مانی تهرانی

یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۶

بخش:
گفت‌و‌گو






دماوند – مسعود شجاعی و احسان حاج صفی دو فوتبالیست ملی پوش ایرانی که در تیم باشگاهی پانیونیوس یونان بازی می کنند، طبق یک قرارداد استاندارد و به طور طبیعی موظف هستند که در تمام رقابتهای تیم خود حضور داشته باشند. همزمان مسئولان جمهوری اسلامی موجودیت کشور اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند و خواستار نابودی آن هستند و بر همین اساس هر گونه تماس شهروندان ایرانی با شهروندان اسرائیلی را جرم تلقی می کنند. حتی در گذرنامه جمهوری اسلامی نوشته شده که صاحب این مدرک شناسایی حق ندارد به سرزمینهای اشغالی فلسطین سفر کند. هرچند استثناهایی هم وجود داشته مثلأ معروف است که در جریان جنگ هشت ساله با عراق، ایران از اسرائیل سلاح خریده و یا دستکم یکی از مأموران سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی گفته است که بارها به نمایندگی از مقامات ایرانی و برای مذاکره در خصوص منافع مشترک به تل آویو سفر کرده. با همه اینها قاعده دشمنی دو کشور هر چه باشد، اساسنامه فدراسیونهای ورزشی جهانی از جمله فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) می گوید که دولتها حق ندارند در امور ورزش (در اینجا فوتبال) دخالت کنند و خصوصأ حق ندارند مناسبات سیاسی را در ورزش دخالت دهند و در غیر اینصورت با محرومیتها و مجازاتهایی مواجه خواهند شد. بنا بر همین قانون، جمهوری اسلامی ناچار است دستهای دخالت گر خود در ورزش را قدری پنهان نگه دارد و مثلأ از ورزشکاران می خواهد که هنگام رویارویی با تیمها و ورزشکاران اسرائیلی در رقابتهای بین المللی خود را به مریضی بزنند و به این بهانه در رقابت حاضر نشوند. در هفته های گذشته و در جریان رقابتهای مقدماتی لیگ باشگاههای فوتبال اروپا تیم پانیونیوس یونان مقابل تیم مکابی اسرائیل بازی داشت. بازی رفت در تل آویو برگزار شد و مسعود شجاعی و احسان حاج صفی دو بازیکن ایرانی پانیونیوس در مسابقه حاضر نشدند، اما در بازی برگشت و در شهر آتن این دو بازیکن در برابر تیم مکابی اسرائیل به زمین مسابقه رفتند و بعد از تمام شدن بازی و انتشار خبر آن با واکنش تند مسئولان جمهوری اسلامی مواجه شدند که از جمله گفتند پس تعهد این بازیکنان به ملت ایران چه می شود؟ غافل از اینکه بسیاری از نظرسنجیها نشان می دهد خلاف ایدئولوژی جمهوری اسلامی، اکثریت مردم ایران یهود ستیز و اسرائیل ستیز نیستند. در ادامه فیفا در نامه‌ای به فدراسیون فوتبال  جمهوری اسلامی چویای ماجرا شد. ادامه  تاکید مقامات جمهوری اسلامی مبننی بر محرومیت این دو بازیکن می‌توانست به محرومیت فدراسیون فوتبال ایران و ممانعت از حضور تیم ملی در رقابتهای جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه منجر شود. به همین دلیل فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرد این دو بازیکن از پوشیدن پیراهن تیم ملی محروم نمی شوند. البته در عمل و غیر مستقیم بازیکنان را به عذرخواهی و نوشتن ندامتنامه مجبور کردند. احسان حاج صفی متنی را با این مضمون که مطیع رهبری است و دیگر چنین خطایی را تکرار نمی کند، در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد. مسعود شجاعی با توضیح اینکه اشتباهی مرتکب نشده و تنها به تعهدات باشگاهی اش عمل کرده، حاضر نشد توبه نامه بنویسد و در پی این تصمیم به تیم ملی دعوت نشد. طراحی حذف شجاعی از تیم ملی با ظاهر قانونی انجام شده چرا که کارلوس کیروش،  سرمربی تیم ملی فوتبال ایران مسئولیت این اقدام را بر عهده گرفت. در داخل کشور چهره هایی مثل ترانه علیدوستی، علی کریمی و مهدی مهدوی کیا از این بازیکنان حمایت کردند.

دریا صفایی” کنشگر مدنی و مدیر کمپین ورود زنان ایرانی به ورزشگاهها نیز از مسعود شجاعی دفاع می‌کند و می‌گوید که صدای مسعود شجاعی شویم که صدای مردم بود. در ادامه نظرات او را بخوانید.

 

*آیا بازی احسان حاج صفی و مسعود شجاعی مقابل تیم مکابی اسرائیل حرکت سیاسی بود؟

 

در رژیمهای توتالیتر -خصوصأ از نوع مذهبی- تمام حرکات مردم می تواند به منظور سیاسی تعبیر شود. جمهوری اسلامی از همان ابتدا هویت خود را بر اساس سیاست نابودی اسرائیل بنا کرده. در این سی و هشت سال به ورزشکاران ایرانی هم فشار آورده که با ورزشکاران اسرائیلی مسابقه ندهند و برای این منظور ترفندهایی مثل تمارض را به آنها دیکته کرده. یعنی جمهوری اسلامی در قبال سیاسی کردن این مسئله مسئول است که به ورزش نگاه سیاسی دارد. از نقطه نظر ورزشکار طبیعی ترین رفتار عمل به تعهدات قرارداد و حضور در همه بازیهای تیم است. این خواسته غیر حرفه ای فدراسیون فوتبال ایران که ورزشکاران برای بازی با اسرائیل تمارض کنند و در مسابقه شرکت نکنند، کار افراد متعهد و شجاع نیست. هر دو بازیکن از پیآمدهای احتمالی آگاه بودند و انتخاب کردند که به تعهدات باشگاهی خود پایبند بمانند. یک تن بعد از مسابقه عذرخواهی کرد و به اردوی تیم ملی دعوت شد، اما مسعود شجاعی تا آخر پای تعهدش ایستاد و عذرخواهی هم نکرد، زیرا فکر می کند کار اشتباهی انجام نداده است و برای همین از اردوی تیم ملی حذف شد.

 

*چرا جمهوری اسلامی از بازی یک فوتبالیست مقابل تیم اسرائیلی می ترسد؟

 

جمهوری اسلامی از ابتدا اعلام کرده که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و با تیمهای ورزشی اش هم رقابت نمی کند. اسرائیل ستیزی به هویت جمهوری اسلامی تبدیل شده و برای همین حاضر نیست مثل دیگر اعضاء سازمان ملل متحد، اسرائیل را به رسمیت بشناسد. مثل حجاب اجباری که به هویت جمهوری اسلامی تبدیل شده و طوری موضوع را با حیثیت خودش گره زده که حتی اگر یک نخ هم به عنوان حجاب روی سر زنان باقی بماند، باز هم حاضر نیست از تحمیل حجاب اجباری به زنان دست بردارد. اگر سنگرهایی مثل اسرائیل ستیزی و حجاب اجباری از دست برود، بخشی از هویت جمهوری اسلامی از میان رفته و موجودیتش به خطر می افتد. برای همین جمهوری اسلامی از اسرائیل تابو ساخته تا هیچ شهروند ایرانی جرأت رد شدن از این خط قرمز را پیدا نکند.

 

*بابک تختی حرکت مسعود شجاعی را با رفتار پدرش مقایسه کرد و بعضی هم گفتند که این حرکت به قیمت از دست دادن پیراهن تیم ملی ارزش نداشت و گفتند یک توبه نامه صوری می نوشتی و به تیم ملی دعوت می شدی. به نظر شما ارزش این ایستادگی در چیست؟

 

ایستادگی مسعود شجاعی صرفأ به موضوع بازی مقابل تیم مکابی اسرائیل محدود نمی شود. او قبلأ هم در مصاحبه با مهدی رستم پور از رادیو فردا از فساد مالی و تجاوز به کودکان پرده برداشته بود و همواره از حقوق مردم صحبت کرده است. در موارد قبلی هم تهدید شده بود که از تیم ملی محروم می شود، ولی مسعود شجاعی یک انسان آزاده است که از این تهدیدها هراسی ندارد. او به مسائل اجتماعی خیلی اهمیت می دهد و حتی در دیدار با حسن روحانی هم از حق ورود زنان ایرانی به ورزشگاهها دفاع کرد. اینها نشان می دهد که دغدغه او مردم است. حرکت شجاعی خیلی مهم بود که اظهار ندامت نکرد و توبه نامه ننوشت و اگر احسان حاج صفی هم توبه نامه نمی نوشت، احتمالأ فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی -برای نمایش عدم دخالت سیاست در ورزش- ناچار می شد هر دو بازیکن را به تیم ملی دعوت کند، زیرا در غیر اینصورت به دلیل سیاسی کاری تیم ملی فوتبال ایران در خطر حذف از جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ روسیه قرار می گرفت. در شرایط فعلی با گرفتن توبه نامه از حاج صفی (که روی صفحه اینستاگرام نوشت در خط رهبری حرکت می کنم و…) و دعوت او به تیم ملی برای فیفا ظاهرسازی کردند. بازیکنان تیم ملی باید با هم متحد باشند، اگر تمام بازیکنان یکصدا می گفتند اگر شجاعی نیاید ما هم نمی آییم، مسلمأ جمهوری اسلامی عقب نشینی می کرد؛ زیرا می دانست که از حضور در مجامع ورزشی بین المللی محروم خواهد شد.  همبستگی می تواند ایدئولوژی استبدادی حاکم را به عقب براند و قدرت سرکوبگری را از حکومت بگیرد. اتحاد نکته خیلی مهم و اثرگذاری است. اهمیت کار شجاعی در این است که می گوید من زنده ام، هستم، می ایستم و مقاومت می کنم.  مردم باید متحد شوند و بر خواسته های خود بایستند، در اینصورت اقلیت نمی تواند به حکومت با زور  بر اکثریت ادامه دهد. عدم اتحاد مردم باعث قدرت این حکومت استبدادی شده. کسانی که می گویند یک توبه نامه صوری می نوشت و به تیم ملی دعوت می شد، خواسته یا ناخواسته به تداوم این حکومت زورگو کمک می کنند. ایستادگی مسعود شجاعی به مردم یادآوری می کند که از شرافت خود دفاع کنند و به استبداد مذهبی نه بگویند. شجاعی همواره از شرافت و حقوق مردم دفاع کرده. هر چه تعداد این انسانهای آزاده بیشتر شود، شکستن و حذف آنها دشوارتر می شود. مردم اگر با هم باشند می توانند پیروز شوند و کمر استبداد را بشکنند. ایستادگی شجاعی خیلی حائز اهمیت است، فقط حیف که او به نوعی تنها مانده.

 

*فیفا در ابتدا مسئولان ورزش جمهوری اسلامی را بازخواست کرد و بعد از حذف مسعود شجاعی عملأ کاری انجام نداد. آیا فیفا برای مقابله با تخلفات سیاتمداران از قدرت کافی برخوردار نیست یا اینکه به سیاسی کاری آلوده شده؟

 

در حال حاضر همه مسئولیتها به گردن آقای کیروش انداخته شده و او هم متأسفانه با این بازی کثیف همراهی می کند و گفته که من خودم بازیکنان تیم را انتخاب کرده ام. کیروش را به دروغ گفتن وادار کرده اند و او هم این مسئولیت را پذیرفته و در چشم خبرنگاران نگاه می کند و به دروغ می گوید بازیکنان تیم را خودم انتخاب کرده ام و با توجه به دعوت از احسان حاج صفی، فیفا در شرایط دشواری قرارگرفته و نمی تواند ثابت کند مسعود شجاعی به دلیل بازی مقابل تیم مکابی اسرائیل به اردوی تیم ملی دعوت نشده. فدراسیون فوتبال ایران هم می گوید ما شجاعی را محروم نکرده ایم، ترکیب تیم را کیروش چیده است و او به طور طبیعی هر از چند گاهی بازیکنانی که سنشان بالاتر است را به تیم دعوت نمی کند. در مجموع مهره ها را طوری چیده اند که برای فیفا اثبات مسائل پشت پرده این موضوع ممکن نیست.

 

*در سالهای بعد از انقلاب حرکت این دو فوتبالیست (همچنین بازی یک خواهر و برادر شطرنج باز ایرانی با حریف اسرائیلی) در بازی با تیم اسرائیلی بی سابقه بوده. چه اتفاقی رخ داده که ارزشهای جمهوری اسلامی مثل دهه اول آن تمام و کمال اجرا نمی شود؟

 

البته در دهه هفتاد هم مهرداد میناوند در لباس یک تیم باشگاهی اروپا مقابل یک تیم اسرائیلی بازی کرد که آن موقع موضوع چندان سر و صدا به پا نکرد. موضوع این است که اعتقادات ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تضعیف شده و ورزشکاران خسته شده اند از ادا در آوردن و پایبندی ظاهری به ارزشهایی که قلبأ به آن اعتقادی ندارند. اگر هم امروز مقابل تیم اسرائیلی بازی نکنند، فقط از روی ترس و یا به دلیل حفظ منافع شخصی است. جمهوری اسلامی از ایمان و باور اولیه تهی شده. فقط یک پوسته توخالی بی اهمیت باقی مانده. البته این حکومت همچنان با فشار و ایجاد ترس در ورزشکاران از شکستن خط قرمزهایش جلوگیری می کند. حتی بابت بازی دو شطرنج باز ایرانی مقابل ورزشکار اسرائیلی، پدر آنها را مجبور کردند تا عذرخواهی کند. البته موضوع شجاعی تفاوتی دارد و آن شخصیت شجاع و شریف و برابری خواه این ورزشکار است که برای حقوق مردم تلاش می کند و در مورد بازی با تیم مکابی اسرائیل هم از ابتدا تا انتها پای حرف و باور خود ایستاده. شجاعی همواره صدای مردم بوده و بازی با تیم اسرائیلی را هم اشتباه نمی داند، زیرا تنها به عنوان یک ورزشکار متعهد در برابر باشگاهش با تیم اسرایلی بازی کرده.

 

*وظیفه سر مربی تیم ملی کارلوس کیروش و همینطور هواداران فوتبال در این میان چیست؟

 

دروغگویی و نقش بازی کردن برای فیفا حرکت غیر حرفه ای بود که متأسفانه کارلوس کیروش انجام داد. شجاعی با وجود شرایط مناسب خودش همواره سعی کرده در تریبونهای مختلف صدای مردم را بلند کند، رسانه ای کند و مشکلات مردم را مورد بحث و بررسی قرار دهد، امروز وظیفه مردم است که صدای مسعود شجاعی شوند. مردم باید بدانند موضوع تنها دفاع از شخص شجاعی نیست، بلکه دفاع از حقوق شهروندی است. او یک فرد آزاده و مردمی است که در تمام مسائل اجتماعی کنار مردم ایستاده، برای همین او در قلب مردم جاویدان خواهد ماند. وظیفه ما این است که در جریان بازیهای آینده تیم ملی در ورزشگاهها یادآور دو نکته باشیم: یکی جای خالی مسعود شجاعی در تیم ملی و دیگری جای خالی زنان ایرانی در ورزشگاهها است. تماشاگران باید در بازی بعدی نام شجاعی را فریاد بزنند و جای خالی او را یادآور شوند. شجاعی یک قهرمان ملی است. کاربران شبکه های اجتماعی باید از او حمایت کنند و خواستار حضور او در بازیهای آینده تیم ملی شوند. شجاعی برای حقوق مردم جنگیده و برای همین مردم نباید او را تنها بگذارند، کاربران فضای مجازی باید به صفحات فیسبوک، توئیتر و اینستاگرام فیفا مراجعه کنند و یادآور شوند که حضور مسعود شجاعی در بازیهای آینده تیم ملی ایران برای مردم مهم است. باید اسم مسعود شجاعی را در ورزشگاهها فریاد بزنیم تا جمهوری اسلامی تصور نکند که موفق شده او را حذف کند. شجاعی در قلب ایرانیان جای دارد.


نظرات بسته است.