مانی تهرانی

شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

بخش:
ایران‌زمین - جهان - سیاسی - گفت‌و‌گو






عکس: صفحه فیسبوک امروزنما

 

نقش قدرتهای بین الملل در تحولات سیاسی ایران همواره محل مناقشه بوده است. از سویی بخش قابل توجهی از روشنفکران و مردم ایران به غرب گرایش دارند اما حاکمان، بخش دیگری از جامعه و فعالان سیاسی و فکری به قدرتهای غربی مشکوک بوده و آنها را عامل مشکلات خود می دانسته اند. انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ یکی از نمونه های این اختلاف است که بسیاری از مردم ایران و نیروهای سیاسی معتقدند که اراده دولت وقت آمریکا به ریاست جیمی کارتر در آن دخیل بوده و همین امر یکی از دلایلیست که بخش زیادی از مردم و روشنفکران امروز ایران را به این نتیجه رسانده که بدون حمایت آمریکا نمی توان جمهوری اسلامی را ساقط کرد. هر چند در نوع و میزان این حمایت احتمالی هم اختلاف نظر وجود دارد.

 

فواد پاشایی، از اعضای ارشد حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) در گفت و گو با تارنمای دماوند توضیح می دهد که لازمه کمک گرفتن از قدرت های خارجی، اتحاد بین گروههای مختلف اپوزیسیون است و ما ابتدا باید فرهنگ گفت و گو با مخالف خود را تقویت کنیم و بعد شورایی متحد و متشکل از نمایندگان گروههای مختلف و مخالف یکدیگر بتوانند درخواست کمک و حمایت کنند. او همچنین درباره نو کمکهای خارجی که آنها را موجه می داند نیز توضیح می دهد.

 

بسیاری از مردم و از جمله حامیان نظام پادشاهی معتقدند دولت جیمی کارتر به سقوط شاه و پیروزی انقلاب اصلامی ۱۳۵۷ کمک کرد. بر این اساس آیا امروز دولت آمریکا برای مردم ایران قابل اعتماد است و می توان از آن برای براندازی جمهوری اسلامی کمک گرفت؟

 

در سال ۵۷ دولت وقت آمریکا در یک دوگانگی به سر می برد. بخشی از آن پشتیبان شاه بودند و بخش دیگری با انقلابیون همراه شدند و زمانی این تصمیم روشنتر شد که در آن شرایط تعداد بیشتری از مردم از انقلاب پشتیبانی کردند. مثلا یک سال پیش از آن دولت آمریکا مصمم نبود که به هر قیمتی شاه را بردارد.

 

یعنی اگر حمایت دولت آمریکا نبود هم امکان پیروزی انقلابیون وجود داشت؟

 

خیر. اگر حمایتهای دولت آمریکا نبود، اتفاقات ماه آخر (فاصله ۲۶ دی تا ۲۲ بهمن) به پیروزی انقلابیون منجر نمی شد.

 

آیا امروز مردم ایران می توانند در برابر جمهوری اسلامی به کمک دولت آمریکا امیدوار باشند؟

 

برای سرنگونی جمهوری اسلامی نه به آمریکا و نه به هیچ دولت دیگری نباید اعتماد کنیم. تنها باید تلاش کنیم تا پشتیبانی کشورهای خارجی از جمهوری اسلامی کم و کمتر شود. خصوصا باید تلاش کنیم زد و بندهای مالی جمهوری اسلامی در سراسر جهان – که از آنها به عنوان پشتیبان بهره می گیرد – را مختل کنیم، رفتار جمهوری اسلامی با مردم ایران و با مردم کشورهای منطقه را به همه جهانیان نشان دهیم و مشت این رژیم را پیش چشم همگان باز کنیم.

 

از آمریکا نباید کمک بگیریم؟

 

نه تنها آمریکا که هیچ کشور دیگری هم دلش به حال ما نسوخته و هر کشوری که بخواهد به ما کمک کند مطمئنا خواسته هایی دارد. مگر با این شرط که همه نیروهای سیاسی اصلی مثل جمهوری خواهان و مشروطه خواهان و ملیون دست در دست یکدیگر یک شورای مشترک برای براندازی تشکیل دهند و هر کشور خارجی که بخواهد با اپوزیسیون مذاکره کند، با این شورا وارد گفتگو شود و هیچ نیرویی به تنهایی با کشور خارجی ارتباط نگیرد و کمکی دریافت نکند.

 

چرا در طول این چهار دهه چنین شورایی تشکیل نشده؟

 

ما بر مبنای ۱۴۰۰ سال گذشته به همکاری و مشارکت در کار مشترک عادت نداریم. یاد نگرفته ایم که مشکلات اجتماعی مان را با گفتگو، تبادل نظر و بحث و مجادله حل و فصل کنیم. بر اساس همان سنت ۱۴۰۰ ساله عادت کرده ایم که مخالفان خود را سرکوب یا حذف کنیم. البته از ۱۵ – ۲۰ سال پیش به این سو جامعه روشنفکری ایران تلاش کرده تا این ضعف فرهنگی را برطرف کند.

 

بسیاری از ناظران معتقدند که دولت کنونی آمریکا برای تغییر رژیم در ایران مصمم است و در این مسیر گفته می شود که باید به اپوزیسیون جمهوری اسلامی کمک کند. اما اپوزیسیون منسجمی وجود ندارد و روشن نیست که باید به کدام بخش اپوزیسیون کمک شود؟

 

آمریکا باید جمهوری اسلامی را در صحنه بین المللی زیر فشار بگذارد، حسابهای مقامات رژیم را بلوکه کند و امکانات دسترسی به اینترنت آزاد را در اختیار مردم ایران قرار دهد. به طوری که مبارزان داخل کشور بتوانند به آسانی به خارج از کشور اطلاعات بفرستند و از رسانه های جهانی اطلاعات دست اول کسب کنند، زیرا جمهوری اسلامی در مسائل جهانی هم سعی می کند مردم ایران را گمراه کند و بی اطلاع نگه دارد تا بتواند افکار عمومی را به این اشتباه بیاندازد و به مردم بگوید دنیا با ما ساخته، دست از مبارزه بردارید و مبارزه شما به جایی نخواهد رسید. جریان آزاد اطلاعات به روحیه مردم کمک می کند. هر دولت خارجی باید ابتدا با صراحت و صداقت به صدای مردم ایران گوش کند تا ببیند مردم به کدام گروه گرایش دارند و اولویتهای خود در مبارزه با جمهوری اسلامی را با خواست مردم ایران تطبیق دهد.

 

به تحریم مالی مقام های جمهوری اسلامی اشاره کردید. به نظر شما آیا جمهوری اسلامی نمی تواند تبعات هر نوع تحریم اقتصادی را به جامعه منتقل کند تا در نتیجه قدرت مبارزه مردم کمتر شود؟

 

رژیم در سالهای گذشته مدام تلاش کرده تا به مردم القا کند که دارو، مواد غذایی و مایحتاج مردم تحریم شده است. در حالیکه همه می دانند هیچ کشور خارجی دارو و مواد غذایی را به روی ایران تحریم نکرده. تحریمها در زمینه موشکی، تکنولوژی کمک به ساخت سلاحهای کشتار جمعی و پولشویی برای تروریستها در یمن و سوریه و عراق است. البته این پول مردم ایران است که برای پرورش تروریست صرف می شود و هر دولت خارجی موظف است که جلوی آن را بگیرد. هزینه آتش افروزی در سوریه از شکم مردم تهیدست و گرسنه ایران بیرون می آید. تحریم اقتصادی مقدار کمی به مردم فشار می آورد و دلیل این فشار هم انتقال تبعات تحریم به سفره مردم توسط سپاه پاسداران است. در حالیکه ۹۰ درصد فشار تحریم بر گرده فرماندهان سپاه و مقامات رژیم وارد می شود. ضمن اینکه فراموش نکنیم از دیماه به این سو هر روز تهیدستان در خیابان مشغول اعتراض هستند. هنوز طبقه متوسط و مرفه به خیابان نیامده اند. بخشی از مردم که این روزها در خیابان هستند، نانی برای خوردن ندارند. کارگری که ۱۱ ماه حقوق نگرفته چیزی برای از دست دادن ندارد.

 

با وجود فساد اقتصادی و انواع تبعیض و نابرابری در داخل کشور، جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه حضور نظامی دارد و خود را قدرت منطقه ای می داند. واقعا جمهوری اسلامی امروز در جایگاه قدرت قرار دارد یا در موضع ضعف؟

 

جمهوری اسلامی آن طور که می گوید در منطقه قدرت بازدارندگی ندارد، بلکه قدرت ایضایی و آزار دهنده دارد. تردیدی نیست که امروز حضور ایران در سوریه از یک سال پیش ضعیفتر است. در جریان حمله موشکی آمریکا، فرانسه و بریتانیا به سوریه هیچ عکس العمل دفاعی از سوی جمهوری اسلامی دیده نشد. جمهوری اسلامی تنها سعی کرد نیروهایش را از تیررس خارج کند، حضور ایران در یمن نیز از یک سال قبل ضعیفتر است. حضور نظامی سپاه پاسداران در منطقه به پول مردم ایران آغشته است که بخشی از آن را صرف تروریسم و بخشی دیگر را به حسابهای شخصی خود واریز می کنند. بنابراین تا روزی که پول وجود داشته باشد، سپاه از منطقه دست نمی کشد. تنها به مقداری که تحریم مالی بیشتر شود، حضور نظامی آزار دهنده جمهوری اسلامی در منطقه کمتر خواهد شد. جمهوری اسلامی مسبب ظهور داعش است. در سوریه آتش افروزی می کند، در یمن با پرداخت حقوق و مزایا شیعیان بیکار را استخدام می کند، در عراق شیعیان را جمع آوری می کند و حشدالشعبی به راه می اندازد؛ وقتی شیعیان را تحریک کرده و به دنبال انقلاب شیعیان در کشورهای مختلف است، طبیعتا سنی ها واکنش نشان می دهند و جنگ شیعه و سنی به راه می افتد و آغازگر این جنگ جمهوری اسلامی است. بعد از حمایت جمهوری اسلامی از اسد در سرکوب خونین مردم سوریه نطفه داعش شکل گرفت. منفعت و امنیت کشور ما در گرو عدم مداخله در امور کشورهای منطقه است. امروز واردات جنس ایرانی به عراق ممنوع شده، زیرا اجناس ایرانی استاندارد نیست. اولین انگیزه قدرتهای بزرگ برای نفوذ در دیگر کشورها تسخیر بازار آنها و فروش اجناس کشور خود است تا چرخ تولید ملیشان به راه بیافتد و مثلا کارفرما و کارگر آمریکایی یا انگلیسی سود ببرد.، جهوری اسلامی میلیاردها دلار از پول ملت ایران را در عراق هزینه کرد و نتیجه اش این بدنامی شد که عراق از ورود جنس ایرانی جلوگیری می کند.

 

با این وضع تولید، خامنه ای بر چه اساسی سال حمایت از تولید ملی اعلام می کند؟

 

در طول ۲۹ سال گذشته خامنه ای هیچ گاه برای توده مردم صحبت نکرده. خامنه ای صرفا شعارهایی سر می دهد که در لحظه صحنه را پر کند. کدام تولید ملی؟ کارگری که ۱۱ ماه حقوق نگرفته، بانکهایی که پولهای مردم را خورده اند و بازخواست هم نمی شوند و… و… با این اوضاع نابسامان چه تولید ملی امکانپذیر است. گزارش شده ظرف مدت ۴۰ سال گذشته ۸۰۰ میلیارد دلار پول از ایران خارج شده، این به معنی فرار سرمایه ها از کشور است. خامنه ای یا نمی داند چه می گوید و یا بر سر مردم کلاه می گذارد.

 

در جمهوری اسلامی سعید طوسی ها و سعید مرتضوی ها فساد و غارت و جنایت می کنند و به درستی محاکمه و مجازات نمی شوند و امثال بهمن ورمزیار که طبق قانون و عقل و عرف باید بخشیده و آزاد می شد، به سرعت اعدام می شود. آیا این برخوردهای دوگانه عمدی است؟

 

از همان روز اول روش این حکومت ایجاد رعب و وحشت بوده و است. امثال طوسی و مرتضوی خودی و از حامیان رژیم هستند و رژیم نمی تواند آنها را دم تیغ بدهد. ضمن اینکه طوسی شفاف و صادقانه اعلام کرد که اگر دستگیر شوم، ۱۰۰ نفر را با خودم می کشم پایین. این فرد به بیت رهبر نزدیک است و لابد ۱۰۰ نفر متجاوز مثل طوسی در آنجا هستند. حالا تصور کنید در بیت خامنه ای چه خبر است. اینها آدمهای خودشان را مجازات نمی کنند. بی تردید بهمن از روی فقر دست به این کار زده. سرقت قابل پذیرش نیست، اما جمهوری اسلامی باید پاسخگو باشد و توضیح بدهد که چرا جوانی که می تواند تولید کننده، خلاق و سازنده باشد؛ ناچار به سرقت شده است. وقتی جوان فارغ التحصیل می داند که هیچ کار و زندگی و آینده ای ندارد، چطور می تواند سالم بماند. طبیعی است که رژیم او را می کشد تا در مردم ایجاد وحشت کند و بگوید ما هنوز اقتدار داریم. چند وقت پیش چند جوان روی پشت بامی در تهران آهنگ هپی را اجرا کرده بودند، به سرعت همه شان را دستگیر کردند، اما آقای مرتضوی گم می شود تا مردم به در و دیوار شهر اطلاعیه فراری را بچسبانند و پیدایش کنند.

 

در جریان اعتراضات سراسری دی ماه مردم بارها از خاندان پهلوی اسم بردند، از رضا شاه (که چند روز پیش پیکر مومیایی شده اش در تهران پیدا شد) تا شاهزاده رضا پهلوی. چرا نام این خانواده بیشتر به گوش رسید؟

 

به دلیل سابقه تاریخی و نوستالژیک که مردم از دوران پادشاه فقید به یاد دارند. رضاشاه با امکانات مالی محدود و نیروی انسانی کم تعداد ظرف کمتر از ۲۰ سال سال آن تحولات بنیادین و اساسی را در کشور ایجاد کرد. مردم می بینند که ۴۰ سال جمهوری اسلامی بر سر کار است و تنها در زمان احمدی نژاد ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشت که حیف و میل شد. با وجود درآمد هنگفت کشور بخش زیادی از جامعه فقیر هستند و بخش زیادی از نظر امکانات و توانایی در زندگی عقبگرد دارند. طبیعی است که مردم مقایسه می کنند و می خواهند به شرایط خوب گذشته بازگردند. ضمن اینکه شاهزاده نیز در این سالها کلام و رفتار نادرستی نداشته و در حد توان سعی کرده صدای مردم ایران را به گوش جهانیان برساند و مجموعه افکار و گفتار و رفتارش درست بوده. نسل جوان ایران کسانی که در بهمن ۵۷ با خمینی همراه شدند را عامل بدبختی خود می دانند. چرا که کار و زندگی و آینده ندارند و تمام دریاچه های کشور خشک شده و رژیم این مصائب و ویرانی ها را بر سر کشور آوار کرده. یک کارشناس اجتماعی می گفت هر کشوری می تواند مشکل طبیعی یا اقتصادی داشته باشد، اما ایران امروز همه مشکلات را با هم یکجا دارد و از این جهت جمهوری اسلامی در جهان بی آبرو است.

 

به تازگی یک متخصص محیط زیست ناچار شد از کشور فرار کند و جمهوری اسلامی می گوید در معرض تروریسم زیست محیطی قرار گرفته. آیا بحران زیست محیطی ایران سیاسی و آنطور که مقامات حکومت می گویند دسیسه غرب است؟

 

این ادعاها خنده دار است. وقتی نوکیسگان رژیم سدها و چاههای بی رویه احداث می کنند و مسیر آبها را عوض می کنند، طبیعی است که نتیجه اش خشکسالی خواهد بود. این وضعیت نتیجه مدیریت ناسالم است.

 

در جریان اعتراضات سراسری موقعی که مردم از نظام پادشاهی حمایت کردند، اصلاح طلبان فریاد زدند که نظام پادشاهی به این کشور باز نخواهد گشت. نظر شما چیست؟

 

مردم باید تصمیم بگیرند و اتفاقا خلاف نظر آقایان، به نظر می آید که مردم تصمیم خود را گرفته اند، مگر اینکه با کودتا – یا چیزی شبیه به آن – بخواهند از اجرای این تصمیم مردم جلوگیری کنند. بزرگترین گرفتاری امروز مردم ایران دخالت مذهب در حکومت است و مردم به درستی پادزهر این آفت را بازگشت به تاریخ کشور خود می دانند.

 

شعارهای اعتراضات سراسری دی ماه بر روی روند برنامه های مشروطه خواهان چه اثری گذاشت؟

 

این اتفاقات و شعارهای مردم باعث شد وظیفه سیاسی گروههای مشروطه خواه در خصوص اصل پذیرش مخالف سنگینتر شود. سیاست به معنی مدرن کلمه از دوره رضاشاه وارد ایران شد، اما به سنت ۱۴۰۰ ساله، در ایران هیچکس مخالف خود را تحمل نمی کند. ما باید بتوانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم و با مخالف خودمان ارتباط سیاسی داشته باشیم. در ایران فردا مخالف سیاسی داریم اما نباید زندانی سیاسی داشته باشیم. مخالف باید آزاد باشد تا با هر شدتی که می خواهد نظراتش را بیان کند. اتفاقات اخیر وظیفه ما را سنگینتر می کند تا بتوانیم راه را باز کنیم و گفت و گوها را بین خود و مخالفان ایجاد کنیم و تلاش کنیم برای آینده فضای تعامل و پذیرش و همکاری بسازیم.

 

برای تسریع روند سقوط جمهوری اسلامی چه می توان کرد؟

 

الان با کمبود رهبری در اپوزیسیون مواجه هستیم. البته زمان آن گذشته که رهبری یک شخص باشد. یعنی باید گروههای مختلف را به هم نزدیک کنیم و از میان این گروههای مختلف یک شورا تشکیل دهیم که رهبری هم نکند و فقط مدیریت کند. البته طبیعی است که این مدیریت نمی تواند در داخل شکل بگیرد، زیرا رژیم از خون آنها نخواهد گذشت. مثل بسیاری از انقلابهای دنیا که با دیکتاتوری مبارزه کردند، باید رهبری در خارج از کشور باشد. پیش از تظاهرات دی ماه تلاش کردیم چند گروه را به هم نزدیک کنیم؛ حزب مشروطه، جبهه ملی و رنسانس ایرانی حضور داشتند تا بین اینها ارتباطی برقرار کنیم و بتوانیم کارهای مشترک انجام دهیم و زمینه همکاریهای بزرگتر را فراهم کنیم. این نشستها و گفتگوها به خوبی در جریان است و من امیدوارم بتوانیم هر روز بزرگترش کنیم.


نظرات بسته است.