شاهین نژاد، سخنگوی رنسانس ایرانی، از گروه های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، معتقد است که دولت کنونی آمریکا با خروج از توافق هسته ای، در نهایت به دنبال تغییر رژیم جمهوری اسلامی است. آقای نژاد در گفتگویی که با دماوند داشت، در عین حال می گوید که رفتن جمهوری اسلامی باید به گونه ای رخ دهد که خلاء قدرت پس از آن به وجود نیاید تا آسیبی به ایران وارد نشود.

 

آقاى نژاد! دولت آمریکا از توافق هسته اى با جمهورى اسلامى و قدرت هاى جهانى خارج شد. فکر مى کنید آمریکا چه هدفی از این اقدام دنبال می کند؟

 

دولت آمریکا به طور مشخص به دنبال کوتاه کردن شدید بازوها و اندام هاى نظامى-امنیتى جمهورى اسلامى در منطقه هست و از این رو به دنبال این است که جمهورى اسلامى را در یک انزوا و در یک تحریم ولى این بار یک تحریم هوشمندانه و بسیار موثر قرار دهد. در تحریم گذشته  مقامات جمهورى اسلامى روش هاى دور زدن تحریم را یاد گرفته بودند.  چه با درست کردن شرکت هاى سورى در کشورهاى ثالث، چه با دور زدن سیستم هاى بانکى و استفاده از اشخاص حقیقى یا شرکت هاى صورى براى خرید آنچه نیاز داشتند و یا مبادله پول. در چند ماه گذشته ظاهراً آمریکایى ها بسیارى از اشخاص کلیدى را که ممکن است براى ما گمنام باشند شناسایى کردند که براى جمهورى اسلامى پولشویى  و یا کالاهاى مورد نیازشان را تهیه کرده اند و این بار تحریمى که به دنبال آن هستند تحریمى هوشمندانه و مؤثر است. من فکر مى کنم که هدف اصلى این است که اندام هاى جمهورى اسلامى در منطقه به کل قیچى و کوتاه شود و با توجه به اینکه جمهورى اسلامى در این مدت روى نفوذى که با پول در منطقه براى خود ایجاد کرده مانور داده است با قیچى شدن و بریده شدن آن اندام ها در منطقه عملا در درون کشور هم اندک مشروعیتى را که روى تبلیغات بر نفوذ منطقه اى ایجاد شده است را از دست بدهد. به نظر من هدف تیم آقاى ترامپ کنار زدن جمهورى اسلامى در کلیتش است.

 

منظور شما از کنار زدن چیست؟ یعنى به نظر شما دولت آقاى ترامپ پروژه تغییر رژیم را در ایران دنبال مى کند؟

 

مسلما پروژه تغییر رژیم را دنبال مى کنند اما دو رو وجود دارد. یک رو این است که در ایران اراده اى براى انجام تغییرات وجود داشته باشد. در ایران هم مردم اراده براى تغییرات گسترده و بنیادى دارند و هم بخشى از شرایط خارجى به گونه اى هست که به انجام این تغییرات کمک کند ولى اگر جایگزینى براى پر کردن خلاء قدرت حاصل از رفتن جمهورى اسلامى شکل نگیرد ممکن است پس از چندى  از فشار شکننده آمریکایى ها بر جمهورى اسلامى، جمهورى اسلامى مانند کره شمالى عقب نشینى کند و امتیازات بزرگى بدهد و اگر جایگزینى شناسایى یا تشکیل نشود ممکن است آمریکا به ماندن جمهورى اسلامى راضى شود ولى جمهورى اسلامى که باج فراوانى به آمریکا داده است و از مواضعى که در این ۴۰ سال داشته یعنى غرب ستیزى و اسرائیل ستیزى کوتاه آمده است. این بستگى به ایرانیانى دارد که به دنبال تغییرات بنیادى در ایران هستند. اگر از این زمان بهره اى بگیرند مى تواند به نفعشان باشد در غیر این صورت احتمال سازش نهایى بین آمریکایى ها با جمهورى اسلامى هم وجود دارد.

 

شما که در آمریکا ساکنید و فعالیت مى کنید، آیا در دولت آقاى ترامپ اراده اى براى برقرارى ارتباط با اپوزیسیون جمهورى اسلامى مى بینید تا به نوعى آنها را به عنوان آلترناتیوى براى به وجود نیامدن خلاء قدرت بعد از جمهورى اسلامى در ایران شناسایى کند؟

 

چیزى که مشخص است این است که قطعا هیچ پروژه اى براى حمله نظامى تحت هیچ عنوان یا درگیرى نظامى بین آمریکا و ایران در دستور کار آمریکایى ها نیست. بنابراین اگر قرار باشد براندازى انجام شود، جبهه اى که باید به عنوان جایگزین جمهورى اسلامى شناسایى شود باید با اعلام وجود خودش و با اشخاص واقعى و با طرح و برنامه خودش را نشان دهد. طبیعتا آمریکایى ها وقتى بخواهند با جریان یا طیفى صحبت کنند مى خواهند ببینند چه پتانسیلى براى جایگزینى جمهورى اسلامى هست. آمریکایى ها اگر پتانسیلى نباشد مدتى صبر مى کنند شاید آن مجموعه تشکیل شود. من فکر نمى کنم آمریکایى ها در جایگاهى باشند که بخواهند براى اپوزیسیون آستین بالا بزنند و اپوزیسیون را درست کنند. اپوزیسیون یا وجود و انسجام دارد که مى تواند از فرصت استفاده کند یا وجود ندارد و یک سرى افراد پراکنده هستند که کارشان به غر زدن ختم مى شود و توان انجام کار گروهى را ندارند، روانشناسى جامعه را نمى شناسند و جنگ هاى روانى و الفباى کار سیاسى را بلد نیستند. در این صورت شرایط به گونه اى مى شود که شاید  آمریکایى ها درون جمهورى اسلامى به دنبال کسى باشند که بتوانند با او کنار بیایند. بهرحال الان توپ در زمین مخالفان جمهورى اسلامیست.

 

 

همین اپوزیسیونى که وجود دارد، به عنوان مثال همین گروهى که به عنوان “جبهه ایران گرایان” در آمریکا تشکیل شده است و گروه شما به عنوان رنسانس ایرانى بخشى از آن است همراه با حزب مشروطه و حزب پان ایرانیست و بخشى از جبهه ملى؛ آیا از طرف دولت آمریکا اراده اى براى شناسایى و یا لااقل گفتگو با شما درباره اینکه چه روشى را در مواجهه با جمهورى اسلامى پیش بگیرند، مشاهده کرده اید؟

 

خیر. تماسى بین جبهه ایران گرایان با دولت آقاى ترامپ نبوده اما مشخص است که احتمال دارد سراغ نیروهاى مخالف جمهورى اسلامى بیایند که در جریان خط فکر و برنامه و کارهاى آنها قرار بگیرند و ما همان چیزى که از پیش اعلام کردیم را اگر با ما گفتگویى یا از ما اظهارنظرى خواسته شود عنوان مى کنیم که مهم ترین چیز براى ما و همه ایرانیانى که نگران کشور هستند، یک موجودیت و ماندگارى ایران هست و دوم این است که با زدن جمهورى اسلامى نباید به هیچ صورتى امنیت ملى و منافع ملى ما قربانى شود چون معمولا در این درگیرى ها کشورى که سوژه هست آسیب هم مى بیند. با توجه به اینکه جمهورى اسلامى تنش هاى بسیار زیادى را با عربستان و با اسرائیل در منطقه ایجاد کرده باعث مى شود که این حرکت حرکت بسیار ظریفى باشد. بهرحال از دیدگاه نیروهاى ملى و نیروهایى که نگران کشور هستند باید روى مواضع اصولى خود بیایستیم و در عین حال واقع گرایانه و خردمندانه این را بپذیریم که شرایط جهانى به ویژه قدرت ها در آنچه در کشور ما و دگر کشورها مى گذرد نقش دارد. ما نمى توانیم فکر کنیم که در انزوا خودمان همه کار مى کنیم. جریان مثل ۱۰۰ سال ۲۰۰ سال پیش نیست و همه رخدادهاى سیاسى در جهان و در منطقه به نوعى به هم مربوط است. ولى اگر از سوى آقاى ترامپ یا مشاورانش یا کسانى با مخالفان جمهورى اسلامى تماس هایى برقرار شود از دیدگاه ما باید خیلى روشن و آشکار مسئله امنیت ملى و منافع ملى ایران عنوان شود و بسیار پر رنگ و برجسته سهم و موجودیت ایران از جمهورى اسلامى جدا شود. اگر از دیدگاه تاریخى ببینیم جمهورى اسلامى کف روى آب است ولى ایران سنگ کف رودخانه است. کف ها رفتنى هستند ولى سنگ ماندگار است. مهم این است که بکوشیم در این تغییر و تحولاتى که در پیش است این سنگ آسیب نبیند چون به اندازه کافى دچار درد و رنج هست و در خیلى شئون زندگیش نظاره گر زوال و فروپاشى است.

 

شما یک نیروى ملى و ناسیونالیست هستید. اما خیلى از نیروهاى دیگرى که آنها هم خود را ملى مى دانند به شدت با اعمال نقش دولت هاى خارجى و به طور مشخص آمریکا در قبال ایران مخالفند و معتقدند این تنها مردم ایران هستند که باید با اراده و تصمیم خود جمهورى اسلامى را تغییر دهند. نظر شما درباره این دیدگاه چیست؟

 

به طور قطع ما هم علاقه مند و خواهانیم که با یک عزم ملى ایرانیان بتوانند در یک رستاخیز ایرانى براى احقاق حقوق شهروندى و انسانى خود اقدام کنند و کشور را از این سراشیب سقوط نجات دهند. این خواسته اول و آخر ماست ولى از آنجایى که نمى خواهیم صحبت هاى پوپولیستى بکنیم مى دانیم که رخداد هاى جهان بر هم اثر مى گذارند. جهان، جهان در هم تنیده و بازى هاى سیاسى بازى هاى پیچیده اى است. مى توان ایستاد و گفت من مى خواهم به تمام دنیا غرب و شرق و روسیه و آمریکا و اروپا حمله کنم و بد و بیراه بگویم و در عین حال من دونکیشوت هم مى خواهم که بروم و جمهورى اسلامى را کنار بزنم. من نوعى که نه پول، نه سازمان، نه نیرو، نه برنامه و نه طرح دارم و درعین حال باید ۹ تا ۱۰ ساعت در روز کار کنم که زندگى خودم را بچرخانم. این گونه حرف زدن ها حرف جدى نیست. مى شود ازین حرف ها زد تا آدم حس کند مى خواهد مثلا براى خود وجاهت ملى کسب کند. اصل قضیه این است که یک باید اراده ملى باعث کنار رفتن جمهورى اسلامى و جایگزینى آن با یک دولت ایرانى مقتدر و ملى گرا شود. دوم اینکه ما هموطنان را تشویق مى کنیم که از پوسته بى تفاوتى و رخوت و ترس بیرون بیایند و بکوشند که صداى اعتراضشان را بلند کنند. صداى اعتراضى که از دى ماه آغاز شده و در هفته هاى گذشته با جریان رضا شاه اوج گرفته است و شاید آغاز همه اینها در پاسارگاد یک سال و نیم پیش در هفت آبان بود. اینها نشانه این است که بخشى از جامعه ایران به شدت بیدارند و به شدت راه را درست پیدا کرده اند ولى این کافى نیست. باید میلیون ها ایرانى دیگر که سکوت کرده اند و یا شانه شان را بالا میندازند و مى گویند ما سیاسى نیستیم دریابند که اینجا سیاسى بودن ملاک نیست. این با زندگى روزمره ما طرف است و مسئله تحریم روى زندگى روزمره ایرانیان اثر مى گذارد، ارزش پول ملى وقتى به صفر مى رسد بر رفاه ما و بر فقر جامعه اثر مى گذارد. در نتیجه ما براى اینکه دیگران براى ما تصمیم نگیرند خودمان باید با یک عزم ملى حرکت کنیم و از خود انگیزه و پویایى نشان دهیم. اگر ما خنثى باشیم متاسفانه ممکن است براى ما تصمیم گیرى هایى شود که براى کشور خوب نباشد، چون من فکر مى کنم هر ایرانى میهن پرست خردمند آزاده اى دوست دارد جمهورى اسلامى برود ولى نه به هر قیمتى. یعنى برود اما به ایران آسیبى نرسد. در نتیجه مسئله این است که هموطنان من و شما باید بدانند که اگر از فرصت هاى پیش آماده بهره ببرند و بکوشند که خود اثر گذار باشند مطمئنا تاثیر خارجى بسیار کم خواهد شد.

 

اشاره کردید که این تغییرات و تاثیرى که دولت هاى خارجى در وقایع ایران دارند باید به نفع مردم ایران باشد. شما فکر مى کنید که خروج آمریکا از توافق هسته ای به نفع مردم ایران و به نفع آینده ایران و یا به ضررش است؟ خیلى ها مى گویند که نهایت این تصمیم به جنگ ختم مى شود و جنگ به ضرر ایران و مردم ایران است و بسیارى هم اعتقاد دارند که بازگشت تحریم ها و افزایش فشارها به جمهورى اسلامى باعث مى شود که مردم ایران خود به پا خیزند و جمهورى اسلامى را سرنگون کنند. شما فکر مى کنید کدام یک از این سناریو ها محتمل هست؟

 

من فکر مى کنم در کوتاه مدت فشار روى مردم بیشتر و قدرت خرید کمتر وضعیت اقتصادى اسفبارتر مى شود و مردم در فشار بیشترى قرار مى گیرند ولى جمهورى اسلامى بیش از پیش کارش با مردم به رویارویى مى رسد. براى اینکه هرچه فشار بر مردم بیشتر شود، صداى اعتراض ها بلندتر و خیزش هاى اجتماعى بیشتر مى شود و پس از مدتى این فشار را مردم به خود حکومت وارد خواهند کرد. من بخت یا شانس رویایى نظامى میان آمریکا یا اسرائیل یا هرکس دیگرى با ایران را صفر مى دانم. دست کم من این گونه باور دارم که به هیچ وجه درگیرى نظامى به صورت آنچه که ما در عراق و سوریه و افغانستان دیدیم براى میهن ما پیش نخواهد آمد.


نظرات بسته است.