شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶

بخش:
گزارش






هنوز چند ماه از به قدرت رسیدن “خمینی” نگذشته بود که پای ده ها هیات به اصطلاح “آزادیخواه” و در واقع “تروریست” از خاورمیانه تا شرق آسیا، از آمریکای لاتین تا شاخ آفریقا به تهران باز شد. حکومت اسلامی ایران خود را پناهگاه مبارزان می دانست و شخص خمینی در صدد بود که “انقلاب اسلامی” را به زعم خویش، صادر نماید.
آن چه برای خمینی، حایز اهمیت بود صرفا سقوط دیکتاتورها نبود بلکه تفکر او، گسترش “خلیفه گری اسلامی” از نوع شیعی بود. بر اساس همین اعمال بود که امروز می توان “داعش”، “القاعده”، “حزب الله لبنان” و حتی “طالبان” را نوادگان و فرزندان عقیدتی “خمینی” نامید.
در سال ۱۳۵۸ گروهی به اسم “جبهه آزادیبخش پطانی” هم در تهران دارای دفتر و نماینده بود! از افرادی که ورود و خروج این هیات ها را سرپرستی می کردند “محمد منتظری”، “سودابه سدیفی” و “مهدی هاشمی” بودند. مدتی بعد دفتر حمایت از نهضت های آزادیبخش به وزارت امور خارجه منتقل شد و حمایت های مادی و معنوی به گروه های تروریستی جنبه پنهانی به خود گرفت.
با شروع جنگ با عراق، جمهوری اسلامی بیشترین امکانات را در اختیار گروه های مخالف “صدام حسین” قرار داد و پس از جنگ، ارتباط گیری و حمایت ها از سازمان های تروریستی، به دست سپاه پاسداران افتاد و این امر تا امروز هم ادامه دارد.
پس از حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱، که گروه القاعده مسوولیت حمله به برج های دو قلو در نیویورک را بر عهده گرفت؛ اخباری غیر رسمی از حمایت های سپاه پاسداران در اعزام تیم تروریستی القاعده منتشر شد اما مدارک مستندی به دست نیامد. قبل از این حادثه نیز نشانی یک خانه تیمی از عوامل “اسامه بن لادن” در منطقه “تهرانپارس” تهران به دست آمد با این حال سازمان های امنیتی آمریکا و اروپا، مایل نبودند که چنین گزارش هایی را جدی تلقی کنند.
در اسفند ماه سال ۹۴، روزنامه “الشرق الاوسط” نوشت که به ۶ مدرک بر ضد ایران دست یافته که نشان می دهد این کشور در حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آمریکا، دست داشته است. بر اساس این گزارش، قاضی دادگاه نیویورک نیز هفته گذشته به استناد همین مدارک، رای محکومیت تهران را صادر کرد.
بر اساس ادعای “الشرق الاوسط”، این اسناد نشان می دهد ایران، زمینه را برای انتقال عناصر گروه تروریستی “القاعده” به اردوگاه های نظامی افغانستان، فراهم کرده است. این اقدام برای به ثمر رسیدن حملات ۱۱ سپتامبر، بسیار ضروری بوده است.
یکی دیگر از مدارک در خصوص دیدار “عماد مغنیه” – یکی از رهبران حزب الله لبنان – با عاملان حمله در سال ۲۰۰۰ است. ایران هم چنین متهم است با صدور گذرنامه های جدید برای این اشخاص، امنیت آن ها را پیش از شروع حمله تامین کرده است. به ادعای این روزنامه، اسناد نشان می دهد مقامات ایران به مرزداران خود دستور دادند مُهر پایان سفر را بر گذرنامه های عاملان حمله، درج نکنند تا نقل و انتقال آن ها به راحتی انجام شود.
به ادعای الشرق الاوسط، یکی از این مدارک نشان می دهد ایران پس از حملات ۱۱ سپتامبر، هم چنان به حمایت مالی خود از گروه القاعده ادامه داد و پناهگاه امنی برای سركردگان این گروه فراهم کرد.
قاضی دادگاه نیویورک، ایران را به پرداخت ۱۰٫۵ میلیارد دلار جریمه محکوم کرده است. چندی بعد گروه القاعده با مرگ “بن لادن” به سوی اضمحلال رفت اما تهران روابط خود را با گروه طالبان افغانستان حفظ کرد.
در اردیبهشت ۹۴، “مشرق” گزارش داد: “هیات سیاسی طالبان افغانستان در سفر به تهران با مقامات امنیتی جمهوری اسلامی ایران دیدار و پیرامون مسایل منطقه ای، به ویژه مسایل جهان اسلام و هم چنین مسایل مربوط به مهاجران، به بحث و تبادل نظر پرداختند.”
جمهوری اسلامی در حالی به صورت رسمی و غیر رسمی از گروه ها و سازمان های تروریستی حمایت می کند که در محافل جهانی خود را قربانی تروریسم معرفی می کند. با شروع بحران در عراق و سوریه و قدرت گرفتن گروه خلافت اسلامی “داعش”، مقامات حکومت مدعی شدند که نیروهای سپاه را به سوریه می فرستند تا با داعش مبارزه کنند، عجیب ترین بخش این ادعا آن بود که داعش در کشورهای مجاور ایران، دست به عملیات تروریستی می زد اما در ایران کوچک ترین تحرکی از خود بروز نداد.
مسوولان حکومت که دیدند ادامه این روند، شبهاتی را در زد و بند با داعش، در افکار عمومی پدیدار می سازد بر آن شدند که دست به نمایشات بچه گانه ای زده و به خیال خود به جهانیان بگویند که در صف اول مبارزه با داعش هستند.
ابتدا در چندین نوبت اطلاعیه هایی از سوی وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران منتشر می شود که مدعی هستند به چندین مقر مخفی داعش در شهرهای مرزی حمله کرده و اعضای داعش را که در حال برنامه ریزی عملیات تروریستی بودند، بازداشت کرده اند. جالب این که حتی مشخصات یک نفر از بازداشت شدگان خیالی منتشر نمی شود.
از آن جا که در جمهوری اسلامی نه استراتژیست وجود دارد و نه تصمیم گیری ها، کارشناسی می شود؛ در همان زمان، هفته نامه “یالثارات” نزدیک به سپاه پاسداران، می نویسد: “به نظر می رسد احساس خطر اسراییل از گسترش فزاینده نیروی داعش در پشت مرزهای سرزمین های اشغالی یک مساله جدی است.” در واقع نویسنده این نشریه، داعش را ضد اسراییل معرفی می کند؛ غافل از این که مقامات رژیم اسلامی صبح تا شام ادعا می کنند که داعش دست پرورده آمریکا و اسراییل بوده است!
نشریه”یالثارات”، هم چنین در مورخ ۲۲ مرداد سال ۹۳، می نویسد: “باید از عملیات پدافندی دست برداشت و به فاز حملات آفندی با هدف بازگرداندن شر به محل تولید آن ورود پیدا کرد تا در ادامه خارج شدن داعش از مدار، بتوانیم این گروه را به شکل ارادی به مدار مقابله تام با منافع آمریکا- اسراییل و عربستان وارد کنیم.” باید توجه داشت که این مطلب در نشریه ای به مدیریت “عبدالحمید محتشم” از اعضای سپاه پاسداران و انصار حزب الله منتشر می شود. به این ترتیب جمهوری اسلامی در قبال گروه داعش دچار چند گانگی می شود؛ از یک سو این گروه را آلت دست آمریکا معرفی می کند و از یک سو این تحلیل را مطرح می کند که می تواند سلاح داعش را به سمت آمریکا، اسراییل و عربستان برگرداند!
پرده دیگر این نمایش، در ۱۷ خرداد سال جاری کلید می خورد؛ در این تاریخ خبرگزاری های دولتی، گزارش می دهند که ۴ فرد مسلح که عضو داعش بودند به عنوان مراجعه کننده، وارد مجلس شده و ۱۲ مامور حفاظت مجلس را کشتند و چندین نفر را مجروح کردند و هم زمان ۳ داعشی دیگر به مقبره “خمینی” حمله می کنند که در نهایت یک کارگر ۳۵ ساله را می کشند. جمهوری اسلامی در اجرای این سناریو می گوید که تمام اعضای داعش به هلاکت می رسند. آن ها که در ایران زندگی می کنند، می دانند که نمی توان به سادگی وارد هر مکان حکومتی شد. حال چگونه ۴ نفر با آسودگی وارد مجلس می شوند و آدم می کشند و در همان لحظه نمایندگان در صحن مجلس در حال جلسه ای عادی هستند؟!
در ۳۰ آبان ماه سال جاری “قاسم سلیمانی” تمام شدن داعش را به خامنه ای تبریک می گوید و چند روز بعد دوباره رسانه های حکومتی از کشته شدن چند پاسدار دیگر در سوریه یاد می کنند!
تازه ترین نمایشی که حکومت اسلامی با داعش می دهد، اظهارات عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی است. “یحیی کمالی پور” در گفتگو با “خانه ملت” می گوید: “هدف آمریکایی ها احیای مجدد داعش است.” هم چنین “خامنه ای” نیز اخیرا نظریه ای دیگر، ارایه داده و گفته است: “همان دست‌ هایی که با ایجاد داعش، آن را ابزاری برای ظلم و جنایت علیه مردم در سوریه و عراق قرار داد، امروز پس از شکست در آن مناطق، به ‌دنبال انتقال داعش به افغانستان هستند و کشتارهای اخیر در واقع آغاز همین نقشه است.” ولی فقیه حکومت توضیح نمی دهد که اگر فرض کنیم اعضای داعش راه هجرت از عراق به افغانستان را در پیش گرفته اند، از چه راهی و از کدام مرزها وارد افغانستان می شوند؟! کدام یک از کشورهای مجاور، بیش از ایران که تحت سلطه ی جمهوری اسلامی است، در امر ترانزیت تروریست ها سابقه و تجربه دارند؟!


نظرات بسته است.

مطالب دیگر