دماوند-مانی تهرانی: حدود ده روز اعتراض سراسری در ایران، نا آرامی که به روال معمول شروع آن از پایتخت نبود. این بار ایران سرای من خودی نشان داد و خشم و شعارهای ضد حکومتی از شهر مذهبی مشهد به جای جای شرق و غرب و شمال و جنوب کشور سرایت کرد، به طوری که بسیاری از مردم با شنیدن اخبار روی نقشه می گشتند تا ببینند فلان منطقه در کجای ایران قرار دارد و از این رو صدای بی صداها هم بود، مردمانی که شاید تنها آینده پسا جمهوری اسلامی بتواند پرده از گورهای دسته جمعی آرزوهایشان کنار بزند و روشن کند که در این چهار دهه بر آنها چه گذشت. نکته دیگری که رویدادهای اجتماعی امروز را از گذشته متمایز می کند، نقش و جایگاه رسانه ها است که با توجه به پیشرفت فنآوری ارتباطات و ظهور شهروند-خبرنگاران انحصار از اختیار رسانه های بزرگ و سنتی خارج شده؛ در عین حال رسانه های همگانی بی اثر نشده اند، بلکه کارکرد آنها متفاوت، غیر خطی و تعاملی شده. به عنوان مثال بسیاری از ناظران این پدیده که جامعه به حد انفجار آگاهی رسیده و افراد از جان خود می گذرند تا زندگی بهتری را برای خود و یا دیگران رقم بزنند، محصول فرآیندی است که رسانه های بزرگ منشاء تولید آن هستند و در نهایت ویترین اصلی محصولات شهروند-خبرنگاران نیز رسانه های جمعی است. خصوصأ به منظور اثرگذاری در مقیاس بزرگ و در چشم جهانیان که می تواند معادلات را به نفع مردم تغییر دهد. از صداوسیمای عریض و طویل حکومت با بودجه سالیانه هزار میلیارد تومانی و بازده صفر در پی تولید دروغ، پرونده سازی برای مردم بی دفاع، سانسور و تحریف واقعیتهای جامعه که بگذریم؛ معدود روزنامه ها و مجلاتی در ایران منتشر می شوند که چراغ مطبوعات را زنده نگه داشته اند و گاهأ برای آزادی آن کوشش می کنند، اما تیغ سانسور و توقیف و بازداشت دست اندرکاران حق نزدیک شدن به واقعیتهای زندگی مردم را از آنها نیز سلب کرده است. در این میان رسانه های آزاد فارسی زبان از رادیو تلویزیونها تا کانالهای تلگرامی از پیدایش تا پوشش و هدایت #اعتراضات_سراسری چه کردند؟

این کارنامه را با “محمرضا یزدان پناه” روزنامه نگار در میان گذاشته ام که می خوانید.

*نقش رسانه های فارسی زبان خارج از کشور در پیدایش اعتراضات مردم ایران چه بود؟

نقش رسانه ها در پیدایش اعتراضات را نمی توان به رسانه های فارسی زبان خارج از کشور محدود کرد. اتفاقأ در سالهای اخیر اکثر رسانه های بزرگ فارسی زبان در خارج از کشور همیشه در انعکاس مشکلات و دردهای واقعی مردم چند گام عقب مانده اند. در مقابل برخی از وبسایتهای خبری داخل کشور که بعضأ به مسئولان جمهوری اسلامی هم وابسته است، در انعکاس مشکلات مردم -بویژه مشکلات اجتماعی و معیشتی که سنگ بنای این اعتراضات است- نسبت به خیلی از رسانه های آزاد موفق تر عمل کرده اند. تارنمای خبرآنلاین یکی از این نمونه ها است.

*بنابراین می توان گفت در پیدایش این اعتراضات، درگیری های داخلی مقامات جمهوری اسلامی نسبت به فعالیتهای رسانه های آزاد موثر تر بوده؟

بله و فارغ از اینکه نیت انعکاس درگیری ها در راستای رقابت داخلی جناحهای جمهوری اسلامی است، اخبار این درگیری ها بیشتر در رسانه های داخل کشور منعکس می شود.  ضمن اینکه شبکه های اجتماعی و پیام رسانهای اینترنتی به نوعی جای رسانه های سنتی را گرفتند و در پیدایش انقلاب مردم ایران و هماهنگی بین معترضان، تأثیرگذار ظاهر شدند. به خصوص پیام رسان تلگرام که نقشی منحصر به فرد ایفا کرد.

*وقتی حرکت اعتراضی مردم را انقلاب بخوانیم، باعث می شود حکومت با بازداشت شدگان همتای یک انقلابی برخورد شدید داشته باشد، در حالی که در عمل این حرکت قدرت و مولفه های انقلاب را ندارد و به قول معروف مردم آش نخورده و دهان سوخته می شوند.

هر چند فکر می کنم این حرکت تمام مولفه های یک انقلاب را دارا بود، اما بر سر واژه هم قصد اصرار و مجادله ندارم. یک سری گروههای مستقل مردمی از طبقه متوسط و طبقه پایین جامعه به خیابانها آمدند و علیه کلیت یک رژیم سیاسی شعار سر دادند و خواستار برکناری آن شدند، با نیروهای حکومت مقابله کردند و نه تنها شعارهای سلبی، بلکه شعارهای ایجابی سر دادند و اعلام کردند که برای آینده ایران چه حکومتی و حتی چه رهبرانی را می پسندند؛ از نظر جامعه شناختی این حرکت تمام مشخصه های یک انقلاب واقعی اصیل را دارا بود. جمهوری اسلامی هم اساسأ در سرکوب کوتاهی نمی کند و در چهار دهه گذشته همه اعتراضات مردمی را -فارغ از اینکه در جهت اصلاح، انقلاب و یا شورش باشد- همواره با حدت و شدت تمام سرکوب کرده. چنانکه در هفته اول این اعتراضات بیست و پنج تن کشته و هزاران تن بازداشت شدند. خصوصأ این بار حکومت با علم به انقلابی که در جریان است، نهایت قدرت سرکوب خود را به کار گرفت. البته در چشم برخی ناظران خارجی این سرکوب کمرنگ به نظر آمده ،و دلیل این برداشت هم تمرکز اعتراضات در شهرهای کوچک است که طبیعتأ نسبت به پایتخت و شهرهای بزرگ کمتر به چشم رسانه ها می آید. به عنوان مثال جنبش سبز که تمرکز آن بر مرکز و شمال تهران بود، در رسانه ها هم انعکاس خبری بیشتری داشت.

*از تأثیر خبرآنلاین و پیام رسان تلگرام گفتید، اما موقعیت این رسانه ها شکننده است. چنانکه تلگرام فیلتر شد و از طرفی وقتی منبع انتشار اخبار در داخل کشور باشد، یعنی مدیریت انعکاس اعتراضات -که بخش مهمی از فرآیند سرکوب است- در دست حکومت قرار می گیرد.

البته منظورم از خبرآنلاین فقط یک مثال بود که در شکل گیری اعتراضات نقش غیر مستقیم داشت. اینها در واقع در انعکاس مشکلات و انباشت نارضایتی ها نقش داشتند. در پیدایش اعتراضات نقش اصلی بر دوش گروههای تلگرامی بود. بله این آسیب پذیری هم صادق است، زیرا جمهوری اسلامی هر موقع اراده کند از ابزار فیلترینگ استفاده می کند و این بار فیلترینگ تلگرام در خاموش کردن صدای اعتراضات تأثیرگذار بود. ضمن اینکه با توجه به ضریب نفوذ تلگرام در میان مردم، جمهوری اسلامی آگاه است که نمی تواند برای همیشه تلگرام را فیلتر کند و حتی اگر هم این کار را انجام دهد، مردم پادزهر و راه حلی برای آن پیدا خواهند کرد. جامعه ایران همواره  نشان داده که چند گام از حکومت جلوتر است و مردم همیشه در برابر سانسور و فیلترینگ راهی رو به جلو پیدا می کنند.  

*این بار وسعت جغرافیایی و محدوده مطالبات اعتراضات نسبت به آنچه در جنبش سبز دیدیم فرا تر بود، اما گفته شد که امسال نیروهای سپاه پاسداران وارد میدان نشده اند. از کجا می توان دریافت که این ادعا واقعیت دارد و یک پروپاگاندای رسانه ای نیست؟

این یک دروغ بزرگ است. حتی سرکوب جنبش سبز هم بر عهده سپاه بود. همان موقع هم سپاه با لباس شخصی و یا با لباس یگانهای ویژه وارد میدان شد و نه با یونیفرم رسمی که قابل شناسایی باشد. دستکم به گفته فرماندهان سپاه پاسداران این بار در چند استان وارد شده و با معترضان برخورد کرده است. ضمنأ بسیج هم زیرمجموعه ای از سپاه است که وظیفه سرکوب شورشهای شهری را بر عهده دارد. انکار حضور سپاه، پروپانگاندای جمهوری اسلامی به منظور کوچک شمردن اعتراضات سراسری و تحقیر مردم معترض است.

*عملکرد رسانه های فارسی زبان خارج از کشور در پوشش اعتراضات مردم به چند دسته قابل تقسیم است؟

فراموش نکنیم رسانه های بزرگی که با بودجه دولت آمریکا و دولتهای اروپایی فعالیت می کنند، بخش عمده مخاطبان رسانه های فارسی زبان  را به خود جلب کرده اند. در بررسی تحلیلی این انقلاب و رویدادهای آن بی بی سی فارسی نسبت به دیگر رسانه ها موفق تر عمل کرد. رسانه های دیگر بیشتر تمرکز خود را بر روی خبر رسانی گذاشته بودند و در حوزه خبر رسانی هم ایرادات فراوانی داشتند. یک رسانه تازه کار و با بودجه هنگفت هم پا به میدان گذاشته بود که البته -با نا کارآمدی و نگاه سیاسی نزدیک به جمهوری اسلامی- نتوانست در میان رسانه ها جایگاهی جدی به دست آورد.

*بخشی از کاربران شبکه های اجتماعی از بخش فارسی رسانه های دولتی خارجی گلایه دارند که سرعت پوشش دهی اخبار در آنها با اعتراضات همگام نبوده و گزارشها و تحلیلهایشان در جهت فرو کاستن از اعتراضات بوده. پاسخ عمومی رسانه ها هم این است که در ایران خبرنگار ندارند و تأیید اخبار غیر رسمی میدانی آسان نیست. نظر شما چیست؟

خصوصأ در مورد رسانه هایی که سعی کردند بیشتر از جنبه خبری این انقلاب را پوشش دهند، انتقاد مطرح شده کاملأ وارد است. از جمله دو رسانه که از کاخ سفید بودجه می گیرند، از همان تحلیلگران ثابت سالهای اخیر استفاده کردند که اغلب اینها حامی جنبش سبز، ملی-مذهبی ها، اصلاح طلبان و دولت روحانی هستند و تحت هیچ شرایطی با سرنگونی جمهوری اسلامی موافق نیستند و انقلاب مردم ایران را هم از همین زاویه تحلیل کردند که طبیعتأ تحلیل غیر واقعی بود، هم خود به بیراهه رفتند و هم بخشی از مخاطبان را به اشتباه انداختند.

*شعار عمومی رسانه های آزاد فارسی زبان، رعایت اصل بی طرفی است. بر این اساس آیا تحلیلگران اعتراضات سراسری را در کنار جنبش سبز دیدند و یا نافی آن؟

در رسانه اصل بی طرفی وجود خارجی ندارد و من هیچ رسانه بی طرفی نمی شناسم. ادعای بی طرفی رسانه دروغ است و در عمل هم اجرای بی طرفی غیرممکن است. در سالهای اخیر نسل اول و دوم روزنامه نگاران کنار گذاشته شدند و بنابراین رسانه ها ناچار شدند نیروهای جدید را جایگزین کنند، اما تنها تعداد اندکی روزامه نگار جوان در خارج از کشور تربیت شده بود و بنابراین به ناچار روزنامه نگاران داخل کشور را جذب کردند که طبیعتأ اغلب اصلاح طلب و یا تحت تأثیر فضای اصلاح طلبی بودند. ورود دسته ای این روزنامه نگاران به رسانه ها، فضای رسانه های فارسی زبان را به سود اصلاح طلبی تغییر داد. مشخصأ مدیریت بخش فارسی رسانه های دولتی خارجی در اختیار اصلاح طلبان نیست، اما حجم انبوه روزنامه نگاران اصلاح طلب بر روی ذهنیت و رفتار مدیریت هم تأثیر گذاشته و باعث شده فضای بیشتری در اختیار اصلاح طلبان قرار بگیرد. اهرم نظارت بر این رسانه ها هم ضعیف است و حتی اگر کسی از داخل مجموعه به مراجع بالاتر گزارش کند که اینجا تحت تأثیر اصلاح طلبان قرار گرفته، به جای تلاش برای رفع نقایص موجود، مدیر بخش فارسی موقعیت خود را در خطر می بیند و به توجیه کننده وضع موجود تبدیل می شود.

*با توجه به بودجه دولتی رسانه های بزرگ، آیا می توان گفت جامعه جهانی هم به نوعی با استمرار جمهوری اسلامی موافق است؟

در جریان اعتراضات سراسری در ایران، اتحادیه اروپا نشان داد که منافع سیاسی و اقتصادی خود را در بقاء جمهوری اسلامی می بیند. رهبران اروپا هم در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد و هم به صورت جداگانه این موضع را اعلام کردند. تنها موضع دولت آمریکا متفاوت است و نشانه هایی بروز می دهد که آمریکا قصد دارد از اعتراضات مردم ایران در برابر جمهوری اسلامی حمایت کند.   

*یکی از رسانه های بزرگ خصوصی (من و تو) گزارشهای صریح و به موقعی از اعتراضات سراسری پخش کرد، اما همزمان یک گمانه عمومی وجود دارد که این تلویزیون حامی خاندان پهلوی است و از این جهت اخبار و گزارشهایش می تواند جانبدارانه تلقی شود. نظر شما چیست؟

من میهمان برنامه رو به رو هستم و در همین برنامه افرادی به صراحت از سپاه پاسداران و سرکوب مردم معترض به نام جمع کردن فتنه، حمایت می کنند و از اصلاح طلب تا برانداز جمهوری خواه در کنار من در این برنامه حضور دارند. یعنی دستکم در بخش تحلیلی این رسانه صرفأ پادشاهی نیست. دو نکته را هم از یاد نبریم. من و تو یک تلویزیون سرگرمی است، دوم اینکه یک مجموعه خصوصی است.و از جهت حقوقی می تواند بر اساس نظر و نگاه گردانندگانش اداره شود. تلویزیون من و تو با پخش مستندهای تاریخی مثل رضا شاه، از تهران تا قاهره، انقلاب ₅₇ و یا برنامه تونل زمان -با توجه به مخاطب قابل ملاحظه ای که در داخل ایران حذب کرده- به یکی از عوامل اصلی پیدایش نارضایتی ها و اعتراضات در ایران تبدیل شد. چنانکه شعارهایی که مردم در جریان اعتراضات سراسری سر دادند نشان می دهد که تلویزیون من و تو موفق شده تاریخ مجعول ساخته جمهوری اسلامی را به چالش بکشد و فضای گفتمانی جامعه ایران را تغییر دهد.

*در جریان انقلاب سال ₁₃₅₇ رادیو بی بی سی فارسی مهمترین تریبون آیت الله خمینی بود و دلیل این اتفاق اعتبار عمومی آقای خمینی و ارزش خبری رویدادهای مرتبط با ایشان عنوان شده. در حالی که در جریان اعتراضات سراسری مردم ایران در شعارهای خود شاهزاده رضا پهلوی را خطاب قرار دادند، اما تلویزیون بی بی سی فارسی بعد از یک هفته و با کاسته شدن از شدت اعتراضات به سراغ رضا پهلوی رفت. اصولأ آیا آلترناتیو سازی جزو وظایف رسانه است و تفاوت این دو رویکرد را چگونه می بینید؟

با وجود محدودیتهایی که در داخل کشور وجود دارد، رسانه خارج از کشور باید انعکاس دهنده صدای محذوفان واقعی، مردم بی صدا و گروهها و شخصیتهایی که توسط جمهوری اسلامی حذف شده اند، باشد. اگر نه، روحانی و ظریف و خاتمی که در داخل کشور دهها رسانه دارند. جمهوری اسلامی هم با وجود مشکلاتی که برای این نیروها ایحاد می کند، در نهایت ترجیح می دهد همین جناح اصلاح طلب حکومتی برای جامعه به عنوان آلترناتیو شناخته شود. به همین دلیل کم و بیش به رسانه ها و چهره های اصلاح طلب اجازه می دهد که فعالیت کنند. در جریان اعتراضات هم که مردم در حمایت از خاندان پهلوی شعار سر دادند، بیش از همه خون اصلاح طلبان به جوش آمد و علیه مردم موضع گیری کردند، زیرا اصلاح طلبان و ملی-مذهبی ها خاندان پهلوی را به مراتب از آقای خامنه ای خطرناک تر می دانند و با این خاندان دشمنی دارند.

*مسئولان جمهوری اسلامی علاوه بر نسبت دادن معترضان به تمام سرویسهای جاسوسی غرب و منطقه، کانال تلگرامی آمد نیوز و گروه ری استارت را از آمران اصلی این اعتراضات خواندند. به نظر شما آیا اینها برای ایجاد حرکت اجتماعی در این وسعت جغرافیایی توانایی دارند و یا مقامات کشور با طرح چنین ادعاهایی اهداف دیگری را دنبال می کنند؟

بله. فارغ از کیفیت اخبار، کانال تلگرامی آمد نیوز در جریان این اعتراضات نقش موثری بازی کرد. صداوسیما دهها هزار برابر آمد نیوز بودجه دارد و خروجی تأثیرگذاری آن بر جامعه صفر است. گفتمان جمهوری اسلامی قدیمی شده و دیگر حنای دروغهایش رنگ و خریدار ندارد.

*رسانه های بزرگ جهان در انعکاس اخبار و همچنین تحلیل رویدادهای اعتراضات سراسری ایران چه نقشی داشتند و برای مردم سوال برانگیز شده که آیا حمایت آقای ترامپ و خانم هیلی و آقای ماکرون در حد حرف باقی خواهد ماند؟

جزئیات برنامه حمایتی دولت و کنگره آمریکا از معترضان ایرانی هنوز روشن نیست. نکته این است که مواضع دولت ترامپ باعث شد امروز در ایران با قتل عام وسیع معترضان روبرو نباشیم، کاری که دولت بشار اسد با حمایت جمهوری اسلامی در سوریه انجام داد و احتمال تکرار آن در ایران هم وجود داشت. تهدیدهای ترامپ، مایک پنس و نیکی هیلی علیه حکومت ایران -که گفتند اجازه نمی دهند جمهوری اسلامی معترضان را سرکوب کند- موثر بود. صحبتهای آقای خامنه ای هم نشان داد که او تهدیدهای آمریکا را جدی گرفته است. در سالهای اخیر جمهوری اسلامی از طریق صرف مبالغ هنگفت و ترویج گفتمان سیاسی خود موفق شده روزنامه نگران حوزه ایران در رسانه های مهم چهان را به خدمت خود در آورد و به همین دلیل واکنش این رسانه ها به انقلاب مردم ایران، به واکنش رسانه های اصلاح طلب داخل ایران شبیه بود. البته معدود رسانه های مستقل جهانی هم بودند که پوشش متفاوت داشتند و اعلام کردند که اعتراضات مردم ایران از حیث فراگیری -که در شهرهای کوچک چهار گوشه ایران جریان داشت- نه تنها از جنبش سبز، بلکه حتی از انقلاب اسلامی هم ابعاد وسیع تری داشت و جامعه جهانی باید به گستردگی اعتراضات و انقلاب مردم ایران دقت کند.


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.

مطالب دیگر