کیوان مشیری

چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷

بخش:
ایران‌زمین - جهان - سیاسی - یادداشت‌ها






مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، ۱۲ شرط دولت ایالات متحده برای جمهوری اسلامی پیش از امکان برقراری یک رابطه عادی میان ایران و جهان را بیان کرد. بیانیه او نشان داد که تیم دونالد ترامپ، چون یک شطرنج باز زبردست، هم می داند که حریفش چکاره است، هم می داند که خودش چه می خواهد و هم می داند که چگونه بازی خود را به پیش برد.

 

فهرست ۱۲ گانه ای که پمپئو بر روی میز گذاشت، رک و راست و بی هیچ گونه تعارف بود. کمابیش همه فعالیت های مخرب آشکار و پنهان جمهوری اسلامی – در بیرون از ایران – را شامل می شد. به بیانی دیگر، هیچ گونه ملاحظه و سیاسی کاری در آن دیده نمی شد؛ و البته می دانیم زمانی جنگ سرک می کشد که پرده سیاست کنار رفته باشد.

 

سخنان بی پرده پمپئو، البته، ناشی از آن است که وی به قدرت آمریکا باور دارد و می داند که چه در چنته دارد. حربه محاصره اقتصادی از مهمترین آنهاست. شرکت های اروپایی طرف معامله با ایران، یکی پس از دیگری، از ایران بیرون می روند. چین هم که‌ هنوز به درخواست ایران برای ماندن در برجام‌ پاسخ روشنی نداده است، به تازگی اختلافات تجارى خود را با آمریکا برطرف کرده است.

 

با حل و فصل تنش های تجارى که ترامپ با چین آغاز کرد، این گمانه قوت می گیرد که شاید ترامپ جنگ‌ تجاری با چین را با این هدف شروع کرد که بتواند از این کشور درباره همراهیش با آمریکا در برابر ایران تعهد بگیرد.

 

پمپئو در سخنرانیش برای اعلام سیاست های جدید دولت آمریکا در قبال ایران گفت که «دیگر موشک های ایران را بر فراز ریاض و بلندی های جولان تحمل نمی کنیم».

 

این پس از آن بیان شد که حوثی ها موشکی را به سوی عربستان سعودی شلیک کرده بودند. هرچند پمپئو نگفت که ناشکیبایی آمریکا در برابر این رفتار آیا برانگیزنده واکنش سریعی هم خواهد بود یا نه، ولی اگر منظور وی واکنش سریع جنگی بوده باشد، خطر درگیرى در منطقه بسیار بالا خواهد رفت.

 

هرچند فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از سخنان پمپئو دوباره از خوبى هاى برجام گفت؛ که مى تواند نشانه اى از ناراضى بودن وى از شروط پیشنهادى پمپئو باشد و اروپا هنوز – هرچند ناامیدانه – برای دور زدن تحریم های آمریکا تلاش می کند، ولی هر گونه درگیرى – هر چند کوچک – میان آمریکا و جمهوری اسلامی تمامی تلاش های ظریف برای همسو کردن اروپا را نقش بر آب خواهد کرد.

 

کشورهای اروپایی هم پیمان با آمریکا در ناتو، هرگز، در منازعه نظامى احتمالی میان آمریکا و ایران، نمی توانند بى تفاوت بر سر یک سفره با دشمن امریکا بنشینند؛ آن هم در حالی که یکی از این شروط دوازده گانه آزادی زندانی های کشورهاى اروپایی هم پیمان با آمریکا در ایران است.

 

اسرائیل، البته، بی شک یک پای ثابت چنین جنگى خواهد بود؛ کشوری که با داشتن تعداد زیادی یهودی روس تبار انتظار کمک از روس ها خواهد داشت. چشمداشتی که روس ها به تازگی و با دعوت از نتانیاهو به روسیه و فرمان دادن به جمهوری اسلامی برای بیرون رفتن از سوریه نشان داده اند چندان بی جا هم نیست.

 

بنابراین می توان نتیجه گرفت که آمریکا می خواهد جمهورى اسلامى را با تحریم هاى اقتصادى فراگیر همراه با احتمالا درگیری محدود نظامی، آچمز کرده و قانعش کند که همه نیروهاى نظامى و شبه نظامى فرامرزى خود را به داخل ایران بازگرداند. در این سناریو، جمهوری اسلامی با تن دادن به این شروط ۱۲ گانه و از هراس روبرو شدن با تبعات احتمالی هرگونه خطا، با حبس نیروها و پتانسیل هاى تخریبى خود در خانه مسئله را به خوبى و خوشى و با تن دادن به خوارى و خفتى بدتر از برجام فیصله می دهد.

 

آنچه گفته شد، البته روایتى خوشبینانه از داستان بود براى جمهورى اسلامى.

 

مسئله اى که مى تواند مانع شیرینى این پایان خوش تلختر از زهر براى جمهورى اسلامى شود، شعار و استراتژی صدور انقلاب به بیرون مرزهاست. زمانى که آیت الله خمینى در ابتداى انقلاب شعار «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم» را چون وحی منزل بیان کرد، جنگ نرم (فرستادن مبلغان مذهبی) و جنگ سخت (بمبگذاری و ترور) با کفار و دنیا را آغاز کرد.

 

این رفتار اکنون به عادتی کهنه بدل شده است که ترک آن می تواند با توجه به شبکه درهم تنیده ای که نظام با جلوداری سپاه پاسداران ایجاد کرده، موجب مرضی شود که به فروریختن همه ارکان نظام بینجامد.

 

اینجاست که جمهوری اسلامی اگر با فراموش نکردن این عادت دیرینه نتواند به تابلوی ایست آمریکا توجهی نشان دهد با قرار گرفتن در جنگی تمام عیار در منطقه به گونه ای کیش خواهد شد که سرانجام آن، بدون شک، مات شدن است.

 

نکته ای که‌ البته نباید ناگفته بماند آن است که با برآورده شدن این شروط، تنها وعده از سرگیری روابط با دنیای آزاد و گشایش اقتصادی به نظام داده شده است. وعده برقراری رابطه معمولی دنیا با ایران لزوما به معنای بهبود وضع اقتصادی ایرانیان نیست. تن دادن به این شروط و پایان هزینه کردن سرمایه های مالی مردم در کارهای تروریستی گرچه شرط لازم برای بهبود وضع معیشتی ست ولی شرط کافی نیست.

 

مدیریت نادرست کشور با افرادی ناشایسته نه تنها تضمینی به مردم برای داشتن اقتصادی شکوفا نخواهد داد، بلکه فساد و‌ دزدی های گسترده، چون‌ همیشه، سفره مردم را متاثر خواهد کرد. در عین حال که در این شروط، به حق ایرانیان در داشتن آزادی های سیاسی و اجتماعی اشاره ای نشده است. هر چند پمپئو – و البته ترامپ – پیشتر حمایت خود را از مردم ایران بیان کرده اند ولی این فهرست نشان می دهد که آمریکا، در صورت برآورده شدن همه خواسته هایش و نرمش قهرمانانه نظام – که گرچه این بار احتمالش بسیار کم است – نیازی به سرنگونی نظام نمی بیند.

 

البته که این راهبرد آمریکا منطقی هم به نظر می رسد. ایرانیان اگر گمان می کنند کاسه داغتر از آشی پیدا خواهد شد که آزادی و دمکراسی را بدون دردسر پیشکششان خواهد کرد باید از خواب بیدار شوند. اصلا چنین چیزی با عزت نفس ایرانیان – که خودشان می خواهند به دست خود آینده شان را رقم زنند – جور هم در نمی آید.

 

اکنون‌ که نظام زیر ذره بین و فشار جامعه بین المللی قرار دارد، بهترین زمان برای امتیاز گرفتن از حکومت است. ایرانیان که این روزها با هشتگ «سرنگونی جمهوری اسلامی» – که پرکاربردترین هشتگ روز جهان در توییتر شد – از جمهوری اسلامی ابراز برائت کردند، اگر اکنون با مبارزه مدنی و صلح آمیز نتوانند با تغییر بنیادین رفتار حکومت و یا سرنگونی آن از جنگى که احتمال آن هر لحظه بیشتر و بیشتر مى شود پیشگیری کنند یا سرنوشت خود را دگرگون سازند، شاید دیگر به این زودی ها نتوانند.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر