مرتضی اسماعیل پور

دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷

بخش:
ایران‌زمین - حقوق بشر - مطالب ویژه






پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ سرکوب دگراندیشان عقیدتی و سیاسی آغاز شد. دگراندیشان سیاسی تنها گروه مورد ستم و آزار حکومت‌اسلامی نبودند. گروه‌های مذهبی همچون بهائیان، اهل‌سنت، مسیحیان، یهودیان و مندائیان نیز مورد تبعیض سیستماتیک قرار گرفتند. مندائیان که پیروان یحیی تمعید دهنده و یکی از هشت دین و مذهب حاضر در ایران معرفی می‌شوند به دلیل همین آزار و اذیت‌ها امروزه جمعیتشان بسیار کاهش پیدا کرده است.

 

بسیاری از مندائیان که پیشتر ساکن ایران بودند هم اکنون به قصد مهاجرت آن هم اجباری در کشورهایی چون ایالات متحده آمریکا، کانادا، انگلستان، دانمارک، سوئد، آلمان و… پناهنده شده اند.

 

عمران که یکی از مندائیان پناهنده در آمریکا است، به دماوند می گوید: «ما را مجبور می‌کردند که به دروغ بگوییم مسلمان هستیم تا بتوانیم تحصیل کنیم و یا از بعضی مزایای شهروندی برخوردار شویم.»

 

مندائیان معتقدند که آنان از نسل سام، پسر نوح پیامبر هستند و دین خود را قدیمی ترین دین جهان معرف می‌کنند. با وجود آنکه نام دین مندایی و یا همان صابئین در سه آیه از قرآن (آیه ۶۲ بقره، ۱۷  حج و ۶۹ مائده) آمده است اما این دین به عنوان دین رسمی در ایران شناخته نمی‌شود. هرچند در نقد دین رسمی و تایید شده از سوی حکومت‌ اسلامی می توان بسیار انتقاد داشت اما طبق قوانین جمهوری‌اسلامی نیز موازین انتخاب دین مندایی به عنوان دین مورد تایید حکوت رعایت نشده است.

 

طبق قوانین جمهوری اسلامی ادیان اهل‌ کتاب می‌توانند به عنوان دین مورد تایید حکومت دارای حقوق حداقلی باشند که آن حقوق نیز عمدتا نقض می‌شود.

 

مندائیان چه کسانی هستند؟

 

بسیاری از محققان و نویسندگان و صاحب نظرات اسلامی نتوانسته‌اند صابئین مندایی را بطور کامل تعریف کنند و اغلب دچار اشتباه توصیفی می‌شوند که می‌توان به محمدبن عبدالکریم شهرستان، ابن العبری، قفطی، ابوالعالی محمد بن الحسین العلوی، ابوریحان بیرونی و در تاریخ معاصر نیز یادداشت و مطالب مرتبط با مندائیان اشاره داشت که عمدتا به توصیف اشتباه «ستاره پرست بودن مندائیان» ختم شده است.

 

آنچه این خلط تاریخی را مشهود می‌کند ستاره پرست بودن صابئین حرانی است نه صابئین مندایی. گاه در توصیف مندائیان آنان را فرقه ای از آئین مسیح و یا یهودیان و در نهایت زرتشتیان معرفی کرده‌اند که مندائیان خود بر این باور هستند که مندایی خود یک دین کهن و خداپرست بوده و دین مندایی یک دین‌-عرفان است.

 

صابئین در معنا به شخص تعمید شونده و غوطه ور شده در آب یا غسل داده شده در آب می‌گویند و مندایی به صاحب عرفان توصیف می‌شود اما اعراب، مندائیان را به “صبا” یا به تلفظ فارسی “صبی” که معنی ریختن آب است، نامیدند و این لقب اشتباه به آنان ماند که امروزه در جنوب کشور همچنان مندائیان را “صبی” می‌گویند.

 

سکونت مندائیان در ایران به حدود دو هزار سال پیش باز می‌گردد. مندائیان در زمان اردوان اشکانی پادشاه وقت ایران از اسرائیل به ایران مهاجرت کردند. آنان پس از حمله اعراب و دوران اسلامی نیز در ایران ماندند و حکومت ها آنان را به دلیل دگراندیش بودن همواره مورد آزار و اذیت قرار دادند.

 

محرومیت اجتماعی قوم مندائیان

 

فشار بر مندائیان دو بخش مجزا اما به هم پیوسته دارد. مندائیان هم از جنبه قانونی و هم از جنبه اجتماعی تحت فشار و تبعیض هستند. این قوم مذهبی همچون بهائیان و دیگر اقلیت های شناخته نشده در قانون اساسی از حقوق مدنی و قانون برابری برخوردار نبوده و به همین دلیل همواره تحت ستم قرار گرفته‌اند. به گفته یکی از فعالان مندایی «اول محرومیتهای قانونی که نتیجه بی اعتنایی  قانون اساسی جمهوری اسلامی به آن بعنوان یک اقلیت دینی است و باعث شده مندائیان تحت هویتی کاملا عاریتی به حیات خود ادامه دهند که عملا آنان را از فعالیتهای فکری و حیات اجتماعی محروم می سازد. مثلا یک دانش آموز مسیحی، اجباری به فراگیری تعلیمات دینی اسلامی ندارد اما دانش آموز مندایی فاقد چنین اختیاریست و ناچار است دروس اسلامی را حضور داشته باشد و آنها را پاس کند که همین امر باعث ناراحتی مندائیان شده. دانش آموزان مندایی عموما از احساس تبعیض در این کلاسها که خواه و ناخواه از سوی دبیر و بقیه همکلاسی ها بر آنها اعمال می شود رنج می برند.»

 

آنچه مندائیان را پس از تبعیض و بی عدالتی در برخورد با ادیان آزار می‌دهد برخوردهای رادیکال و متعصبانه در جنوب کشور است. بافت اجتماعی جنوب خوزستان بافتی کاملا عشیره‌ای و یا همان طایفه ای می باشد که این وضعیت مستعد تعصبات قومی و دینی است. مندائیان در این مناطق با مشکلات عدیده‌ای همچون به جا آوردن مناسبات مذهبی خود از جمله خاکسپاری مردگان و یا مکان مشخص برای انجام مراسم تعمید خود مواجهند. تعصبات میان مردم تبعیض نانوشته ای است که پیروان آئین مندایی را دچار مشکلات مضاعفی همچون پیدا کردن شغل مناسب کرده است. مندائیان به دلیل تبعیض سیستماتیک در تجارت و کسب و کار نیز به دلیل همین مباحث مرتبط دچار مشکل شده‌اند که سرمنشاء تبعیضات را به واقع می‌توان، تبعیضات قانون اساسی دانست.

 

منع نام مندایی

 

شورای کمیته نام ثبت احوال که باید نام ایرانیان را تایید کند، از تایید نام‌های غیررسمی امتناع می کند. پیروان ادیان مورد تایید از سوی جمهوری اسلامی حق دارند که در نامگذاری فرزندان خود از اسامی انتخاب کنند که مرتبط با دین خودشان است اما مندائیان، بهائیان و دیگر ادیان و مذاهب غیر رسمی در ایران از این حق طبیعی محروم بوده و به صورت سیستماتیک مانع حق نامگذاری آنان می‌شوند.

 

پیروان تاییدنشده از سوی حکومت اسلامی می‌بایست از اسامی مورد تایید حکومت استفاده کنند. یکی از مندائیان ساکن آمریکا می‌گوید که بسیاری از پیروان دین مندایی دو نام دارند که یک نام شناسنامه‌ای آنان است و دیگری نامی که خود می پسندند. حکومت به نام هایی همچون زهرون، سیمت، انش، روشما، رام، شربای، یهانا، شیتل، هیبل و اسامی مشابه و مرتبط با مندائیان روی خوشی نشان نداده و از نامگذاری آنان اجتناب می‌کند.

 

منع حق طبیعی مندائیان یکی از تبعیضات سیستماتیک جمهوری اسلامی در ایران است.

 

منع شغل و تحصیل

 

قانون اساسی جمهوری اسلامی را می توان به تنهایی یکی از بزرگترین ناقضین حقوق انسانی در ایران معرفی کرد. قوانینی که انقلابیون آن را تدوین و در اجرا آن را با تفاسیر مصادره به مطلوب شده پیش برده و در نتیجه موجب تنزل جایگاه انسانی شهروندان ایرانی شده است. آنچه در ایران مورد تایید و موجب فراهم شدن مزایا و تسهیلات می گردد، دین و مذهب مردم است. شهروندی که در دایره خودی حکومت نباشد به عنوان “دیگری” شناخته شده و از حقوق اجتماعی حداقلی و در اکثریت موارد از حقوق شهروندی به طور کامل محروم خواهد بود.

 

مندائیان همچون تعدادی دیگر از ادیان و مذاهب موجود در ایران در دایره غیر خودی بوده و از استخدام پیروان آنان در ادارات دولتی و نیمه دولتی و همچنین تحصیل آنان در دانشگاه جلوگیری می شود. مندائیان اگر بخواهند در دانشگاه شرکت کنند مجبور به انتخاب یکی از گزینه های ذکر شده در برگه های پیش از کنکور می باشند. به گفته یکی از مندائیان فعال در فضای مجازی «بنده که خود دانشجو هستم کلی با دفتر معارف و استادان صحبت کردم که اقلیت هستم و می خواهم واحد درسی قرآن را حذف کنم اما واکنش مثبتی از مسئولین و استاد متعصب ندیدم و سعی کردند که مرا مجبور کنند یکی از سوره‌های قرآنی را تفسیر کنم در حالی که تاکنون من این کتاب را در دست نگرفته بودم! نوبت به خدمت سربازی که می شود ما ایرانی و نیروی این کشور هستیم اما موقع مسائل دیگر که می شود ایرانی نیستیم. مثلا وقتی در دادگاه و غیره می خواهیم حق خودمان را بگیریم، چون رسمی نیستیم همان دلیل می شود که حقمان لوث شود.»

 

مندائیان نوجوان و کودک نیز در طول تحصیل با و تحمیل اندیشه‌ اسلامی از سوی معلمان دوران روبرو می‌شوند. معلمانی همچون پرورشی و یا روحانیت شیعه که در مدارس ایران نفوذ گسترده پیدا کرده‌اند به محض اطلاع از حضور دانش آموزان غیر مسلمان به سراغ آنها رفته و همواره سعی بر مسلمان کردن آنان می‌کنند. به گفته بسیاری از دگراندیشان، روحانیت شیعه در مدارس با عنوان اینکه دین اسلام، کامل‌ترین دین است و دین پیروان دگراندیش دچار مشکلات بسیاری است، موجبات آزار دگراندیشان مذهبی را ایجاد می‌کنند.


نظرات بسته است.