دماوند/مانی تهرانی: یکشنبه سوم دی ماه خبر آمد که حسین شاه حسینی معاون مهدی بازرگان در دولت موقت، اولین مسئول ورزش کشور در بعد از انقلاب و نایب رئیس جبهه ملی ایران- در سن ₉₀ سالگی درگذشت. واکنشها اما متفاوت بود؛ زیرا مانند بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی در ماهها و سالهای ابتدایی، شاه حسینی نیز هویت دو پهلویی دارد. از سویی شاگرد محمد نخشب بوده و به نیروهای ملی-مذهبی متصل بوده و از سوی دیگر مرید تام و تمام محمد مصدق بوده و همه عمر خود را برای مبارزه ملی گرایانه صرف کرد. نیک و بد این چهره ملی را با دکتر “حسین موسویان” عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران در میان گذاشته ایم که می خوانید.

*حسین شاه حسینی را از چه زمانی می شناختید و برداشتتان از شخصیت ایشان چیست؟

من در سال ₁₃₄₀ دانشجوی سال اول دانشکده پزشکی و عضو جبهه ملی ایران بودم که به مناسبت چهلمین روز درگذشت حاج محمد حسن شمشیری مراسمی برگزار شده بود. تریبون مراسم را بر روی پشت بام یکی از این مقبره ها قرار داده بودند تا سخنرانان بر آن بلندی پشت میکروفون قرار بگیرند و بتوانند بر انبوه جمعیت حاضر در مراسم احاطه داشته باشند. آن روز حسین شاه حسینی بر آن بلندی ایستاده بود، تریبون را اداره می کرد و ضمن ابراز مطالب خود، توضیحاتی درباره شمشیری و طرح شعارها، مدیریت سخنرانی ها را نیز بر عهده داشت.

 

در این مراسم من برای اولین بار حسین شاه حسینی را دیدم و با او آشنا شدم. در آنجا آقای حبیب الله ذوالقدر شعری که درباره شمشیری سروده بود را خواند و دکتر غلامحسین صدیقی سخنران اصلی جلسه بود. آقای شاه حسینی تریبون را بسیار عالی اداره کرد. ایشان در آن مراسم هم گوینده ای توانا و هم مدیری لایق بود. بعدها متوجه شدم که شاه حسینی در سال ₁₃₂₂، پیش از تشکیل جبهه ملی و از جریان خداپرستان سوسیالیست به رهبری محمد نخشب و حسین رازی فعالیت سیاسی خود را آغاز کرده بود. پدر او متدین بود و گرایش مذهبی داشت. حسین شاه حسینی همزمان با انتخابات دوره شانزدهم جبهه ملی در این تشکیلات فعال شد و در تمام دوران نهضت ملی و دولت ملی دکتر مصدق در جمع بازاریان و با همراهی سران بازار مثل حاج شمشیری، حاج مانیان، حاج راسخ افشار و حاج احمد توانگر همواره در کنار دکتر مصدق بود.

 

بعد از کودتای ₂₈ مرداد نیز حسین شاه حسینی از اولین افرادی بود که در تشکیل نهضت مقاومت ملی با آیت الله حاج سید رضا زنجانی همکاری کرد و به این ترتیب نهضت مقاومت ملی به دعوت آیت الله زنجانی شامل گروههای هوادار دکتر مصدق تشکیل شد. در جریان محاکمه دکتر حسین فاطمی، وقتی آزموده دو برگه چک هفت و هشت هزار تومانی دکتر فاطمی که برگشت خورده بود را در دادگاه نشان داد، حاج سید رضا زنجانی که در دادگاه حضور داشت از روی صندلی برخاست و گفت: “این وزیر خارجه پاکدست و سالم بود و به همین دلیل در ایامی که متواری بوده نتوانسته چکهای خود را پاس کند. اگر او نا سالم و غارتگر بیت المال بود، این برگه های چک برگشت نمی خورد. أقای آزموده آن دو برگه چک را به من بدهید تا مبلغ آن را پرداخت کنم.” و همانجا مبلغ چکها را پرداخت کرد. حزب ایران، حزب مردم ایران -که دنباله خداپرستان سوسیالیست بودند- و حزب ملت ایران -به رهبری پروانه و داریوش فروهر- و حزب سوسیالیست که دکتر خنجی و دکتر حجازی مدیریت آن را بر عهده داشتند، بعلاوه بازاری ها و اصناف جمع شدند و نهضت مقاومت ملی را تشکیل دادند.

*همانطور که گفتید آقای شاه حسینی از شاگردان محمد نخشب بود که دنباله اش به ملی-مذهبی ها می رسد و همزمان مرید محمد مصدق ملی گرا بود. از این رو آقای شاه حسینی چهره ملی بود یا ملی-مذهبی؟

آقای شاه حسینی قطعأ یک عنصر ملی و ملی گرا بوده است. شاه حسینی پیرو دکتر مصدق بود و نظریات و رهبری او را کاملأ قبول داشت. مصدق آدم مذهبی بود، اما به دخالت مذهب در سیاست هیچ اعتقادی نداشت. او مذهب را امری شخصی می دانست که نباید در حکومت و جامعه دخالت داشته باشد. دکتر مصدق به تمام آزادی ها و از جمله آزادی مذهب و همچنین به استقلال و عدالت اجتماعی اعتقاد راسخ داشت. مصدق دخالت مذهب در دولت را قبول نداشت و آقای شاه حسینی هم مرید و همفکر دکتر مصدق بود.

*از مصدق تا امروز ملی گرایان ایران به عنوان مبارزان مسالمت جو و اصلاح گر شناخته می شوند. در سال ₁₃₅₇ چه شد که جبهه ملی -که حسین شاه حسینی هم عضو آن بود- از اصلاحات شاپور بختیار حمایت نکرد و به صف انقلابیون پیوست؟

البته پاسخ این پرسش پیچیده و مفصل است، اما به طور خلاصه در طول بیست و پنج سال بعد از کودتا شاه بارها از سوی مبارزان ملی زیر فشار سنگین قرار گرفت، هر بار مقداری عقب نشینی کرد و پوهنهایی به مردم واگذار کرد و هر بار -بعد از رفع بحران- به جای سه قدمی که عقب رفته بود، پنج گام به جلو برداشت و استبداد و اختناق را شدت بخشید. در سال ₅₇ هم وقتی تحت تأثیر فضای بین المللی و به دلایل داخلی زیر فشار قرار گرفت و فضای باز سیاسی اعلام کرد، ملیون به طور عام فکر می کردند که شاه زیر فشار عقب نشینی کرده و باز هم اگر فرصت پیدا کند مثل دفعات قبل پیشروی خواهد کرد. بنابراین به وعده ها و تحرکات شاه اعتماد و اعتقادی وجود نداشت. ضمن اینکه اولین بار شخص شاه در وصف جنبش اعتراضی مردم واژه انقلاب را به کار برد و تا پیش از آن از انقلاب صحبتی نشده بود. با توجه به رفتار شاه در گذشته، جبهه ملی به عنوان سمبل ملیون ایران از سلطنت عبور کرد و دکتر سنجابی با انتشار اعلامیه ای سه ماده ای گفت که ما با وجود این نظام استبداد سلطنتی در هیچ نوع ترکیب حکومتی شرکت نخواهیم کرد. بنابراین مشی جبهه ملی مشی همراهی با انقلاب مردم بود. منتها انقلابی که بنا بود استقلال طلبانه، آزادی خواهانه و عدالت جویانه باشد.

*بعد از انقلاب ایشان معاون مهندس بازرگان و اولین مسئول تربیت بدنی کشور بود. بسیاری معتقدند اگر از همان ابتدای انقلاب، ملیون و خصوصأ اعضاء دولت موقت همراهی نمی کردند، جمهوری اسلامی به شکلی که امروز می شناسیم توان شکل گیری و تداوم نداشت. کارنامه دولت موقت را در این خصوص چگونه می بینید؟

البته به اعتقاد من دولت موقت کوتاهی داشته است. اینها دولت موقت تشکیل دادند و باید یک قانون اساسی مترقی را تدارک می دیدند. باید زیر بار تشکیل مجلس خبرگان نمی رفتند و به جای آن مجلس موسسان تشکیل می دادند و بسیاری از اقدامات دیگر که انتظار می رفت در مدت چند ماه دولت موقت انجام دهند و انجام ندادند.  منتها تحرکات و فشارها این دولت را ناتوان کرده بود و برای همین دولت موقت نتوانست کاری از پیش ببرد. کما اینکه با پیشنهاد مهندس امیرانتظام قرار شد مجلس خبرگان را -که زمانبندی آن سپری شده بود و هنوز هم ادامه فعالیت آن تمدید نشده بود- منحل کنند و به قانون اساسی اولیه بعد از انقلاب بازگردند و همان قانون اساسی که دکتر حبیبی نوشته بود و در آن اصول مترقی وجود داشت و حتی آیت الله خمینی هم آن را تأیید کرده بود را به رأی مردم بگذارند؛ اما دیدیم که برای آقای امیرانتظام آن گرفتاریهای بزرگ را پیش آوردند که تا امروز هم ادامه دارد. اولین عضو دولت موقت که زنگ خطر را به صدا درآورد دکتر سنجابی بود، او تنها پس از چهارده روز تصدی گری وزارت خارجه استعفا داد و استعفایش قبول نشد که تمارض کرد و در بیمارستان بستری شد تا به وزارت خارجه نرود.و با پافشاری دیگران دوران وزارت او یکماه به طول انجامید به هر حال او در فروردین ₁₃₅₈  استعفا داد و در متن استعفا هم نوشت این تحرکات خلاف قرار انقلابیون با مردم است و اقداماتی در کشور صورت می گیرد که من به عنوان وزیر و عضو کابینه نمی توانم پاسخگوی آن باشم. البته دیگران هم می توانستند به دکتر سنجابی تأسی کنند، اما ده ماه ادامه دادند تا به ماجرای گروگانگیری سفارت آمریکا رسید و دولت بازرگان استعفا داد و کابینه مستعفی شد.

*و مشخصأ حسین شاه حسینی به عنوان اولین رئیس تربیت بدنی بعد از انقلاب در تفکیک جنسیتی و محدودیتها و محرومیتهای ورزشی زنان، مسئول شناخته می شود. نقش و کارنامه آقای شاه حسینی را چگونه می بینید؟

آقای امیرانتظام از چهار وزیر کابینه اسم برده که طرح انجلال مجلس خبرگان را امضاء نکردند و اسم آقای شاه حسینی در این میان نیست یعنی او با پیشنهاد امیرانتظام موافق بوده. چهار تن مخالف آقایان یزدی، صباغیان، معین فر و میناچی بوده اند.

*این نقص و کوتاهی دولت بازرگان که اشاره کردید، طبیعتأ به کارنامه چهره های ملی خدشه وارد کرده؛ آیا این وجهه در ادامه ترمیم شد و فکر می کنید در آینده ایران نگاه مردم به نیروهای ملی چگونه خواهد بود؟

نیروهای ملی تمام تلاش خود را برای پیشرفت کشور به کار بستند. مبارزات جبهه ملی نیز به جایی رسید که در ₂₅ خرداد سال ₁₃₆₀ گرز ارتداد بر فرق جبهه ملی کوبیده شد و این گروه را مرتد اعلام کردند. با توجه به اینکه از نظر شرعی و قانونی این حکم ارتداد موجه نبود و حتی آقای خمینی که این ارتداد را اعلام کرده بود بعدها در جایی گفت که از حرف خود برگشته و هواداران ایشان گفتند این ارتداد یک اعلامیه سیاسی برای آن روز و عبور از آن بحران بوده است؛ جبهه ملی در همان پشرایط هم به فعالیت خود ادامه داد و به تدریج جلسات تشکیل شد و در سال ₁₃₈₂ بزرگداشت اللهیار صالح را برگزار کردیم و آقای شاه حسینی از سخنرانان مراسم بود و بعد در انتخابات شورای مرکزی که همان روزانجام شد، ایشان به عنوان یکی از سی و پنج عضو شورای مرکزی انتخاب شد.

*نقاط عطف حیات سیاسی آقای شاه حسینی کدام است و ایشان در سالهای پایانی عمر مشغول چه فعالیتی بود؟

او کار تشکیلاتی خود را در جبهه ملی دنبال می کرد و در آخرین انتخابات شورای مرکزی که سال ₁₃₉₄ برگزار شد، به عنوان یکی از پنج عضو هیأت رهبری انتخاب شد. در سالهای اخیر با وجود کسالت شدید و کم توانی در تحرک، خود را موظف می کرد که در جلسات شرکت کند و هیچ وقت از زیر کار مبارزاتی و آزادیخواهانه شانه خالی نمی کرد. شاه حسینی تا آخرین روز حیات با همفکران در تماس بود و به جبهه ملی مشاوره می داد و در سن نود سالگی هم از آرمانهای وطندوستانه  آزادیخواهانه دست برنداشت. او انسان فداکار و قابل احترامی بود و تمام اعضاء جبهه ملی به او علاقه داشتند و برایش احترام قائل بودند.


نظرات بسته است.