معترضان دی ماه ۹۶ از همه طبقات بودند. آن اعتراضات {آنگونه که برخی وابستگان حکومت تبلیغ می کردند} شورش کور پابرهنگان نبود. اگر در چند شهر محروم مثل ایذه و دورود قیامت شد، در عوض در حاشیه جنوبی تهران با چند میلیون جمعیت زیر خط فقر هیچ حرکتی دیده نشد، درحالیکه در وسط شهر تهران حرکت هایی شد. طبق آمار وزارت کشور ۷۰ درصد مردم یا در آن حرکت‌ها شرکت یا ابراز همدلی کردند. ولی به هرحال بی.سی.سی و اصلاح طلبان قانع نشدند و با یک برچسب مسخره “طبقه متوسط نپیوست” گذاشتند در بایگانی!

 

الان با تظاهرات اهالی بازار (نه صاحبان بازار) روبروییم. که قطب مخالف کلاسه‌بندی بی.بی.سی و اصلاح‌طلبها برای جنبش دی‌ماه به شمار می‌آید.

 

درک اینکه چندین هزار نفر جمعیتی که در اعتراضات بازار دیده می‌شوند، نمی‌توانند همه‌شان مالکان حجره‌های میلیاردی بازار باشند، بلکه کارگر و مردم مصرف‌کننده باید اکثریت را تشکیل دهد، کار دشواری نیست. می‌گویند بازاریان به این دلیل دکان‌ها را بسته‌اند که دولت اجازه بدهد با ارز ۸۰۰۰ یا ۹۰۰۰ تومانی و نه ۴۲۰۰ تومانی جنس بفروشند. یعنی بازاری متهم می‌شود به طمع‌کاری در این وضع وخیم.

 

اما درک اینکه فروش با قیمت پایین به نفع بازاری است، نه فروش با قیمت بالا، خیلی دشوار نیست.
(قیمت پایین = مشتری بیشتر = فروش بیشتر = سود بیشتر)

 

بر خلاف سال ۵۷، و بر خلاف حماسه‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان، جنبش‌های ۶ ماه اخیر، از هر کجا که باشد، “اصالت مردمی” ندارند! و حتما کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه هست!

 

البته که کاسه زیر نیم‌کاسه هست. یک اتاق فکر کاربلد که این افکار را در لحظه خطر تولید کرده مثل ویروس در جامعه پخش می‌کند و افراد ضعیف (از نظر فکری) مبتلا شده و مانند عمله‌ بی‌جیره و مواجب به پخش آن در شبکه‌های اجتماعی ظاهرا مردمی اقدام می‌کنند.

 

نتیجه‌اش تجزیه ملت به سرمایه‌دار و متوسط و بی‌چیز است و هریک‌ از اینها یکدیگر را دشمن دانسته و با حرکت آنان مقابله می‌کنند. اگر این‌گونه باشد ۴۰ سال دیگر هم خواهد گذشت…


نظرات بسته است.