حافظ آزادی

شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶

بخش:
یادداشت‌ها






جنبش اعتراضی اخیر ایران، از اعتراض به گرانی و با حضور پررنگ معیشت خواهان شروع شد. دیری نپایید که شعارها بسوی جمهوری ایرانی سوق یافت و رفته رفته تعداد نوجوانان و جوانان درآن فزونی یافت. نوجوانان و جوانان و دانشجویانی که علاوه بر خواستهای معیشتی، از بیکاری و فساد گسترده، از محدودیتهای اجتماعی ـ سیاسی و نبود آزادی به تنگ آمده و خواستار سرنگونی نظام شدند و کار اصلاح طلبان و اصولگرایان هر دو را تمام شده دانستند و گاه در شعارهایشان خواستار آمدن شاه شدند. به موازات آنکه شعارها به سمت اصل نظام و ساختار آن پیش رفت، اصلاح طلبان نیز نقاب از چهره برداشتند. از محمد خاتمی تا جلایی پور و عبدی و بسیاری دیگر از اصلاح طلبان، معترضان را آشوبگر خواندند و همچون تاجزاده خط گذشته را پى گرفتند که اى مردم ایران یا پشت ما اصلاح طلبان قرار می گیرید و یا باید منتظر حکومت نظامیان یا سوریه ای شدن یا تجزیه ایران باشید. خطی که سالیان درازیست توسط اصلاح طلبان برای ترساندن و بی عملی مردم پیگیری می شود.

اعتراضات اخیر، جمعیت تحریم کننده انتخابات را به (١) شرکت کنندگان در انتخابات با نگاه اعتراض به وضع موجود که دیگر از اصلاح طلبان نیز ناامید شده اند و (٢) شرکت کنندگان در انتخابات با نگاه معیشتی پیوند داد و سبب ساز اعتراضات گسترده ای گردید که خیلی زود خواهان تغییر نظام شد. بسیاری از اصلاح طلبان بر این جمعیت عظیم خرده گرفتند که شعارهای پراکنده ای دارند و رهبر ندارند، بنابراین محکوم به شکست هستند و بدینگونه خواستند دیگران را از پیوستن به این جنبش برحذر دارند. فارغ از اینکه این جنبش اکنون سرکوب گردد، به زودى، دوباره و قویتر سر برخواهد آورد.

در این اعتراضات، جمعیت گاه و بیگاه با شعارهایی خواستار بازگشت رضا پهلوی بوده اند که البته این شعارها فراگیر نبود. عدم فراگیری آنرا می توان به تردید و تفکر مردم درمورد برگزیدن رهبری برای آینده دانست و هم نگرانی از پیامدهای مقابله شدید جمهوری اسلامی با کسانیکه نام رضا پهلوی را فریاد بزنند. در روزهای اخیر در فضای واقعی و مجازی ایران بحثهایی جدی در مورد رضا پهلوی در جریان است که به ویژه بعد از مصاحبه چهارشنبه شب وى (سیزدهم دی ماه) با تلویزیون من و تو در حال گرم شدن است. دسته ای مانند تعدادی از شعار دهندگان، در هر صورت خواهان رهبری او چه با عنوان شاه و یا رییس جمهور آینده می باشند، اما دسته عمده و بزرگی، ضمن اینکه او را بهترین گزینه می دانند، با شاه شدن وی مشکل دارند و بزرگترین دلیلی که ذکر می کنند آن است که شاه و ولی فقیه دو روی یک سکه اند و جایگاه پادشاهی بمانند جایگاه ولایت فقیه است، و مى تواند انسانهای دموکرات را نیز بعد از مدتی به استبداد بکشاند و بدین جهت مردد هستند. از دلایل کمتر گفته شده این دسته نیز آن بوده که رضا پهلوی محکم بودن و کاریزمای رهبری ندارد که این دسته تا حدود زیادی بعد از مصاحبه باصلابت وی با تلویزیون من و تو قانع شده اند. عده ای از این دسته همچنان که او را گزینه خوبی می دانند، اما از سوریه ای شدن و تجزیه ایران نگرانند و به این دلیل نسبت به  پیوستن به اعتراضات یا حمایت از وی بیمناکند. دسته کوچکتر دیگری هم وجود دارند که دلبستگیهای تشکیلاتی و عقیدتی به دیگر سازمانها و گروهها بویژه اصلاح طلبان، اصولگرایان و مجاهدین دارند و تصمیمشان را گرفته اند و برای آن تبلیغ می نمایند.

باید منتظر ماند و دید در این فرآیند داغ شدن بحث رهبری اعتراضات و شکل حکومت آینده در میان مردم، با توجه به برجسته شدن نقش و نام رضا پهلوی و اعلام رضایت دسته بزرگی از ایرانیان پیشتر خاموش از محتوا و شکل مصاحبه اخیر او با تلویزیون من و تو و  مداخله عواملی از جمله چگونگی ایفای نقش وی و توانایی اش در  پاسخگویی به بیم و امیدها و تردیدهای مردم و همینطور چگونگی موضعگیری و عملکرد دسته های دیگر، چگونه این فرآیند به سمت بیشتر شفاف شدن پیش خواهد رفت.


نظرات بسته است.