تورج دریایی/ ترجمه سارا مشایخ

شنبه ۹ دی ۱۳۹۶

بخش:
هویت ملی - یادداشت‌ها






ثعالبی , مورخ قرن دهم میلادی زاده خراسان, داستان کمانگیر معروف ایرانی , آرش, را برای ما تعریف می کند و فضای این داستان مرزهای شرقی ایران است. در این داستان, بعد از توافقی بین نیروهای ایرانی و نیروهای تحت فرمان افراسیاب, پادشاه توران , آرش کمانگیر موظف می شود که  از کمان خویش تیری پرتاب کند تا محل فرود تیر مرز بین ایران و توران نامگذاری شود. از بالای قله ای در طبرستان , در حالی که افراسیاب او را تحت نظر دارد, آرش تیری از کمان رها می کند که به طرز معجزه آسایی به درخت گردویی در سرزمین خلم از توابع بلخ اصابت می کند. به این ترتیب, این محل به عنوان مرز بین سرزمین ایرانیان و تورانیان ترک پذیرفته می شود.[۱] بنا به نظر نویسندگان قرون وسطی ایرانی ,مثل ابوریحان و بلعمی, این تیر در کناره رود آمو دریا در بلخ فرود آماده است. مطلبی که این روایت های سنتی را بسیار جالب توجه می کند این است که در یکی از متون اولیه پارسی, دیباچه شاهنامه ابومنصوری (به تاریخ ۹۶۰ میلادی) نوشته شده است که:

“ایرانشهر از رود آمو دریاست تا رود فرات (یا رود مصر) و این کشور های دیگر پیرامون اویند و از این هفت کشور ایرانشهر بزرگوار تر است به هر هنری.”[۲]

به این ترتیب, در اینجا می بینیم که این دو رود , فرات و آمو دریا, به عنوان سرحدات ایرانشهر “امپراتوری ایرانیان” شناخته می شوند. به همین ترتیب در یکی از پیمان نامه های جغرافیائی ساسانیان که در اصل در زمان کواد اول (۵۳۱-۴۹۹)[۳] تنظیم شده بوده است ,به نام شهرستانی های ایرانشهر, از منطقه بلخ به عنوان شرقی ترین مرز ساسانی نام برده می شود.

در بلخ بامی شهرستان نوازه را اسفندیار پسر گشتاسپ ساخت. و آتش بهرام ورجاوند را آنجا نشانید و نیزه خویش را آنجا زد و به یبغو خاقان و سنجبو خاقان و چول خاقان و خاقان بزرگ و گهرم و تژاو و ارجاسب شاه خیونیان پیام فرستاد که : “به نیزه من بنگرید , هر که به ورزش این نیزه بنگرد, همان اینست که به ایرانشهر تازیده.” [۴]

منابع فارسی میانه دیگری نیز هستند که به بلخ و رود آمو دریا به عنوان سرحدات سنتی ایران شهر در شرق اشاره می کنند و این دو نقطه جغرافیائی را مرز شرقی ایران شهر در تصور ساسانیان در دنیای پسا باستان می دانند.[۵] البته پایتخت امپراتوری ,شهر تیسفون , احتیاج به دفاع قوی تری در مقابل رومی ها داشته و به همین دلیل بعضی اراضی فراتر از فرات , منجمله سوریه , به منطقه مورد بحث بین دو قدرت بزرگ اوراسیا تبدیل می شوند. سرحدات غربی هچنین توسط قلعه های دفاعی رومی که در جنوب و غرب فرات , جایی که رود فرات در ناحیه شمالی منطقه ای بی طرف به وجود آورده است , قابل تشخیص هستند. با این وجود , ما باید به مرزهایی که در معاهدات تجاری بین ساسانیان و رومیان در بین النهرین بر سر آنها توافق شده است نیز اشاره کنیم.  به عنوان مثال , در سال ۴۰۹-۴۰۸ میلادی, نصیبین , کالینیکوم , و آرت شات به عنوان مرزهای تجاری بین طرفین تعیین می شوند.[۶]

به این ترتیب به نظر می رسد که ایران شهر واحدی جغرافیائی و مفهومی است. واحدی که از رود به رود (فرات تا آمو دریا) گسترش می یابد. این واحد جغرافیائی جایست که ساسانیان , از قرن سوم تا هفتم میلادی, به آن نام ایران شهر      (aryānām xšaθra)  به معنی “امپراتوری ایرانیان” را اطلاق می کردند. محقق ایتالیایی , نیولی, در کتاب مشهورش, ایده ایران, نشان می دهد که این هخامنشیان و اشکانیان نبوده اند که از چنین واژه ای برای مشخص کردن دقیق حدود امپراتوری استفاده کردند بلکه ساسانیان بودند که برای اولین بار چنین اقدامی کردند. [۷] ساسانیان چطور موفق به ایجاد چنین واحد جغرافیائی و مفهومی , با چنین نشانه های مرزی, به نام ایران شهر شدند؟ در این مقاله من مایل هستم به  موضوع استفاده از رودخانه ها و دیوارهای ساخته شده در سرحدات امپراتوری برای مشخص کردن مرزهای امپراتوری صحبت کنم. این نشانه های مرزی منجر به ایجاد مفهومی به نام ایران شهر , جایی که ایرانیان در آن زندگی می کنند و شاه شاهان بر آن فرمانروایی می کند, شدند.  با نگاه کردن به کتیبه های قرن سومی متوجه می شویم که ایران شهر هم فضایی مقدس و هم فضایی همایونی بوده است.

ساسانیان همچنین مجموعه ای از ارزش های وابسته به فرهنگ عالی را به عنوان پیش نیاز حاصل کردن فرهنگ پایه گذاری کردند. نمونه این ارزش ها را می توان در متون فارسی میانه مثل خسرو و ریدک و در نهایت شاهنامه فردوسی که بر اساس خدای نامک ساسانی نوشته شده است, پیدا کرد.

مرزهای سیاسی و فرهنگی ایران و غیر ایران

در اولین کتیبه اصلی ساسانی, کتیبه شاپور اول در کعبه زرتشت, از محدوده جغرافیائی امپراتوری ایران, بعد از شکست دادن امپراتوری روم در قرن سوم میلادی , صحبت می شود. شاپور حدود امپراتوری اش را بدین گونه مشخص می کند:

من فرمانروای ایران شهرم و این سرزمین ها را در اختیار دارم: پارس , پارت , خوزستان, میشان , آسورستان , آدیابن, عربستان , آتورپادگان , ارمنستان, گرجستان, سگان,اران , بالاسگان, تا کوههای قفقاز و دروازه آلان , و تمام رشته کوه پَدشخوارگر (البرز), ماد, گرگان , مرو, هرات و همه ابرشهر, کرمان, سیستان, توران, مکران, پرادان , هندوستان, کوشان شهر تا پیشاور و تا کاشغر , سغدستان  تا کوههای تاشکند و در سمت دیگر تا کنار دریای عمان.[۸]

با این وجود, ما باید در خاطر نگه داریم که شاپور از لقب شاه شاهان ایران و غیر ایران استفاده می کرده است و به همین دلیل تعیین اینکه کدام قسمت  از این فهرست به ایران و کدام به غیر ایران اشاره دارد دشوار است. در اینجاست که من باور دارم کتیبه قرن سومی موبد زرتشتی کردیر مفید فایده است. کردیر در کتیبه اش جغرافیای ایران شهر را چنین توصیف می کند:

پارس, پارت , خوزستان , میشان , آسورستان , آدیابن , آتوربادگان , سپاهان, ری, کرمان, سگستان , گرگان, مرو, هری(هرات ), ابرشهر , تورستان , مکران, و کوشان تا پیشاور.[۹]

به این ترتیب کردیر بعضی شهرستان هایی را که شاپور از آنها در کتیبه اش نامه برده, منجمله عربستان , هندوستان , عمان , ارمنستان , گرجستان , اران , و بالاسگان[۱۰] را از فهرست شهرستان های ایران شهر خارج می کند. احتمال دارد که مفهوم ایران شهر به عنوان یک واحد سیاسی با ایران شهر به عنوان یک واحد مذهبی تفاوت دارد و اینکه ایران شهر در اصل مفهوم زرتشتی دارد. اما , باید به خاطر بسپاریم که شاپور اول قلمرو خود را به ایران و غیر ایران (انیران ) تقسیم می کند.

در هر صورت , در قرن ششم میلادی , سری دیوارهایی برای بهتر مشخص کردن جغرافیا ی امپراتوری ساخته می شوند. بنا به شواهدی که از منابع نوشتاری و باستان شناسی به دست آمده , چهار دیوار در دوران ساسانی ساخته  شده اند : دیوار گرگان, دیوار تمیشه , دروازه  آلان (دربند), و دیوار عربها (دیوار تازیگان).

تا سال ۲۰۰۶ گروهی از باستان شناسان ایرانی و اروپایی بر روی دو دیوار اولی , “دیوار  بزرگ گرگان و دیوار تمیشه ” مشغول به کار بودند. دیوار گرگان معروف به سد اسکندر , در استپ های ترکمنستان, از دریای خزر تا کوهستان ادامه دارد. این دیوار که حدودا ۱۹۵ کیلومتر است, ۳۳ قلعه دارد و در حقیقت طولانی ترین دیوار ساخته شده در دوران باستان (طولانی تر از دیوار هادریان)[۱۱] و یک شاهکار مهندسی است. زمان ساخت این دیوار اواخر قرن پنجم/ اوایل قرن ششم میلادی است و بی تردید دلیل ساختن این دیوار عقب نگه داشتن هفتالی ها  , و دیگر مردمان کوچ نشین , و جلوگیری از ورود ایشان به ایران شهر بوده است[۱۲]. نوکنده و ساوئر به درستی متذکر شده اند که “این دیوار نشانه یک قدرت نظامی برتر و تمهیدادت امنیتی در مقابل خطرات آتی است[۱۳]. دیوار تمیشه که از جنوب شرقی ترین نقطه دریای خزر تا دامنه رشته کوه البرز ادامه دارد, دیگر دیوار پر اهمیت در این منطقه است.  گزارش های باستان شناسی احتمال می دهند که این دیوار هم در دوران ساسانی ساخته شده باشد[۱۴]. منابع نوشتاری مثل طبری و یاقوت این دیوار را مربوط به دوره خسرو اول و قرن ششم میلادی می دانند.

بنا به گفته یاقوت:

خسرو انوشیروان بود که سدی در مقابل ترکان و یورش ایشان به داخل طبرستان ساخت. [۱۵]

دیوار سوم در غرب دریای خزر واقع شده است. این دیوار در دوران سلطنت کواد اول و بعد ها خسرو اول , در قرن پنجم و ششم میلادی, ساخته شده بود[۱۶]. رومی ها برای تعمیر و نگهداری دیوار دربند هزینه می پرداختند چرا که یورش اقوام کوچ نشین برای هردو امپراتوری خطرناک بود و همچنین این کمک هزینه به طور سمبولیک خراجی محسوب می شد که دولت ساسانی از روم دریافت می کرد[۱۷]. دیوار دربند حداقل ۴۰ کیلومتر درازا داشته و تا مناطق صعب العبور کوهستانی و جنگلی گسترش می یافته است. این دیوار که ۷ دروازه و ۲۷ برج , در فاصله های ۱۷۰ تا ۲۰۰ متری , داشته است, برای اعراب یکی از عجایب هفتگانه جهان به حساب می آمده. جالب ترین وجه این دیوار این است که حداقل ۲۵ کتیبه به زبان فارسی میانه , متعلق به قرن ششم میلادی , بر روی آن موجود است[۱۸]. آخرین و کمتر شناخته شده ترین سیستم دفاعی ساسانیان در منابع فارسی -عربی, خندق شاپور است که در منابع فارسی میانه دیوار تازیگان نام دارد. کتیبه  ŠĒ  شاپور اول را با شاپور دوم اشتباه می کند و می گوید: شاپور اردشیران شهر حیره را سا.خت و مهرزاد را به مزبانی حیره و دیوار تازیگان گماشت. )[۱۹]۲۵  ( ŠĒ

به نظر می رسد که ساسانیان با گماردن مرزبانی برای دیوار  منطقه را کنترل  می کردند و از قرن چهارم میلادی به بعد سران لخمی ها محافظان این منطقه شدند. لخمی ها به کار گمارده شده بودند تا از منطقه در مقابل رومی ها و پادشاهان  موکل ایشان غسانیان , محافظت کنند. بی تردید ساسانیان سعی در دفاع از مناطق کشاورزی بین النهرین در مقابل اعراب بیابان گرد نیز داشتند[۲۰]. همچنین باید به خاطر داشته باشیم که حیره در غرب فرات واقع شده است , در منطقه زه کشی شده بین دنیای ایرانی و رومی . دیوار تازیان به اندازه ای اهمیت داشته است که مرزبانی برای آن تعین شده بوده است(ŠĒ ۵۲(.  یاقوت می نویسد:

خندق شاپور در الکوفه به دستور شاپور کنده شده بود تا سرزمینش را , به خاطر نگرانی از تهاجمات , از سرزمین اعراب جدا کند.  شاپور ذوالاکتاف (شاپور دوم) برای نگهبانی از مناطقی که در نزدیکی بیابان واقع شده بودند, مرزها و برج های مراقبت ساخت . همچنین دستور داد که خندقی از منطقه پایین بیابان تا نزدیک به بصره و متصل به دریا (خلیج فارس ) کنده شود. آنجا شاپور برج ها و قلعه هایی ساخت و برجهای مراقبتی ترتیب داد تا که خندق مانعی باشد بین ساکنان صحرا و مردمان سواد.[۲۱]

به باور من ,  محامدی  به خوبی نشان داده است که “خندق” می تواند معنی دیوار هم داشته باشد. به نظر می رسد که در قرن چهارم میلادی در واکنش به تهاجم های اعراب به زمین های کشاورزی ساسانی و ایران شهر, این دیوار از خلیج فارس تا بصره ساخته شده بوده است.

دیوارها موانعی بودند که دنیای شناخته شده را از دنیای نا شناخته ها جدا می کردند . دیوار ها دنیای متمدن را از حاشیه بی تمدنش جدا می کردند و در ضمن ایران را نیز از انیران جدا می کردند. به این ترتیب دیوار ها و رود ها حدود قلمرو ساسانی را تعیین می کردند. البته به باور من وجود این موانع فیزیکی منجر به ایجاد موانع روانی و ذهنی نیز می شدند و به این ترتیب خودی از نا خودی در امپراتوری ساسانی تمایز پیدا می کرده است. همچنین این تصویر ذهنی, ساسانیان را در مرکز اوراسیا قرار می داده است.

 جغرافیای مقدس و فضای سلطنتی ساسانی

در گذشته سعی کرده ام نشان بدهم که ساسانیان چطور موفق به ایجاد یک فضای سلطنتی که مناسب با سنت های مقدسشان بود, شدند[۲۲]. بنا به باورهای زرتشتی , دنیای باستان ایرانی به هفت قسمت/قاره/ اقلیم ,و یا به معنای مدرنش کشور, تقسیم شده است. (در اوستا از کلمه کرشوور و در فارسی میانه کلمه کشور استفاده شده است . در اوستا کرش به معنای مرز است.) این مسئله در بخش مهر یشت اوستا (یشت دهم  ) که احتمالا در دوران هخامنشی سروده شده بوده است, آشکار است.[۲۳] تا دوران ساسانی, سروده های اوستا باز نویس شده و محققان پهلوی زبان درباره این سروده ها تفسیراتی نوشته بودند. بنا به گفته بندهشن , اثر دایرة المعارفی متعلق به قرن نهم, به معنی خلقت اولیه, اسامی که برای این مناطق به کار می رفته است به قرار زیر است:

قسمتی که درشمال شرق واقع است , کشور سواه است. قسمتی که درجنوب غربی واقع است کشور ارزاه است.دو اقلیم در جنوب شرق قرار دارند , اقلیم فرادادفش و اقلیم ویدادفش . دو کشور در شمال غرب واقع شده اند , کشور وروبارشت و کشور وروجارشت و کشور در میان خونیرث است.[۲۴]

در متون متعلق به دوره ساسانی, خونیرث مرکز توجه است. در بندهشن نوشته شده است:

و  این هفت کشور تمام خوبی ها بیشتر در خونیرث پدید آمده بود.[۲۵]

ساسانیان مفهوم هفت اقلیم را از اوستا گرفته و مفهوم هفت کشور/ قلمرو را به وجود آوردند. بی تردید تحت تاثیر واقعیت های دوران پسا باستان و از طریق دستکاری (شرح و توصیف) اعراب , ترکها , رومی ها , هندی ها , و دیگر مردمان در جایگاه ساکنان هفت کشور /قلمرو قرار گرفتند. مهمتر اینکه , اقلیم میانی خونیرث حالا با ایران شهر , که ارتباط بسیار قوی و اسطوره ای با موطن آریاییان , منطق آمو دریا (وه دایتی ) داشت, یکی شده بود. در نتیجه , مرزهای امپراتوری ایران شهر تا حد زیادی تحت تاثیر همسایگانش رشد کرد. در این چهار چوب است که ما می توانیم  مفهوم فهرست شاپور را بفهمیم.

ایران شهر با کمک یک دیدگاه ایده الوژیکی که ریشه در متن مقدس اوستا دارد, و ساسانیان از آن برای پیشبرد اهداف امپراتوریشان استفاده می کردند, پا برجا نگه داشته شده بود. در اوستا, دنیای ایرانیان در منطقه آسیای میانه واقع شده است ولی تا زمان ساسانیان, قصه ها و اسامی مقدس از دنیای شرق به غرب فلات ایران منتقل شده بودند. در نتیجه, آذربایجان به مرکز مذهبی ایران شهر تبدیل می شود و آتش مقدس آتور -گشنسپ در آنجا قرارمی گیرد[۲۶]. همچنین تولد زرتشت با شهر ری ارتباط پیدا می کند. تاریخ اساطیر ایران در سیستان اتفاق افتاده است اما بعضی از قهرمانان کهن و شخصیت های مقدس با استان فارس مرتبط شدند[۲۷], جایی که بنا های هخامنشی مثل نقش رستم و تخت جمشید با قهرمان های اسطوره ای مثل رستم و پادشاه اوستائی یم, بعد ها جهان پادشاه جمشید , پیوند خوردند.

مشکل بزرگتر اما قلمرو بین النهرین  بود که پایتخت ساسانیان تیسفون در آن قرار داشت , شهری که در زمان سلوکیان و پارتیان نیز مرکز بین النهرین بوده است. برای این منطقه نیز در چهار چوب مفاهیم ایرانی اسطوره سازی شده بود. تیسفون با تاریخش نیز در ادبیات ایرانی توصیف شده بود و پایه گذاری اش به طوس قهرمان شاهنامه , دلاوری که با کمک آناهیتا دشمنان را شکست داده بود , منتسب شده بود. بحث و گفتگو در مورد ارتباط بین بانو آناهیتا و خدای بی النهرینی ایشتار مناسب این مقاله نیست هرچند که احتمالا فعل و انفعالات زیادی بین این دو شخصیت انجام گرفته بوده است[۲۸]. با این وجود, من باور دارم که نظر مارکوارت که می گوید ارتباط بین تیسفون و طوس زاده یک “ریشه شناسی بچگانه” است , اشتباه است. [۲۹] در عوض ما می توانیم این ایده را مطرح کنیم که ساسانیان مخصوصا این دو واژه هم آوا را به هم ارتباط داده بودند تا بتوانند برای پایتختشان سنت ایرانی بر اساس سنت های محلی ایجاد کنند و به این طریق مالکیت شهر را به خود اختصاص دهند.

به این ترتیب, هر استانی در ایران شهر , از رود جیحون تا رود فرات , به یک دسته از اساطیر و تواریخ مقدس ارتباط داده شد. ایران شهر توسط چهار دیوار حفاظت می شد (سد اسکندر, تمیشه, دربند, و دیوار تازیان ) و به این ترتیب ساسانیان فضایی ایجاد کردند تا ایرانیان را متحد کنند و واحدی یگانه و فرهنگی اتحاد بخش برای ساکنان این منطقه عظیم , که از نظر نژادی بسیار با یکدیگر نا همگون بودند, به وجود آورند. تنها قسمت نا مشخص این است که چرا دیواری در مرز های جنوب شرقی امپراتوری ساخته نشد. من تنها می توانم حدس بزنم که به نظر می رسد مرزهای جنوب شرقی امپراتوری با مشکلات کمتری روبرو بوده اند و ساسانیان با راحتی بیشتری آن مناطق را تحت نفوذ خود در آورده بودند. ما در مورد مناطق مرزی هندو ایرانی چیز زیادی نمی دانیم هرچند که دانشمان  در این زمینه به آرامی در حال تحول است. شاید رود سند یکی دیگر از مناطق مرزی برای ساسانیان بوده است.

دسته ای از ارزشهای فرهنگی که نشانه گر ایرانیت بودند, به عنوان مثال هنجار های رفتاری ؛ آموزش؛ فعالیت های بدنی و ذهنی منجمله نوشتن, خواندن, آگاهی از مذهب و تاریخ و همچنین آگاهی از علم و هنر , با مفهوم این قلمرو آمیخته شده بودند. فعالیت های ذهنی , بازی هایی مثل شطرنج و تخته را شامل می شدند و فعالیت های بدنی ورزش هایی مثل نیزه وری و چوگان را شامل می شند.[۳۰]

 نتیجه گیری

نقطه اوج ایده ایران شهر محصول یک سنت طولانی تاریخی و مذهبی بود. ایده الوژی مذهبی و ایده سرزمین اسطوره ای آریاییان /ایرانیان از اوستا استخراج شده بود ولی ایده هخامنشی ایران/آریا بود که  به این ایده الوژی  مذهبی معنای زمانی بخشید. قلمرو هخامنشی هرچند که در خاطره ها کمرنگ شده بود , بستر مناسبی برای تبلیغات امپراتوری ساسانی در مورد سرزمین هایی که ساسانیان داعیه حکومت بر آن را داشتند, فراهم کرد. آمیانوس و هرودوت هردو به این موضوع در نوشته هایشان اشاره کرده اند. هخامنشیان پارسی ایده هفت کشور را تثبیت کرده بودند و ساسانیان بر روی “ایرانیت” سرمایه گذاری کردند و بزرگترین و اصلی ترین کشور از این هفت کشوررا  با ایران شهر یکی کردند.

حتی سنت های مذهبی ساسانیان نیز تحت تاثیر نه تنها اوستا بلکه سنت های هخامنشی و پسا هخامنشی در اقلیم فارس , جایی که قلب ایرانیت بود, قرار گرفته بودند. پرستش آتش , بنا های مقدسی مثل کعبه زرتشت و یک پرچم مقدس از زمان فراترکا ها وجود داشت. وابستگی به فرقه آناهیتا , که در زمان ساسانیان رایج شد, در اواسط دوران  هخامنشی پایه گذاری شده بود. به این ترتیب سنت طولانی مدتی در کار بود تا مفهومی به نام ایران شهر بیافریند.

رودها و دیوارها قلمرو امپراتوری و دنیای ایرانی را محافظت می کردند. هرچند که این روش متعلق به دوران پسا باستان دیگر تکرار نشد, ایده ایران شهر بعد ها در دوران صفوی و قاجار نوسازی شد. در داخل این قلمرو هر استانی با یک سنت مخصوص پیوند خورد و تاریخ ایرانیان توسط  سنت زرتشتی گری منتقل شد. آتشکده های آذربایجان , کوشان, سیستان و فارس امکان مقدس ایران شهر را مشخص می کردند و بناهای فارس , ماد (ری) و دیگر اقلیم ها تاریخی مقدس برای هر اقلیم به وجود آوردند. در نتیجه, حکمرانان ساسانی که به طور سمبولیک حامی “بهدینی” بودند, از فضایی منسجم و مقدس که با قلمرو سیاسی امپراتوری مطابقت داشت , حفاظت می کردند.

منابع

[۱] Tha‘alibī, pp. 90-91.

 

[۲]M. Qazvīnī, “Moghadame-ye Šāhnāme-ye Ghadīm,” in Bīst maghāle-ye Qazvīnī, ed. A. Iqbāl, vol. II, Tehran, 1984, p. 49.

 

[۳]  در عربی این متن به نام قبادیان و یا کتاب کواد شناخته می شود. نک Zakeri (2011), p.218.

 

(Kawādiyān) Balkhī-Istakhri Atlas and its Middle Persian Ancestry,” Cahier de Studia Iranica, vol. 45, 2011, p. 218.

 

[۴] Šāhrestānīhā ī Ērānšahr. A Middle Persian Text on late Antique Geography, Epic, and history, Costa

 

[۵]    در این متن    Wizīdagīhā ī Zādspram (Gignoux and Tafazzoli) 1993, p.58-59   نوازگ نقطه اصلی مرزی بین ایران و توران  به شمار می آید.

Wīzīdagīhā ī Zādspram, Anthologie de Zādspram, ed. and trans. By Ph. Gignoux and A. Tafazzolī, Paris, 1993, pp. 58-59

[۶] Codex Justinianus, IV.63.4, in The Roman Eastern Frontier and the Persian Wars. Part II AD 363-630, eds. G. Greatrex & S.N.C. Lieu, Routledge, 2002, pp. 33-34.

[۷] G. Gnoli, The Idea of Iran: An Essay on its Origin, Rome, 1989.

[۸] ŠKZ, Huyse (1999), 22-23

[۹] KKZ, ed. Gignoux (1991)

[۱۰] D.N. MacKenzie, “Ērān, Ērānšahr,” Encyclopaedia Iranica, ed. E. Yarshater, http://www.iranicaonline.org/articles/eran-eransah

[۱۱] J. Nokandeh, E.W. Sauer et. al., “Linear Barriers of Northern Iran: The Great Wall of Gorgan and the Wall of Tammishe,” Iran, vol. 44, 2006, pp. 127. See now also E. Sauer, T. J. Wilkinson, H. Omrani Rekavandi, and J. Nokandeh, Persia’s Imperial Power in Late Antiquity: The Great Wall of Gorgan and the

[۱۲] همان. ص ۱۶۳

[۱۳] همان. ص ۱۶۷

[۱۴] A.D.H. Bivar & G. Fehèrvéri, “The Walls of Tammisha,” Iran, vol. 4, 1966, p. 40.

[۱۵] Wüstenfeld ed. II, p.574; Mahamdedi (2004), p.147

[۱۶] M.I. Artamonov, Istoriya Khazar (History of the Khazars), Leningrad, 1962, p. 122.

[۱۷] by H. Börm, “Es war allerdings nicht so, dass sie es im Sinne eines Tributes erhielten, wie viele meinten…”Anlässe und Funktion der persischen Geldforderungen an die Römer, Historia 57 (2008) 327–۳۴۶

[۱۸] E. Kettenhofen, “Darband,” Encyclopaedia Iranica, ed. E. Yarshater (online at www.iranicaonline.org/articles/darband-i-ancient-city).

[۱۹] Daryaee (2002b).

[۲۰] E. C. Bosworth, “Hira,” Encyclopaedia Iranica, ed. E. Yarshater, (online at www.iranicaonline.org/articles/hira).

[۲۱]Yāqūt,Wüstenfeld ed. II, p.65

[۲۲] T. Daryaee, “Ethnic and Territorial Boundaries in Late Antique and Early Medieval Persia (Third to Tenth Century),” in Borders, Barriers, and Ethnogenesis. Frontiers in Late Antiquity and Middle Ages, ed. F. Curta, Brepols, pp. 124-138.

[۲۳] T. Daryaee, “The Changing ‘image of the World’: Geography and Imperial Propaganda in Ancient Persia,” Electrum, Studies in Ancient History, vol. 6, 2002, pp. 99-109.همچنین Humbach & Faiss (2016)

[۲۴] Bundahišn, ed. Bahār, p.70

[۲۵] Bundahišn, ed. Bahār, p.70

[۲۶] D. Huff, “The Functional Layout of the Fire Sanctuary of Takht-i Sulaimān,” in Current Research in Sasanian Archaeology, Art and History, eds. D. Kennet & P. Luft, BAR International Series 1810, 2008, pp. 1-14.

[۲۷] Canepa (2013)

[۲۸] Brosius (1998), 127-138

[۲۹] Markwart, A Catalogue of the Provincial Capitals of Ērānšahr, ed. G. Messina, Rome, 1932, p. 62.

[۳۰] Azarnouche, Husraw ī Kawādān ud Rēdag-ē. Khosrow fils de Kawād et un page, Studia Iranica, Chaier 49, Paris, 2013.

 

*تورج دریایی استاد تاریخ و تمدن ایران باستان و رییس مرکز ایران شناسی دکتر سمویل جردن دانشگاه کالیفرنیا در ارواین


نظرات بسته است.

مطالب دیگر