در زیر، نوشته‌های دو تن از کاربران شبکه‌های اجتماعی درباره پروژه موسوم به «فم تریپ» را می‌خوانید:

 

محسن عطارودی:

 

پروژه جدیدی به نام فم تریپ راه افتاده، گویا چند نفر از بلاگرهای معروف را به ایران دعوت کرده‌اند برای معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران. سر این بنده‌های خدا حجاب می‌کنند و عکس‌های لاکچری می‌گیرند. قطعا به اینها می‌گویند با این محدودیت‌ها هم می‌شود زندگی کرد و‌ مبارزه ولی نمی‌گویند که حتی توان پخش صدای شجریان را هم نداشته‌اند.

 

هر کس که اهل سفر باشد با یک گوگل ساده به این زیبایی‌ها پی خواهد برد، چیزی که توریست‌ها به دنبال آن هستند و در نهایت انتظاراتی که برای جامعه خواهد داشت از توان حکومت خارج است. جهانگردان بدون توجه به مشکلات گروگان‌گیری در ایران یا وضعیت گشت حجاب، ساحل ناامن و… به ایران خواهند آمد همانطور که در گذشته روال به این شکل بوده است.

 

ولی کسی که توریست محسوب می‌شود به دنبال آرامش در سفر می‌گردد. چیزی که با وجود این رژیم امکان‌پذیر نیست. این کارها آرایش شیطان است که با یک باران ساده چهره اصلیش را نمایان خواهد کرد.

 

عادی‌سازی مشکلات به حل مسائل به صورت ریشه‌ای کمک نخواهد کرد. صد‌البته که کشور توریست می‌خواهد اما راه حل این نیست، ته این داستان می‌شود چند تا عکس خوشگل و چند نفر که به این عکس‌ها نگاه خواهند کرد و خواهند گفت کشور قشنگی است ولی ممکن است ما را به جرم جاسوس بودن بازداشت کنند.

 

پروژه جدیدی به نام فم تریپ راه افتاده ، گویا چند نفر از ولاگرهای معروف رو‌ به ایران دعوت کرده اند برای معرفی جاذبه های…

Posted by Mohsen Atarodi on Saturday, October 12, 2019

 

بهروز حسینی:

 

اخیرا جنجالی بر سر پروژه گردشگری فردی بنام هدی رستمی به پا شده که افراد زیادی را درگیر کرده است. رستمی با دعوت از اینفلوئنسرهای معروف به ایران، درصدد نشان دادن روی دیگری از جامعه و کشور ایران است. کشوری که می‌توان از طبیعت و بناهای تاریخیش لذت برد و احیانا عکس‌هایی به یادگار گرفت. اما اشکال کار کجاست؟

 

در زمانی که جامعه فعلی با انواع و اقسام محرومیت‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، اجبار و زور در انتخاب نوع پوشش افراد ازطرف حاکمیت بیداد می‌کند و سیاست خارجی تهاجمی کشور باعث اتلاف منایع بسیاری شده، کار امثال رستمی‌ها، عادی جلوه دادن شرایط “بحرانی” و “غیرطبیعی” ایران، و فراتر از آن، تبدیل کردن “نمودهای تبعیض‌آمیز” و سرکوبگرایانه به ابژه‌ای زیباشناختی است.

 

به عنوان مثال حجاب اجباری که نماد اجبار و تحمیل سیستماتیک حکومت بر سبک زندگی زنان ایرانی است و مغایر با شان انسانی آنها (کاری به خود حجاب نداریم چرا که سبک پوشش هرکس متعلق به خود وی است و کاملا محترم. بی‌حجاب و باحجاب هر دو محترمند.) تبدیل به سوژه گردشگری فرنگیان می‌شود که در تلفیقی از نور و رنگ، بعدی زیباشناختی به چنین پدیده‌ای داده می‌شود و می‌توان از آن برای سوژه‌های عکاسی استفاده نمود!

 

اگرچه رستمی مدعی است پروژه فم تریپ متعلق به وی است ولی زود مشخص شد کل قضیه هدایت شده از طرف جناح‌هایی ازحاکمیت است. آنهم در شرایطی که بیش از هر زمان دیگر نیاز دارند به اینکه به جهانیان نشان دهند همه چیز عادی است و ملت ایران، مردمی هپی و خندانند! رشد قارچ‌گونه آموزشگاه‌های گردشگری در این سال‌ها و تربیت چندصد و چندهزار تورگاید بی‌سواد مطلق نسبت به تاریخ و فرهنگ این مرزو بوم و توجه بیش ازپیش حاکمیت به صنعت توریسم، نشان از برنامه‌ای از پیش تنظیم شده دارد.

 

اگر توریست‌ها به درد گروگان‌گیری نخوردند، می‌توانند سفیران فرهنگی خوبی برای سیستم فعلی در کشورهای غربی باشند که بیان کنند: مردم ایران بسیار مهربان و شاد و خوشحالند، زنان ایرانی با حجاب خو گرفته‌اند و به آن مباهات می‌کنند و تمام تصویر رسانه‌های غربی از ایران اشتباه است.

 

زمان شوروی هم هر از گاهی چندین روزنامه‌نگار و سیاستمدار به خرج دولت شوروی به آن کشور دعوت می‌شدند تا شاهد دستاوردهای عظیم انقلاب اکتبر باشند و از اردوگاه‌های کار اجباری دیدن کرده تا شرایط کاملا انسانی آنها را گزارش کنند. البته قبلا آن اردوگاه‌ها را از ماموران قوی بنیه کا.گ.ب پر می‌کردند و زندانیان رو به موت را مرخص! و همچنین توریست‌ها اجازه سفر در روز را نداشتند مبادا خرابه‌های بین شهرها را در روشنایی روز ببینند!

 

فم تریپ یا عادی سازی "ابتذال"؟!اخیرا جنجالی بر سر پروژه گردشگری فردی بنام هدی رستمی به پا شده که افراد زیادی را…

Posted by Behrooz Ashkan Hosseini on Saturday, October 12, 2019


نظرات بسته است.

مطالب دیگر