شاهین صادق‌زاده میلانی:

 

یک – آنهایی که من را می‌شناسند می‌دانند که نظر من در مورد ترامپ، توافق هسته‌ای و تحریمها چیست. من به هیچ عنوان طرفدار ترامپ و کابینه‌اش نیستم، با توافق هسته‌ای موافق بودم، و خروج ترامپ از این توافق را هم اقدامی مضر می‌دانم چون وقتی یک کشور وارد یک معاهده می‌شود باید به آن پایبند باشد و تغییر دولت دلیل موجهی برای خروج از معاهدات بین المللی نیست.

 

دو – چه ما خوشمان بیاید چه خوشمان نیاید، فعلا ترامپ رئیس جمهور ایالات متحدۀ آمریکاست. او در انتخاباتی آزاد و مشروع انتخاب شده و حداقل تا دو سال دیگر در این سمت خواهد بود. ملاقات کردن با او یا اعضای کابینه‌اش به هیچ عنوان به معنی تایید دیدگاههای او نیست. اگر این طور بود هیچ کس نمی‌بایست با هیچ سیاستمداری دیدار می‌کرد.

 

سه – یک عده می‌گویند مسیح علینژاد با ملاقات با وزیر خارجۀ آمریکا تبدیل به ابزار پروپاگاندا شده است. بسیاری از آنانی که این ادعا را مطرح می‌کنند خودشان افرادی هستند که آبروی خود را خرج رای آوردن افرادی نظیر حسن روحانی و محمد محمد ری شهری کرده‌اند یا با محمد جواد ظریف، وزیر خارجۀ دروغگوی جمهوری اسلامی، نشست و برخاست داشته اند. این افراد کوچکترین اعتباری برای اینکه به کسی برای ابزار پروپاگاند شدن انتقاد کنند ندارند. چطور است که بیانیه امضا کردن برای «رای دادن» به حسن روحانی «پروپاگاند» نیست ولی ملاقات انتقادی مسیح علینژاد «پروپاگاند» است؟ این افراد، این عادی کنندگان جمهوری اسلامی، به معنای واقعی کلمه «وقیح» هستند. اینها در برابر اعدامها و قتلهای فراقضایی جمهوری اسلامی سکوت می‌کنند، یک خط در مورد کشتن کولبرها نمینویسند، زندانی شدن و شکنجه شدن درویشها برایشان هیچ اهمیتی ندارد، وقتی در مورد محرومیت بهائیان از حق تحصیل مطلبی بنویسم اینها از یک «لایک» خشک و خالی هم دریغ میکنند، ولی اگر مسیح علینژاد با وزیر خارجۀ آمریکا ملاقات کند سروکله شان پیدا میشود، انگار که زمین به آسمان آمده است!

 

چهار – اتفاقا به خاطر همین جماعتی که توصیف کردم فکر میکنم ملاقات مسیح علینژاد با وزیر خارجۀ آمریکا اقدام مفیدی بوده است. دعوا بر سر مشروعیت جمهوری اسلامی است. این افراد بی خاصیتی که توصیف کردم تنها برایند فعالیتهایشان، از رای دادن در سفارت گرفته تا حمله به مسیح علینژاد، این است که بگویند جمهوری اسلامی یک حکومت مشروع و عادی است. وقتی وزیر خارجۀ آمریکا با شخصی مثل مسیح علینژاد ملاقات میکند، این افراد ناراحت می‌شوند چون موضع سیاسی آنها از اساس با چالش رو به رو میشود. آنها میخواهند بگویند «مردم واقعی» ایران طرفدار اصلاح طلبان هستند و همین نظام را میخواهند. وقتی مسیح علینژاد با دو میلیون مخاطب اینستاگرامی صدای مردمی میشود که جمهوری اسلامی را نمیخواهند، اینها چاره‌ای جز اینکه به مسیح علینژاد حمله کنند ندارند. برعکس تصور آنها، در عمل این مسیح علینژاد است که از وزیر خارجۀ آمریکا استفادۀ تبلیغاتی کرده است. او با این دیدار توانسته خودش و ایده هایش را بیشتر مطرح کند و انحصار رسانه‌ای و تبلیغاتی اصلاح طلبان و سمپاتهایشان را بشکند.

 

پنج – الان بیست و یک سال از دوم خرداد گذشته است. اینهایی که بعد از این همه سال هنوز هیچ راه حلی غیر از صندوق انتخابات قلابی جمهوری اسلامی ندارند واقعا چه حرفی دارند بزنند؟ غیر از تعداد محدودی که از تبلیغ برای رای دادن ابراز پشیمانی کرده اند، بقیه مطلقا هیچ مسئولیتی در قبال رفتار خود نپذیرفته اند. دولت مورد حمایت آنها در سرکوب اعتراضهای دی ماه نود و شش نقش داشت، در مورد مرگ زندانیان سیاسی در زندان هیچ اقدامی نکرد، و حتی منکر شکنجۀ اسماعیل بخشی شد. ولی اینها هیچ نگفتند و فقط نظاره گر بودند. اینها فقط بلندند به امثال مسیح علینژاد حمله کنند و ایراد الکی بگیرند. آن جایی که باید حرف بزنند و علیه ظلم ایستادگی کنند خبری از آنها نیست. تاریخ از اینها به نیکی یاد نخواهد کرد.

 

این مطلب پیشتر در صفحه فیسبوک نویسنده آن منتشر شده است:

 

توئیتر باعث شده کمتر یادداشت بلند بنویسم اما حمله‌هایی که به مسیح علینژاد شد من را بر آن داشت که این مطلب را اینجا…

Posted by Shahin Sadeghzadeh Milani on Wednesday, February 6, 2019


نظرات بسته است.