فرنام شکیبافر: پس از خروج دونالد ترامپ از پیمان موشک‌های هسته‌ای میان‌برد با روسیه، مدیای جهانی چپ به صورت گسترده‌ای دست به پروپاگاندا و وارونه‌نمایی زد. اما واقعیت قضیه از چه قرار است؟

 

مهمترین واقعیتی که عمدتا به آن اشاره‌ای نمی‌شود این است که نقض پیمان را نه ایالات متحده بلکه خود روس‌ها آغاز کردند. دولت روسیه بود که با توسعه تسلیحات موشکی خود در این حیطه، مفاد متعددی از این پیمان را نقض کرد. بر این مبنا اقدام ایالات متحده واکنشی مشروع و طبیعی بود.

 

روسیه بیش از ۱۰ سال است که به صورت آشکارا به بسیاری از مفاد این پیمان بی‌توجهی می‌کند. ایالات متحده نیز بارها در این زمینه به روس‌ها هشدار داده بود. بیشتر رسانه‌ها و خصوصا رسانه‌های تحت کنترل چپ جهانی، غالبا هیچ اشاره‌ای به این امر نمی‌کنند.

 

نکته دیگر این است که این اقدام ایالات متحده و آغاز دور جدیدی از مسابقه تسلیحاتی با روسیه به نفع ایالات متحده، جهان آزاد و ماست. به عبارتی ایالات متحده با این اقدام، روسیه را با پای خودش به سمت دام استراتژیک خود می‌کشاند.

 

اما این دام چیست؟

 

اقتصاد روسیه در حال حاضر کشش تامین هزینه‌های چنین مسابقه تسلیحاتی پرخرجی را ندارد و چشم‌اندازی نیست که بتواند فشار هزینه‌های آن را تحمل کند؛ لذا این سیاست ایالات متحده در میان‌مدت بسترساز تضعیف موقعیت ولادیمیر پوتین و زوال گرایشات سرکشانه روسیه نسبت به غرب و جهان آزاد می‌شود.

 

این پروسه از حیث تاریخی بسیار شبیه فرایند نبوغ‌آمیزی است که رونالد ریگان تحت تاثیر جورج شولتز (وزیر خارجه‌اش) به امپراطوری شیطانی شوروی تحمیل کرد و زمینه فروپاشی آن را فراهم آورد. امری که میلیون‌ها نفر را از ذیل چنبره توحش کمونیستی رهانید و جهان را نیز جای امن‌تری کرد.

ریگان با برنامه‌هایی نظیر “ابتکار دفاع استراتژیک” و دمیدن بیش از پیش در مسابقه تسلیحاتی با شوروی، بلشویک‌ها را ناچار کرد که در وضعیت ورشکستگی اقتصادیشان، به ناگزیر اقدام به افزایش هزینه‌های نظامی کنند و در نتیجه به قهقرا بروند.

اکنون نیز که پس از بحران کریمه، نظام اقتصادی روسیه به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، کاهش بهای نفت و فساد گسترده، شرایط نامساعدی دارد و از رتبه نهم به جایگاه دوازدهمین اقتصاد دنیا سقوط کرده، فرصت مناسبی برای تشدید فشارهاست. خصوصا که هیئت حاکمه‌اش با اعتراضات داخلی نیز مواجه است.

مضاف بر آنچه ذکر شد، افزایش فعالیت‌ها و تهدیدات تسلیحاتی روس‌ها می‌تواند باعث نگرانی اتحادیه اروپا و افزایش همگرایی آنها با ایالات متحده شود. امری که به نفع ایران نیز هست. به هر میزان که هماهنگی اتحادیه اروپا با ایالات متحده بیشتر شود، حل مسئله ایران نیز مسیرش هموارتر می‌گردد.

 

‏ملاحظه دیگری نیز مطرح است. در حالی که این پیمان، ایالات متحده و روسیه را از حیث توسعه تسلیحات هسته‌ای محدود کرده بود، چین بدون هیچ ملاحظه‌ای در این حوزه فعالیت می‌کرد. اقدام دونالد ترامپ فرصتی برای اعمال فشار همزمان بر روسیه و چین در این زمینه است.

 

‏در حال حاضر چینی‌ها پایین‌ترین میزان رشد اقتصادی خود طی سه دهه اخیر را تجربه می‌کنند. آنها با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستند (خصوصا محیط زیستی). تصمیم ترامپ مبنی بر استقرار موشک‌های میان‌برد در آسیای جنوب شرقی، به مهار چین و حفظ وضع موجود (تداوم هژمونی ایالات متحده) کمک می‌کند.

 


 

 

این یادداشت پیشتر در صفحه توییتر نویسنده منتشر شده بود:

 


نظرات بسته است.

مطالب دیگر