مرتضی اسماعیل پور

جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷

بخش:
ایران‌زمین - حقوق بشر - سیاسی - قتل های زنجیره ای - یادداشت‌ها






اسدالله لاجوردی، دادستان انقلاب در اوایل روی کار آمدن جمهوری اسلامی از جمله مقام های تندرو در ایران بود که حکم قتل تعداد زیادی از دگراندیشان سیاسی و عقیدتی را صادر کرد. از او به عنوان یکی از اضلاع مثلث مرگ سال های نخست انقلاب در کنار صادق خلخالی و محمدی گیلانی نام برده می شود.

 

لاجوردی برای مدتی به طور همزمان دادستان و رئیس سازمان زندان‌های کشور بود. زندانیان دهه شصت در خاطراتشان بارها به نام او اشاره کرده‌اند. اسدالله لاجوردی شخصا جهت بازجویی و شکنجه به زندان مراجعه می‌کرد و تمام تلاش خود را جهت پروژه تواب‌سازی انجام می‌داد. انقلابیون و کسانی که از سفره‌ انقلاب بهره برده و می‌برند از او به عنوان فردی «مجاهد» و یا «مرد پولادین» یاد می‌کنند که در بحران‌های سال‌های پس از انقلاب توانست مخالفین رژیم را سرکوب کند.

 

رسانه امنیتی-اطلاعاتی رجانیوز مطلبی تحت عنوان «روایتی از ساده زیستی شهیداسدالله لاجوردی در دهه۶۰ / حساسیت دادستان وقت انقلاب در استفاده از بیت المال / وسیله نقلیه شهید لاجوردی چه بود» منتشر کرده است که در این مطلب ایدئولوژیک تناقضات بسیاری وجود دارد. نویسنده مطلب، جنایتکار بودن لاجوردی را کنار گذاشته و به ساده‌زیستی وی تمرکز کرده است که این ساده زیستی نیز در واقعیت کاملا متناقض است.

 

داستان‌سرایی و خیال‌پردازی جهت نمایش ساده‌زیستی مسئولان رژیم جمهوری اسلامی از جمله سناریوهای نخ‌نما شده در ۴۰ سال اخیر است. در این گزارش اشاره به ساده‌زیستی لاجوردی از طریق خاطره آمده است. در این خاطره به نقل از مصطفی حائری، لاجوردی در گوشه‌ای از اتاق محل کارش یک آجر و یک پتوی سربازی داشت که آن آجر و پتو به جهت استراحت وی در اتاق کارش بود!

 

فارغ از هذیان گویی در ساده‌زیستی لاجوردی، جا دارد اشاره شود منزل وی یکی از منازل مصادره شده پس از انقلاب است. ضمن اینکه منطق خاطره گویی جهت تطهیر این چهره عامل کشتار و قتل عام هزاران زندانی دچار سستی و ضعف است. اینکه محل کار جای استراحت است یک بحث اما چرا بجای بالشت از آجر استفاده می‌کرد یک بحث دیگر است. یا اینکه آن فرد از نظر سلامت روانی دچار مشکل بود و یا اینکه کل ماجرا دروغی بیش نیست.

 

نویسنده مطلب در توصیف ساده‌زیستی، “لباس” لاجوردی را مهم جلو می‌دهد و از استفاده همان لباس ها در سفرهای داخلی و خارجی وی می‌گوید. نکته‌ای که با کمی جستجو مشخص می شود، این است که لاجوردی پس از انقلاب اسلامی اساسا به سفر خارجی نرفت و تصاویر به جا مانده از او هم نشان می‌دهد که وی از لباس‌های متنوعی استفاده می‌کرد و به دلیل تیپ خاص آن دوران از لباس‌های مربوط به تفکر ایدئولوژیکی خود نیز بهره می‌برد.

 

نویسنده امنیتی رجانیوز در تطهیر فردی است که لباس زندانیان را به جهت شکنجه در سرما درمی‌آورد. به گفته شاهدین عینی، لاجوردی از هیچ کاری جهت آزار زندانیان دریغ نمی‌کرد و بحث لخت کردن و شکنجه کردن آنان از این جهت مطرح می‌شود که نویسنده آن گزارش خیالی، ساده‌زیستی لاجوردی را در لباس وی توصیف می‌کند.

 

نویسنده رجانیوز همچنین به خاطره‌ای به نقل از نیری معاون قضایی وقت دیوان کشور اشاره دارد که لاجوردی در صرف بیت المال سخت‌گیر بود! لاجوردی و تمامی مقامات جمهوری‌اسلامی عمدتا بر ثروت کسانی که متواری شده بودند و یا زندانی و یا به هر طریق همچون بهائیان که از نظر آنان نجس و کفار بودند، سنگر گرفته و آن دارایی را به تاراج می‌بردند.

 

در این گزارش اشاره شده است که لاجوردی حتی در ماموریت‌های کاری خود که یقینا جهت صدور حکم اعدام و یا اجرای اعدام بود، شخصا هزینه اسکان را از جیب خود می‌داد. اینکه سناریونویسان امنیتی بخواهند عامل کشتار هزاران انسان را فردی با ویژگی‌های انسانی توصیف کنند امری عادی است چرا که آنان نیز همچون لاجوردی تنها به فکر قدرت بوده و قتل عام انسان‌‌ها را برای رسیدن به هدف، امری عادی توصیف می‌کنند. آنان میلیاردها تومان از طریق انقلاب به دست آوردند که بسیاری از آنان متعلق به دارایی شهروندان عادی بود. به گفته یکی از زندانیان دهه شصت در زمان بازداشت هم پول‌هایش را گرفتند و هم یک دهه از عمرش را و او مانند بسیاری به طور اتفاقی و شانسی زنده ماند.

 

هر چند در متن آن گزارش دروغین اشاره به «وسیله نقلیه» نشده اما در تیتر آمده است. با این حال باید اشاره شود که مقامات جمهوری اسلامی نه تنها منازل مسئولان پیشین ایران را بلکه تمامی اموال آنان را نیز به تاراج بردند و عمده مقامات جمهوری اسلامی از سهم انقلاب متحجر خود وسیله نقلیه به همراه منزل نسیبشان شد.

 

آنچه حکومت فعلی به دنبال آن است حذف خاطرات تاریخی پس از انقلاب اسلامی است تا جنایات رخ داده در آن سالها به فراموشی سپرده شود و به همین دلیل تلاش می کند با وارونه جلوه دادن وقایع نه تنها آن خاطرات را پاک کند بلکه تاریخی غیرواقعی را نیز جایگزین آن کند.

 

روایت داستان خیالی از اسدالله لاجوردی یکی از همان پروژه های پاکسازی تاریخی است چرا که حتی سناریونویسان امنیتی نیز می دانند چهره هایی همچون لاجوردی سابقه سیاهی به لحاظ انسانی و حقوق بشری داشته اند.


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.

مطالب دیگر