کیوان مشیری

سه شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷

بخش:
اجتماعی - ایران‌زمین - حقوق بشر - سیاسی - مطالب ویژه






روزهای پایانی زمستان ۷۵ بود و خود را برای امتحان مرحله اول آزمون سراسری در رشته علوم تجربی آماده می‌کردم. از بابت دروس عمومی مشکلی نداشتم؛ بر تعلیمات دینی و زبان عربی دوران چهار ساله دبیرستان به خوبی تسلط داشتم، ادبیات را دوست داشتم و در زبان انگلیسی خودم را مدعی می‌دانستم. در ریاضیات، فیزیک و شیمی سال آخر دبیرستان کمبودی احساس نمی‌کردم و در امتحاناتی که از خودم می‌گرفتم نمرات قابل‌قبولی کسب می‌کردم. تست‌های این دروس در آزمون‌های سال‌های گذشته از مشابهت‌های بسیاری برخوردار بودند و می‌شد با تمرین نمونه‌تست‌های سال‌های پیش به سیاق آنها پی‌برد.

 

کتب حجیم زیست‌شناسی، اما، برای من وسواسی و ملانقطی، هنوز جاهای مبهم بسیاری داشتند. گرچه به خوبی کتاب‌ها را خوانده بودم و خاطرجمع بودم که در فهم آنها چیزی از دیگران کم ندارم، ولی هنوز در آن درس چاله‌هایی تاریک و چالش‌برانگیز می‌دیدم که قابلیت به دام انداختن من یا دیگر شرکت‌کنندگان در آزمون سراسری ورود به دانشگاه را داشته باشند.

 

روزی که در بهشت کتاب، میدان انقلاب، قدم می‌زدم و کتاب‌های کمک‌درسی کنکور را ورانداز می‌کردم، چشمم به کتاب تست جامع زیست‌شناسی جانوری چهارم دبیرستان افتاد. نویسنده‌اش را نمی‌شناختم. از شکل و شمایل کتاب خوشم آمد و کنجکاوم کرد، کمی از آن را خواندم و علاقه‌مند شدم. کتاب را خریدم. فردای آن روز که خواندن کتاب را آغاز کردم، به تسلط، نکته‌سنجی و دانش نویسنده‌ آن پی‌بردم. همان کتابی بود که می‌خواستم! بسیار دقیق و در قالب آزمون به سراغ مفاهیم کلیدی زیست‌شناسی رفته بود و با طرح سوال از بسیاری از صفحات آن به شکلی استادانه به بیان ظرایف آن کتاب و روشن کردن جاهای گنگ آن پرداخته بود.

 

معلوم بود که کتاب بسیار ماهرانه، با صرف وقت، از سر حوصله و از روی عشق نوشته شده است و نویسنده‌ آن پیشترها به همان مسیری که ما در آن بودیم گام گذاشته و می‌دانسته است که باید به کجاهای کتاب برای پر کردن چاله‌ها سرک بکشد. برای من، بدون اغراق، خواندن آن تجربه‌ای بسیار شیرین و دلپذیر بود. واضح بود که کتابی نیست که در پی سودجویی و آموزش نکته‌های – به اصطلاح – کنکوری و ماهی گرفتن از سیل عظیم داوطلبان کنکور نوشته شده‌ باشد؛ که می‌خواست به شکلی اصولی، و البته هنرمندانه، زیست‌شناسی را بیاموزد.

 

پس از آن بود که نام مولف کتاب، دکتر فرهاد میثمی، پزشک و مدیر مسوول موسسه اندیشه‌سازان توجه من را به خود جلب کرد. هر از گاهی در بهار سال ۱۳۷۶ به اندیشه‌سازان زنگ می‌زدم و چشم‌انتظار چاپ کتاب‌ زیست‌شناسی گیاهی بودم. پس از کسب رتبه‌ای قابل قبول در آزمون مرحله نخست کنکور و با توجه به اهمیتی که درس زیست‌شناسی در مرحله دوم این آزمون داشت، برای چاپ شدن و مطالعه کتب زیست‌شناسی سال‌های دوم و سوم دبیرستان بی‌تابی می‌کردم. آخرین کتاب مورد نیازم در تابستان همان سال و تنها چند هفته پیش از آزمون مرحله دوم به دستم رسید و من هم چندروزه همه‌اش را بلعیدم. کتبی بودند تک و بی‌همتا در حوزه کتب کمک‌درسی که نمونه‌ای که به همان خوبی باشد را حتی در دروس دیگر هم ندیده بودم.

 

آخر تابستان که نتیجه آزمون آمد و روشن شد در همان رشته و دانشگاهی که انتخاب نخستم بوده است پذیرفته شده‌ام، خود را وامدار فرهاد میثمی می‌دانستم.

 

او چند سال بعد که مشغول دغدغه‌های دیگری شد، موسسه اندیشه‌سازان را هم تعطیل کرد؛ هر چند که می‌توانست به راحتی و با اسم و رسمی که به دست آورده بود، تا سال‌ها، با واگذاری کارها به دیگران و بدون کمترین زحمتی به تجارت بپردازد.

 

چند ماه پیش که خبر دستگیری کنشگری مدنی با نام فرهاد میثمی را شنیدم، بی‌درنگ یاد او افتادم؛ هر چند سر سوزنی هم گمان نمی‌کردم خود او باشد. عکس‌های او را در همراهی با نسرین ستوده دیدم و در اعتراض به حجاب اجباری و دفاع از حقوق کارگران.

 

الان هم چند ماهی می‌شود که او در زندان و در اعتراض به برآورده نشدن خواسته‌هایش، که همان خواسته‌های زنان، کارگران و زندانیان سیاسیست، اعتصاب غذا کرده است و دارد چون شمع آب می‌شود. ای کاش اعتصاب غذا را بشکند؛ که اگر به فکر خودش نیست، ما به او، و امثال او، سخت نیاز داریم برای آینده ایران؛ که اگر قرار بر شایسته‌سالاری باشد، کسی چون او می‌باید بر یکی از بالاترین مسندهای نظام آموزشی یا درمانی کشور تکیه زند. امروز شنیدم که نسرین ستوده هم در پشتیبانی از او اعتصاب غذای تر کرده است.

 

و ما چقدر خوش‌اقبال بودیم که نخستین چاپ کتاب‌های زیست‌شناسیش را، درست در همان زمان که باید، در دست داشتیم و تا چه اندازه شوربختیم که پس از این همه سال باید با خبر زندانی شدن و اعتصاب غذای چنین نخبگانی از حالشان باخبر شویم. و من پس از ۲۱ سال، هنوز که هنوز است از او یاد می‌گیرم؛ در آن سال‌های دور درس دانش گرفتم و در این روزهای سرد پاییزی، درس انسان‌دوستی، دلیری، پایداری و فداکاری، از مردی که آموزگاریست برای همه فصول، می‌آموزم.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر