محمدرضا یزدان‌پناه

پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶

بخش:
سیاسی - یادداشت‌ها






سال ۱۳۸۴ بود. مصطفی معین، اصلاح طلبان به اصطلاح پیشرو را در انتخابات ریاست جمهوری آن سال نمایندگی می‌کرد و از تشکیل جبهه دموکراسی و حقوق بشر می‌گفت. حامیانش، محمود احمدی‌نژاد را یک شوخی می‌پنداشتند و رقیب اصلی را هاشمی رفسنجانی.

 

از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ هشت سال می‌شد که اصلاح‌طلبان و بدنه حامی آنها، رفسنجانی را با قدرت تمام تخریب می‌کردند؛ در رسانه‌ها، روزنامه‌ها، سایت‌ها، وبلاگ‌ها و هر تریبون دیگری که داشتند.

 

معین که اقبالی در انتخابات پیدا نکرد و احمدی‌نژاد و رفسنجانی که به دور دوم آن انتخابات رفتند، انگار آب یخ روی سر اصلاح‌طلبان و به ویژه بدنه حامیشان خالی کرده باشند.

 

حالا احزاب پدرخوانده اصلاح‌طلب در چرخشی تنها یک روزه، از حامیان خود می‌خواستند تا به خیابان بروند و بر خلاف دیروز که شعار می‌دادند «عالیجناب سرخپوش، ما همه گنجی شدیم»، حالا شعار «برای جلوگیری از فاشیسم به رفسنجانی رای بدهید» سر بدهند.

 

از پیش معلوم بود که آن افتضاح، به چه نتیجه‌ای می‌انجامد. اما استدلال پدرخوانده‌های اصلاح‌طلبان این بود که «رفسنجانی ۸۴ با رفسنجانی ۷۶ و ۶۷ تفاوت می‌کند».

 

از آن هنگام تاکنون، این «تفاوت» به شاه‌بیت استدلال‌های اصلاح‌طلبان تبدیل شده، برای حمایت از سیاه‌سابقه‌ترین چهره‌های جمهوری اسلامی مانند رفسنجانی، پورمحمدی، ریشهری، روحانی، دری نجف‌آبادی، ناطق نوری، لاریجانی و …

 

اصلاح‌طلبان در توجیه عقبگردها و ائتلاف خود با کسانی که مسبب اصلی مصیبت‌های چهار دهه گذشته و ویرانی ایران هستند و اساسا حمایت مردمی  از دوم خرداد خود را با تخریب آنها جلب کردند، همواره گفته‌اند که مثلا لاریجانی یا رفسنجانی یا روحانی دیگر آن جنایتکاران و مرتجعان گذشته نیستند و تغییر کرده‌اند.

 

حالا محمود احمدی‌نژاد، تمام این ادعای اصلاح‌طلبان را به سخره گرفته است. او این روزها، به هر دلیلی، تمام قد در برابر فرقه تبهکار حاکم ایستاده و از شخص خامنه‌ای تا برادران لاریجانی را به چالش گرفته است.

 

احمدی‌نژاد این روزها خامنه‌ای را حامی ظلم معرفی می کند و از آزادی همه زندانیان سیاسی و برگزاری زودهنگام انتخابات بدون دخالت نهادهای نظامی و امنیتی می‌گوید در حالیکه اصلاح‌طلبان از سرکوب انقلاب دی ماه مردم ایران ابراز خرسندی می‌کنند، نهایت مطالبه‌شان پخش ربنای شجریان از صدا و سیما است و خاتمی که پدرخوانده‌شان است، در شب سرکوب دراویش بی‌دفاع در تهران، روضه حضرت فاطمه می‌خواند و درگذشت مادر زهرا رهنورد را به او تسلیت می‌گوید.

 

در نزد اصلاح‌طلبان، سالهاست که می‌توان سابقه سیاه رفسنجانی‌ها و خلخالی‌ها و پورمحمدی‌ها و ریشهری‌ها و مهدوی‌کنی ها و لاریجانی‌ها و دیگران را فراموش و با آنها ائتلاف کرد اما نوبت به احمدی‌نژاد که می‌رسد، نه تنها این اصل دیگر وجود خارجی ندارد، بلکه سابقه او در مقام ریاست جمهوری، به نقطه سیاه کارنامه‌اش تبدیل می‌شود تا صداقتش به چالش کشیده شود.

 

اصلاح‌طلبان برای باوراندن این بی‌اصولی به حامیان خود، مطلقا هیچ اشاره‌ای نمی‌کنند که آنچه احمدی‌نژاد در آن هشت سال کرد تا روز آخر دولت دومش، به خواست و تایید یک نفر بود: علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی

 

کسی که این روزها اصلاح‌طلبان در آشکار و نهان به او می‌گویند که برای حفظ نظام، از تجربه احمدی‌نژاد درس بگیر و ما را به سفره انقلاب بازگردان.


نظرات بسته است.