دماوند/ مانی تهرانی: اعتراضاتی که برخی همصدا با حکومت آن را موج بی ریشه خوانده بودند،در جای جای ایران همچنان ادامه دارد و از باز ایستادن و فروکش کردن آن خبری نیست.هر چند هنوز رهبر مشخصی ندارد و خواسته هایش تنها در شعارها مطرح می شود؛ اما با ریزش دیوار ترس و خشم ناشی از جان به لب رسیدن مردم همراه است.نشانه ای وجود ندارد که حکومت قصد داشته باشد صدای معترضان را بشنود و از سویی به نظر می آید که توان سرکوب کامل هم ندارد و به همین دلیل حجم خشونتها بالا رفته. مردم شعار جمهوری ایرانی و حمایت از پهلوی سر داده اند. از “ناصر کاخ‌ساز” نویسنده و فعال سیاسی پرسیده‌ایم در این اعتراضات وزن کدام نیرو بیشتر است و چه باید کرد که در ادامه می خوانید.

*بعد از سال ۱۳۵۷ این اولین بار است که تمام شهرهای ایران به پا خاسته اند. آیا یک انقلاب در راه است؟

بله انقلاب در راه است و به بیان دقیق تر در آغاز روند انقلاب قرار داریم.در این مرحله باید با واقعیت حرکت کنیم و به آن وفادار بمانیم. حرکت غیر منتظره و شور انگیزی رخ داده و جریان دارد. فیلم‌هایی که از ایران ثبت و منتشر می شود نشان می‌دهد اغلب شعارها حامل آگاهی است و مسیر درستی در حال طی شدن است.

*در تصاویر دریافتی از ایران می بینیم که دیوار ترس مردم ریخته است، اما این اعتراضات رهبر و سازماندهی ندارد. نتیجه چنین حرکتی چه خواهد شد؟

بله دیوار ترس مردم ریخته است.زیرا جانشان به لب رسیده و اگر حرکت ادامه پیدا کند، از دل آن رهبر و سازماندهی بیرون خواهد آمد. برای یک جنبش گسترده خود به خودی نمی توان رهبری خلق الساعه درست کرد.اگر جنبش ادامه پیدا کند، دیگر خود به خودی نخواهد بود و مسیر تشکل و رهبری و مراحلی که باید طی کند از دل جنبش نمایان و تبیین خواهد شد؛ زیرا در حکومتهای تمامیت خواه امکان سازماندهی سرکوب شده و شکل گیری رهبری خلق الساعه اتفاق نمی افتد.

*گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی طیف گسترده ای هستند و خواسته های مختلفی دارند و این اعتراضات آینه تمام نمای هیچ گروه مشخصی نبوده و برای همین برخی از تحلیلگران آن را شورش کور نامیده اند، اما از سویی در شعارهای مردم خواسته هایی در کنار هم اعلام شده: سرنگونی جمهوری اسلامی، بازگشت خاندان پهلوی و همچنین تشکیل جمهوری ایرانی. به نظر شما این شعارها برآیند مطالبات عمومی است و امروز وزن هر کدام از این نیروها چقدر است؟

این اعتراضات شورش کور نیست، با توجه به شعارها می توان دریافت که حرکت آگاهانه است.جز یک شعار انحرافی مرگ بر روحانی در مشهد که ممکن است با تحریک علم الهدی سر داده شده باشد، کلیت حرکت بسیار عمیق و وسیع و ریشه ای است و نمی تواند توسط جناحهای حکومت تحریک یا ایجاد شده باشد و یا مدیریت شود. حرکت مردم از دایره چنین محدودیتهایی خارح شده. شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم و فساد و ستم حکومت، نارضایتی مردم را به میزان حداکثر ممکن رسانده. حتی بخشی از نیروهای مسلح هم از حکومت ناراضی هستند و برای سرکوب مردم آمادگی کامل وجود ندارد. هر حرکت اجتماعی که عمومی باشد، به داخل حکومت هم راه پیدا می کند. یعنی حرکتی که در سطح وسیع است -اگر عمق پیدا کند- نشان دهنده درد کل جامعه است و بر روی بخشی از نیروهای نظامی تأثیرگذار خواهد بود. بخشی از شعارهایی که سر داده می شود، خود به خودی و واکنشی است. امروز همه گروهها باید بدانند که چشم مردم به نیروهایی است که در جهت منافع ملی حرکت می کنند و نباید در همین ابتدای راه جنبش را به انشقاق و طرح ادعا و سهم خواهی بکشانند. اگر حرکت مردم و گروهها بر طبق منافع ملی باشد، این جنبش ادامه پیدا می کند، در بدنه حکومت راه خواهد یافت و در بین مقامات هم شکاف می اندازد و اختلاف ایجاد می کند. بعد از دهه ها تجربه مبارزه، سازمانهای سیاسی باید از تاریخ درس گرفته باشند و امروز ثابت کنند که به منافع ملی بالاتر از منافع خودی نگاه می کنند و اولویت و ارجحیت آنها منافع ملی است. این فرصت گرانبها نباید از دست برود. همیشه به این راحتی آزادی در خانه ستم را نمی کوبد. گروهها و روشنفکران وظیفه دارند که از این فرصت طلایی استفاده کنند و ثابت کنند که به منافع ایران و شعار بزرگ ایران برای همه ایرانیان وفاداراند. سابقه تاریخی مبارزه مردم ایران و پلورالیسم ملی باید برای نسل جوان بازگو شود، چرا که این سابقه درخشان بوده و از سال ₁₃₂₉ تا مقطع کودتای ₂₈ مرداد نوعی پلورالیسم سیاسی و آزادی احزاب حاکم بوده و برای اولین بار در ایران یک دمکراسی کامل برقرار شده است. در شعارها، منش و روش و در برخورد با تظاهرات؛ نباید این سابقه را از یاد ببریم. در اینصورت من به پیروزی جنبش خوشبین خواهم بود. سازمانهای فرهنگی ایرانی که در شهرهای مختلف جهان وجود دارند، باید فعال شوند و با یکدیگر و با داخل کشور کمیته های مشترک تشکیل دهند و روشنگری کنند که مسیر منافع ملی و حرکت در جهت دمکراسی کدام است. این اقدام به شدت تأثیرگذار خواهد بود.

*دولت دکتر مصدق که به آن اشاره کردید، ملی گرا بود. در این اعتراضات وزن نیروهای ملی چقدر است؟

به دلیل سرکوب شدید و مداوم نیروهای سیاسی در ایران،درهمین ابتدای جنبش نمی توانیم تخمین بزنیم که میزان و قدرت نیروها چقدراست. البته همه گروهها می توانند خود را جمع و جور کنند و دغدغه اصلی این است که از دل این جنبش حرکتی در جهت منافع ملی بیرون بیاید. در اواخر حنبش ₈₈ -که به شدت سرکوب شد- باب شده بود آخر هفته ها دانشجویان با اتوبوس به احمدآباد می رفتند. این حرکت سمبلیک و با ارزشی بود که از ادامه آن جلوگیری شد. باید این حافظه تاریخی را بیدار کنیم. با روشنگری برای حرکت ملی و دمکراسی می توان جنبش را ادامه داد و حتی روشنگری می تواند خلاء بین نوسانات احتمالی را کمرنگ و پر کند و به حرکت خیز دوباره بدهد.

*خشونت‌هایی که در تصاویر اعتراضات مردم ایران می بینیم: خشم طبیعی و یا هدایت شده است و چه تأثیری دارد؟

به هر دو علت می تواند باشد، اما باید برای جامعه روشن کنیم که این راه نیست. راه دمکراسی در ایران خشونت نیست. خشونت، حرکت را از مردم جدا و ایزوله می کند. دستکم از نهضت مشروطه به این سو خشونت پرهیزی در جنش و حرکت ملی ایرانیان ریشه دارد. عمده اعتراضات امروز هم هویت طغیان به حکومت دینی و هویت ملی دارد. انجمنها و اتحادیه های شغلی تمام شهرها باید فعال شود و مردم را به خشونت پرهیزی و در عین حال به اعتراض و اعتصاب دعوت کنند. باید برای روشنگری کمیته های مشترک داخل و خارج از کشور تشکیل شود و با بیان منطقی و مسالمت آمیز، اولویتها به مردم یادآوری شود.

*در حالیکه ترس مردم ریخته، اما گروههای سیاسی داخل کشور به جبر یا به اختیار سکوت کرده اند؛ گروههای سیاسی خارج از کشور برای کمک به پیروزی مردم معترض چه اقداماتی می توانند انجام دهند؟

باید اتحاد و تبادل افکار کنند و کمیته های شهری مثل کمیته دفاع از زندانیان سیاسی تشکیل دهند و همزمان باید برای تظاهرات برنامه ریزی و روشنگری کنند.

*در صورت سرکوب این اعتراضات، آیا استبداد سیاه تری در انتظار ایران خواهد بود و یا صرف بروز این حرکت برای مردم دستآوردهای دمکراتیک به همراه دارد؟

به نظر من استبداد سیاه تری در راه نیست و اگر چنین باشد نیز بسیار شکننده خواهد بود. وضعیت فعلی برای حکومت بسیار حساس و خطرناک است و اگر ریسک کند، ممکن است نتیجه معکوس بدهد و طوفانی برپا شود. جامعه ایران ظرفیت پذیرش یک دیکتاتوری توتالیتر نظامی را ندارد.

*رهبر جمهوری اسلامی در مراسم حکومتی ₉ دی حاضر نشد و در جریان اعتراضت مردمی هم سکوت اختیار کرده. این سکوت نشانه چیست؟

این سکوت نشانه ترس و غافلگیری و همچنین نتیجه بررسی تأثیر پذیری بخشی از نیروهای مسلح از مردم است. ضمن اینکه گویا بین مقامات حکومت بر سر نوع مواجهه با اعتراضات، اختلافات شدید به وجود آمده است. مقدمه تأثیر پذیری نیروهای مسلح از اعتراضات مردم در تصاویر پخش شده قابل مشاهده است.


نظرات بسته است.