چطور ممکن است تو از روشنفکران چپ ایران باشی و چهل سال این جنایتکاران در سراسر دنیا و نه فقط در ایران به شکار تو آمده باشند و از راه کارگر تا فدایی تا اتحادیه کمونیستی تا پیکار و تا مجاهدین و رهبران کرد و تا ملیون و بختیار و همراهانش و تا نویسندگان و شاعران و هنرمندان از فعالان کانون نویسندگان از مختاری و پوینده تا فریدون فرخزاد را بی‌شرمانه و بی‌رحمانه ترور کرده باشند و تو از اینکه تمام کشورهای دنیا از جمله دولت آمریکا آنها را تروریست بخواند احساس به عدالت نزدیک شدن و شنیدن فریاد قربانیانت را نداشته باشی.

 

آنها که در واشنگتن وظیفه لابی‌گری سپاه را بر عهده دارند، درک می‌کنم. اما چطور ممکن است هنوز بعد از این همه سال همچنان تو را به خاطر احساسات ضدامپریالیستی و ضدآمریکاییت شکار کنند؟

 

چطور می‌توانی مخالف یک جنگ احتمالی آینده باشی اما نسبت به جنگ جنایتکارانی که چهل سال است به مردم تو اعلان جنگ داده‌اند و بهترین و فداکارترین فرزندان این مملکت را نابود کرده‌اند، کسانی که نه فقط علیه مردمت که علیه همه سرمایه‌های ملی و محیط زیست این مردم اعلان جنگ داده‌اند و دارند کشورت را از صفحه روزگار محو می‌کنند، بی‌تفاوت باشی؟

 

 


نظرات بسته است.