بهرام نمازی از رهبران حزب ملت ایران و از همراهان داریوش فروهر در این حزب که از مخالفان جمهوری اسلامی بود، در تهران درگذشت.

 

پرستو فروهر، دختر داریوش و پروانه فروهر، درباره بهرام نمازی نوشت که او «مبارزی آزادی‌خواه و ایران‌دوست، مصدقی، هموند دیرپای حزب ملت ایران و زندانی سیاسی دو رژیم سرکوبگر» بود.

 

پرستو فروهر با اشاره به آخرین  گفتگوی خود با او، نوشته است: ۱۰ روز پیش که با او حرف زدم، یک سره خشم و گلایه بود. دلش می‌خواست یک‌تنه قیام کند، شورش کند، فریاد بزند و حق بطلبد. تلخی حرف‌هایش آنجا بود که آن دست‌ها را که باید یکدیگر را بگیرند تا بشود جنبشی کارآمد ساخت، نمی‌یافت. دلش خون بود از عدم‌هایی که ردیف می‌کرد: عدم تعهد، عدم سازماندهی، عدم جسارت و خلاقیت، … می‌گفت خشم در شعله‌های پراکنده می‌سوزد و دوده می‌شود به دل روزگار.»

 

سعید بشیرتاش، از همراهان بهرام نمازی در مبارزه نیز با توصیف او به عنوان یکی از «میهن‌پرست‌ترین و دلیرترین فعالان سیاسی» نوشت که او «نخستین کسی بود که در هفتم دی‌ماه ۷۷، مراسم ختم داریوش فروهر، و سپس در چهلم پروانه و داریوش فروهر در مسجد فخرالدوله، در آن جو رعب‌ و‌ وحشت و پیش از دستگیری عوامل قتل‌های سیاسی مانند سعید امامی ‌و مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی، دلیرانه، در طی یک سخنرانی در برابر مردم و در حضور خبرنگاران، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را مسئول قتل داریوش و پروانه خواند.»

 

بهرام نمازی در کنار داریوش فروهر

 

بشیرتاش نوشته آخرین باری که نمازی را دید، در تظاهرات ۲۲ تیرماه ۱۳۷۸ در دانشگاه تهران بود که «با شعار “قاتلین فروهر، زیر عبای رهبر” دانشجویان را به دنبال خود می‌کشید. فردای آن روز دستگیر شد. برایش در ابتدا تقاضای حکم اعدام کردند ولی سپس به زندان محکوم شد. او را در زندان، علیرغم سنش، به شدت شکنجه کردند.»

 

بهرام نمازی در دوران حکومت جمهوری اسلامی بارها بازداشت، زندانی و شکنجه شده بود.

 

به گفته سعید بشیرتاش، او «از دهه سیاه شصت، خواهان قیام مردم برای برکناری جمهوری اسلامی بود و به هیچ‌وجه به اصلاح نظام باور نداشت.»

 


نظرات بسته است.