شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶

بخش:
اجتماعی - گزارش






در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، خمینی در هواپیما به سوی ایران در یک کلمه، نگاه کل حکومت خود را نسبت به سرنوشت کشور و مردم بیان داشت. او در پاسخ به این پرسش که چه احساسی پس از ۱۵ سال دوری از ایران دارید؟ گفت: “هیچی!” هر چند “صادق قطب زاده” به صورتی دیگر این “هیچی” را برای خبرنگار خارجی، ترجمه کرد و مردم هم عمق این “هیچی ” را درک نکردند؛ اما سال ها بعد مفهوم پاسخ خمینی بیشتر عیان شد.

برای خمینی و اعوان و انصارش، اصولا نه سرنوشت کشور مهم بود نه سلامتی و جان مردم. بی جهت نیست که امروز جناح اصلاح طلب حکومت، دستمالی پاره به دست گرفته تا سیاه کاری های ۳۹ ساله را گردگیری کند و سطح مطالبات و انتظارات مردم را تا حد قیمت تخم مرغ یا گرانی بنزین پایین بیاورد. این جناح حکومت که خود چند دهه بر کشور حاکم بوده به روشنی می داند که اگر بساط جمهوری اسلامی جمع شود، دیگر در فردای آزادی ایران، امثال “خاتمی” و “روحانی” یک رای هم نخواهند داشت؛ بلکه باید پاسخگوی عملکرد خود نیز باشند.

یکی از دستاوردهای جمهوری اسلامی که تمام جناح ها نیز در آن مشارکت داشته اند، بحران آلودگی هواست. فاجعه ای که در سکوت، جان ها را می گیرد و کسی هم پاسخگوی این فاجعه  نیست.

روزنامه “اطلاعات” در ۱۲ دی ماه ۱۳۵۶، می نویسد: “در پی انتشار گزارش های نهضت ملی، مبارزه با آلودگی محیط زیست از امروز به دستور رییس راهنمایی و رانندگی تهران، برای حفظ سلامت مردم و جلوگیری از آلودگی بیش از پیش هوای پایتخت، اتومبیل های دودزا در سطح شهر تهران توقیف می شود. مدت توقیف وسایل نقلیه دودزا تا زمانی است که از آن رفع نقص بشود و در موقع رانندگی از لوله اگزوست آن دود متصاعد نشود.” این دستور العمل دقیقا ۴۰ سال پیش در شرایطی صادر شد که هنوز  از هر کجای تهران می توانستید کوه های البرز را مشاهده کنید و هیچ گزارشی از مرگ و میر شهروندان بر اثر آلودگی هوا وجود نداشت.

بی کفایتی مسوولان جمهوری اسلامی کار را به نقطه ای رسانده که سخنگوی اورژانس کشور در اواخر آذر ماه می گوید: “بر اساس اعلام آمار مراجعات به اورژانس بیمارستان ها، به علت مشکلات تنفسی و ریوی ناشی از تنفس در هوای آلوده در روزهای آلوده، به میزان قابل توجهی افزایش یافته است؛ هم چنین مقایسه مراجعات روز یکشنبه ۱۹ آذر ماه با یکشنبه ۲۶ آذر ماه نشان می دهد، موارد ایست قلبی دو برابر شده است.”

به نوشته روزنامه “همشهری”، یک بیمار ۴۳ ساله که به دلیل تنگی نفس به بیمارستان خمینی مراجعه کرده، می گوید: “پس از انجام آزمایش ها علت بیماری ام آلودگی هوا تشخیص داده شده است. پزشکان می گویند گرد و غبار هوا وضعیت را برایم بدتر خواهد کرد و باید از منزل خارج نشوم؛ مگر چند روز در ماه می توانم مرخصی بگیرم و در خانه بمانم؟”

به عبارت دیگر برای مسوولان حکومت نه سلامتی شهروندان مهم است و نه مشکلات معیشتی آن ها. دو جناح حکومت که تماما در به وجود آمدن این شرایط سهیم هستند یک پیام دارند: “اگر از آلودگی هوا خفه شوید یا بمیرید مهم نیست، باید “ساختار شکن” نباشید و به خیابان ها نیایید!”

در تبلیغات رسانه ای، مقامات دولتی نیز سعی دارند تا وانمود کنند بیکار ننشسته و در صدد رفع معضلاتی چون آلودگی هوا هستند اما نگاه سطحی و آماتوری این افراد باعث تمسخر مخاطبان می شود. به عنوان نمونه در آذر ماه گذشته، سخنگوی وزارت بهداشت می گوید: “در دنیا به طور متوسط ۴۸/۲ تا ۷ درصد تولید ناخالص ملی کشورها به دلیل آلودگی هوا از بین می رود. در کشور ما نیز ۴۸/۲ درصد تولید ناخالص ملی صرف عوارض ناشی از آلودگی هوا می شود. یعنی سالانه ۳۴ هزار میلیارد تومان برای اثرات مستقیم و غیرمستقیم آلودگی هوا هزینه می شود.”

در واقع این مقام ارشد وزارت بهداشت فقط به دادن یک آمار کفایت می کند و همین رقم را منطبق بر دیگر کشورهای دنیا می داند و توضیح نمی دهد که وزارت بهداشت در این سال ها چه عملکردی در این رابطه داشته است. او به خود این زحمت را نمی دهد که کارخانجات تولید انواع خودرو را به چالش بکشد و بخواهد که اولا به کیفیت تولید خود در رابطه با آلوده ساختن شهر توجه کنند و در ثانی این نکته را یادآور شود که مگر خیابان های شهری چون تهران، ظرفیت چند میلیون ماشین را دارد؟!

به عقیده صاحب نطران و کارشناسان محیط زیست، چند عامل اساسی باعث آلودگی هوای تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران می باشد. این عوامل عبارتند از:

  1. وجود مراکز صنعتی و کارخانه ها در شهرها یا حواشی آن.
  2. وجود ماشین های دودزا، ده ها هزار موتور سیکلت، اتوبوس ها و کامیون ها.
  3. استفاده از بنزین نامرغوب و بی تفاوتی دولت ها نسبت به این امر.

چندی قبل رییس اداره محیط زیست تهران، اعلام کرد که ۶۶۳ اخطاریه برای ۵۱۸ واحد صنعتی، خدماتی و درمانی صادر شده است و از اردیبهشت ماه تا آذر ماه برای بعضی واحدها دو اخطاریه صادر شده شده است. “محمد حسین بازگیر” می افزاید: “چنانچه واحدها به اخطاریه دوم زیست محیطی، بی توجهی کنند، به مراجع قضایی معرفی می شوند.”

بدیهی است که صدور این اخطاریه ها نیز کوچک ترین تاثیری در کاهش آلودگی ها نداشته است و از آن جا که دستگاه قضایی در جمهوری اسلامی مرجعی بدنام و فاسد است، طبیعتا نمی توان به اقدامات این مرجع در تعطیل کردن واحدهای صنعتی که باعث آلودگی هوا می باشند، امیدوار بود.

در رابطه با جمع آوری وسایل نقلیه دودزا نیز هر چند وقت یک بار مقامات راهنمایی و رانندگی دست به مانورهای تبلیغاتی زده و مساله “معاینه فنی اتومبیل ها” را عنوان می کنند؛ اما چرا با وجود این برنامه ها، هوای پایتخت تکان نمی خورد؟! واقعیت این است که مدیران اجرای این گونه طرح ها، نه صلاحیت مدیریت داشته و نه اصولا  اراده ای برای پاک نگه داشتن هوای شهرها وجود دارد.

در مورد مصرف بنزین هم یک پرونده قطور وجود دارد که چنانچه دستگاه قضایی در ایران از استقلال برخوردار بود، به سادگی می شد به پرونده استفاده از بنزین پتروشیمی در دولت “محمود احمدی نژاد” رسیدگی کرد و سپس به دولت “حسن روحانی” رسید که بر اساس گزارش هایی که در رسانه های داخلی منتشر شد، امتیاز واردات بنزین بی کیفیت خارجی در دست همسر یکی از بانوانی است که هم اکنون در دولت در مسند کار می باشد. اما سانسور و غیر شفاف عمل کردن در جمهوری اسلامی همواره باعث می شود که هزاران موضوع به فراموشی سپرده شده یا نادیده گرفته شود. چرا که از زمان ورود خمینی به ایران و به قدرت رسیدنش در بهمن ۱۳۵۷، منافع مردم هیچ گاه برای مسوولان رژیم اسلامی مطرح نبوده است.

از نظر جمهوری اسلامی، مردم فقط یک ابزار هستند؛ مردم زمانی مهم می شوند که بخواهند به پای صندوق های رای بیایند و خبرنگاران خارجی از صف رای دهندگان عکس و فیلم تهیه کنند.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر