یارانه و اعانه درحال ارتزاق هستند، افزایش بیش از پیش شکاف طبقاتی، ورشکستگی روزافزون تجار و تولید کنندگان، بالا رفتن نرخ ارز، رکود شدید و کلاهبرداری موسسات مالی و بانکها روند رو به افزایش گداشته است. تحریمها نیز به مدد حضور نظامی ایران و بازی با برگ داعش در عراق، سوریه، یمن و لبنان و آزمایش موشکهای بالستیک در آینده ای نزدیک مجددا باز خواهند گشت.

در حالیکه اصلاح طلبان سعی می کردند فساد را منحصر به احمدی نژاد و تیمش معرفی نمایند و سیستم، و بویژه دوران طلایی امام را پاک معرفی نمایند، کارنامه عملکرد چند سال اخیر نشان داد که فساد اصلاح طلب و اصولگرا ندارد و هر جناح بسته به قدرت خود، از کیک سفره انقلاب به یغما می برد. از فساد و رانت خواری حسین فریدون، برادرحسن روحانی، حمید رضا عارف، پسر محمد رضا عارف، احمد عراقچی، برادرزاده عباس عراقچی، مهدی و هادی وکیلی، فرزندان محمد علی وکیلی نماینده لیست امید مجلس در تهران گرفته تا رانتهای سیاسی برای قرار گرفتن در لیست امید مثل فاطمه سادات حسینی فرزند صفدر حسینی وزیر اقتصاد خاتمی، گوشه ای از قله یخ فساد دورهمی اصلاح طلبان است که بیرون زده است.

در زمینه دوگانه جنگ و صلح و اینکه اصلاح طلبان سعی می نمایند حضور خود در قدرت را با ممانعت از جنگ توجیه نمایند و افکار عمومی را اینگونه اقناع و به پای صندوقهای رای بخوانند، عدم تغییر ملموس سیاست خارجی در دوران اخیر، نشان از آن دارد که سیاست خارجی و ممانعت از جنگ، در جاهایی غیر از راهروهای دولت تصمیم گیری می شود و دولت نقش توجیه گری آن در سطح بین المللی را دارد، همانگونه که محمد جواد ظریف با رضایت بیت رهبری مجددا به کرسی وزارت خارجه رسید و با مصاحبه هایی که با شبکه های بین المللی می کند، سیاست دخالت نظامی را توجیه می نماید، از نبود زندانی سیاسی می گوید و رای اعتراضی مردم در انتخابات را حمایت از نظام معرفی می نماید.

لابی های رسانه ای و غیر رسانه ای قوی جمهوری اسلامی نیز با لباسهای شیک و گاه کراواتی در شبکه بی بی سی تا کنگره آمریکا و اندیشکده ها و دانشکده های معتبر  همچنان به فعالیت مشغول هستند. این تحرکات نشان از آن دارد که شعارهای دموکراسی خواهانه و حقوق بشری تنها جهت کشاندن مردم به پای صندوقها بوده است. کما اینکه هم اکنون عدم اعطای مجوز به انجمن های صنفی و زندانی کردن فعالان صنفی، اجتماعی و سیاسی همچنان ادامه دارد و اصلاح طلبان اعتراضی نمی کنند. حتی اعتراضاتی که قرار است شکل بگیرد را با توجیهاتی مانند اعتماد سازی با نظام تخریب می کنند یا  با گفتن اینکه سطح توقعات و مطالبات مردم نباید بالا برده شود، مردم را مجبور به سکوت می کنند، و یا با اعتراضاتی مانند کوی دانشگاه یا ٨٨ تاجایی همراهی می کنند که رهبری آنها پذیرفته شود و اگر سوگیری و مطالبات فراتر از آنها رود، حتی در خاموش شدن آن مشارکت می نمایند.

بدینگونه در چند سال اخیر از مطالبات دموکراسی خواهانه، حقوق بشری و آزادی، به مطالبات اقتصادی و حفظ صلح شیفت نموده اند که در آنها نیز با حجم بالای رانت خواری نتوانسته اند کارنامه قابل توجهی از خود بر جای بگذارند و دیر زمانی نخواهد گذشت که حتی در تقسیم غنایم شهرداری تهران نیز دچار مشکل شوند. در سیاست خارجی نیز تحریمهای شدیدتری درمورد سپاه و بالتبع مجموعه بزرگی از شرکتهایی که در آنها سپاه سهامدار می باشد، در راه خواهد بود، و اگر نرمش های بسیار قهرمانانه ای در راه نباشد، متاسفانه برخورد نظامی نیز بعید نمی باشد.

موارد گفته شده و شعارهای پرزرق و برقی که اصلاح طلبان در زمان انتخابات می دهند و پس از آن انتخابات با توجیه آنکه می خواستیم، اما نگذاشتند، از زیر بار انجام وعده ها شانه خالی می کنند، باعث شده است که مردم بیش از پیش به اصلاح طلبان نیز همانند اصولگرایان بی اعتماد شوند، که نمود آنرا می توان در نظرات مردم در رسانه ها و شبکه های مجازی، پس از درگذشت ابراهیم یزدی دید که برخلاف انتظار اصلاح طلبان، نظرات اکثریت مردم حتی نسبت به او نیز منفی بود. این موضوع می تواند نشان دهد که با همه توجیهاتی که باعث رای دادن مردم می شود، اما این رای اعتراضی و از سر ناچاری و نبود گزینه آلترناتیو سیستم موجود می باشد.

 

 


نظرات بسته است.