جلال آرمین

جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۹۷

بخش:
ایران‌زمین - سیاسی - یادداشت‌ها






نهضت آزادی ایران، بیانیه ­ای با عنوان «هشدار جدی درباره خشونت سازمان‌یافته در بستر جامعه بحران‌زده و ناکارآمدی حاکمیت» به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۷ صادر کرده است. در نگاه نخست شاید چنین به نظر برسد که این بیانیه، نسبت به خطر فروپاشی کشور و ترویج خشونت به‌ واسطه خفقان حاکم هشدار می‌دهد. آیا واقعا اینگونه است؟ شاید بهتر باشد قدری محتاطانه‌تر و دقیقتر به محتوای بیانیه بپردازیم.

 

بیانیه با مرور اعتراضات دی ماه گذشته آغاز می‌شود اما در همان ابتدا و در اشاره به اعتراضات، از عبارت «تجمعات ناآرام خیابانی» استفاده می‌کند. خوشبختانه زمان زیادی از وقوع این اعتراضات نمی‌گذرد که ماهیت آنچه اتفاق افتاده از نظر مردم و ناظران گم یا مخدوش شده باشد. به علاوه که تقریبا از تمامی شهرها و مناطق تصاویر مستند در دست است. اینکه نهضت آزادی اعتراضات مردمی به وضع نابسامان کشور خصوصا در حوزه اقتصادی را تجمعات ناآرام می‌نامد آنهم در شرایطی که با وجود گستردگی بی‌سابقه، در متمدنانه‌ترین حالت ممکن برگزار شد، موجب شگفتی است.

 

در حقیقت بسیاری از تجمعات با اعمال خشونت نیروهای حکومتی به ناآرامی کشیده شد اما اطلاق لفظ تجمعات ناآرام به اعتراضاتی که ماهیت آرام داشته، سبب تردید در نیت بیانیه می­شود؛ مخصوصا که در ادامه اعتراضات مردمی را به شکلی زیرکانه با «برخوردهای غیرمسالمت آمیز» حکومت در مواجهه با اعتراضات مختلف، در یک سبد گذاشته تا در نهایت مجموعه آنها را «رویدادهای نامطلوب» بنامد. نکته جالب‌توجه اینکه حرکت اعتراضی دختران خیابان انقلاب جایی در متن بیانیه نهضت آزادی ندارد.

 

در ادامه می‌خوانیم «هنگامی‌ که جامعه بحران‌زده از اصلاح امور ناامید شود و جانش به لب برسد و زمانی که حاکمیت ناکارآمد از مدیریت کارشناسانه کشور بازماند، به‌ طور طبیعی انگیزه‌های لازم برای دست یازیدن به خشونت فراهم آمده، عقلانیت جای خود را به عصبیت داده، جامعه عرصه تاخت و تاز کسانی خواهد شد که جز انتقام به چیز دیگری نمی‌اندیشند.»

 

این گفتمان در پی اتفاقات دی ماه و متعاقب آن، گفتمان غالب طیف اصلاح­طلب بوده است.

 

عناصر کلیدی آن از این قرار است:

۱- نکوهش ناامیدی ایجاد شده به جای نکوهش عامل یا عوامل آن

۲- برابر دانستن اعتراض با خشونت

۳- تزریق ترس به‌واسطه شرایطی خیالی که در آن در صورت بیان اعتراض از جانب مردم، کشور به مسیری مشابه سوریه حرکت خواهد کرد (یا سوق داده می‌شود).

 

حالا و در شرایطی که دعوت از مردم برای پذیرش وضع موجود یا کنار آمدن با آن، کارآیی خود را از دست داده، گروه ­هایی که به نحوی از انحا هویت خود را در ساختار سیاسی موجود می­ بینند، در تلاشند گفتمان «ترس» را بر جامعه حاکم کنند.

 

بیانیه در ادامه به ریسمان پروپاگاندای حکومتی هم چنگ می‌زند و از وجود «برنامه‌های گوناگون و پیچیده» برای «ایجاد خشونت سازمان‌یافته در کشور» خبر می‌دهد. ظاهرا این برنامه­ ها هم در داخل کشور و هم «به‌ وسیله راست‌گرایان افراطی در اسرائیل و عربستان سعودی، با هماهنگی دولت امریکا» هدایت می‌شوند. به علاوه که «تغییرات پدید آمده در حوزه‌های مدیریت سیاست خارجی و امنیتی امریکا» را در چارچوب همین برنامه‌ها ارزیابی می­ کند.

 

نهضت آزادی نیز همچون سایر دسته­ های اسلامگرا، اسرائیل­ ستیزی (بخوانید یهودی‌ستیزی) و آمریکاستیزی را بخشی از هویت خود می‌داند. از همین جهت است که در شرایطی که حکومت جمهوری اسلامی تقریبا هر روز به تهدید موجودیت اسرائیل می­ پردازد، این حزب ترجیح می­ دهد دست پیش گرفته و از برنامه اسرائیل برای ایجاد خشونت سازمان­ یافته در ایران بگوید.

 

پس از اینکه در جای جای بیانیه، اعتراضات مردمی برابر با خشونت دانسته می­ شود، لکنت ابتدایی جایش را به صراحت می‌دهد و پیامد ادامه اعتراضات، تهدید «نظام سیاسی کشور» و «مبارزات اصلاح‌طلبانه برای برقراری دمکراسی» معرفی می‌شود. البته در کنار این مرثیه، به تبعیت از الگوی پیشین، به خطر افتادن تمامیت ارضی کشور، انسجام اجتماعی و فروپاشی اجتماعی نیز آورده می‌شود.

 

محور بیانیه اتفاقا در همین بخش است. نهضت آزادی به روشنی و – در چند بخش – نگرانی خود را از به خطر افتادن نظم سیاسی کنونی و اصلاح ­طلبی حکومتی بیان می­ کند. موضعی که مشخصا در برابر خواست مردم که اولا خواهان تغییر هستند و ثانیا در اعتراضات دی­ ماه قطع امید خود از جریان اصلاحات را فریاد زدند، قرار می ­گیرد.

 

در بخش پایانی بیانیه چنین آمده است:

 

«نهضت آزادی ایران در آغاز سال ۱۳۹۷ و بر اساس واقعیات یاد شده، باور دارد که بازگشت صادقانه به اصول قانون اساسی و تحقق حقوق و حاکمیت ملت یگانه راهی است که می‌تواند کشور عزیزمان را از افتادن به ورطه فروپاشی اجتماعی و اقتصادی نجات دهد و در همین راستا ضمن تأکید بر تداوم راه‌حل‌های تدریجی و اصلاح‌طلبانه، از کنشگران و گروه‌های سیاسی ایران می‌خواهد که در عرصه مناسبات سیاسی شکیبا بوده، نگذارند که ابتکار عمل از ماهیت درونزا و مسالمت‌آمیز خارج شده، به دست جریاناتی افتد که دغدغه‌ای برای منافع ملی، دمکراسی و امنیت عمومی ندارند.»

 

مشخص است که نهضت آزادی با وجود صراحت لهجه ­ای که مردم در بیان اعتراضشان به کار گرفتند، همچنان ترجیح می‌دهد در کنار حکومت بایستد و جریاناتی که دغدغه تغییر دارند را در تقابل با منافع ملی، دمکراسی و امنیت عمومی کشور معرفی می­ کند.

 

نهضت آزادی همچنین از «بازگشت صادقانه به قانون اساسی» جمهوری اسلامی سخن رانده، امکانی که بند بند قوانین آن تحت تقید و تسلط دین و حکومت دینی و نماینده خدا در زمین گذاشته شده است. برای نمونه وقتی در اصل ۱۷۷ آن آمده است «محتوای‏ اصول‏ مربوط به‏ اسلامی‏ بودن‏ نظام‏ و ابتنای‏ کلیه‏ قوانین‏ و مقررات‏ بر اساس‏ موازین‏ اسلامی‏ و پایه‌های‏ ایمانی‏ و اهداف‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و جمهوری‏ بودن‏ حکومت‏ و ولایت‏ امر و امامت‏ امت‏ و نیز اداره‏ امور کشور با اتکاء به‏ آراء عمومی‏ و دین‏ و مذهب‏ رسمی‏ ایران‏ تغییر ناپذیر است» چگونه بازگشت صادقانه به این قانون اساسی به «تحقق حقوق و حاکمیت ملت» و برقراری دمکراسی می‌انجامد؟ آیا جز این است که قانون اساسی کنونی راه را بر هر اصلاحی بسته و پیش‌فرض  هر تغییری را اصلاح قانون اساسی قرار داده است؟

 

وضعیت کنونی کشور، در مقیاس بزرگی نشأت گرفته از تفکرات اسلامگرایانه و به میدان آوردن اسلام سیاسی در اداره امور کشور است. نهضت آزادی و جریانات اسلامگرای همزاد آن از دلایل اصلی رنج کنونی ملت و تیره ­روزی کشور هستند؛ هرچند که به عنوان بخشی از بدنه نیروهای اسلامگرای خارج از قدرت، قابل‌ تحملتر از اسلام­گرایان در قدرت باشند.


نظرات بسته است.