سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶

بخش:
گزارش






سیاست‌های خاورمیانه‌ی دونالد ترامپ در حال آشکار شدن هستند. جدای از حمایت از اسراییل، او می‌خواهد که داعش و دیگر جهادگرایان را نابود کند، ایران را محدود کرده و نگذارد این کشور به رویای خود برای هژمونی بر تمام خاورمیانه دست یابد و می‌خواهد که کشورهای عربی بار دفاع از خود را، خود به دوش بکشند.
راهکار او: یک ناتوی عربی که به‌وسیله اعضای عربش تأمین مالی شده و به‌وسیله دارایی‌های نظامی و امنیتی اسراییل و ایالات‌متحده حمایت شود.
ایده اتحاد نظامی میان کشورهای عربی ابتدا در فوریه سال ۲۰۱۵ و به‌وسیله عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، مطرح شد که دلیل پیشنهاد این طرح را در مصاحبه‌ای تلویزیونی، گسترش جهادگرایی رادیکال در سرتاسر خاورمیانه عنوان کرد. اتحادیه کشورهای عرب در نشست خود که یک ماه پس‌ از این پیشنهاد برگزار شد بر این ایده صحه گذاشت و سران ارتش ۱۱ کشور عرب (مصر، عربستان، امارات، قطر، کویت، مراکش، تونس، الجزایر، سودان، لیبی و اردن) پس‌ از آن دیدار کردند که بر جزییات طرح کار کنند.
اما طرح السیسی به‌ سرعت فراموش شد. هر چند که ژنرال مایکل فلین، رئیس سابق آژانس اطلاعات دفاعی ایالات‌متحده، گفته بود که آمریکا باید کاملاً از طرح تشکیل ناتوی عربی حمایت کرده و آن کشورهایی که همکاران منطقه‌ای ما هستند را در این مسیر همراهی کنیم یک ارتش عربی تشکیل بدهند که بتوانند از عهده مسئولیت‌های منطقه‌ای خود بربیایند. تمرکز فلین در این سخنان بیشتر بر محدود کردن ایرانِ تحت حمایت روسیه بود؛ ایرانی که تهدید اتمی نه تنها برای اسراییل بلکه برای غرب و کشورهای خاورمیانه، کشورهای سنی عرب و ترکیه‌ی عضو ناتو به‌حساب می‌آید.
دونالد ترامپ به‌محض اینکه رئیس‌جمهور شد، طرح السیسی-فلین را احیا کرد. بجای اینکه بار سنگین گسترش حضور نظامی ایالات‌متحده در خاورمیانه را بپذیرد ترامپ برنامه ناتوی عربی را در واشنگتن و از طریق فلین، که مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور شده بود با دیپلمات‌های عرب به‌سرعت پیش برد. ترامپ شخصاً مسئله را با نخست‌وزیر اسراییل مطرح کرد و او نیز به‌سرعت این برنامه را پذیرفت.
نتانیاهو در کنفرانس خبری مشترک با دونالد ترامپ در واشنگتن گفت: «به باور من این موقعیت جدی برای برقراری صلح از مسیری منطقه‌ای می‌گذرد که در آن همکاران عربِ تازه‌یافته‌ی خود را مشارکت دهیم.»
ترامپ این موضع را بابیان این جملات روشن‌تر کرد: «این (طرحی) بسیار متفاوت است و پیش‌ از این درباره آن بحث نشده است. در واقع این پیمانی به‌مراتب بزرگ‌تر و به عبارتی به‌مراتب مهم‌تر است. این طرح کشورهای بسیار زیاد و منطقه‌ای بسیار وسیع را دربر خواهد گرفت.»
این پیمان بسیار بزرگ، چیزی برای کشورهای عرب سنی منطقه به همراه خواهد داشت. عربستان سعودی در جنگ با حوثی‌های تحت حمایت ایران به کمک نیاز دارد، مصر برای جلوگیری از تهدیدهای لیبی نیازمند کمک است و همه مورد تهدید از جانب داعش نیز هستند.
برای محکم کردن این پیمان، ترامپ باید بر ترس اعراب از متحدشدن با اسراییل فائق آید. رهبران کشورهای عرب از ترامپ خواسته‌اند که از انتقال سفارت ایالات‌متحده در اسراییل به اورشلیم (بیت‌المقدس) خودداری کرده و مانع از آن شود که اسراییل ساخت‌وساز جدیدی انجام دهد؛ درخواست‌هایی که ترامپ با آن‌ها موافقت کرده است.
کوتاه‌سخن اینکه، ترامپ صف‌بندی ارتش‌های اعراب را آغاز کرده است و هم‌زمان به کشورهای عرب نشان می‌دهد که در برابر ایرانِ اتمی از آن‌ها حمایت خواهد کرد. با توجه به واکنش‌هایی که ایران نشان داده است به نظر می‌رسد که طرح ترامپ درحال جواب دادن است.
پس‌ از آنکه ایران در ۲۹ ژانویه موشک‌های دوربرد خود را آزمایش کرد، بلافاصله آمریکا این کشور را در وضعیت هشدار قرار داد، واکنشی که باعث شد ایران از ادامه این آزمایش و حتی پرتاب ماهواره غیرنظامی خودداری کند. سردار امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران، در سخنانی به تلخی از این تصمیم انتقاد کرد و بابیان این موضوع که ایران از لحن عصبانی آمریکا ترسیده است افزود: تا کِی باید باج بدهیم و مجبور به مماشات شویم؟ اگر استراتژی خود را تغییر نهیم، وضعیت ما هرروز بدتر خواهد شد.
از طرف دیگر ایران همه تهدیدها علیه امریکا، به‌جز آتش زدن پرچم و شعار مرگ بر آمریکا را متوقف کرده است. زمانی که ترامپ به‌عنوان رئیس جمهور جمهور ایالات‌متحده انتخاب شد نیز سران جمهوری اسلامی وی را فردی غیرقابل‌پیش‌بینی معرفی کردند که تصمیمات آنی می‌گیرد. به احساس بیم ایران باید ترس از اینکه روسیه آن را تنها گذاشته است را نیز اضافه کنیم. ترسی به دلیل اتحادی میان روسیه و آمریکا که می‌تواند باعث شود ایران از سوریه به بیرون پرتاب شود.
یکی از تحلیل گران موسسه پژوهشی خاورمیانه بابیان این نتیجه‌گیری که ایران در حال حاضر در موضع ضعف و عقب‌نشینی قرار دارد گفته است: پیشرفت‌های (میان اعراب، ایالات‌متحده و اسراییل)، در تهران حس محاصره بودن به وجود آورده و اینکه احساس می‌کنند تهدیدهایی جدیدی در حال به وجود آمدن است؛ این احساس تهران به دلیل واضح شدن تشکیل جبهه‌ای کامل شامل ایالات‌متحده، روسیه و اعراب (بعلاوه اسراییل) علیه جمهوری اسلامی است. در تضاد با این حالت ایران، ترامپ در حال پیشروی است. دیپلماسی قاطع وی درباره خاورمیانه، باگذشت تنها دو ماه از ریاست جمهوری‌اش، نتایج حیرت‌انگیز امیدبخشی را نشان می‌دهند.

منبع: وبسایت خبری نشیونال پُست
نویسنده: لاورنس سولومون
ترجمه و تنظیم: مجید بچاوی


نظرات بسته است.

مطالب دیگر