صف‌کشی‌های سیاسی اگر سال‌هاست که فارغ از عناوین و القابی مثل اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و چه و چه، در واقع به «له دولت» و «علیه دولت» تقلیل پیدا کرده بود، پس از سال ۹۶ به شکل عریان‌تری به «له سپاه» و «علیه سپاه» مبدل شده است. عجیب هم نیست.

 

تشت رسوایی دولت مستقر (مورد حمایت محمد خاتمی و طیف موسوم به اصلاح‌طلب) از بام افتاده و کنشگران و روزنامه‌نگارانی که در پوشش دفاع از یک دولت به اصطلاح «منتخب»، در حقیقت از بدنه‌ اصلی قدرت مستقر دفاع می‌کردند، حالا چاره‌ای نمی‌بینند که کار دفاع از جناب کلیددار را به کلی واگذاشته، و از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دفاع کنند که حسب آیین‌نامه‌ تاسیسش، یک سازمان نظامی- اقتصادی- سیاسی فراملیست (انترناسیونال/ international) در این معنا که اگرچه حق خود می‌داند که از منابع انسانی و طبیعی ملت ایران استفاده کند، اما به همین مردم پاسخگو نباشد و حتی لزوما در راستای منافع این ملت عمل نکند! در راستای چیزی عمل کند که خودشان «منافع امت مسلمان» می‌نامند و یا «انقلاب جهانی مهدی» می‌شمارند!

 

این در حقیقت یعنی شفافتر شدن صحنه‌ سیاسی کشور… شما می‌توانید به وضوح ببینید که دعوای اصلاح‌طلب و اصول‌گرا در حقیقت دعوایی زرگری بود و اختلاف اصلی مابین تمامی اقشار مردم و کنشگران و نمایندگان سیاسیشان، در حقیقت دفاع از یک حکومت غیرملی و جنگ‌طلب و یا مخالفت با آن است! اینکه سپاه اکنون محل اصلی مناقشات سیاسی بین ما شده، تنها با اقدام اخیر دولت ایالات متحده (یعنی تروریستی خواندن این سازمان) تشدید شده است اما همان‌طور که گفتم، در حقیقت از تبعات رادیکال‌شدن وضعیت پس از سال ۹۶ است.

 

من از این شفافیت بیشتر استقبال می‌کنم! نگاه کنید ببینید که مثلا چهره‌های ملی -مذهبی که چهار دهه است به ناروا توسط همین سپاه و بازوهای متعددش در داخل سرکوب می‌شوند، به میدان آمده و حتی از ورود یکی از بازوهای تروریستی سپاه به منطقه‌ خوزستان جهت سرکوب مردم دفاع می‌کنند! آنها مخاطب، و احتمالا حتی خود را فریب می‌دهند که این نیروها برای کمک به سیل‌زدگان آمده‌اند! احتمالا حساب کرده‌اند که اگر اینجا «خودی» بودن خود را در عمل نشان دهند، شاید در سال‌های آینده از این خوش‌خدمتی بهره‌برداری کنند.

 

بسیاری از چهره‌های چپ قدیم و چپ به اصطلاح نو هم در این هواداری از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با مابقی طیف‌های شورشی سال ۵۷ شریکند.

 

من فکر می‌کنم این محاسبات اشتباه است حتی اگر از دید خود این نیروها، و منافع کوتاه‌مدت یا بلندمدتشان نگاه کنیم. (از جمله به این دلیل که فاشیسم مذهبی ثابت کرده است که انحصارطلبیش را تحت هیچ شرایطی، رقیقتر نخواهد کرد) با این حال، وضع فعلی به روشنی بهتر از شرایطیست که بر سر کلمات و مفاهیم علوم انسانی و پرسش‌ها و پاسخ‌های کلی و انتزاعی بحث و جدل کنیم، بی‌آنکه تصریح کنیم اختلاف اصلی کجاست.

 

اطلاع دارم و با مطالعه‌ بیشتر، هر چه بیشتر هم واقف می‌شوم که دیدگاه‌های ضد نهاد دولت (ضد مدیریت متمرکز اداری – سیاسی/ آنارشیسم) مابین نخبگان ایرانی بسیار مورد استقبال است. به همین علت، آنها قبحی احساس نمی‌کنند که از سازمانی دفاع کنند که آشکارا به موازات دولت ملی تاسیس شده و دائما در حال تضعیف آخرین بقایای آن در ایران بوده است. قبحی نمی‌بییند که از سازمانی دفاع کنند که حتی رئیس جمهور «منتخب‌»شان هم بارها با کنایه به آن اشاره کرده و آن را «دولت تفنگ‌دار» خوانده است.

 

اگر پیش از حسن روحانی، احمدی‌نژاد هم در حد لفظ به این سازمان تاخته بود، علتش این است که وجود یک قوه‌ مجریه که در برابر مردم مسئول باشد و در ازای مالیاتی که می‌گیرد به مالیات‌دهنده، در مورد رفتارش توضیح بدهد، با وجود سازمانی فراملی‌گرا که در مناسبات قدرت، حتی از حیث قانون اساسی، سازمانی بالادستی و مسلط است، اصلا جور در نمی‌آید!

 

شاید معنایش این است که شهروندان و به ویژه نخبگان ایرانی یک بار برای همیشه باید روشن کنند که بالاخره بعد حقوقی ناسیونالیسم را در حد قبول یک «دولت – ملت مشخص و پاسخگو به مالیات‌دهنده قبول دارند و یا به سبک و سیاق شورشیان سال ۵۷ همچنان هر نوع ملی‌گرایی را تقبیح می‌کنند و هنوز به شعارهای بامزه‌ اما ویرانگر فراملی‌گرایانه که مایه و مبنای تاسیس سپاه بوده است، وفادارند!

 

این «یا» مهم است! وگرنه باید قبول کرد که رئیس قو‌ه‌ مجریه حق ندارد که به سپاه نیش و کنایه بزند؛ و از آنجا که بخش بسیار بزرگی از اقتصاد دست همین سازمان است، و حتی صندلی‌های مجلس و وزارت‌خانه‌ها هم از نیروهای سابق و یا فعلی همین سپاه پر می‌شود، در نتیجه دولت هم حق دارد که در برابر هر اعتراض و سوالی به سادگی بگوید که بر اوضاع مسلط نیست و اصولا سهم کمی در قدرت دارد.

 

مقصودم این است: دفاع از سپاه یعنی اعتراف به اینکه حق سوال شهروند، بسیار محدود و حتی در واقع تزئینی و تشریفاتیست. چون شما می‌دانید که حتی وقتی قوه‌ مجریه، دامنه عمل گسترده‌ای دارد، به پای میز پرسش کشاندن مقامات مسئول، در عمل کار سختیست؛ چه برسد به زمانی که دولتی‌ها با وجود سپاه، واقعا دلایل موجهی برای فرار از پاسخ‌گویی دارند.

 

تمامی آن شهروندانی که فکر می‌کنند مالیاتشان باید خیلی شفاف در راستای منافع‌ خودشان صرف شود، تنها بر اثر سوءتفاهم ممکن است حامی سپاه باشند. توجه کنید که عملیات فرامرزی ارتش آمریکا، غالبا بسیار دشوار برای مالیات‌دهنده‌ آمریکایی توجیه می‌شود. یعنی در حالی‌ که مجموعه‌ نظام سیاسی حاکم بر جامعه‌ آمریکا، بر مفهوم «دولت – ملت» بنا شده، و بنابراین خود را مقید به پاسخ‌گویی به مالیات‌دهنده می‌داند، با این حال پس از هر عملیات نظامی بزرگی، حزب حاکم در برابر پرسش نمایندگان سیاسی حزب رقیب دچار چالش می‌شوند.

 

درست هم همین است. آنها باید خیلی مستدل و دقیق بگویند که این عملیات نظامی، صرفا در راستای منافع کارخانه‌های اسلحه‌سازی یا کارتل‌ها و کاست‌های اقتصادی بزرگ نیست که به دنبال بازارهای تازه‌ای برای کالاهای خودند. بلکه هر مالیات‌دهنده، مستقیم یا غیرمستقیم، از این اقدام نظامی بهره می‌گیرد.

 

تحت‌ شرایطی که یک سازمان نظامی بزرگ با بودجه‌ای عملا نامحدود، حسب آیین‌نامه‌ داخلی خود که مورد تایید قانون اساسی کشور و همین‌طور فرهنگ سیاسی کنشگران کشور است، هیچ مسئولیتی برای پاسخ‌گویی به این مردم ندارد، عملا یعنی اینکه ما پذیرفته‌ایم ثروتمان را برای منافع خانواده‌هایی مصرف کنند که گاهی حتی ایرانی هم نیستند! ایرانی هم اگر بودند، متهم بودند و باید در برابر این «سوءاستفاده‌» آشکار پاسخ می‌دادند!

 

تلخی آنچه تجربه می‌کنیم این است که نخبهٰ‌ مملکت خجالت نمی‌کشد که علنا از وجود سازمانی دفاع می‌کند که هم متهم به سرکوب خشن مردم خودمان است، هم مردم منطقه، هم متهم به اخلال در نظام تقنینی و سیاسی کشور است و هم حسب آیین‌نامه‌ داخلیش، غیرپاسخگو و عملا یک سازمان محفلیست.

 

تمامی آنچه گفتم، یک بار دیگر ثابت می‌کند که تا چه حد نیاز به نقد ریشه‌ای فرهنگ انقلاب اسلامی داریم و از آنجا که لولویی به اسم آمریکا، دست‌آویز توجیه و تاسیس سازمان‌هایی مانند سپاه بوده است، تا چه حد نیاز داریم جنگ‌طلبی شورشیان سال ۵۷ را، (از هر طیفی که باشند) زیر عنوان مبارزه با امپریالیسم یا لیبرالیسم، به پرسش بکشیم و قویا و با صدایی بلند تقبیح کنیم. با صدایی به بلندی صدای کشاورزان اصفهانی که پشت به تریبون نماز جمعه فریاد کشیدند: «دشمن ما همین‌جاست/ الکی می‌گن آمریکاست!»

 

برای اینکه مسئولیت مسئولان، هم مبنای تئوریک درستی داشته باشد و هم ضمانت اجرایی شدن، همگی نیاز داریم که با صدای بلند دستاورد عظیم روشنفکر مشروطه در تاسیس «دولت – ملت» را بخواهیم. روزگار بر ایرانیان به نحوی سپری شده است که نخبگانشان ناچار باشند خطاهای فاحش خود را بپذیرند و صد و هشتاد درجه تغییر جهت دهند! تو گویی که روزگار بر این لج‌بازان که الفاظ پرطمطراقی بر این لج‌بازی و مسئولیت‌ناشناسی خود گذاشتند، بدجوری لج کرده است!

 

 

صف‌کشی‌های سیاسی اگر سال‌هاست که فارغ از عناوین و القابی مثل اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و چه و چه، در واقع به «له دولت» و…

Posted by Nima Ghasemi on Wednesday, April 17, 2019


نظرات بسته است.