دماوند/ سیدجواد متولی: نگاهی اجمالی به تاریخچه فشارهای وارده بر متهمان و اعلام خبر خودکشی در بازداشت یا پس از آزادی.آنچه در ادامه می خوانید، بررسی اجمالی حوادث مشابه در زندانهای ایران است که با استفاده از اطلاعات و شواهد منتشر شده در رسانه‌ها جمع آوری شده است.

به دنبال اعتراضات سراسری اخیر وحید حیدری از سوی کلانتری ۱۲ رضوی اراک،بازداشت شده اما به دنبال انتشار خبر درگذشت وی در بازداشتگاه نیروی انتظامی از او به عنوان«قاچاق‌فروش» و«معتاد» نام برده است. نیروی انتظامی استان‌ مرکزی کشته شدن یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات را بر اثر برخورد باتوم به سرش تکذیب کرده و اعلام کرد:«این شخص به اتهام حمل مواد مخدر بازداشت شده و در بازداشتگاه کلانتری ۱۲رضوی اراک خودکشی کرده است.»محمد نجفی از وکلای دادگستری در استان مرکزی می نویسد: در خبرها آمده , پلیس کشته شدن یکی از بازداشت‌ شدگان» اعتراضات را بر اثر برخورد باتوم به سرش تکذیب کرده و می‌گوید که این شخص به اتهام حمل موادمخدر بازداشت شده و در بازداشتگاه کلانتری ۱۲رضوی اراک خودکشی کرده . به دنبال این خبر , پیگیر موضوع شده به زادگاه متوفی«وحید حیدری» واقع در روستای تکیه رفته و در صحت و سقم ماجرا مداقه کرده , نامبرده نه معتاد بود و نه فروشنده مواد مخدر , همگان این موضوع را با انزجار و نفرین قویاً تکذیب کرده و شخصیت وحید را مبرا از اینگونه اتهام ها دانسته. وحید حیدری دستفروش کنار خیابان بوده و هر روزه روزی خود را در سرما و گرما فریاد می زده , فریاد حراج , آری جان او را به حراج گذاشتند , مرگ او موید این حراج است . کسان که از او می گفتند جز به نکوئی نام نبردند .»

آگهی ترحیم وحید حیدری در صفحه محمد نجفی وکیل دادگستری

آگهی ترحیم وحید حیدری در صفحه محمد نجفی وکیل دادگستری

 

محسن عادلی

محسن عادلی

از سوی دیگر نام محسن عادلی نیز به عنوان یکی دیگر از جان‌باختگان در بازداشتگاه‌های استان خوزستان مطرح شده است. محسن عادلی روز یازدهم دی ماه جاری دستگیر شد ولی پس از دو روز جسد او را به خانواده تحویل داده و به ایشان گفته‌ شد:«عادلی خودکشی کرده است.»

سینا قنبری

سینا قنبری

مرگ جوان دیگری نیز به نام سینا قنبری نیز در زندان اوین از سوی دو نماینده مجلس تایید شده است.مدیرکل زندان‌های استان تهران هم روز دوشنبه ۱۸ دی ماه «خودکشی سینا قنبری در دستشویی زندان اوین» را تایید کرده است. مصطفی محبی به خبرگزاری فارس گفته است:«بامداد روز شنبه مورخ ۱۶ دی ماه یکی از زندانیان زندان اوین به نام سینا قنبری فرزند علی‌اکبر با مراجعه به دستشویی قرنطینه زندان اوین اقدام به خودکشی از طریق حلق‌آویز نمودن خود کرد.»

مدیرکل زندانهای استان تهران می افزاید:«مراتب فورا به دادستان تهران اعلام شد. بازپرس دادسرای جنایی در زندان حضور یافت و از مأموران زندان و مطلعین تحقیق کرد و دستورات را صادر کرد.» منابع رسمی از سینا قنبری به عنوان جوانی دیپلمه و بیکار نام برده‌اند.

سایت مشرق نیوز از قول یک نماینده مجلس که نامی از او نبرده،نوشته است:«… وی هرگز دانشجو نبوده و تحصیلاتش دیپلم است و بنابر اطلاعات دریافتی، بازداشت وی نیز ارتباطی با حوادث اخیر نداشته است و به گفته برخی منابع خبری، وی به دلیل حمل مواد مخدر توسط نیروی انتظامی بازداشت و تحویل قوه قضاییه شده است.» بر اساس این گفته ها مشرق نیوز نتیجه گرفته است:«بنابراین جوسازی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای بازسازی آنچه محمود صادقی با عنوان کهریزک دوم اعلام کرد، بیشتر به یک عملیات رسانه‌ای-روانی علیه قوه قضاییه شباهت دارد.»

برخی منابع خبری از«اشکان آبسواران» به عنوان یکی بازداشت شدگان نام برده‌ بودند که بنا به اعلام خانواده، روز دهم دی ماه بازداشت شده و پس از آن در تماس با خانواده‌اش گفته است در زندان اوین در بازداشت است. اما در مراجعه خانواده به زندان ابتدا بازداشت وی توسط ماموران انکار می شود.ولی در روزهای بعد،اشکان آبسواران آزاد شده و بر اساس گفته مادرش       «اشکان در انفرادی‎های اطلاعات بوده اما از وقتی آزاد شده نمی‎تواند حرف بزند و مشخص نیست چه بلایی به سرش آورده‌اند.»

سپیده فرهان (فرح‌آبادی) بازداشتی دیگری است که روز دوازدهم دی‌ماه همراه عده‌ای از دوستانش در میدان انقلاب تهران بازداشت و به مکانی نامعلومی منتقل شده است.ماموران امنیتی با خانواده‌ وی تماس گرفته و گفته‌اند:«دخترتان در انفرادی و تحت بازجویی است.»اما پس از این تماس اطلاع دیگری از او به دست نیامده و خانواده‌اش همچنان در نگرانی و بی‌خبری به سر می‌برند.

 

خودکشی محمود جلیلیان؛ قاتل دکتر کاظم سامی

در دهه شصت سه هفته بعد از قتل دکتر کاظم سامی؛ محتشمی پور وزیر وقت کشور اعلام کرد:«محمود جلیلیان،کارمند پاکسازی شده هلال احمر در سال ۱۳۵۸، زمان ریاست دکتر سامی قاتل وی بوده است.» محتشمی اعلام کرد:«جلیلیان با انگیزه انتقام شخصی،اقدام به قتل کرده و ۳۲ ساعت بعد از مضروب ساختن قربانی خود در یک حمام خصوصی در اهواز خود را از دوش حمام حلق آویز و خودکشی کرده است.» با اعلام خودکشی قاتل پرونده ترور عملا مختومه شد.

خودکشی سعید امامی

سعید امامی

سعید امامی

خبر اعلام خودکشی افراد بازداشت شده در بازداشتگاههای ایران بارها منتشر شده است. این نوع مرگ اعلام شده توسطمقامات قضایی و امنیتی در واقع پنهان کردن وقایع و اتفاقاتی است که برای یک بازداشت شده در طول مدت بازداشت رخ داده است. از مشهورترین خودکشی های اعلام شده دستگاه قضایی می توان به خودکشی «سعید امامی» از متهمان پرونده قتلهای زنجیره‌ای با داروی نظافت اشاره کرد که با مرگ مرموز او اسرار پرونده زیر خروارها خاک دفن شد و پرونده مفتوحه را نیز مختومه نمود. درحالی که همگان می دانستند این اتفاق صوری و نمایشی برای انحراف افکار عمومی و خاتمه یافت رسیدگی به پرونده تعمدا اجرا شده و خودکشی اعلام شده است.

قتل زهرا کاظمی در زندان اوین؛ متهم: سعید مرتضوی و دو نفر از ماموران وزارت اطلاعات

زهرا کاظمی عکاس و خبرنگار ایرانی- کانادایی

زهرا کاظمی عکاس و خبرنگار ایرانی- کانادایی

زهرا کاظمی در ژوئیه ۲۰۰۳ که شهر تهران درگیر نا آرامی‌های دانشجویی بود، هنگام عکسبرداری از خانواده بازداشت شدگان در مقابل زندان اوین بازداشت شد و پس از چند روز در حالی که مجروح شده بود از زندان به بیمارستان بقیه الله الاعظم تهران انتقال یافت و در این بیمارستان درگذشت. محمد سیف زاده وکیل خانواده و در گفتگویی با رسانه‌ها پیرامون قتل او می گوید:«زهرا کاظمی به دعوت دولت ایران و با تأیید وزارت ارشاد برای کار خبری به ایران آمد.او در جلوی زندان اوین، درحالی که مشغول مصاحبه با خانواده‌های زندانیان بود، ازسوی برخی مأموران به داخل زندان کشیده ‌شد.زهرا کاظمی فیلم دوربینش را درمی‌آورد و می‌سوزاند ولی باز هم دست از سرش برنمی‌دارند و کتکش می‌زنند و او حالش بد می‌شود.

سیف زاده به حضور سعید مرتضوی در سلول او اشاره کرده و می افزاید:«در شبی سعید مرتضوی به همراه یکی از معاونانش به همراه یک نفر دیگر وارد سلول او می‌شوند و بعد کاظمی به بیمارستان منتقل می‌شود.در بیمارستان گفته می‌شود که او به‌دلیل اعتصاب غذا به این وضعیت دچار شده است. دکترها به دنبال این قضیه به این موضوع اعتصاب غذا منحرف می‌شوند؛درحالی که او ضربه مغزی شده بود و بعد به قتل می‌رسد.اما وقتی پرونده مطرح می‌شود،در ابتدا به‌عنوان قتل عمد مطرح می‌شود اما یک مرتبه معاون دادسرا که معاون مرتضوی هم بوده با بازپرس صحبت می‌کند و می‌گوید که قتل کاظمی قتل غیرعمد بوده است و بعد دو نفر از کارمندان وزارت اطلاعات را تفهیم اتهام به‌عنوان قتل غیرعمد می‌کنند؛ سپس پرونده با این کیفرخواست علیه مأموران وزارت اطلاعات به دادگاه می‌رود.»

این وکیل دادگستری در ادام از روند تغییرات دادگاه رسیدگی کننده به پرونده خبر می دهد و می گوید:« رئیس دادگاه را چند روز قبل از تشکیل دادگاه تغییر می‌دهند و جلسه آن دادگاه که ما در آن شرکت کردیم، محرمانه می‌شود که مورد اعتراض شدید ما هم قرار گرفت.در این دادگاه گفته می‌شود که در ازدحامی به قتل رسیده و طبق قانون بیت‌المال هم دیه‌اش را بدهد.ما اعتراض کردیم که این قتل، قتل عمد است و دادگاه کیفری باید این موضوع را بررسی کند. در دادگاه تجدید نظر بازهم متأسفانه این رأی تأیید می‌شود. بعد این حکم به دیوان عالی کشور می‌رود و شعبه «۱۵» دیوان عالی کشور ما را دعوت کرد و من به سؤالات پاسخ دادم. بعد از آن، رأی را شکستند و اعلام کردند که این پرونده در موضع قتل عمد رسیدگی نشده و مرجع این قضیه هم دادگاه کیفری شماره «یک» استان تهران است و اعتراض ما مورد تأیید دیوان عالی قرار گرفت که بعد اعتراضات ما نیمه‌کاره ماند.»

خودکشی بهنام گنجی خیبری

بهنام گنجی خیبری در تاریخ نهم مرداد ۱۳۹۰ در منزل شخصی خود به همراه کوهیار گودرزی و یکی دیگر از دوستانش بازداشت شد. بعد اتهام اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی در شعبه دوم دادسرای اوین به او تفهیم شد.  بهنام گنجی هیچ فعالیت سیاسی و حقوق بشری نداشت و قائدتا آمادگی ذهنی برای بازداشت ناگهانی و انتقال به سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین و بازجویی های طولانی و هر روزه همراه با چشم بند و تحت فشارهای روحی و روانی نداشت. بازداشت وی بدون وجود ادله کافی و تنها به صرف دوستی با کوهیار گودرزی انجام شد.این بازداشت بدون احضاریه و طی مراحل قانونی و هجوم ماموران به خانه و سپس نگهداری در سلول انفرادی، بازجویی بدون حضور وکیل؛ فشارهای روحی،روانی شدید توسط بازجوها،زدن چشم بند و تحقیر متهم،همگی از مصادیق بارز شکنجه محسوب می شود.

فشار بر بهنام به حدی بوده است که وی بعد از آزادی از زندان اوین دچار افسردگی شدید شد. خانواده اش او را نزد روانپزشک بردند.روانپزشکان، زمانی را برای بستری شدن و تحت درمان قرار گرفتن وی مشخص کرده بودند. اما بهنام ب اثر فشارهای وارده دست به خودکشی زد. ماموران امنیتی پس از انتشار خبر خودکشی بهنام در رسانه ها با هدف سکوت خانواده به روش‌های مختلف خانواده گنجی را مورد اذیت و آزار قرار داده اند.

خودکشی نهال سحابی

نهال سحابی

نهال سحابی

همزمان با بازداشت کوهیار و بهنام؛ نهال سحابی نیز در منزل بهنام گنجی بازداشت می‏‌شود. خانم سحابی تنها سه روز را در بازداشت گذراند و پس از سه روز با وثیقه‏‌ای ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. نهال سحابی ‏که در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ یکی از فعالان ستاد میرحسین موسوی بود و بعد از انتخابات هم در تجمعات اعتراضی شرکت می‏کرد؛ یک فعال سیاسی محسوب نمی‌شد و بیشتر یک وبلاگ نویس بوده است. نهال به خانواده خود ‏گفته بود:«حدود ۷۲ ساعت بازداشت بوده و از این ۷۲ ساعت، ۲۴ ساعت روی او خیلی فشار زیادی بوده است.»

نهال سحابی نویسنده وبلاگ “لحظه‌های محتضر”در نهایت پنج‌شنبه ۷ مهر ۱۳۹۰ با خوردن قرص به زندگی خود پایان داد. او پیش از خودکشی به دوستانش گفته بود:«در زمان بازداشت از سوی بازجویان به پخش اعترافات تلویزیونی تهدید شده است.»

قتل هدی صابر بر اثر ضرب و شتم در زندان

هدی صابر

هدی صابر

در ۲۱ خرداد ۱۳۹۱هدی رضازاده صابر،روزنامه‌نگار، پژوهشگر و زندانی سیاسی در دهمین روز اعتصاب عذای خود در راه انتقال به بیمارستان جان باخت. زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین با امضای شهاد‌ت‌نامه‌ای،علت مرگ هدی صابر را ضرب و شتم از سوی ماموران زندان اوین اعلام کردند.حکومت ایران با رد این شهادت‌نامه،مرگ این زندانی سیاسی را نارسایی قلبی عنوان کرد.

قتل یا خودکشی ابراهیم لطف‌الهی

عمار گلی روزنامه نگار کرد درباره مرگ ابراهیم لطف‌الهی در ژوئن ۲۰۱۲ می نویسد:«بعد اینکه یک ماه پیش[ماموران] ریختند خانه ما  برای بازداشت ابراهیم،او دیگر خانه نیامد و خودش را مخفی کرد.چند بار از اطلاعات به ما زنگ زدند تا ابراهیم را ببریم و تحویل بدهیم. ولی ما از جای او خبر نداشتیم.ابراهیم هم کارگری می کرد؛هم درس می خواند.در پیام نور حقوق می‌خواند. دو هفته پیش مخفیانه به دانشگاه می رود تا امتحان پایان ترم را بدهد, ولی سر جلسه امتحان یکی از مسئولین حراست پیام نور [بنی عامری] فوری گزارش حضور ابراهیم را به ماموران میدهد. بعد نیم ساعت تو دانشگاه ابراهیم را بازداشت می کنند.بعد از اینکه دوستاش به ما خبر دادند رفتیم و دنبال او گشتیم. روز اول هیچ نشانه ای از او پیدا نکردیم.از هرکس می‌پرسیدیم جواب نمی داد کسی رو هم نداشتیم.انگار به زور آب شده بود و رفته زیرزمین. تا اینکه روز دوم خود ابراهیم از زندان مرکزی و بند قرنطینه به خانه زنگ زد و از ما خواست برایش لباس گرم ببریم. به سرعت رفتیم زندان و یه ملاقات تلفنی گرفتیم. ابراهیم گفت چون در اداره اطلاعات جا نداشتند موقتا مرا به زندان فرستادند.هی می گفت چیزی نیست و می‌خندید و خوشحال بود. ۸ روز در زندان بود و صبح روز نهم باز به اداره اطلاعات منتقل می شود. دیگر از او خبری نداشتیم تا اینکه پس از پنج روز.شب ۲۳ دی ماه یک نفر به ما زنگ زد و گفت:«ابراهیم خود کشی کرده و بیاید جنازشو تحویل بگیرید.» ما رفتیم جلوی ستاد خبری ۳ ساعت در سرما ما را نگه داشتند.مادرش از خود بیخود شده بود شروع کرد به سنگ باران ستاد خبری و پنجره آنجا را شکست.بعد گفتند بروید گورستان بهشت محمدی. به آنجا که رفتیم چند نفری در ورودی گورستان به ما گفتند:«ما پسرتان را دفن کردیم و این هم قبرش هست. حتی جنازه او را نشانمان ندادند.»

ابراهیم لطف‌الهی

ابراهیم لطف‌الهی

تمام سعی‌ام را کردم که کمکی به این خانواده بکنم و حتی با وجود اینکه می‌دانستم درهای عدالت تخته شده در این مملکت، اما با دوستان سعی کردیم هرچه در توان داریم فروگزار نکنیم. اما غیر چند کار رسانه ای و حقوقی هیچ کاری نتوانستیم بکنیم.حتی نتوانستیم جنازه ابراهیم را نشان مادرش بدهیم. یک کپی از گزارش پزشکی قانونی را گیر آوردیم که نوشته بود:«علت مرگ ضربه جسم سخت به جمجمه» پزشکی قانونی حتی به شکسته شدن بینی او هم اشاره کرده بود.

خودکشی دکتر بنی یعقوب در بازداشتگاه امر به معروف همدان

دکتر زهرا بنی یعقوب

دکتر زهرا بنی یعقوب

زهرا بنی یعقوب، پزشک جوان ۲۷ ساله روز بیستم مهرماه سال ۸۷ در یکی از پارک های همدان به اتهام «ارتکاب جرم مشهود» توسط نیروهای بسیجی ضابطان امر به معروف و نهی از منکر بازداشت شد و دو روز بعد مسئولان بازداشتگاه اعلام کردند که وی با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی خودکشی کرده است. ابوالقاسم بنی یعقوب، پدر دکتر زهرا بنی یعقوب در گفتگوی خود به رادیو فردا گفته بود:«نوزدهم تیرماه از طرف بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب دادگاه همدان حکمی به دست من رسید که براساس آن مرگ دکتر زهرا بنی یعقوب خودکشی تشخیص داده شده و پرونده مختومه اعلام و برای متهمان این پرونده قرار منع تعقیب صادر شده است.»

مرگ مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی،پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک

دکتر رامین پوراندرجانی

دکتر رامین پوراندرجانی

سوالات و ابهامات جدی در مورد علت مرگ دکتر پوراندرزجانی همچنان بی‌پاسخ باقی مانده است. وی در خوابگاه نیروی انتظامی کشته شد. ابتدا اعلام شد وی خودکشی کرده اما بلافاصله مرگ او را بر اثر مسمومیت غذایی اعلام کردند.مرحوم رامین پوراندرجانی پیش از مرگ در جلسه کمیته ویژه مجلس “جزئیات مرگ شهید روح الامینی و جنایات کهریزک” را فاش کرده بود و به همین دلیل زنده ماندن پزشک وظیفه کهریزک به معنای فاش شدن نام بسیاری از عاملان جنایت‌های مخوف بازداشتگاه کهریزک بود.
خانواده رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه زندان کهریزک به رسانه‌ها گفته بودند:«رامین در جلسه‌ای با حضور اعضای کمیته ویژه رسیدگی به وضعیت آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و برخی از نمایندگان کمیسیون امنیت ملی مجلس،جزئیات جنایات کهریزک و شهادت محسن روح الامینی را فاش کرده بود و پس از آن نیز به شدت نسبت به امنیت جانی خود نگران بود.» بر اساس اخبار دریافتی وب سایت موج سبز آزادی از منابع موثق در مجلس هشتم، نمایندگان مجلس در کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات هنگامی که از رامین پوراندرجانی در مورد نحوه شهادت محسن روح الامینی سئوال می‌کنند،با پاسخ‌های تکان‌دهنده وی مواجه می‌شوند.پزشک وظیفه درگذشته کهریزک در آن دیدار،محل شکنجه محسن روح‌ الامینی را بازداشتگاه کهریزک را اعلام و علت شهادت او را بر اثر شکنجه در زندان عنوان کرده و می‌گوید:«محسن را با وضعیت اسف‌باری بعد از شکنجه‌های جسمی شدید دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند.حال جسمی او بسیار وخیم بود و امکانات پزشکی من هم بسیار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم.همان زمان بود که از سوی مسوولان کهریزک تهدید شدم که در صورت توضیح علت جراحت‌های وارده بر مجروحان کهریزک، از ادامه زندگی باز خواهم ماند».

 

سینا قنبری، محسن عادلی و وحید حیدری در کنار دست کم ۲۵ کشته دیگر اعتراضات تازه‌ترین قربانیان خشونت سیستماتیک دولت ایران هستند. کسانی که نام شان به آمار جانباختگان آزادی‌خواهی در ایران اضافه شد. حتا اگر سرنوشت ایشان همچون پرونده‌های مشابه مشمول گذرزمان و فراموشی بشود،هم دیگر با سابقه تاریک این اتفاقات در بازداشتگاه‌های ایران برای همگان روشن است که مجرمان چه کسانی بوده‌اند.

اعلام خبر بازداشت بیش از دو هزار نفر در جریان اعتراضات سراسی دیماه جاری در ایران نگران کننده است. بیم و نگرانی برای جان سایر بازداشت شدگان کم نیست.خاصه آنکه در بسیاری از شهرستانها مکانهای بازداشت نامشخص بوده و یا مثل شهرستان ایذه، ۴۰۰ نفر از زنان بازداشت شده به کمپهای ترک اعتیاد منتقل شده اند. برابر آمار غیر رسمی تنها در خوزستان هزار نفر بازداشت شده‌اند.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر