بیش از دو هفته است که اخبار مربوط به گسترش ویروس کرونا در ایران تمام توجهات را به خود جلب کرده است. مردم نگران سلامتیشان هستند و رسانه‌ها تقریبا به طور انحصاری از این ویروس می‌گویند.

 

درست شبیه دوران جنگ هشت ساله، همه چیز تحت‌الشعاع یک موضوع خاص قرار گرفته است. در شرایط کنونی، دشوار بتوان افکار عمومی را متوجه خبر یا موضوع دیگری کرد. وقتی فرد نگران جان و سلامت خود و عزیزانش باشد، طبیعتا سایر موضوعات برای او به حاشیه می‌روند و اکنون، به لطف جمهوری اسلامی، تمام ملت ایران نگران سلامتشان هستند.

 

این نوشته توسط کاربر «ارتشبد» برای انتشار در اختیار دماوند قرار گرفته است. او را می‌توانید اینجا دنبال کنید: (کلیک کنید)

 

در دوران جنگ با عراق وقتی که موشک‌ها و هواپیماهای عراقی باعث شدند تا همه چیز جز جنگ به فراموشی سپرده شود و در آن شرایط، جمهوری تازه پا گرفته اسلامی توانست با خیال راحت و با سوءاستفاده از نگرانی و سردرگمی جامعه، هرنوع مخالفت را سرکوب و پایه‌های سیستم فاسدش را در خاک ایران محکم کند. از همین رو بود که روح‌الله خمینی جنگ را برکت می‌دانست! جنگی که باعث مرگ هزاران جوان ایرانی شد، خانواده‌های بی‌شماری را عزادار کرد، صدها هزار امید و زندگی را از بین برد و ده‌ها شهر ایران را ویران کرد؛ برای جمهوری اسلامی و رهبر جنایتکارش «برکت» بود و هنوز هم که هنوز است سالروز آغازش را جشن می‌گیرند؛ نه پایانش را!

 

اما شباهت جنگ با این ویروس چینی چیست؟ باید گفت که جمهوری اسلامی با بحران زنده است. سیاست کنونی رژیم این است که نگذارد مردم لحظه‌ای از مشکلات و دغدغه فارغ شوند، نگذارد مردم فرصت کنند تا به اطرافشان نگاه کنند، به آینده‌شان فکر کنند یا برای خود و کشورشان طرحی بیندیشند. ماه‌هاست که جامعه ایران یک روز عادی نداشته است. سیاست داخلی رژیم مبتنی بر «بحران‌زایی» است؛ به امید روزی که سیاست همیشگی آخوند یعنی «از این ستون به آن ستون فرجی است» واقعا کار کند!

 

درواقع اگر رشد و گسترش ویروس کرونا برای کشورهای نرمال جهان یک چالش پزشکی – بهداشتی است، برای رژیم اسلامی فرصتی است برای نفس کشیدن!

 

در چند ماه گذشته جمهوری اسلامی در چنان تنگنایی گرفتار شده بود که آخوندهای حاکم بار دیگر نیاز به یک «برکت» از جانب خدایشان داشتند. مردم پایشان بیخ گلوی رژیم بود و به کمک فشارهای بین‌الملی نفس رژیم را بریده بودند. جمهوری اسلامی به دنبال یک بحران تازه و همه‌گیر بود. بحرانی که آنچنان ملت را درگیر کند که حواسشان از اتفاقات ماه‌های گذشته و وضع مشقت‌بار معیشتشان منحرف شود. رژیم بارها سعی کرد تا با یک درگیری محدود نظامی، بار دیگر خودش را دوپینگ کند و در وجود شرایط جنگی هر طور که می‌خواهد پایه‌های سستش را تعمیر کند.

 

اما شرایط نشان داد که چنین جنگی حداقل به دو دلیل نمی‌تواند رخ دهد: نخست آنکه سردمداران جمهوری اسلامی بهتر از هر کسی می‌دانند که احتمال پیروزی در یک درگیری کلاسیک نظامی با دشمن مورد نظرشان، یعنی آمریکا یا اسرائیل، تقریبا نزدیک به صفر است و رژیم ورشسکته، نه از نظر اقتصادی، نه از نظر نظامی و نه حتی از نظر سیاسی – حقوقی توان ورود به چنین جنگی را ندارد. هزینه جنگ، اگر برای طرف مقابل چند هواپیما و خودروی نظامی باشد؛ برای رژیم پالایشگاه‌های نفتی، پایگاه‌های نظامی، سایت‌های موشکی و هسته‌ای و رسوایی نزد اندک طرفداران داخلی و مزدوران منطقه‌ایش، و حتی سقوط صدام‌وار است.

 

به علاوه، برخلاف زمانی که خمینی جنگ با عراق را آغاز کرد، امروز مردم ایران در هیچ جنگی پشت سر جمهوری اسلامی قرار نخواهند گرفت. رژیم امروز از هر زمانی نزد ایرانیان منفورتر است و برای بسیاری دشمن اول و آخر محسوب می‌شود. سرکردگان جمهوری اسلامی به خوبی می‌دانند که اگر از بیرون ضربه‌ای بخورند، حمایت داخل را نخواهند داشت و با هر ضربه خارجی، چند ضربه هم از مردم خواهند خورد و به زباله‌دان تاریخ نزدیکتر می‌شوند.

 

از این رو، جمهوری اسلامی می‌دانست که برخلاف بار پیش، این بار جنگ نمی‌تواند ابزار بقایش شود و برعکس، محتمل است پایانش را رقم بزند. بنابراین سعی کرد از ورود به جنگ خودداری کند و حتی پاسخ کشته شدن سردار اولش را با یک موشک‌بازی نمایشی و بی‌خطر داد تا فقط دهان بسیجیانی را ببندد که خوش خیالانه «انتقام» می‌خواستند.

 

جمهوری اسلامی به دنبال بحران بود و «برکت» این بار از جانب برادران کمونیست چینی رسید! ویروس کرونا در چین شیوع پیدا کرد و به سرعت اخبار مربوط به آن تمام جهان را در بر گرفت. ویروسی که هم به شدت واگیردار بود و هم کشنده و به لطف رسانه‌ها، همه مردم از خطرش آگاه شده بودند. به زودی ترس از این ویروس یک اپیدمی جهانی شد و مردم و دولت‌ها شروع به اقدامات احتیاطی و پیشگیرانه کردند.

 

اما جمهوری اسلامی نمی‌توانست این فرصت را از دست دهد. همه چیز آماده بود تا با هزینه کم، یک بحران و ترس «همه گیر» را به جان جامعه بیندازد. همان چیزی که در به در به دنبالش می‌گشت! کرونا باید به ایران آورده می شد، و آورده شد!

 

رژیم با یک برنامه از پیش تعیین شده و از راه‌های مشخص، ویروس را وارد ایران کرد و به عنوان تازه‌ترین دستاوردش به ملت ایران تحمیل نمود. آخوندهای چینی در قم، کارگران چینی در شهرهای مختلف و پروازهای مداوم ایرلاین ماهان به شهرهای مختلف چین، تنها قسمتی از پروژه رژیم برای وارد کردن ویروس به ایران بود.

 

ویروس به زیرساخت‌های نفتی و موشکی ضربه نمی‌زد و اقتصاد جمهوری اسلامی هم چیزی برای از دست دادن نداشت که بخواهند نگرانش باشند. جان مردم هم که کمترین ارزشی در نظر مسئولان جمهوری اسلامی ندارد. اتفاقا اگر این «مردم» مخالف رژیم انقلابی باشند هم که چه بهتر! بنابراین بهترین فرصت محسوب می‌شد که رژیم می‌توانست در این برهه زمانی از آن برای بقای خودش استفاده/سوءاستفاده کند.

 

‏یک نگاه گذرا به آمار سازمان بهداشت جهانی اطلاعات جالبی به ما می‌دهد. طبق آمار این سازمان، تا ظهر روز شش مارس ۲۰۲۰، یک نفر در افغانستان، ۵ نفر در پاکستان، یک نفر در ارمنستان، ۲۷ نفر در امارات متحده عربی، ۸ نفر در قطر، ۱۶ نفر در لبنان، ۸ نفر در عربستان سعودی، ۳ نفر در مصر، ۱۶ نفر در عمان، ۵۸ نفر در کویت، یک نفر در اردن و ۳۶ نفر در عراق به کرونا مبتلا بوده‌اند و در هیچکدام این کشورها، مرگ بر اثر کرونا گزارش نشده است.

 

آمار ایران اما، طبق گفته سخنگوی وزارت بهداشت جمهوری اسلامی تا زمان قید شده ۴۷۴۷ مبتلا و ۱۲۴ جانباخته است. اگرچه شاهدان عینی و منابع غیر دولتی تعداد مبتلایان و قربانیان را بسیار بیشتر از این ارقام می‌دانند! ذکر این نکته هم مفید است که طبق اطلاعات رسمی، اولین نمونه‌های کرونا در بسیاری از کشورهای خاورمیانه از جمله بحرین، کویت، عربستان، عراق، لبنان و عمان، یا شهروندان ایران بوده‌اند و یا افرادی که از ایران باز می‌گشتند.

 

و البته ناگفته نماند که ۱۲۴ کشته، آماری است که وزارت بهداشت جمهوری اسلامی داده است و شاهدان عینی، منابع غیررسمی و حتی نمایندگان مجلس رژیم تعداد مبتلایان و قربانیان را بسیار بیشتر می‌دانند!

 

ساده‌انگارانه است که این تفاوت فاحش را تنها به دلیل «مدیریت بد» بدانیم. در واقع اگر جمهوری اسلامی اقدام خاصی هم برای جلوگیری از ورود ویروس نمی‌کرد، آمار مبتلایان نهایتا باید شبیه به آمار کشورهای دیگر منطقه بود. اما این آمار نشان می‌دهد که ویروس کرونا به شکل دولتی به ایران وارد شده، به شکل دولتی در تمام کشور پخش شده و به شکل دولتی در درمان و کنترل آن اهمال می‌شود. طبق آماری که خود رژیم داده است، کرونا تاکنون به تمام استان‌های ایران رسیده است. این درحالی است که حتی در خود چین هم تاکنون این ویروس به تمام قسمت‌های کشور وارد نشده! این نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی می‌خواهد «تمام کشور» و «تمام مردم» درگیر این ویروس شوند. همانطور که در آبان ماه در تمام کشور مردم علیهش به خیابان آمدند.

 

واقعیت این است که جمهوری اسلامی به پهنای ایران دشمن دارد و می‌خواهد به هر طریقی مردمی را که خواستار پایان دادن به وضع موجود هستند، کنترل و سرکوب کند.

 

در این میان، هر از گاهی چند تن از خودی‌های رژیم هم با خنده و خوشحالی اعلام می‌کنند که کرونا گرفته‌اند تا به مردم بگویند که ما خودمان هم قربانی هستیم، فکر نکنید که ما مقصریم! جالب اینکه تمام این افراد بعد از یکی دو روز خوب می‌شوند و بیماریشان در حد چند توییت و ویدئوی اینستاگرامی است!

 

اما دستاوردهای این ماجرا برای رژیم اسلامی چه بوده است؟

 

به لطف کرونا دیگر کسی حواسش نیست که در چند ماه گذشته جمهوری اسلامی به چه دریوزگی افتاده است! به لطف کرونا، اعتراضات آبان از متن به حاشیه رفت و صدای خانواده‌های آن ۱۵۰۰ شهید راه وطن در میان صدای مردمی که برای خرید ماسک صف کشیده‌اند گم شد. زندانیان و بازداشت‌شدگان تقریبا فراموش شدند و هیچکس نمی‌داند در شکنجه‌گاه‌های رژیم بر آنها چه می‌گذرد. منهدم کردن هواپیمای مسافربری و قتل بیش از ۱۷۰ انسان بی‌گناه دیگر یک خبر قدیمی شده و به لطف ویروس چینی، کسی نفهمید سیرک ۲۲ بهمن رژیم تقریبا سوت و کور بود و در انتخاباتش فقط بسیجی‌ها و مزدورانش رای دادند. جمهوری اسلامی در کنار کره شمالی در لیست سیاه اف‌ای‌تی‌اف قرار گرفت و کسی توجهی نکرد. قیمت ارز و طلا یک رکورد تاریخی زد و به بالاترین نرخ در تاریخ رسید و همه همچنان از کرونا گفتند و در این میان، رژیم یک فرصت چند ماهه برای خود خرید تا اقداماتی را که در شرایط عادی و هوشیاری افکار عمومی نمی‌تواند انجام دهد، انجام دهد. از جمله، رسیدگی به پرونده چند هزار بازداشت شده قیام آبان ماه که در این مدت، شکنجه می‌شوند، حکم اعدام و حبس‌های چندین ساله می‌گیرند و حتی، به کرونا مبتلا می‌شوند!

 

اکنون، درست مانند زمانی که خمینی بمب و موشک را برکت می‌دانست، علی خامنه‌ای نیز کرونا را برکت می‌داند. اما این بحران هم می‌گذرد و آنچه می‌ماند، یک رژیم ورشکسته و رو به سقوط است و خشم گسترده عمومی که روز به روز انباشته‌تر می‌شود.


نظرات بسته است.