کیوان مشیری

چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷

بخش:
ایران‌زمین - سیاسی - یادداشت‌ها






با تصمیم ترامپ برای بیرون رفتن از برجام شاید بتوان گفت شمارش معکوس برای درگیری نظامی با جمهوری اسلامی آغاز شده است. هر چند زمانی که مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا شد و به جان بولتون (مشاور امنیت ملی و کسی که در سال ۲۰۰۲ ایران را یکی از محورهای شرارت خوانده بود) پیوست، این پیش بینی قوت بیشتری نیز گرفت.

 

هر چند‌ هنوز آشکار نیست واکنش نهایی مقامات جمهوری اسلامی به بیرون رفتن احتمالی آمریکا از برجام چه خواهد بود ولی کسانی چون رئیس پیشین کمیته هسته ای مجلس نهم تهدید به از سرگیری غنی سازی نامحدود اورانیم کرده اند. پس از پول های زیادی که صرف فعالیت های هسته ای شد و پس از خسرانی که به کشور به خاطر همین فعالیت ها وارد شد، این گونه گمان می رود که جمهوری اسلامی با از سرگیری دوباره فعالیت های هسته ای اصرار خواهد داشت چون همیشه اثبات کند که تاریخ سیری خطی ندارد و می توان با بازگشت به گذشته، بارها و بارها همان اشتباهات را تکرار کرد.

 

چند روز پیش و در پاسخ به کشورهای اروپایی که نگران از سرگیری فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی – در نتیجه برهم خوردن برجام – بودند، دونالد ترامپ گفته بود به هیچ وجه به ایران اجازه دستیابی به بمب هسته ای را نخواهد داد.

 

نکته ای می تواند در این سخن نهفته باشد و آن هم این است که به شکلی تلویحی ترامپ خواسته است بگوید که هرگونه تاسیسات هسته ای را در ایران و پیش از آن که به مرحله بهره برداری برسد نابود خواهد کرد.

 

چنین چیزی را البته اسرائیل، متحد استراتژیک آمریکا، پیشتر چند بار انجام داده است: بمباران تاسیسات هسته ای سوریه و کوره های اتمی عراق. هر چند که اسرائیل این حملات را برای حفظ امنیت خود انجام داد ولی با این کار ایرانیان نیز از خطر بمباران اتمی – در صورت دستیابی به بمب هسته ای – به هنگام جنگ هشت ساله با عراق در امان ماندند. گرچه نابود شدن این تاسیسات به معنی هدر رفتن دوباره سرمایه های ملی ایرانیان خواهد بود ولی مهمتر این که همین امر خطر جنگ و درگیری نظامی را بالا خواهد برد.

 

گذشته از هراسی که از جمهوری اسلامی دارای سلاح هسته ای وجود دارد، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه آن نیز درباره نبودن زندانی سیاسی در ایران و بسیاری از مسائل دیگر به دنیا دروغ می گوید. جهانیان نیز به تجربه دریافته اند که ظریف تنها ویترینی است برای جمهوری اسلامی و پشت آن لبخندها و شعارهای صلح طلبانه، اراده ای خشن برای گسترش شیعه گرایی هست.

 

گمان می رود دیگر صبر کشورهای منطقه و جامعه جهانی – به خصوص آمریکا – در برابر جنگ افروزی های جمهوری اسلامی در منطقه – به ویژه پس از کشته شدن بیش از نیم میلیون انسان در سوریه – تمام شده باشد.

 

دخالت در کشورهای مختلف منطقه و به ویژه در سوریه برای دفاع از بشار اسد اکنون منجر به نگاه منفی بیشتر کشورهای عرب به جمهوری اسلامی شده است. گرچه در آغاز نظام تا حدی توانست با تبلیغات بسیار، کالای دخالت در سوریه را با پوشش ها و رنگ و لعاب های گوناگونی چون توجیه مذهبی (مدافعان حرم؛ در صورتی که در بسیاری از شهرها چون حلب، غوطه و… حرمی در کار نبود)، مسائل امنیتی (مبارزه با داعش؛ در صورتی که ائتلاف به رهبری امریکا رهبری این مبارزه را بر عهده داشت و به پیش می برد) و انگیزه های ناسیونالیستی و میهن پرستی (احساس قدرت برتر بودن در منطقه؛ که می خواست ایرانیان باور کنند ایران چون زمان پیش از انقلاب ژاندارم منطقه شده است در صورتی که اقتدار ارتش ایران در آن زمان موجب صلح و ثبات در منطقه شده بود و جنگ افروزی های سپاه باعث ناآرامی) به بسیاری از ایرانیان بفروشد ولی هزینه های کمرشکن آن همه آن پروپاگاندا را نقش بر آب کرد و مردم به تنگ آمده، خواستار پایان دادن به این دخالت های منطقه ای شدند.

 

جفای حکومت اسلامی بر مردم ایران موجب اعتراضاتی گسترده در زمان های مختلف و‌ به بهانه های گوناگون در درون کشور شد و مردم دست از جان شسته با وجود پرخطر بودن این اعتراضات و احتمال کشته، مجروح و یا زندانی شدن، بارها و بارها به اعتراض و تجمع پرداختند.

 

محمد خاتمی در تازه ترین سخنان خود باز هم بدون هیچ گونه اشاره صریح به خواسته های مردم – که به خاطر آنها و به تشویق وی به حسن روحانی و اعتدال گرایان رای دادند – به سرزنش کسانی پرداخت که خواهان براندازی اند. هر چند آشکار نیست که چنین بی کنشی و انفعالی چگونه می تواند به گشایشی در وضعیت بحرانی مردم و کشور بیانجامد، ولی خاتمی باز هم چیز تازه ای نگفت مگر «تَکرار» همان حرف های کلی و البته دفاع تمام قد از نظام.

 

افزون بر آن، بیشتر اصلاح طلبان با پشتیبانی از جنگ افروزی های حکومت اسلامی در منطقه – که نتیجه هزینه کردن سرمایه ملی مردم ایران است – نشان داده اند که‌ به برطرف کردن دشواری ها و نیازهای مادی مردم – که گفته شده علت اصلی ناآرامی های اخیر در بیش از ۱۰۰ شهر ایران بوده است – نیز افزون بر دیگر مطالبات آنها توجهی ندارند.

 

از سویی هم با عادی نشان دادن شرایط و کوشش برای حفظ وضع موجود، تکیه بر روال بی عملی این چند سال و دادن امید واهی به مردم برای اصلاح تدریجی – بدون برداشته شدن گامی به پیش و هیچ گونه نتیجه مثبت – با هرگونه حرکت بنیادی برای دگرگونی گسترده در نظام مخالفت کرده اند. هرچند که به زبان آوردن آن چون تف سربالاست و اقرار به آن همان اعتراف به سرافکندگی ملیست، در نتیجه انتخاب نابخردانه ما و سیاستمدارانمان در سال ۵۷، ولی بی هیچ تعارفی جمهوری اسلامی محوریست از شرارت؛ شرارتی که برخلاف کره شمالی که بیشتر دامن مردم آن کشور را گرفته بود دامنگیر منطقه نیز شده است.

 

گرچه درون کشور اصلاح طلبان حکومتی با وعده اصلاحات تدریجی تلاش می کنند هرگونه اقدام هماهنگ سیاسی برای تغییرات بنیادین را عقیم کنند، ولی به نظر می رسد دیگر نمی توان جلوی تلاش دیگر کشورها برای تغییر نظام را گرفت (مگر آنکه نظام چون همیشه و در مواقعی که عرصه را خیلی تنگ می بیند به نرمش قهرمانانه روی بیاورد).

 

جریان هایی چون اصلاح طلبان که با مبارزات مدنی و بدون خشونت مردم – تظاهرات، اعتصابات، نافرمانی های مدنی – همراهی نمی کنند و افزون بر آن در صدد تخطئه آنند و در برابر اراده مردم برای تغییر و یا اصلاح رفتار حکومت ایستاده اند، مسئول مستقیم هرگونه دخالت کشورهای خارجی برای تغییر حکومت در ایران خواهند بود.

 

اینان که – به تعبیر سعید حجاریان، نظریه پرداز اصلاحات – می باید در پی «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» می بودند، نه تنها حاکمیت را نقد جدی نمی کنند بلکه در هر فرصتی که به دست می دهد به مدح آن می پردازند و از آن سو هم معترضان پرسشگر را اغتشاشگر می خوانند.

 

حمله خارجی می تواند به تغییر حکومت بیانجامد ولی پیامدهای نامعلومی نیز دارد. نمی دانیم چند انسان بی گناه دیگر نیز کشته خواهند شد. افزون بر آن تا ابد نیز داغ بی عملی و ناتوانی بر پیشانی ایرانیان نقش خواهد بست که «خودشان نتوانستند و دیگران برایشان کردند». اکنون بیش از هر زمان دیگری زمان یکی شدن و کاری کردن است. اگر نتوانیم چون هند و آفریقای جنوبی و … تصمیمی بگیریم، برایمان تصمیم خواهند گرفت. ما خودمان می توانیم بدون حمله خارجی صداممان را از پای درآوریم‌. می توانیم از این «گرداب تَکرار» بیرون آییم. تنها باید بخواهیم. نگذاریم که دیر شود.


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.