وقتی”صادق خلخالی”در همان اوایل به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی ده ها یا صدها نفر از مقامات سیاسی، نظامی و حتی فعالان اقتصادی در نظام شاهنشاهی را اعدام کرد، به سراغ اعضای گروه های سیاسی و مخالف رفت و تنی چند از آنان را به جوخه های اعدام سپرد. وی که گویی از هر خونریزی به شدت لذت می برد، برای چندین ماه نیز به تار و مار کردن معتادان پرداخت و از فروشنده تا مصرف کننده را به شدت سرکوب کرد.

هر چند در آن مقطع زمانی، بخش بزرگی از حاکمیت، خلخالی را مورد تمجید و تحسین قرار دادند، اما سیاست های غلط او و دیگر مقاماتی که در راس سازمان های به اصطلاح مبارزه با مواد مخدر قرار گرفتند و هم چنین دادگاه انقلاب که مرجع رسیدگی به قاچاقچیان مواد مخدر بود، نتیجه ای معکوس داد.

“علی هاشمی”رییس کمیته مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام در بهمن ماه سال ۹۵، با انتقاد از رویکرد حاکم در سال‌ های پس از پیروزی انقلاب در موضوع مدیریت مصرف مواد مخدر می گوید: “متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب، با نقش‌ آفرینی مافیای جهانی، بازار خود را دو دستی تقدیم همین مافیا کردیم. کل کشفیات پهلوی در آن ۱۰ ساله پایانی حکومتش، ۱۰۰ تن بود و شاید ۱۰۰ نفر را کلا دستگیر کرد؛  ولی ما تنها در ۹ ماهه اخیر، ۵۰۰ تن کشفیات داشتیم، این که امروز تلاش‌ های ما به ثمر نمی رسد به خاطر این است که تلاش اولیه هدفمند نبوده است. ما اول انقلاب، شلاق درمانی داشتیم و درمان بیمارستانی را تعطیل کرده بودیم.”

به گزارش وب سایت “جماران”، هاشمی با اشاره به آمار کشفیات در سال ‌های بعد از پیروزی انقلاب، گفت: سال ۱۳۵۸،‌ کشفیات ۱۱ تن بوده است. سال ۹۳، ۷۸۶ تن و جمع کشفیات از ۵۸ تا ۹۳، ۱۱ هزار تن بوده است.  وی با انتقاد از رویکرد فرهنگی کشور ما در موضوع مبارزه با مواد مخدر که عمدتا رویکرد محدودسازی بوده تا مصون‌ سازی، جدولی از بررسی تطبیقی مصرف‌ کنندگان ارایه کرد و گفت: “از سال ۳۲ تا سال ۸۳ که در کشور شیوع‌ شناسی علمی در این باره نداشتیم، آمارها طبق جمعیت به این شکل است که در سال ۳۲، از ۱۶ میلیون نفر جمعیت، یک و نیم میلیون مصرف‌ کننده داشتیم و در سال ۶۶، از ۵۰ میلیون نفر جمعیت، ۲ میلیون نفر مصرف‌کننده بودند. با شروع شیوع شناسی علمی در سال ۸۳، این رقم با جمع ۲ونیم میلیون نفر معتاد دایمی و یک میلیون و ۲۶۰ هزار نفر تفننی، سه میلیون و ۷۶۰ هزار نفر اعلام شد.” وی با اشاره به آغاز روند آمارسازی‌ ها از سال ۸۴ به بعد، گفت: “رییس وقت یکباره در سال ۸۵، تعداد معتادان دایمی را ۷۵۰ هزار نفر اعلام می ‌کند و در سال ۹۰، تحت فشار کارشناسی، یک میلیون و ۳۲۵ هزار نفر اعلام می ‌شود. حال آن که ما اطلاع داریم که در آن سال هم همان آمارهای دقیق شیوع‌ شناسی را داشتند ولی به دلایل سیاسی اعلام نمی‌ کردند. هم‌اکنون در سال ۹۵، آمار رسمی، چهارمیلیون و ۸۰۰ هزار نفر معتاد از نوعی دایم و تفننی اعلام شده است.”

اکنون بر اثر سیاست های غلط فرهنگی و اجتماعی از سوی جمهوری اسلامی، مصرف مواد مخدر  توسط دختران دبیرستانی روندی افزایشی پیدا کرده که در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. روزنامه “خراسان” در مرداد سال قبل، گزارش تکان دهنده ای از اعتیاد یک دختر ۱۷ ساله به “شیشه” که ماده ای بسیار خطرناک است را منتشر کرد. این دختر دانش آموز می گوید: “قبلا یکی دو بار تریاک هم کشیدم اما به من نساخت. یک شب که امتحان داشتیم یکی از بچه ها تریاک آورد و گفت این را که بکشیم تا صبح بیداریم. آن شب همه کشیدیم ولی من تا صبح سردرد داشتم. به نظرم دوستان دیگرم سابقه مصرف داشتند. تا این که با حامد دوست شدم و شیشه کشیدم.”

در این رابطه یک روزنامه نگار مقیم تهران،می گوید:”قبل از حکومت خمینی، من نه حضورا دختر معتادی در خیابان ها دیده بودم و نه خبرهایی از مصرف مواد در مدارس دخترانه شنیده می شد،  دختران دبیرستانی در آن زمان بسیار شاد و با نشاط بودند و می توان گفت که مطلقا به اعتیاد فکر هم نمی کردند، گاهی بعضی مجلات هفتگی مطالبی از زنان بدکاره و سارق چاپ می کردند که بعضی به هرویین نیز اعتیاد داشتند، اما در آن زمان حتی زنان مستقر در قلعه (شهر نو) هم اعتیاد نداشتند.”

چه عواملی باعث شده که در جمهوری اسلامی،پدیده اعتیاد به مدارس دختران راه یابد؟ چرا به نوشته مطبوعات داخلی مصرف مواد مخدر در میان زنان به مرحله هشدار رسیده است؟ واقعیت این است که جمهوری اسلامی با سیاست های سختگیرانه خود، بستر مناسبی برای اعتیاد در جوانان به وجود آورد. حکومت اسلامی به جای افزایش شادی و نشاط در جوانان، “غم و اندوه و ناامیدی” را رواج داد. در مورد دختران جوان، آن ها از ورزش کردن در شکل متعارف و استاندارد، محروم شدند، پوشش دختران در مدارس – از کودکستان تا دانشگاه- آمیخته ای از رنگ های سیاه و قهوه ای شد، بسیاری از مکان های تفریحی برای زنان ممنوع شد و گشت های خیابانی از سوی سپاه پاسداران و نیروی انتظامی با خشونت دختران جوانی را که به زعم آنان پوشش نامناسبی داشتند به زندان انداختند. دختران و زنان حتی از رفتن به ورزشگاه ها نیز محروم شدند.

در شهریور امسال “سعید صفاتیان” رییس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد کمیته مستقل مبارزه با موادمخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام، به روزنامه “آرمان” می گوید: “تقریبا ۱۰‌درصد معتادان کل کشور زنان هستند. در سال۹۰ جمعیت زنان معتاد پنج ‌درصد از معتادان کشور بود، اما اکنون این رقم دو برابر شده است. زنگ خطر برای اعتیاد زنان به صدا درآمده است، چرا که رشد اعتیاد در زنان زیر ۲۶سال بیشتر است و این گروه از زنان بیشتر به سمت اعتیاد کشیده می‌ شوند.” وی در بخش دیگری از اظهارات خود می افزاید: “وقتی اعلام می ‌کنیم ۵۰‌ درصد معتادان متاهل هستند، یعنی ۵۰‌ درصد زنان هم در خطر اعتیاد قرار دارند. هم چنین از دو‌میلیون و ۸۰۰‌ هزار معتاد، یک‌ میلیون و ۴۰۰‌ هزار نفر متاهل هستند، یعنی یک‌ میلیون و ۴۰۰‌ هزار زن در معرض اعتیاد قرار دارند.”

با وجود این که رسانه های حکومتی ترجیح می دهند وارد مقوله های حساس در جامعه نشوند و نوعی سانسور نیز در این موارد بارز است، اما خبرگزاری “فارس” در خرداد ماه سال ۹۵، گزارش و مصاحبه ای با دختری منتشر می کند که از ۱۲ سالگی به اعتیاد دچار شده و “شیشه” مصرف می کند. “عفت خویی” از محققان مرکز ملی ترک اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و متخصص اعتیاد زنان در این رابطه می گوید: “سوء مصرف مواد در دختران به دلایل متفاوت ‌تری از پسران اتفاق میافتد. تجربه زود هنگام مصرف مواد، احتمال اعتیاد دختران و زنان جوان را بیشتر می کند، به عبارتی زنان زودتر معتاد می ‌شوند و هرچه آغاز مصرف مواد در سنین پایین تر (بین ۸-۲۲ سالگی) باشد، احتمال درگیر شدن در بیماری اعتیاد برای شان بیشتر است.”

بدیهی است هیچ تقصیری متوجه کودک ۸ ساله ای نیست که دچار اعتیاد می شود.این حکومت است که از یک طرف مافیای ورود مواد مخدر را مدیریت می کند تا نسلی خمار و بی خاصیت تحویل دهد و سالانه میلیاردها دلار عایدش شود و از طرفی چنان بستر را نامساعد کرده که دختران دبیرستانی به جای جوانی کردن و امید به آینده، به سمت قرص های مخدر و شادی های مصنوعی کشیده شوند.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر