واضح است که با توجه به محدودیت‌های تحمیلی از طرف دستگاه استبدادی حاکم بر ایران، امکان نظرسنجی دقیق و مغایر با اهداف ایدئولوژیک جمهوری اسلامی جهت شناسایی طبقات و اقشار علاقمند به سامانه‌های جمهوری یا سلطنت فراهم نیست. با این وجود بر اساس تحلیل طبقاتی، آنالیز فرهنگی-تاریخی شعارها و همچنین تکثر انواع شعارهای جنبش‌های اخیر ایران می‌توان خواستگاه طبقاتی هر کدام از این دو سامانه را به تخمین شناسایی کرد.

 

با نظرداشت این پیش‌زمینه در ادامه جهت‌گیری و ماهیت این دو جریان مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

در جریان حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ پس از آنکه بخشی از معترضان به نتایج انتخابات از داوری در چارچوب حقوقی نظام جمهوری اسلامی ناامید شدند، به تدریج شعارهای آنان رنگ و بوی براندازانه به خود گرفت؛ آنچنان که در ۱۶ آذر ۱۳۸۸ در دانشگاه تهران برای نخستین بار «شعار استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سر داده شد.

 

روند مذکور با سرکوب جنبش سبز در دی ماه ۸۸ در سطح گفتمانی باقی ماند تا آنکه در دی ماه ۹۶ و پس از ناامیدی آحاد طبقات اقتصادی-سیاسی از حاکمیت، شعارهای متنوعی اعم از سلطنت طلبانه نظیر «جاوید شاه» و «رضاشاه، روحت شاد» و جمهوری‌خواهانه از جمله شعار معروف «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» توسط مخالفان سر داده شد که در جای خود محل بحث و بررسی است.

 

آنچه مسلم است جنبش سبز که در آذر ۸۸ به شعار جمهوری ایرانی منتهی شد، بیشتر مطالبات طبقه متوسط شهری را نمایندگی می‌کرد و طبقات ضعیف جامعه در آن برهه و به دلایل متنوع، همراهی کمتری با آن جنبش داشتند.

 

معترضان جنبش دی ماه هم شامل ناامیدان و به ستوه آمدگان از جمهوری اسلامی بودند که قاطبه آنان متشکل از طبقات محروم بهمراه کسری از طبقه متوسط بود که در مقایسه با وقایع سال ۸۸ این جنبش در شهرهای کوچک نفوذ بیشتری داشت اما از حمایت کسر قابل توجهی از ساکنین شهرهای بزرگ محروم بود.

 

در واقع طبقه متوسط حضور کمرنگی در اعتراضات اخیر داشته است و نتیجتا شعارهای سلطنت‌طلبانه در جنبش دی ماه نسبتا پررنگتر جلوه می‌نمود. بطور نسبی می‌توان اینگونه تحلیل کرد که خواست جمهوری‌خواهی توسط طبقه متوسط مشخصا در شهرهای بزرگ و متوسط نمایندگی می‌شود و تمایلات سلطنت‌طلبانه نیز در شهرهای کوچک و روستاها هواخواهان بیشتری دارد.

 

همچنین جامعه هدف این دو جریان سیاسی تمایز نسبتا مشخصی نسبت بهم دارند که بخشی از آن ملهم از سنت‌گرایی یا تجددخواهی و تجارب تاریخی در ۱۰۰ سال گذشته است؛ به گونه‌ای که سنت‌گرایان، نهاد پادشاهی را بعنوان یک میراث تاریخی-هویتی مدنظر دارند و با تاکید بر سازندگی و مدرنیزاسیون صورت گرفته در عصر پادشاهان پهلوی، بر ضرورت بازگشت آن تاکید دارند. به عبارت دیگر شعار «جاوید شاه» نیز از نقطه نظر روان‌شناسی اجتماعی بر این خواسته سنت‌گرایان دلالت دارد. درحالیکه جمهوری‌خواهان از نهاد پادشاهی بعنوان جایگاهی تعریف‌نشده و توجیه‌ناپذیر “در عصر مدرن” یاد می‌کنند که دیگر محلی از اعراب ندارد چرا که احراز این جایگاه صرفا مبتنی بر توارث است و نه مشخصات اکتسابی و با توجه به عدم امکان جایگزینی پادشاه با فرد جدید “به نحوی دموکراتیک”، در طی گذر زمان و با تحکیم جایگاه امکان شکل‌دهی به استبداد در بستر این سامانه قابل ملاحظه است.

 

از سوی دیگر هر کدام از این دو طیف اجتماعی مطالبات نسبتا متفاوتی دارند. برای نمونه طبقات فرودست تکیه بیشتری بر رفع مشکلات اقتصادی دارند آنچنان که جرقه اصلی در جنبش دی ماه افزایش قیمت تخم مرغ بود اما طبقه متوسط توجه بیشتری به خواسته‌های دموکراسی‌خواهانه دارد و از نظر آنان در نظام جمهوری احتمال مهار استبداد “امکانپذیرتر” می باشد.

 

نکته کلیدی در هر دو جریان سیاسی، عبورشان از مختصات سیاسی جمهوری اسلامی و تمایل هر دو جریان به حکومتی است که تامین کننده منافع آحاد ایرانیان بدون توجه به دین و مذهب، قومیت، مرکزنشینی و حاشیه‌نشینی است. در واقع ایدئولوژی اسلام وطنی جمهوری اسلامی که سرزمین ایران را تبدیل به تیولی جهت استحصال منافع مادی موردنیاز بمنظور توسعه اهداف استعمارگرایانه اسلامی خود نموده، عرصه را به قدری بر ملت ایران تنگ نموده که عموم مردم متشکل از علاقمندان به هر دو سامانه جمهوری و سلطنت در خواسته حکومتی ایرانگرا به معنای ساختاری که خدماتش معطوف به درون مرزهای سیاسی کشور باشد، همگرایی مطلق دارند. برونداد این مطالبه در شعارهای «جمهوری “ایرانی”» و «رضاشاه، روحت شاد» در قدردانی از رضاشاه بعنوان شاهی خدمتگزار به سرزمین ایران، با وجود انتقاداتی که در حوزه سیاسی به آن شاه فقید وارد است، نمود یافته است.

 

آنچه در این پیچ تاریخی بایستی بر آن تکیه داشت، جلوگیری از ایجاد تقابل مابین این دو جریان سیاسی است. در واقع دمیدن بر طبل تقابل و داشتن نگاهی مغرورانه و مطمئن یک جریان نسبت به دیگری، علاوه بر بستن راه گفتگو و بسترهای اولیه برای پلورالیسم در ایران فردا، تنها منجر به خرسندی نظام اسلامی خواهد شد که در بدترین شرایط اقتصادی-سیاسی خود در طی ۴۰ سال اخیر قرار دارد.


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.