محمدرضا یزدان‌پناه

دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷

بخش:
سیاسی - مطالب ویژه - هویت ملی






نهضت آزادی ایران مدعی شده که با انتشار نامه‌ای به ده‌ها حزب در کشورهای مختلف جهان، از آنها خواسته تا «در این شرایط دشوار، ملت ایران را تنها نگذارند و از صلح و تعهدات جهانی در قبال برجام حمایت کنند و اعتراضات مدنی خویش را علیه سیاست‌های توسعه‌طلبانه و نقض تعهدات بین‌المللی توسط دولت ترامپ که اساس سیاست خارجی مقامات کاخ سفید قرار گرفته است، ابراز دارند.»

 

در این نامه، بیشتر از توافق هسته‌ای میان جمهوری اسلامی با قدرت‌های بین‌المللی اما در واقع «مماشات» با فرقه تبهکار اشغالگر ایران دفاع و از جمله ابراز عقیده شده که خروج دولت کنونی آمریکا از این توافق، «در راستای کمک به مردم ایران نبوده و موضع جریانات اقتدارگرا و تندروهای داخلی و جنگ‌افروزان خارجی را تقویت خواهد کرد.»

 

درباره بندهای مختلف این نامه می‌توان نظرات متفاوتی داشت. با بخشی یا حتی تمام آن موافق یا مخالف بود. اساسا این مسئله موضوع این نوشته نیست.

 

بخشی از این نامه که لازم است با دقت به آن توجه شود، بندی است که در آن گفته شده که «آزادی واقعی نه با حمایت‌های دولت آمریکا از براندازان حاصل می‌شود و نه یک کالاست که با کوله‌پشتی نظامیان آمریکایی به ارمغان آورده شود.»

 

این بند را می‌توان جانمایه نامه نهضت آزادی دانست که در ماه‌های اخیر و به ویژه پس از قیام ملی دی ماه به اشکال گوناگون در سخنان شخصیت‌های مختلف وابسته به این گروه و ملی-مذهبی‌ها تکرار شده است.

 

با این بند از نامه نهضت آزادی اما نمی‌توان مخالف یا موافق بود. یا آن را نقد کرد. مسئله این است که اساسا نهضت آزادی نه از نظر سیاسی و نه از جنبه اخلاقی، حقی برای بیان این سخن ندارد.

 

چرا؟

 

زیرا اعضای ارشد نهضت آزادی چه به صورت فردی و چه بر مبنای تصمیمات سازمانی، در دوران پادشاهی پهلوی، نه تنها با عوامل دولتی آمریکا بلکه با تقریبا تمام رهبران و سازمان‌های ضد ایرانی جهان عرب، از جمال عبدالناصر تا معمر قذافی و از رفعت اسد تا یاسر عرفات و از جبهه آزادی‌بخش الجزایر تا سازمان آزادی‌بخش فلسطین و… در ارتباط رسمی بودند.

 

این ارتباط، انواع و اقسام کمک های مالی، نظامی، آموزشی، اطلاعاتی و غیره را شامل می‌شد. اعضای نهضت آزادی زیر چتر حمایتی و اطلاعاتی دولت‌ها و مقام‌های ارتجاعی، پان عرب و بعثی به کشورهای مختلف می‌رفتند و در آنجا با آموزش‌های چریکی و نظامی و بسته‌های حمایتی تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی پشتیبانی می‌شدند تا در مبارزه علیه نظام پادشاهی ایران از آنها استفاده کنند.

 

مصطفی چمران، محمد توسلی، ابراهیم یزدی، رضا رئیس طوسی و صادق قطب‌زاده تنها تعدادی از شاخص‌ترین اعضا و مرتبطان نهضت آزادی هستند که در این ارتباطات گسترده و سازمانی دخیل بودند.

 

اینها البته به جز ارتباط وسیع و ارگانیک اشخاصی مانند ابراهیم یزدی، محمد توسلی و عباس امیرانتظام با مقام‌های مختلف آمریکایی از مدت‌ها قبل از روی کار آمدن جمهوری اسلامی است.

 

نکته لازم به یادآوری این است که این ارتباطات با تمام عناصر ضد ایرانی منطقه و مقام‌های دولتی و امنیتی آمریکا، توسط اعضای نهضت آزادی [هم] بیان شده و اصلا و ابدا امر پنهانی نیست.

 

اینکه مخالفان ملی‌گرا و آزادی‌خواه جمهوری اسلامی، نباید به پیاده‌نظام هیچ دولت خارجی تبدیل شوند، کاملا درست است. خوشبختانه این امر برای اکثر قریب به اتفاق سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزسیون صدق می‌کند. البته این مسئله به معنی استفاده نکردن اپوزسیون و آزادی‌خواهان از فرصت منطقه‌ای و بین‌المللی کنونی برای پایان دادن به عمر استبداد دینی حاکم بر ایران و روی کار آوردن نظامی ملی، توسعه‌گرا و لیبرال دموکرات نیست.

 

اما چنین بدیهیاتی این اجازه را به نهضت آزادی نمی‌دهد که با کارنامه‌ای سرشار از ارتباط و کمک گرفتن از هر دولت و سازمان ضد ایرانی که نتیجه‌اش در نهایت به برآمدن خمینی و جمهوری اسلامی انجامید، دیگران را به وابستگی به دولت‌های خارجی از جمله آمریکا متهم کند.

 

نهضت آزادی ایران می‌تواند تا پایان نگران بقای نظامی باشد که خود در روی کار آوردن آن نقش داشته و همچنان به این نقش افتخار می‌کند. اما این گروه هیچ حق اخلاقی یا سیاسی برای امر به معروف و نهی از منکر دیگران در این مسئله مشخص ندارد.


نظرات بسته است.