دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶

بخش:
اجتماعی - گزارش






اردیبهشت امسال، “مشرق” گزارش داد: “افزایش آمار طلاق، طی سال ‌های گذشته، آن قدر نگران ‌کننده بوده که به یکی از معضلات بزرگ جامعه تبدیل شده است و در کنار اعتیاد و بیکاری به عنوان بزرگ ‌ترین مشکلات اجتماعی در سطح کشور به حساب می‌آید.”

حسن روحانی در انتخابات سال ۹۲ وعده ‌های زیادی درباره حل مشکل طلاق داد. وی در یکی از وعده‌ های خود گفته بود: “مشکل بیکاری سبب شده است از هر ۵ ازدواج، یکی به طلاق منجر شود، با رونق اقتصادی و ریشه ‌کن کردن بیکاری، جلوگیری از این کار امکان ‌پذیر است.” اما آمار این معضل مهم اجتماعی، طی سال ‌های دولت یازدهم، کاهش نیافت و حتی افزایش نیز داشت.

طبق آماری که ثبت احوال منتشر کرده است، نسبت ازدواج به طلاق که در سال ۹۲، ۵ بوده است؛ یعنی از هر ۵ ازدواج، یکی به طلاق منجر می‌ شده، در سال ۹۳ به ۴/۴، در سال ۹۴ به ۴/۲ و در ۹ ماه اول سال ۹۵ به ۳/۹ رسیده است. این آمار بدین معناست که در سال ۹۵ در سطح کشور از هر ۴ ازدواج یکی به طلاق منجر شده است و این یعنی بی‌ ثباتی کامل خانواده ‌ها.

غیر از آمار، نسبت ازدواج به طلاق در دولت روحانی، آمار خالص طلاق نیز افزایش یافته است. این آمار در سال ۱۳۹۲، ۱۵۵۳۶۹، در سال ۱۳۹۳، ۱۶۳۵۶۹ و در سال ۱۳۹۴، ۱۶۳۷۶۵ مورد بوده است.

چه عواملی باعث افزایش آمار طلاق در ایران است؟ شاید در نگاه اول پاسخ به این پرسش چندان دشوار به نظر نرسد، مثلا بسیاری از مردم عادی در این رابطه معتقدند که عواملی چون بیکاری یا اعتیاد می تواند در افزایش طلاق موثر باشد. این پاسخ هر چند غلط نیست اما کامل هم نیست. در بررسی افزایش بی سابقه ی طلاق در ایران، دو عامل دیگر نیز موثر است:

  • ترویج فرهنگ ریخت و پاش در اقتصاد خانواده ها
  • عدم شناخت کافی دو طرف در هنگام آشنایی یا دوران نامزدی

یکی از مصایبی که جمهوری اسلامی با خود به ارمغان آورده، ترویج “سطحی نگری” در نگاه نسلی از جوانانی است که در دوران این حکومت، پا به عرصه ی جهان گذاشته اند. این جوانان بدون آن که خود گناهی داشته باشند، در دام سیستم غلطی در آموزش و پرورش گرفتار شدند که در پایان ۱۲ سال تحصیل، نه تنها مهارتی نمی آموزند بلکه با ذهنی آشفته و متضاد نسبت به واقعیت های جاری و حقایق پیشین به حال خود رها  می شوند. صد البته دوران دانشگاه نیز به دلیل وجود حکومت اسلامی نمی تواند در جهش های فکری و فرهنگی این قشر در ارتباط با معضلات اجتماعی موثر باشد. بی دلیل نیست که به دلیل محدودیت ارتباط نوجوانان دختر و پسر در دوران دبیرستان و حضور گشت هایی از پاسداران در مجاورت دبیرستان های دخترانه، دانشجویان با ورود به دانشگاه و فراهم شدن فضایی نسبتا آزادتر نسبت به گذشته، هر ارتباط و شناختی، روندی شتاب زده و هیجانی به خود می گیرد و در نهایت آشنایی های این چنینی که منجر به ازدواج شود، با ریسک بالایی نیز  مواجه خواهد شد.

در آذر ماه سال جاری، مدیر کل پیشگیری های مردمی و مشارکت های مدنی معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، گفت: “در هر ساعت نزدیک به ۲۰ طلاق در کشور ثبت می شود.” به عنوان و مقامی  که “علی اصغر رفاهی” در اختیار دارد، توجه کنید: “مدیر کل پیشگیری های مردمی و مشارکت های … ” حال باید پرسید یک چنین تشکیلاتی که نوشتن عنوان آن در یک سطر طول می کشد، چه بازدهی مثبتی در جهت کاهش جرایم و معضلات اجتماعی داشته است؟ جواب به این سوال، از این بحث خارج می باشد. صد البته فقط این مقام قوه قضاییه نبوده که چنین آماری در زمینه افزایش طلاق ارایه داده است. در اوایل دی ماه نیز سخنگوی سازمان ثبت احوال کشور، خبر داد: “میانگین زمان زندگی مشترک زوجین طلاق گرفته، فقط ۹ سال است!”

ناگفته نماند که ترویج فرهنگ ریخت و پاش های چند صد میلیونی و در مواردی میلیاردی نیز یکی دیگر از عوامل فرو ریختن زندگی هایی است که هنوز شروع نشده، سوت پایان آن کشیده می شود.

بر اساس اخباری که مهمانان جشن های چند صد میلیونی عروسی ها، منتشر می کنند، در اطراف کرج، باغ های خاصی توسط عوامل مرتبط با حکومت، بنا شده که مخصوص برگزاری جشن عروسی های مفصل و پر هزینه و البته مختلط است. در این مراسم ها که بدون مزاحمت ماموران به اصطلاح “امر به معروف و نهی از منکر” برگزار می شود، هر گونه پذیرایی، مراسم شاد و نوع لباس پوشیدن مهمانان که دیگر مانند تالارها دیواری نیز بین زنان و مردان وجود ندارد، کاملا آزاد است. و این به خاطر آن است که برگزاری حتی یک مراسم، در یک ماه، سود هنگفتی عاید صاحب باغ، خواهد کرد.

در سال ۱۳۳۸ خورشیدی “جان اسمیت” آمریکایی برای کاهش سر درگمی در بین دختران و پسران مجردی که قصد ازدواج داشتند، دستگاهی ساخت که نام آن را “ماشین خوشبختی” گذاشت. او مدعی بود که اگر پسران و دختران پیش از نامزدی با این ماشین مشورت کنند، از چگونگی شانس خود در قبال ازدواج آگاه خواهند شد! این حرکت ضمن آن که جنب و جوشی برای بخشی از جوانان ایجاد کرد و نام اسمیت در جراید آن روز و سال های بعد، مطرح گردید اما توام با نوعی تمسخر از سوی طیف دیگری از جوانان مواجه شد؛ زیرا مخالفان دستگاه خوشبختی معتقد بودند که انتخاب همسر نمی تواند از طرف یک ماشین پیشنهاد شود و باید قلب انسان به جای ماشین وارد این مقوله شود.

اکنون ۵۸ سال از اختراع ماشین خوشبختی در آمریکا می گذرد و بحران فرو پاشیدگی زندگی ها در ایران به نقطه ای رسیده که اگر امروز ماشین خوشبختی وارد ایران می شد با اقبال عجیبی رو به رو می گردید زیرا در جامعه ی امروز ایران، جز “فالگیران و رمالان” که بازار گرمی هم دارند، دیگر والدین و خانواده ها نیز از نشان دادن راهکارهای منطقی و عملی در جهت استحکام و بقای زندگی ها عاجز مانده اند.

مقامات جمهوری اسلامی در هر مقوله ای اگر توفیق و موفقیتی نداشته باشند در این که توانسته اند نسل هایی را از تفکر عمقی و مطالعه، به دنیای خرافه و موهومات بکشانند، بسیار خوب عمل کرده اند.

دماوند را در تلگرام هم دنبال کنید: https://t.me/irdamavand/707


نظرات بسته است.

مطالب دیگر