شباهت زیادی هست بین رویکرد سیاسی دانشجویان در آمریکا و اروپا و دانشجویان در ایران.

 

گرایش سیاسی غالب در هر سه گرایش «چپ» است. در آمریکا طرفدار برنی سندرز بودند، در انگلیس به جرمی کوربین رأی دادند و در ایران طرفدار «میرحسین» هستند و پرچم آمریکا را آتش می‌زنند. هر سه ادعای حمایت از اقشار فقیر جامعه را دارند ولی خودشان از قشر برخوردار هستند. در آمریکا شهریه دانشگاه گرانتر یعنی گرایش چپگرایانه قویتر!

 

جالب این است که در هر سه این جوامع، مردمی که این دانشگاهیان ادعای حمایت از آنها را دارند به دورویی آنها پی برده‌اند و طرفدار کسانی هستند که این «روشنفکران» از آنها بیزارند. در آمریکا ترامپ را دوست دارند، در انگلیس بوریس جانسون را و در ایران رضا شاه را.

 

ریشه این قضیه بر می‌گردد به دهه شصت میلادی. در آن زمان پیش‌بینی روشنفکران چپ غلط از آب در آمده بود. آنها فکر می‌کردند کارگران و دهقانان علیه نظام سرمایه‌داری خواهند شورید. ولی در آن زمان هم اینگونه نشده بود. معتقدان به مذهب مارکسیسم که درست مثل افراطی‌های دیگر ادیان، هیچگاه در ایمان خود تشکیک نمی‌کنند، دلیل شکستشان را در این ندانستند که – خیلی ساده – ایدئولوژی چپ غلط است و اقتصاد کمونیستی یا اقتصاد دستوری کار نمی‌کند.

 

در عوض، نتیجه‌ای که گرفتند این بود که دلیل رویگردانی توده مردم از مارکسیسم، سیستم آموزشی است. تسخیر مراکز آموزشی و به خصوص علوم انسانی در دانشگاه‌ها و نیز کنترل رسانه‌ها به هدف اصلی آنها تبدیل شد. فکر می‌کردند اگر بر سیستم آموزشی و رسانه‌ها چیره شوند، مانع اصلی درک حقانیت چپ توسط توده‌ها از بین خواهد رفت و آنها علیه «نظام سرمایه» قیام خواهند کرد.

 

اکنون بعد از دهه‌ها، چپ‌ها در اهداف اولیه خود کاملا پیروز شده و رسانه‌ها و مراکز آموزش عالی را به طور کامل تسخیر کرده‌اند. در نظرسنجی‌ها از کارمندان رسانه‌های جریان اصلی در آمریکا بیش از ۹۰ درصد به حزب دموکرات گرایش دارند. در دانشگاه‌ها، چه در ایران، چه در انگلیس و چه در آمریکا، گرایش چپ چیرگی دارد.

 

متن جامعه، صندوق‌های رأی در کشورهای آزاد و کف خیابان در استبداد حاکم بر ایران ولی همچنان با صدای بلند به چپ می‌گوید: نه!


نظرات بسته است.