حافظ آزادی

شنبه ۹ دی ۱۳۹۶

بخش:
سیاسی - یادداشت‌ها






 مرگ بر روحانی، مرگ بر دیکتاتور، جمهوری ایرانی، نه غزه و نه لبنان شعارهایی می باشند که در چند روز اخیر از شهرهای مختلف به گوش می رسند. شعارهایی که از یکطرف خواب کسانی را آشفته کرده که همواره بدنبال برگزاری انتخابات، حضور اعتراضی مردم را در داخل و خارج به نام حمایت از نظام ربوده اند، و از طرفی اصلاح طلبان استمرار خواه را برآشفته کرده که آنها نیز با بلندگوهای داخلی و خارج نشین خود، رای اعتراضی مردم را حمایت از خود تفسیر نموده اند و در پای میز مذاکره، این چک سفید را در ازای قدرت و قرارداد نقد کرده اند.
حال این اصلاح طلبان که به زعم چک سفیدی كه از مردم برای معامله با طرف مقابل داشته اند، با بازخواست طرف مقابل مواجه اند که چک حمایت مردمی شما نقد شد، ولی چرا این مردمی که گفته بودید، اگر ما حامی نظام باشیم، آنها هم هستند، شروع به اعتراض نموده اند؟
حال اصلاح طلبان مانده اند با دو سوی طلبکار. یک طرف، نظام که سهم آنان را از سفره نظام پرداخت کرد و طرف ديگر، مردمی که می بینند بیش از پیش مورد معامله قرار گرفته اند و نه تنها سهمی عایدشان نشده، بلکه رایشان با معاملات پشت پرده فروخته شد و وضعیتشان رو به سقوط نهاد. شنیده اند که چگونه موسسات مالی و اعتباری اموال آنها را به یغما برده، در حالیکه در هیات مدیره های آن اصلاح طلب و اصولگرا شریک هستند. قراردادهای نفتی و تجاری مانند کرسنت ضد منافع ملی بسته شده، که هر دو طرف در آن سهیمند. چگونه منافع ملی کشور در پای سوریه و یمن می سوزد، ولی ظریف و اصلاح طلبان توجیه گر افکار عمومی داخلی و خارجی برای این منفعت سوزی هستند.
برخورد با معترضین به شرایط موجود مثل رضا شهابی، اسماعیل عبدی، گلرخ ایرایی، سیامک میرزایی، زینب جلالیان، مجید اسدی، پیام شکیبا و بسیاری دیگر که در زندانند را دیده اند و اینکه چگونه در اینجا هم اصلاح طلبان خودی و غیرخودی می کنند و زندانیان غیر متعهد به اصلاح طلبان را نادیده می گیرند و افراد مرتبط با خود را رسانه ای می کنند که در روزهای انتخابات، زندان رفتن خود را برای کاندیداهایشان نقد کنند و عده ای از آنها در خارج از کشور، با عنوان فعال حقوق بشر پذیرایی شوند و با چهره هایی متفاوت از تریبونهای نزدیک به اصلاح طلبان و بی بی سی فارسی توجیه گر وضع موجود باشند. با این تفاوت که مشکلات را تنها ناشی از احمدی نژاد و رهبری فعلی معرفی نمایند و از دوران طلایی امام خود نامی نبرند و یا تطهیرش نمایند. مردم بارها قولهای زیبای اقتصادی، حقوق بشری و نقش اپوزیسیون گرفتن اصلاح طلبان را در ایام انتخابات به یاد دارند که پس از آن به آن قولها وفادار نمانده اند و بدون تلاش و هزینه دادن لازم و فقط با جمله خواستیم و نتوانستیم، توجیه کرده اند.
آری، امروز که مردم بیش از قبل از بازیها و پاس کاریهای اصلاح طلبان و اصولگرایان آگاه شده اند، و اعتراض خود را بلند کرده اند، عده ای به مانند سید محمد خاتمی اعتراضات را دسیسه می خوانند و عده ای دیگر از اصلاح طلبان، اعتراضات مشهد، نیشابور و کرمانشاه را برنامه ریزی برای زدن دولت می نامند. بجای آنکه صدای نارضایتی مردم از دولت و حکومت را بشنوند، مجددا بساط توجیه گری پهن نموده اند، که چون مرگ بر روحانی گفته شده، پس برنامه جناح مقابل بوده و آگاهانه شعارهای مرگ بر دیکتاتور و شعارهایی مشابه اعتراضات ٨٨ و فراتر از دولت را نادیده می گیرند، تا توجیه گر سیستم موجود باشند.
از دیدگاه اصلاح طلبان، اعتراض تا جایی خوب است که مردم هدایت و رهبری آنها را بپذیرند و در بلند مدت به ولی فقیه مورد حمایت آنها علاقمندى نشان دهند. اما اگر شعارها و مطالبات فراتر از آنها، حاکمیت و اصل ولایت فقیه برود، با تمام توان رسانه ای و با استفاده از پتانسیل نیروهای داخل نشین و خارج نشین خود بسیج می شوند که در خاموشی و سرکوب جنبش کمک نمایند، همان الگوی رفتاری که بعد از گذشت روزهای آغازین اعتراضات کوی دانشگاه سال ۷٨ کردند و با بالا گرفتن اعتراضات سال ٨٨ تکرار کردند.

نظرات بسته است.

مطالب دیگر