دماوند/مانی تهرانی: در بحبوحه اعتراضات سراسری خبری حقوق بشری میان انبوه اخبار اضطراری گم شد. ماجرا از این قرار است که در هفته اول دی‌ماه سال جاری به یکی از عبادت‌گاه‌های یهودیان شیراز حمله شد،مهاجمان ناشناس بخشی از بنای این کنیسا را تخریب و تورات کتاب مقدس یهودیان را پاره کردند. هر چند گفته شده مشخص نیست چه کسانی این کار را انجام داده اند و نیز در طول چهار دهه گذشته در ایران کسی به مقدسات ادیان ابراهیمی آسیبی وارد نکرده، اما سکوت مسئولان کشور و همچنین رفتار مشابه مهاجمان  با دیگر اقلیت‌های مذهبی -نظیر بهائیان- این گمان را تقویت می‌کند که حمله کنندگان به کنیسا در شیراز از تندروهای مذهبی حامی جمهوری اسلامی بوده‌اند.برای بررسی بیشتر رابطه یهودیان ایران با نظام حاکم بر کشور به سراغ “جورج هارونیان” تحلیل‌گرسیاسی و عضوسابق هیأت مدیره مرکزیهودیان ایرانی در آمریکا رفته‌ایم که حاصل آن را در ادامه می خوانید.

*سابقه تخریب کنیسا یهودیان در ایران به انقلاب اسلامی و یا پیش از آن بازمی گردد؟

در طول تاریخ ایران همواره در زمانهایی که یهودیان تحت فشار بوده اند، مکان مقدس آنها تخریب شده و یا حتی در مواردی که مجبور به ترک منطقه ای شده اند، کنیسا مقدس آنها به مسجد تبدیل شده. جمهوری اسلامی ادعا می کند حقوق همه شهروندان را رعایت می کند و یکی از اهرمهای مهم تبلیغاتی اش این است که می گوید یهودیان ایران در کمال آسایش زدگی می کنند و حکومت ایران فقط با صهیونیزم مشکل دارد. البته در طول چهل سال گذشته مشابه این حمله به کنیسا شیراز و توهین به مقدسات یهودیان رخ نداده است.

*عامل تخریب چه کسانی بوده اند و آیا پیگیری قانونی انجام شده؟

مقامات جمهوری اسلامی تا کنون در برابر این اقدام سکوت کامل کرده اند. رسانه های حکومتی هم سکوت کرده اند و خبرگزاریهای داخلی نیز صرفأ خبر منتشر شده در خارج از کشور را نقل کرده اند. در حکومت تمامیت خواه جمهوری اسلامی که همه امور را در دست دارد و از صدر تا ذیل و از بام تا شام فریاد مرگ بر اسرائیل سر می دهد، این اتفاق را نمی توان یک سرقت معمولی فرض کرد؛ بلکه این حمله نشانه ای از یهود ستیزی آشکار و تمام عیار است. پاره کردن تورات مقدس جز یهود ستیزی معنی دیگری ندارد. درخواست جامعه یهودیان این است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی هر چه زودتر آمران و عاملان این تخریب و اهانت را شناسایی و به مردم معرفی کند و به مجازات برساند.

*چگونگی رابطه جمهوری اسلامی با یهودیان در قانون  اساسی و قوانین جاری کشور مشخص شده و یا سلیقه ای است؟

بله در قانون اساسی جمهوری اسلامی حقوق اقلیتهای مذهبی -مانند یهودیان- مشخص و روشن است. همچنین در قانون اساسی تضمین شده که یهودیان در مجلس شورای اسلامی یک نماینده داشته باشند. به طور سنتی و در طی قرون -خصوصأ در دوره این حکومت-  یهودیان در جامعه ایران موقعیت خود را یافته اند. هر چند وضعیت یهودیان در دوره های مختلف جمهوری اسلامی متفاوت بوده و در چند سال اخیر این شرایط نسبت به گذشته بهتر شده. چنانکه به یهودیان اجازه داده شده که مدارس یهودیان به دست خودشان اداره شود و همچنین می توانند اصول و فرایض دینی خود را اجرا کنند. یهودیان دو هزار و پانصد سال پیش در سرزمین ایران ساکن شدند و در سالهای اخیر اجازه داده شده که بعضی از مکانهای تاریخی خود را حفظ کنند. در کنار اینها اما همچنان به قول اولیاء کشور: جامعه یهودیان ایران آسیب پذیر است و به تعبیر دقیق تر پا را از گلیم خود فرا تر نمی گذارد.

*آیا جمهوری اسلامی در عمل میان دین یهود با کشور اسرائیل تفکیک قائل می شود و اصولأ آیا این دو قابل تفکیک است؟

این سوال اساسی است. بعد از انقلاب ₅₇ خمینی اعلام کرد که ما حساب یهودیان و صهیونیزم را از یکدیگر جدا می کنیم و این گفته او به پایه ای برای حفظ حقوق یهودیان ایران تبدیل شد. البته یهودیان با کشور اسرائیل رابطه تنگاتنگی دارند و نمی توان از یهودیان انتظار داشت که به اسرائیل علاقه نداشته باشند. موضوع سیاستهای یک دولت در شرایط خاص با علاقه و وابستگی یهودیان به این کشور متفاوت و جدا است. هر چند در طول سالهای بعد از انقلاب، یهودیان ایران تلاش کرده اند که روی این طناب باریک با دقت راه بروند. هر گاه اراده جمهوری اسلامی در جهت پرونده سازی برای یک شهروند یهودی قرار گرفته، به او برچسب صهیونیست زده و به این بهانه اموال شخص را مصادره کرده است. وقت آن رسیده که حکومت و ملت ایران نگاه خود به رابطه یهودیان با کشور اسرائیل را تغییر داده و رفتار منصفانه ای در پیش بگیرند.

*در جایگاه رابطه با تنها دولت یهودی جهان؟

بله دقیقأ. تنها مأوا و مکان در جهان که یهودیان می توانند در آنجا هویت خود را حفظ کنند و از حقوق خود دفاع کنند، کشور اسرائیل است. در حالیکه مسلمانان پنجاه و هفت کشور و اعراب حدود بیست کشور را در اختیار دارند.

*نماینده یهودیان در مجلس شورای اسلامی به مشکلات جامعه یهودی کشور رسیدگی می کند و یا صرفأ یک پست فرمایشی است؟

البته این شخص -سیاوک موره صدق- نیز مانند دیگر مسئولان و فعالان جامعه یهودی زحمت می کشد و طبعأ هم فعالیتهایش مثمر ثمر است، اما او تنها در چهارچوبی که حکومت برایش تعیین کرده -جدا از عرصه بین المللی که جمهوری اسلامی اهداف و مقاصد تبلیغاتی خاص خود را دنبال می کند- اجازه فعالیت و پیگیری دارد.

*شما می گویید نمی توان یهودیان را از اسرائیل جدا کرد. بنا بر همین نظر شما و در همین زمینه: نمی توان سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی در قبال اسرائیل و مخالفانش را نیز نادیده گرفت. گروه فلسطینی حماس دشمن اسرائیل، حامی مخالفان بشار اسد و هم پیمان جمهوری اسلامی است؛ اما چرا جمهوری اسلامی اسد را به حماس ترجیح می دهد؟

روشن است که اتحادهای جمهوری اسلامی برای افزایش قدرت منطقه ای خودش است. برای مقابله با نیروهای سنی با اسد متحد شده و برای مقابله و آزار اسرائیل با حماس متحد شده و در مجموع همه اینها در راستای برنامه بزرگ تلاش برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه است. اجداد من در ایران زاده شده اند و من در عین حال که در یک خانواده یهودی رشد کرده ام و با فرهنگ و تاریخ یهود آشنایی دارم، اما همزمان خودم را یک ایرانی می دانم و فکر می کنم جامعه یهودیان ایران می تواند پل دوستی میان دو ملت ایران و اسرائیل باشد. این دو ملت با یکدیگر دشمنی ندارند و برای دشمنی بین اینها هیچ دلیلی هم وجود ندارد. دشمنی امروز، دشمنی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است که به اصطلاح خودش پرچم ملت مظلوم فلسطین را برافراشته. در طول قرنها دو ملت با یکدیگر همراهی و همکاری نزدیک داشته اند و ما یهودیان ایرانی نتیجه این دوستی و نردیکی دراز مدت هستیم.

*امروز جمهوری اسلامی خواهان نابودی اسرائیل است و همزمان رسانه های حکومتی ایران می گویند که اسرائیل در صدد تجزیه ایران است، آیا اینها مواضع واقعی دو طرف و یا صرفأ رجز خوانی و شعار است؟

مسئولان جمهوری اسلامی -از تندرو تا اصلاح طلب- بارها علنأ اعلام کرده اند که خواستار نابودی اسرائیل و یا دستکم صدمه رساندن به این کشور هستند و همواره رفتارشان نیز با این گفتار هماهنگ است. از شعار نویسی روی موشک دور برد تا کمکهای مالی و تسلیحاتی به مخالفان اسرائیل و حضور نظامی در مرزهای اسرائیل با سوریه و لبنان همه در راستای همین هدف است. در نقطه مقابل سیاستهای اسرائیل بیشتر دفاعی است. ضمن اینکه فراموش نکنیم اسرائیل یک قدرت نظامی است و در عرصه سیاسی هم به ایالات متحده بسیار نزدیک است و حق طبیعی خود می داند که در برابر هر تهاجمی از منافع ملی خود دفاع کند. تجربه تاریخی یهودیان (در آلمان نازی) نشان می دهد سخن کسی را که خواستار نابودی اسرائیل شده، نمی توان ساده انگاشت و از کنار آن گذر کرد؛ این تجربه تلخ تاریخی به یهودیان ثابت کرده کسی که آکارا نفرت پراکنی می کند و نابودی دیگری را فریاد می کند، به احتمال قوی در پی عملی کردن خواسته خود نیز است.

*شرایط زندگی یهودیان ایرانی مقیم اسرائیل چگونه است؟                               

یهودیان ایرانی طی چند موج به سرزمین اسرائیل کوچ کرده اند: در اوایل قرن نوزدهم، در اوایل قرن بیستم، در اواسط قرن بیستم و سرانجام در جریان انقلاب اسلامی. در مجموع جامعه ایرانیان اسرائیل بسیار پویا است و توانسته در این کشور خودی نشان دهد. ایرانیان اسرائیل در عرصه های اقتصادی، علوم آکادمیک و هنر پیشرفتهای چشمگیری داشته اند و فرهنگ و موسیقی و عشق ایران در میان اسرائیلی های ایرانی تبار همچنان زنده و پویا است.

*سابقه دوستی ایرانیان و یهودیان به دوران فتح بابل و آزاد سازی این قوم به دست کورش هخامنشی بازمی گردد. عده ای از مسئولان جمهوری اسلامی می گویند پروپاگاندا یهود کورش را بزرگ نمایش داده.

تنها پاسخ مناسب به این افسانه جمهوری اسلامی پوزخند است. این حکومت هر جا کم می آورد، تقصیر را به گردن یهودی ها می اندازد. محققین و مورخین ملیتهای مختلف درباره کورش و استوانه اش و اعلامیه جهانی حقوق بشر او کتابها نوشته اند و این تاریخ پر افتخار، قابل تحریف و کتمان نیست. کورش بابل را فتح کرد و به یهودیان گفت به اورشلیم بازگردید (همان اورشلیم که جمهوری اسلامی می گوید پایتخت اسرائیل نیست) داریوش کبیر هم برای بازسازی معبد یهودیان به آنها کمک مالی کرد. شاهان هخامنشی برای استقلال همه اقوام ضو برقراری مساوات بین آنها کوشا بودند. تا جایی که حتی به شوخی گفته می شود: کورش بزرگ اولین صهیونیست جهان بود، زیرا او به یهودیان گفت به سرزمین اجدادی خود بازگردید و دوباره آنجا را آباد کنید. در نتیجه تاریخ این دو ملت در هم تنیده و در فراز و نشیبها با یکدیگر همراه بوده اند، خصوصأ یهودیانی که دو هزار و پانصد سال پیش در ایران سکنی گزیدند و با این ملت و این فرهنگ درآمیخته شدند.

*از طرفی گفته می شود ریشه دشمنی جمهوری اسلامی با اسرائیل به دشمنی یهودیان با پیامبر اسلام بازمی گردد. این دشمنی تاریخی تا چه اندازه جدی بوده؟

من ترجیح می دهم از زاویه مذهبی به ماجرا وارد نشوم. از نظر تاریخی مسلم است که وقتی که محمد دین اسلام را آورد، بسیاری از اهالی دو شهر بزرگ مدینه و کوفه یهودی بودند و این مردم از پیش با محمد حشر و نشر داشتند، بسیاری از مطالب قرآن از تورات اقتباس شده و بقیه قضایا هم در تاریخ ثبت شده که مسلمانان در هنگام توسعه اسلام قبیله بنی قریضه و دیگر قبایل یهودی را منهدم کردند؛ بنابراین اختلاف عقیدتی-مذهبی جای خود دارد. در طول هزار و چهارصد سال گذشته اسلام در بخشی از جهان (خاورمیانه و شمال آفریقا) رشد کرد، اما امروز و در جامعه ایران در خصوص نقش مذهب در جامعه و اداره آن و نسبت آن با برابری انسان، سوالات اساسی ایجاد شده. من تصور می کنم دو مذهب یهود و مسیحیت تا مقدار زیادی این مسائل را حل و فصل کرده اند. مثلأ در اسرائیل یهودیان مومن و غیر مومن در کنار هم آزادانه زندگی می کنند و دولت سکولار است و صرفأ اداره امور جامعه را بر عهده دارد.

*موضع و خواسته جامعه یهودیان ایران در قبال اعتراضات سراسری مردم ایران چیست؟

جامعه یهودی هم جزئی از جامعه ایرانی است. یهودی ها از طبقه متوسط جامعه ایران هستند و فشارهای اقتصادی را حس می کنند. در میان یهودیان ایران هم افراد مسن و جوانان تحصیلکرده که هستند که کار پیدا نمی کنند کم تعداد نیستند. به عنوان یک یهودی ایرانی خوشحال می شوم اگر حکومت کشورم به فکر مردم باشد و پول و سرمایه ملی را برای آبادانی ایران هزینه کند تا همه اقوام و مذاهب ملت بتوانند با اتحاد و یکپارچگی ایران زیبا را دوباره بسازند.


نظرات بسته است.