بحث قدیمی کمک خارجی به ایرانیان در مبارزه با جمهوری اسلامی، در هفته های اخیر یک بار دیگر به فضای سیاسی ایران بازگشته است. در این مدت، سه نامه، یکی توسط تعدادی از ایرانیان مقیم فرانسه، خطاب به امانوئل مکرون، رئیس جمهور این کشور نوشته شد که در آن از او خواسته شده بود تا از خیزش ایرانیان علیه جمهوری اسلامی هر حمایت مشروعی که لازم است، انجام دهد. نامه دیگر، توسط تعدادی از چهره های سرشناس ایرانی مقیم آمریکا به دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور نوشته شد که در آن، ضمن اعلام مخالفت با حمله احتمالی به ایران، از او خواسته شد تا از مردم ایران «حمایت اخلاقی» انجام شود. نامه سوم هم چند روز پیش توسط عده ای از مخالفان جمهوری اسلامی مجددا به رئیس جمهور آمریکا نوشته شد. این در حالیست که برخی از مخالفان جمهوری اسلامی مانند مهران مصطفوی، معتقدند که کمک خواستن از دولت های خارجی در راه مبارزه با جمهوری اسلامی، به معنی عاجز دانستن مردم ایران برای تغییر جمهوری اسلامی است. او این موضع خود را در گفتگو با سایت دماوند بیان کرد.

 

بهزاد مهرانی، فعال سیاسی ساکن واشنگتن، یکی از امضاکنندگان نامه ای است که بیش از یک سال پیش، خطاب به دونالد ترامپ نوشته شد و مباحث فراوانی در فضای سیاسی و رسانه ای ایران به دنبال داشت. مهرانی در گفتگو با دماوند از دلیل نامه نگاری به دونالد ترامپ و شیوه های کمک گرفتن از دولتهای خارجی برای عبور از جمهوری اسلامی می گوید:

 

در نزد تعدادی از مردم و نیروهای سیاسی ایران دخالت خارجی مذموم و ارتباط با دولت خارجی، مزدوری محسوب می شود. تعریف شما از ارتباط با خارجی و انواع آن چیست؟

 

هانا آرنت می گوید یکی از اقدامات نظامهای دیکتاتوری این است که چراغهای رابطه را تاریک می کنند (تعبیر فروغ فرخزاد) و این کار به رابطه داخل و خارج محدود نیست، بلکه هراس ایجاد می کنند و حتی روابط بین خودشان را هم محدود می کنند. ارتباط ایرانیان مهاجر با مردم عادی داخل کشور را هم با برچسب زدن قطع یا محدود می کنند. در حالیکه از نظر عقلی، حقوقی و اخلاقی ارتباط یک شهروند ایرانی با شهروندان، نهادهای مدنی و مقامات کشورهای غربی فی نفسه هیچ ایرادی ندارد.

 

از نظر جمهوری اسلامی همه این ارتباطات جاسوسی است. به نظر شما تعریف جاسوسی چیست؟

 

جاسوس ابتدا باید به اسناد و اطلاعات طبقه بندی شده دسترسی داشته باشد تا بتواند آن را علیه کشور خود به کار گیرد و در اختیار دولت متخاصم قرار دهد. این حربه نظامهای تمامیت خواه است تا ستم به شهروندان را یک مسئله درون خانوادگی نشان دهند. مثل پدری که فرزندش را شکنجه می کند و به همسرش ستم می کند و این مسئله را خصوصی می داند و به همسر و فرزندش می گوید مبادا بیرون از خانه درباره ستم او حرف بزنند. در واقع جمهوری اسلامی برای مخدوش کردن روابط و خفه کردن صداها به هر نوع ارتباط شهروندان انگ جاسوسی می زند.

 

شما هم گفتید و در تعریف رایج جاسوسی ارتباط با دول متخاصم علیه کشور خود است، در حالیکه جمهوری اسلامی با ایران یکی نیست. این شرایط چه تفاوتی ایجاد می کند؟

 

بله در نظامهای دمکراتیک می توان حکومت و مردم را یکی در نظر گرفت، اما در نظامهای دیکتاتوری چنین نیست و نمی توان گفت که جمهوری اسلامی با ایران یکی است، زیرا این حکومت برآمده از رأی و نظر مردم یست.

 

یک سفسطه ای مطرح می شود که در آمریکا هم مردم علیه ترامپ تظاهرات کردند و او همچنان در رأس کار است. آیا با توسل به نسبی بودن میزان دمکراسی می توان گفت که جمهوری اسلامی هم به هر حال انتخابات دارد؟

 

در یک نظام دمکراتیک که  بر اساس رأی مردم اداره می شود، می توان به نتیجه انتخابات و یا عملکرد فرد منتخب معترض بود. در حالیکه در جمهوری اسلامی اساسأ انتخابات آزاد وجود ندارد که بتوانیم درباره نتیجه اش بحث کنیم. یعنی فارغ از فرآورده و یک مرحله قبل از آن، فرآیند شکل گیری قدرت در جمهوری اسلامی غیردمکراتیک است. اتفاقأ بسیاری از نظامهای استبدادی در جهان به انتخابات علاقه مندند – نه برای گرفتن رأی مردم و به دست آوردن سنجه ای از افکار عمومی – تنها برای اینکه در برابر چشم جهانیان نمایشی از دمکراسی اجرا کنند و به دروغ بگویند ما منتخب و تابع رأی مردم هستیم تا در چالشهای جهانی از این اعتبار کاذب بهره برداری کنند. در جمهوری اسلامی ولی فقیه حرف آخر را می زند. آقای خمینی هم می گفت که اگر ۳۵ میلیون نفر بگویند آره و من بگویم نه، یعنی نه. حتی در همان شکل انتخابات فرمایشی هم در نهایت رهبر باید منتخب را تنفیذ کند تا رئیس جمهور لقب بگیرد و حتی در همان صندوقهای انتخابات فیلتر شده و نمایشی هم دست می برند.

 

بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی می گویند نامه نگاری به دولتمردان خارجی به معنی خفیف کردن و عاجز شمردن ملت است. هدف شما از نامه نگاری به ترامپ چه بود؟

 

این عده می گویند مردم و فعالان مبارز نباید دست کمک به سوی خارجی دراز کنند، اما من معتقدم میزان و نوع کمک تعیین کننده خط قرمز ما است. در ضمن این افراد در قالب مهاجر یا پناهنده ساکن کشورهای غربی هستند، یعنی از امکانات و خدمات غرب استفاده کرده اند که خودش نوعی کمک گرفتن است و از تریبون رسانه های آزاد این بحث را مطرح می کنند که اغلب با بودجه شهروندان کشورهای غربی اداره می شود و این هم نوع دیگری از کمک گرفتن است. بنابراین فکر می کنم این افراد بیشتر با سطح یا انواع خاصی از کمکها مخالف هستند، تا با اصل دریافت کمک. اگر مردم هیچ حرکت و تکاپوی اعتراضی نداشتند، جامعه روال عادی خود را طی می کرد و با حکومت کنار آمده بود؛ آن موقع کمک خواستن فعالان از خارجی برای ساقط کردن حکومت به ضرر مردم تمام می شد و موجه نبود. در مورد ایران شرایط متفاوت است و در جریان جنبش سبز مردم شعار دادند اوباما اوباما / یا با اونا یا با ما. در واقع مردم از اوباما می خواستند که به جنبش آزادیخواهی ایران کمک کند و با سیستم سرکوب جمهوری اسلامی مقابله کند. ساخت فیلترشکن برای مختل کردن فیلترینگ جمهوری اسلامی هم نوعی دخالت – البته مثبت و سازنده – کشورهای غربی است. به ما گفتند چرا به ترامپ نامه نوشته اید، او محبوب نیست و… نامه به ترامپ نامه به یک شخص نیست، نامه به رئیس جمهور یک ابرقدرت دمکراتیک است. ما پیش از این در سال ۲۰۱۱ به آقای اوباما هم نامه ای با این مضمون نوشته ایم که «امروز برادران و خواهرا ما در سوریه با چهار هزار تن کشته و دهها هزار مجروح و زندانی در حال مبارزه با خاندان جنایتکار اسد هستند و حاکمان بداندیش تهران همچنان به حمایت همه جانبه خود از دیکتاتور سوریه ادامه می دهند…». روزی که ما از اوباما خواستیم مداخله کند، تعداد کشته ها چهار هزار تن بود و الان هفت سال از آن موقع گذشته و تعداد کشته های سوریه به بیش از ۷۰۰ هزار تن رسیده. این عدم مداخله نیروهای غربی باعث شده هزاران انسان بی گناه در سوریه کشدته شوند. همان موقع هم عده ای به ما ایراد گرفتند که این کار وطن فروشی و کمک خواستن از کشور غربی است. ما در نامه از آقای ترامپ خواسته ایم که امپراطوری مالی خامنه ای و سپاه پاسداران در خارج از مرزهای ایران و بلند پروازی های جمهوری اسلامی را هدف فشار و تحریم قرار دهد و با این حکومت سرکوبگر که مردم خود را می کشد مماشات نکند. ممکن است کسی هم برای درخواست آزادی یک زندانی سیاسی به خامنه ای یا رئیس قوه قضائیه نامه بنویسد، نامه نگاری به این معنی نیست که نویسنده نامه عملکرد مخاطب نامه را قبول داشته باشد.

 

بسیاری از کارشناسان معتقدند آمریکا در برابر جمهوری اسلامی دو ابزار جنگ و تحریم را در اختیار دارد که در صورت اعمال تحریم مردم عادی آسیب می بینند و در صورت بروز جنگ نمونه هایی ناموفق مثل عراق و لیبی پیش روی ما است. نظر شما چیست؟

 

بین تحریم و جنگ تفاوت زیادی وجود دارد. در دوره باراک اوباما اگر تحریم نبود، آن شرایط بدون شک به جنگ ختم می شد.

 

اگر جنگ شده بود امروز جمهوری اسلامی نبود، اما با تحریم مردم در جنگ خاموش اقتصادی مستهلک شدند و جمهوری اسلامی همچنان پابرجا است.

 

اگر تحریم نبود، جمهوری اسلامی تا دستیابی به بمب اتمی پیش می رفت. اسرائیل هم حضور جمهوری اسلامی اتمی در منطقه را تحمل نمی کرد و قطعأ به ایران حمله می کرد. اتفاقأ تحریمها باعث شد خامنه ای نرمش قهرمانانه نشان دهد، به مذاکره تن دهد و خطر جنگ از سر ایران دور شود. همیشه باید فکر کنیم کدام عمل سیاسی کمترین فشار را بر مردم وارد می کند. اگر به ایران حمله نظامی می شد، مردم عادی بیشتر زیان می دیدند. فشار بر جمهوری اسلامی باعث می شود تا عقب نشینی کند و مردم در فضای غیرجنگی بهتر بتوانند با جمهوری اسلامی مبارزه کنند. در مورد مثالها و قیاسها من فکر می کنم شرایط هر کشوری منحصر به فرد است. مثل بهار عربی که تونس از دل آن شرایط متفاوتی پیدا کرد و سوریه هم در جریان آن – و البته با حمایت جمهوری اسلامی از جنایات اسد – به این نقطه رسید. چه بسا اگر در زمان نامه ما به اوباما در سوریه منطقه پرواز ممنوع درست می کرد و از مردم حمایت می کرد، امروز سوریه مثالی از خونریزی و ویرانی و آوارگی نبود. فردای بعد از جمهوری اسلامی هم متفاوت خواهد بود، مردم از جنبش سبز سال ۸۸ تا اعتراضات سراسری دیماه امسال بارها نشان دادند که جمهوری اسلامی را نمی خواهند. کمک گرفتن از خارجی هم لزومأ سخت افزاری نیست و مثل دریافت اینترنت آزاد می تواند نرم افزاری باشد.

 

 

برخی هم می گویند که برای ساختن دمکراسی به شهروندان دمکرات نیاز داریم. بر این اساس چگونه می توان در جامعه نیمه سنتی، نیمه مذهبی ایران دمکراسی ساخت؟

 

این بحث با تجارب تاریخی جور در نمی آید. پنج دهه قبل شبه جزیره کره یک کشور دارای یک فرهنگ و یک زبان بود، ۵۰ سال بعد از مرزکشی و تقسیم آن به دو کره امروز کره شمالی با کره جنوبی ۱۸۰ درجه تفاوت دارد. یعنی دو سیستم حکومتی توانست دو کشور متفاوت بسازد. امروز بعد از ۲۸ سال از فرو ریختن دیوار برلین، هنوز از کلام و رفتار یک آلمانی می توان فهمید که اهل آلمان شرقی است یا آلمان غربی. فرهنگ ساختنی است و در ایران ابزار ساختن آن مثل آموزش و پرورش و سینما و تلویزیون در اختیار حکومت است. در جمهوری اسلامی که یک کنسرت موسیقی را تحمل نمی کند، چه انتظاری داریم فرهنگ عمومی رشد کند؟ عربها یک ضرب المثل دارند که مردمان به مرور زمان شبیه حاکمان می شوند. بخش عمده ای از مشکلات فرهنگی ما محصول جمهوری اسلامی است. مثلأ چهار دهه پیش در کشور ما انتخاب پوشش آزاد بود و با چادر و بی حجاب کنار هم زندگی می کردند، اما جمهوری اسلامی کار را به جایی رسانده که امروز بزرگترین دغدغه زن ایرانی آزادی پوشش است، یعنی همان که ۴۰ سال پیش داشت.

 

اعتراضات سراسری دیماه سرکوب شده، اما خاموش نشده و وزیر کشور دولت روحانی می گوید جامعه انبار باروت است. از طرف دیگر، بعد از حمله موشکی آمریکا، فرانسه و بریتانیا به سوریه و حمله اسرائیل به دو پایگاه ایران احتمال جنگ تقویت شده است. آیا وقوع چنین جنگی جمهوری اسلامی را از خطر سقوط نجات می دهد و یا به نفع مردم ایران خواهد بود؟

 

بسیاری از کارشناسان مثل پیتر سینگر معتقدند حمله موشکی آمریکا، فرانسه و بریتانیا به سوریه جنگ نیست، دخالت بشردوستانه است و این نوع دخالت با حمله نظامی به ایران متفاوت است. قطعأ در حال حاضر هر گونه حمله نظامی به ایران به نفع جمهوری اسلامی خواهد بود. باید جمهوری اسلامی را از منطقه به درون مرزهایش عقب برانند، اما حمله به خاک ایران اشتباه است. من با هر گونه حمله نظامی هر کشوری به خاک ایران مخالفم.


نظرات بسته است.