یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶

بخش:
سیاسی - گزارش






در کشورهای دیکتاتوری دستگاه عریض و طویل “رادیو و تلویزیون” که مستقیما زیر نظر حاکمیت و شخص رهبر اداره می شود، نقش بارزی در احیا و استحکام رژیم ایفا می کند. این رسانه ماموریت دارد تا با بودجه ای که از کیسه ی ملت هزینه می شود این سرویس ها را به حاکمیت ارایه دهد:

  1. با حجم دروغ و تحریف واقعیت ها به مغزشویی اقدام کند.
  2. تمام برنامه ها در جهت تبلیغ حکومت و شخص رهبر و لاپوشانی نقاط ضعف باشد.
  3. جنگ روانی بر علیه مخالفان حکومت راه بیاندازد و سطح این مبارزه را آن قدر افزایش دهد که برای بخشی از افکار عمومی، باور پذیر باشد.
  4. برنامه های مبتذل و سرگرم کننده تولید کند تا اندیشه ی مخاطب از گرایش به حقایق کشور به سمت نیازهای ابتدایی و عوام پسند منحرف شود.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی از زمان تسخیر آن توسط انقلابیان که صدا و سیمای انقلاب نامیده می شد تا امروز، اهداف چهارگانه ی فوق را مدنظر قرار داده است.

از آن جا که قصد نداریم تا همه مدیران این دستگاه را در یک سطح قرار دهیم، به تفاوتی که اولین رییس صدا و سیمای حکومت اسلامی، نسبت به بقیه داشت نگاه خواهیم کرد.

“صادق قطب زاده” نخستین مدیر رادیو و تلویزیون حکومت بود که در دوران تصدی خود، مورد شدیدترین حملات نشریات مکتوب قرار گرفت. او دستگاهی را تحویل گرفت که می بایست صدای انقلاب اسلامی باشد اما از طرفی به دلیل نگاه  متفاوتش به رسانه های خبری تا جایی که توان داشت، راه را برای ورود و جولان روحانیان سد کرد.

“محسن قرائتی” که اکنون حدود ۴۰ سال است در تلویزیون برنامه دارد می گوید: “وقتی در آن اوایل، نزد قطب زاده رفتم و خواستم برنامه به من بدهد، به من گفت که این جا یک دستگاه هنری است و جای شما نیست، اما من گفتم که من هم هنر خنداندن مردم را دارم.”

در دوره کوتاه تصدی قطب زاده، هر چند سطح تولید برنامه ها کاهش یافت اما چندین برنامه تحلیلی و مناظره سیاسی جایگزین برنامه های سرگرم کننده شد. قطب زاده بعد از بیرون آمدن از صدا و سیما و ترک پست وزارت امور خارجه، در نهایت به جرگه ی مخالفان حکومت پیوست و سرانجام در شهریور سال ۶۱ اعدام شد.

مدیران بعدی در سازمان صدا و سیما، از “محمد هاشمی” تا “علی عسگری” جملگی گوش به فرمان ولی فقیه اول و دوم بودند.

در دهه ۶۰ و ۷۰، بخش مهمی از ریاست صدا و سیما، به دست عوامل امنیتی افتاد و در نتیجه برنامه هایی از توابان سیاسی، میزگردهایی از سران حزب توده که اظهار ندامت و بخشش می کردند و چندین برنامه برعلیه مخالفان حکومت تولید شد که برنامه “چراغ” از آن جمله بود. این برنامه با همکاری “سعید امامی” و “حسین شریعتمداری” تولید شد.

جمهوری اسلامی که پس از چند سال به تاثیر رسانه ای چون صدا و سیما در تحکیم حکومت پی برده بود، بودجه کلانی در اختیار این سازمان گذاشت و ده ها شبکه ی جدید در داخل و خارج از کشور تاسیس شد.

عملکرد این سازمان در دوران ۸ ساله ی جنگ، یکی از سیاه ترین دوره های فعالیت رادیو و تلویزیون ایران است. یک شهروند تهرانی در این رابطه می گوید: “در حالی که روزانه جنازه های کشته شدگان جنگ را در خیابان ها تشییع می کردند و خانواده ها در غم و اندوه بی سابقه ای قرار داشتند، دو مجری رادیو، هر روز صبح برنامه ی مضحکی پخش می کردند و با کشیدن صداهای خود به طرز چندش آوری همراه با موسیقی تند، این گونه القا می کردند که ایران، شادترین کشور دنیاست! آن ها حتی به رانندگان تاکسی سفارش می کردند که هنگام رانندگی هم ورزش کنند!” این نمونه ای آشکار و جهت دار، برای مغزشویی مردم بود.

از اواسط دهه ۷۰، شکاف بزرگی در ساختار حاکمیت پدیدار شد و جنگ قدرت بر سر تصاحب مدیریت صدا و سیما به وجود آمد. “علی خامنه ای” از سال ۷۶ به بعد ترجیح داد که مدیر عامل صدا و سیما را از میان کسانی انتخاب کند که تعلق خاطری به رییس دولت، نداشته باشند.

امروز صدا و سیما در بدترین شرایط کمی و کیفی به سر می برد و به لحاظ نقش مخرب خود در سرکوب آزادی های سیاسی و اجتماعی، این احتمال قوت گرفته که از سوی محافل بین المللی یا دولت آمریکا در لیست تحریم ها قرار بگیرد.

خبرگزاری “فارس” در دی ماه گذشته، گزارش داد: “برخی منابع خبری گزارش داده‌ اند دولت آمریکا، ممکن است به بهانه آشوب ‌های اخیر در برخی از شهرهای ایران، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را هدف تحریم قرار دهد؛ رسانه دولتی انگلیس، (بی‌بی‌سی) به نقل از یک مقام ارشد دولت (دونالد ترامپ)، رییس‌جمهور آمریکا مدعی شد، تحریم‌ های جدید علیه ایران ممکن است علاوه بر صدا و سیما، (محمد جواد آذر جهرمی)، وزیر ارتباطات ایران را هم شامل شود.”

برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی در داخل نیز به دلیل محتوای مبتذل خود، مورد تحریم بخش زیادی از مردم قرار دارد. در ارتباط با احتمال تحریم بین المللی صدا و سیما، “محمد اخگری” معاون اسبق برون مرزی این سازمان، به روزنامه “جوان” می گوید: “مطرح کردن تحریم صدا و سیما، وظیفه رسانه ملی را سنگین تر می کند؛ بارها و بارها صدا و سیما اخباری را در جهان پوشش داده که هیچ رسانه دیگری سراغ آن ها نرفته است؛ وقتی می گویم صدا و سیما در این جا مجموعه رسانه های جبهه مقاومت است، تحریم ها یک هشدار است. هشداری برای تولید کنندگان محتوا در صدا و سیما که روی فضای مجازی بیشتر کار کنند.” وی در حالی توصیه می کند که باید در صورت تحریم این سازمان، به فضای مجازی بپردازیم که مقامات جمهوری اسلامی برای سرکوب مخالفان، همواره در حال فیلتر کردن سایت ها و کند کردن سرعت اینترنت هستند.

از سوی دیگر، پخش بعضی برنامه های غیر متعارف، از جمله برنامه ای که یک زن به زنان ایران توصیه می کند که در صورت کتک خوردن از شوهرانتان، پای آن ها را در شیر بگذارید و ماساژ دهید و ببوسید؛ صدای اعتراض یک نماینده زن را در آورده است. “پروانه سلحشوری” نماینده مجلس می گوید: “این صدا و سیما، صدا و سیمای وقاحت است، وقتی مردم نان برای خوردن ندارند، کارشناس سیما پیشنهاد ماساژ پای آقایان را با شیر می دهد.”

در لایحه بودجه سال ۹۷، مبالغ ۱۵۰۰ میلیارد تومان به صدا و سیما تعلق می گیرد. چنین مبلغی با اعتراض یک نماینده دیگر مواجه شده، “سید احسان قاضی زاده هاشمی” در گفت ‌و گو با خبرگزاری “خانه ملت” می گوید: “در لایحه بودجه سال ۹۷، بودجه صدا وسیما ۱۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است و افزایش به میزان هفت دهم درصد از بودجه عمومی در آن رعایت نشده است؛ این اتفاق خلاف برنامه ششم توسعه است.”

این بلندگوی رسمی حکومت که به غلط، از عنوان “رسانه ملی” استفاده می کند، در تمام عمر جمهوری اسلامی، نه تنها کوچکترین منفعتی از حیث ارتقای فرهنگی جامعه یا افزایش آگاهی های سیاسی و اجتماعی برای مردم نداشته است، بلکه تا توان داشته “خشونت، نفرت و سرکوب” را ترویج داده است.

تا امروز هزاران میلیارد تومان سرمایه مردم توسط مسوولان این رسانه بلعیده شده است. اکنون جا دارد که فعالان سیاسی در داخل و خارج از ایران، برای آماده کردن بستری متناسب برای ایرانی آزاد و دموکراتیک، زمینه تحریم های بین المللی صدا و سیمای جمهوری اسلامی را فراهم کنند. باید بیشتر به چنین ضرورتی اندیشید.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر